English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TEDWomen 2017

Joan Blades and John Gable: Free yourself from your filter bubbles

جوآن بلدس و جان گیبل: خودتون رو از حباب های فیلتر آزاد کنین

Filmed:
1,218,771 views

جوآن بلدس و جان گیبل از شما میخوان که با مردمی که با شما متفاوت هستند، دوست بشین. دو نفر با نظر سیاسی متفاوت، دو دوست قدیمی با ارزش درگیر شدن در مکالمه صادقانه با مردمی که شما سریع باهاشون موافق نیستین. به اونا ملحق بشین چونکه اونا توضیح میدن چطوری بین فضاهای خالی به منظور بهتر فهمیدن بین آدم ها با نظرات مخالف طیف سیاسی، پلی زده بشه و گوش دادن و ملاحظات متقابل ایجاد بشه (و شاید دوستی پایدار)

- Domestic peace advocate
Joan Blades shares a simple six-person conversation guide that helps people with differences get to know and even like each other. Full bio

- Technologist, activist
John Gable is the founder and CEO of AllSides.com, which builds better understanding across divides. Full bio

Joanجوآن Bladesتیغه: Do you have
politicallyاز نظر سیاسی diverseمتنوع friendsدوستان?
جان بلدس: آیا شما دوستانی با سیاست های
گوناگون دارین؟
00:12
What do you talk about with them?
با اونا در مورد چی صحبت می کنین؟
00:15
I'm a progressiveترقی خواه; I liveزنده
in a townشهر fullپر شده of progressivesپیشرفته,
من یک ترقی خواه هستم
در شهری پر از ترقی خواه زندگی میکنم
00:18
and 15 yearsسالها agoپیش, I didn't have
any conservativeمحافظه کار friendsدوستان.
و ۱۵ سال پیش من هیچ دوست سنت گرایی
نداشتم
00:20
Now I have a wonderfulفوق العاده mixمخلوط کردن of friendsدوستان,
الان انواع خیلی عالی دوستان رو دارم
00:24
and they includeعبارتند از Johnجان.
و جان هم شامل اونا میشه
00:27
Johnجان Gableگابل: I am not a progressiveترقی خواه.
جان گیبل: من ترقی خواه نیستم
00:29
I'm a Republicanجمهوری خواه who grewرشد کرد up
in a Republicanجمهوری خواه familyخانواده
من یک جمهوری خواه هستم که در یک
خانواده جمهوری خواه در
00:31
in the conservativeمحافظه کار Southجنوب,
جنوب سنت گرا، زندگی کردم
00:34
and even workedکار کرد in Republicanجمهوری خواه politicsسیاست,
locallyبه صورت محلی and at the nationalملی levelسطح.
و حتی در سیاست های جمهوری خواه در سطوح
محلی و در ملی کار کرده ام
00:35
But the last 24 yearsسالها,
I've been in technologyتکنولوژی
اما در ۲۴ سال گذشته من در تکنولوژی بودم
00:39
and livingزندگي كردن in a very progressiveترقی خواه areaمنطقه.
و در مکان بسیار مترقی (پیشرفته) کار کردم
00:42
So I have a lot of progressiveترقی خواه friendsدوستان,
پس من بسیار زیاد دوستان ترقی خواه دارم
00:44
includingشامل Joanجوآن.
که شامل جوآن میشه
00:46
JBJB: I was bornبدنیا آمدن in Berkeleyبرکلی, Californiaکالیفرنیا,
جوآن: من در برکلی کالیفرنیا به دنیا
آمده ام
00:48
a notoriouslyبدبختانه progressiveترقی خواه collegeکالج townشهر.
یک شهر دانشگاهی مشهور به ترقی خواه
00:51
And I liveزنده there now.
و الان در اونجا زندگی می کنم
00:54
In 1998, sixشش monthsماه ها into the Monicaمونیکا
Lewinsky-Clintonمونیکا لوینسکی و کلینتون impeachmentتجدید نظر scandalرسوایی,
در سال ۱۹۹۸، شش ماه به رسوائی
مونیکا لوینسکی و کلینتون
00:56
I helpedکمک کرد cofoundcofound MoveOnMoveOn.orgاردن
with a one-sentenceیک جمله petitionتقاضا:
من به تاسیس MoveOn.org کمک کردم
با یک درخواست
01:02
"Congressکنگره mustباید immediatelyبلافاصله
censureمحکومیت the presidentرئيس جمهور
«کنگره باید سریعاً رییس جمهور را
محکوم کند
01:07
and moveحرکت on to pressingفشار دادن issuesمسائل
facingروبرو شدن the nationملت."
و به مسائل حیاتی مواجهه به مردم برود»
01:10
Now, that was actuallyدر واقع
a very unifyingمتحد کردن petitionتقاضا in manyبسیاری waysراه ها.
الان، اون در حقیقت بسیار تقاضای
پیوند دهنده در بسیاری از جهات هست.
01:13
You could love Clintonکلینتون or hateنفرت Clintonکلینتون
شما میتونین عاشق کلینتون یا
متنفر باشین
01:17
and agreeموافق that the bestبهترین thing
for the countryکشور was to moveحرکت on.
و توافق شد که بهترین چیز برای کشور
این هست که بگذرد و حرکت کند
01:19
As the leaderرهبر of MoveOnMoveOn,
I saw the polarizationقطبش just continueادامه دهید.
به عنوان رهبر MoveOn، من دیدم که فقط
دوقطبی شدن فقط ادامه دارد
01:23
And I foundپیدا شد myselfخودم wonderingتعجب کردم
و بسیار متعجب شدم
01:28
why I saw things so differentlyمتفاوت است
چرا من اینقدر تفاوت در مردم
01:31
than manyبسیاری people
in other partsقطعات of the countryکشور.
بسیاری از منا طق کشور، میبینم؟
01:34
So in 2005, when I had an opportunityفرصت
to get togetherبا یکدیگر with grassrootsمردم عادی leadersرهبران
بنابراین در ۲۰۰۵، زمانی که موقعیت برای دور
هم جمع کردن با رهبران مردمی
01:36
acrossدر سراسر the politicalسیاسی divideتقسیم کنید,
در سراسر تقسیمات سیاسی داشتم
01:42
I grabbedگرفتار شد it.
اون رو بدست آوردم
01:45
And I becameتبدیل شد friendsدوستان with a lot of people
و با بسیاری از مردم دوست شدم
01:47
I never had a chanceشانس to talk to before.
که هیچ فرصتی برای صحبت با اونا رو نداشتم
01:49
And that includedمشمول leadershipرهبری
in the Christianمسیحی Coalitionائتلاف,
و از اونا شامل رهبر ائتلاف مسیحی‌ها
01:53
oftenغالبا seenمشاهده گردید as on the right
the way MoveOnMoveOn is seenمشاهده گردید as on the left.
که اغلب دیده میشدن در سمت راست میرن و راه
moveOn در سمت چپ دیده میشد
01:56
And this leadسرب to me
showingنشان دادن up on Capitolکاپیتول Hillهیل
و این منو راهنمایی کرد که در کپیتول هیل
02:00
with one of the Christianمسیحی Coalitionائتلاف
leadersرهبران, my friendدوست,
با یکی از رهبران ائتلاف مسیحی، دوست من
02:04
to lobbyلابی for netخالص neutralityبی طرفی.
برای بی طرفی خالص لابی کنیم
02:08
That was powerfulقدرتمند.
این خیلی قدرتمند بود
02:10
We turnedتبدیل شد headsسر.
ما نظرات رو جلب کردیم.
02:11
So this work was transformationalتحول for me.
بنابراین این کار برای من یک تحول بود
02:13
And I foundپیدا شد myselfخودم wonderingتعجب کردم:
و خودم متعجب بودم
02:17
How could vastعظیم numbersشماره of people
have the opportunityفرصت
که چطوری تعداد وسیعی از مردم میتونن
این فرصت رو داشته باشن
02:20
to really connectاتصال with people
that have very differentناهمسان viewsنمایش ها?
که با مردمانی با نظرات کاملا متفاوت،
واقعا با هم مرتبط بشن؟
02:24
JGجی جی: I was bornبدنیا آمدن Oneidaاونیدا, Tennesseeتنسی,
JG: من در اونیدا تنسی به دنیا اومدم
02:28
right acrossدر سراسر the stateحالت borderمرز
from a smallکوچک coalزغال سنگ miningمعدنکاری townشهر,
دقیقا در کنار مرز ایالت
از یک شهر کوچک معدن زغال سنگ
02:31
Stearnsاستیرنز, Kentuckyکنتاکی.
استرنز، کنچولی
02:35
And I livedزندگی می کرد there
for the first fewتعداد کمی yearsسالها of my life,
و برای چند سال اول زندگیم در اونجا
زندگی کردم
02:37
before movingدر حال حرکت to anotherیکی دیگر smallکوچک townشهر,
Frankfortفرانکفورت, Kentuckyکنتاکی.
قبل از اینکه به شهر کوچک دیگه ای
(فرانکفورت کنچولی) برم
02:39
Basicallyاساسا, I grewرشد کرد up
in small-townشهر کوچک Americaآمریکا,
اساساً من در شهر کوچک آمریکا بزرگ شده ام
02:42
conservativeمحافظه کار at its heartقلب.
ذاتا سنت گرا بود
02:44
Now, Stearnsاستیرنز and Berkeleyبرکلی --
they're a little differentناهمسان.
الان، استرن و بریکلی کمی تفاوت
دارن
02:46
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
02:50
So in the '90s I movedنقل مکان کرد out westغرب
to a progressiveترقی خواه areaمنطقه
پس در دهه ۹۰، من به منطقه شرق به یک منطقه
مترقی
02:53
to work in technologyتکنولوژی --
برای کار کردن در تکنولوژی رفتم
02:57
workedکار کرد at Microsoftمایکروسافت, workedکار کرد at NetscapeNetscape.
در مایکروسافت کار کردم
در Netscape کار کردم
02:58
I actuallyدر واقع becameتبدیل شد the productتولید - محصول managerمدیر leadسرب
for NetscapeNetscape Navigatorناوبر,
من در حققیت برای هدایتگر Netscape
اولین مرورگر محبوب اینترنت
03:00
the first popularمحبوب webوب browserمرورگر.
سرپسرست مدیر فروش شدم
03:04
Now in the earlyزود daysروزها of the internetاینترنت,
در دوران اول اینترنت بودیم
03:06
we were just movedنقل مکان کرد
and inspiredالهام گرفته by a visionچشم انداز:
ما فقط حرکت میکردیم و با یک
چشم انداز الهام میگرفتیم
03:08
when we're connectedمتصل to all
these differentناهمسان people around the worldجهان
زمانی که ما به تمامی افراد متفاوت در دنیا
متصل شدیم
03:11
and all these differentناهمسان ideasایده ها,
و تمامی این ایده های متفاوت
03:14
we'llخوب be ableتوانایی to make great decisionsتصمیمات,
ما رو قادر تصمیم های بهتری کرد
03:16
and we'llخوب be ableتوانایی to appreciateقدردانی eachهر یک other
و ما برای زیبایی تنوع که تمام دنیا
03:17
for the beautifulخوشگل diversityتنوع
that the wholeکل worldجهان has to offerپیشنهاد.
ارائه میداد، قدردانی از هم کردیم
03:20
Now I alsoهمچنین, 20 yearsسالها agoپیش, gaveداد a speechسخنرانی - گفتار
همچنین ۲چ سال پیش من یک سخنرانی کردم
03:23
sayingگفت: it mightممکن not work out that way,
گفته شد که ممکنه اونطوری پیش نره
03:24
that we mightممکن actuallyدر واقع be trainedآموزش دیده
to discriminateتبعیض قائل شدن againstدر برابر eachهر یک other
که ما ممکنه آموزش ببینیم برای
تبعیض قائل شدن یکدیگر
03:27
in newجدید waysراه ها.
در راه های جدید
03:31
So what happenedاتفاق افتاد?
خب چه اتفاقی افتاد؟
03:34
It's not like we just wokeبیدار شدم up one day
and decidedقرار بر این شد to hateنفرت eachهر یک other more.
اینطوری نیست که یک روز از خواب بیدار شیم
و تصمیم بگیریم که از هم بدمون بیاد
03:36
Here'sاینجاست what happenedاتفاق افتاد.
این اتفاقی هست که میفته
03:40
There's just too much noiseسر و صدا --
too manyبسیاری people, too manyبسیاری ideasایده ها --
مقدار زیادی صدا، خیلی زیاد مردم، خیلی
ایده وجود داره، پس ما از
03:42
so we use technologyتکنولوژی
to filterفیلتر کردن it out a little bitبیت.
تکنولوژی برای اینکه مقداری کم از اونا
حدف بشه استفاده
03:45
And what happensاتفاق می افتد?
میکنیم
و چه اتفاقی میفته؟
03:47
It letsاجازه می دهد in ideasایده ها I alreadyقبلا agreeموافق with.
این به ایده هایی اجازه میده که ما باهاشون
موافقم
03:49
It letsاجازه می دهد in the popularمحبوب ideasایده ها,
به ایده های محبوب اجازه میده
03:52
it letsاجازه می دهد in people just like me
who think just like me.
این به مردمی اجازه میده که مثل من هستن
مثل من فکر میکنن
03:54
That soundsبرای تلفن های موبایل kindنوع of good, right?
این خیلی خوبه. درسته؟
03:56
Well, not necessarilyلزوما,
خب، ضروری نیست
03:58
because two very scaryترسناک things happenبه وقوع پیوستن
وقتی که ما اینچنین جهان بینی
باریکی داشته باشیم
04:01
when we have suchچنین narrowباریک worldviewsجهان بینی.
دوتا چیز خیلی خطرناک اتفاق میفته
04:04
First, we becomeتبدیل شدن به more extremeمفرط
in our beliefsاعتقادات.
اول اینکه ما در باورهامون افراط
می کنیم.
04:06
Secondدومین, we becomeتبدیل شدن به lessکمتر tolerantتحمل آمیز
of anybodyهر شخصی who'sچه کسی است differentناهمسان than we are.
دوم اینکه ما بسیار در مقابل فردی که با ما
متفاوت هست، تحمل کمتری داریم
04:11
Does this soundصدا familiarآشنا?
این آشنا نیست؟
04:18
Does this soundصدا like modernمدرن Americaآمریکا?
The modernمدرن worldجهان?
این شبیه آمریکای مدرن نیست؟
جهان مدرن چی؟
04:20
Well, the good newsاخبار is
that technologyتکنولوژی is changingتغییر دادن,
خب خبر خوب اینه که تکنولوژی داره تغییر
میکنه
04:24
and it could changeتغییر دادن for the better.
و میتونه برای بهتر شدن تغییر کنه
04:26
And that's, in factواقعیت,
why I startedآغاز شده AllSidesAllSides.comکام --
و در حقیقت این دلیل اینه که چرا
Alisides.com را برای
04:28
to createايجاد كردن technologiesفن آوری ها and servicesخدمات
to freeرایگان us from these filterفیلتر کردن bubblesحباب ها.
ایجاد تکنولوژی و خدمات برای آزاد کردنمون
از این حباب ها، شروع کردم
04:31
The very first thing we did was createايجاد كردن
technologyتکنولوژی that identifiesشناسایی می کند biasتعصب,
اولین چیزی که نجام دادیم، ایجاد تکنولوژی
برای شناسایی تعصب بود
04:35
so we could showنشان بده differentناهمسان
perspectivesدیدگاه ها sideسمت by sideسمت
پس ما میتونستیم دیدگاه های متفاوت رو
در کنارهم برای آزاد کردنمون از
04:38
to freeرایگان us from the filterفیلتر کردن
bubblesحباب ها of newsاخبار mediaرسانه ها.
حباب های اخبار رسانه ای نمایش بدیم
04:42
And then I metملاقات کرد Joanجوآن.
و سپس جوآن رو ملاقات کردم
04:46
JBJB: So I metملاقات کرد Johnجان outsideخارج از
of Washingtonواشنگتن, DCDC,
JB: پس من جان را در بیرون از واشنگتن DC
با یک گروه کمال گرا
04:49
with an idealisticایده آلیست groupگروه
of cross-partisanصلیب حزبی bridgeپل buildersسازندگان,
از سازندگان پل حذب مخالف، ملاقات کردم
04:52
and we wanted to re-weaveدوباره بافت
the fabricپارچه of our communitiesجوامع.
ما میخواستیم پارچه جوامع خودمون رو
دوباره ببافیم
04:58
We believe that our differencesتفاوت ها
can be a strengthاستحکام,
ما باور داشتیم که تفاوت های ما میتونه
قدرتمند بشه
05:02
that our valuesارزش های can be complimentaryجالب است
که ارزش های ما میتونه تعریف بشه
05:06
and that we have to overcomeغلبه بر the fightمبارزه کردن
و ما بایدمبارزه کنیم
05:09
so that we can honorافتخار everyone'sهر کس valuesارزش های
پس ما میتونیم برای ارزش های هرکسی
احترام قائل بشیم
05:12
and not loseاز دست دادن any of our ownخودت.
و هیچ کدوم از خودمون رو از دست ندیم
05:14
I wentرفتی for this wonderfulفوق العاده walkراه رفتن with Johnجان,
من برای این پیاده‌روی فوق العاده باجان
رفتم
05:17
where I startedآغاز شده learningیادگیری
about the work he was doing
جایی که شروع کردم به یادگیری
در مورد کاری که میکرد
05:19
to pierceسوراخ کردن the filterفیلتر کردن bubbleحباب.
سوراخ کردن حباب های فیلتر
05:21
It was powerfulقدرتمند;
این قدرتمند بود
05:23
it was brilliantدرخشان.
این درخشان بود
05:25
Livingزندگي كردن in separateجداگانه narrativesروایت ها is not good.
زندگی در روایت های جداگانه خوب نیست
05:27
We can't even have a conversationگفتگو
or do collaborativeمشارکتی problem-solvingحل مسئله
زمانی که ما حقایق مشابه ای رو به اشتراک
نذاریم، نمیتونیم حتی صحبت کنیم
05:30
when we don't shareاشتراک گذاری the sameیکسان factsحقایق.
یا برای حل مشکلات همکاری کنیم
05:34
JGجی جی: So one thing you take away from todayامروز
JG: پس یکی از کارایی که از امروز دوری
05:38
is if Joanجوآن Bladesتیغه asksمی پرسد you
to go on a walkراه رفتن,
میکنین اینه که اگه جوآن بلید از شما
خواست که باهاش
05:40
go on that walkراه رفتن.
برین پیاده روی، برین پیاده روی
05:43
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
05:44
It changedتغییر کرد things. It really changedتغییر کرد
the way I was thinkingفكر كردن about things.
این همه چیز رو عوض میکنه. این واقعا راهی
که در مورد چیزها فکی مرکیدم رو
05:45
To freeرایگان ourselvesخودمان from the filterفیلتر کردن bubblesحباب ها,
برای آزاد کردنمون از حباب های فیلتر، عوض
میکنه
05:49
we can't just think about
informationاطلاعات filterفیلتر کردن bubblesحباب ها,
ما علاوه بر فکر کردن در مورد اطلاعات
حباب های فیلتر
05:51
but alsoهمچنین relationshipارتباط
and socialاجتماعی filterفیلتر کردن bubblesحباب ها.
به رابطه و حباب های فیلتر اجتماعی
فکر میکنیم
05:54
You see, we humanانسان beingsموجودات -- we're not
nearlyتقریبا as smartهوشمندانه as we think we are.
میبینین که ما انسان ها، به اندازه ای که
فکر میکنیم، با هوش نیستیم
05:56
We don't generallyبطور کلی make
decisionsتصمیمات intellectuallyفکری.
ما معمولاً تصمیمات هوشمندانه ای نمیگیریم
06:00
We make them emotionallyعاطفی, intuitivelyبه طور مستقیم,
ما تصمیات رو به طور مستقیم احساسی
میگیریم
06:02
and then we use our bigبزرگ oldقدیمی brainsمغز
و سپس از مغزهای پیر بزرگمون برای
06:04
to rationalizeمنطقی کردن anything
we want to rationalizeمنطقی کردن.
عقلانی کردن هرچیزی که بخوایم عقلانی بشه
استفاده میکنیم
06:06
We're not really like VulcansVulcans
like Mrآقای. Spockاسپاک,
ما واقعا مثل آقای اسپاک
ولکان نیستیم
06:08
we're more like boldجسورانه cowboysکابوی ها
like Captainکاپیتان Kirkکرک,
ما بیشتر شبیه گاوچران های جسور مثل
کاپیتان کیرک هستیم
06:12
or passionateپرشور idealistsایدئالیسم like Drدکتر. McCoyمک کوی.
یا مثل دکتر مک کوی، ایده آل گرای پرشوریم
06:15
OK, for those of y'ally'all who preferترجیح می دهند
the newجدید "Starستاره Trekپیاده روی" crewخدمه,
باشه، برای کسایی از شما که ترجیح میده
خدمه «star trek» جدید
06:19
here you go.
باشه، بفرمایید
06:22
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
06:23
JBJB: Don't forgetفراموش کردن the strongقوی womenزنان!
JB:از خانم های قوی فراموش نکنین
06:24
JGجی جی: Come on, strongقوی womenزنان. OK.
JG: بیخیال، خانم قوی، باشه
06:26
JBJB: All right.
JB: باشه
06:28
Johnجان and I are bothهر دو "Starستاره Trekپیاده روی" fansطرفداران.
من و جان هر دو طرفدار star trek هستیم
06:29
What's not to love about a futureآینده
with that kindنوع of optimismخوش بینی?
چه چیزی در مور دآینده با این نوع خوش بینی
دوست نداریم؟
06:31
JGجی جی: And havingداشتن a good futureآینده in mindذهن
is a bigبزرگ dealمعامله -- very importantمهم.
JG: و داشتن آینده خود در ذه خیلی مسئله
مهمی هست، بسیار مهمه
06:36
And understandingدرك كردن what the problemمسئله is
is very importantمهم.
و فهمیدن اینکه چه چیزی مشکل هست خیلی مهمه
06:40
But we have to do something.
اما ما باید کاری می کردیم
06:42
So what do we do?
خب، چیکار کردیم؟
06:44
It's actuallyدر واقع not that hardسخت.
در حقیقت خیلی سخت نبود
06:45
We have to addاضافه کردن diversityتنوع to our livesزندگی می کند --
ما به زندگیمون تنوع بخشیدیم
06:46
not just informationاطلاعات,
but relationshipارتباط diversityتنوع.
نه تنها اطلاعات، بلکه تنوع رابطه
06:48
And by diversityتنوع,
I mean bigبزرگ "D" diversityتنوع,
و با تنوع رابطه باشه
منظورم یک تنوع زیاد هست
06:52
not just racialنژاد and genderجنسیت,
whichکه are very importantمهم,
نه فقط نژاد و جنسیت که البته خیلی مهم هستن
06:54
but alsoهمچنین ...
اما همچنین
06:57
diversityتنوع of ageسن, like youngجوان and oldقدیمی;
تنوع در سن، مثل افراد پیر و جوان
06:59
ruralروستایی and urbanشهری;
روستایی و شهری
07:02
liberalلیبرال and conservativeمحافظه کار;
لیبرال و محافظه کار
07:04
in the US, Democratدموکرات and Republicanجمهوری خواه.
در داخل آمریکا، دموکرات و جمهوری خواه
07:07
Now, one of the great examplesمثال ها
of somebodyکسی freeingآزادی themselvesخودشان
حالا، یکی ار بهترین مثالی از فردی که
خودشون رو از حباب های فیلتر
07:10
from theirخودشان filterفیلتر کردن bubblesحباب ها
خودش آزاد کرد
07:13
and gettingگرفتن a more diverseمتنوع life
و زندگی با تنوع بیشتری رو گرفت
07:14
is, onceیک بار again, nextبعد to me -- Joanجوآن.
دوباره، در کنار من، جوآن هست
07:16
JBJB: So the questionسوال is:
JB: خب سوال اینه
07:19
Who amongدر میان you has had
relationshipsروابط lostکم شده or harmedآسیب دیده
چه کسی بین شما رابطه ازدست رفته یا
صدمه دیده به دلیل
07:21
dueناشی از to differencesتفاوت ها in politicsسیاست,
religionمذهب or whateverهر چه?
اختلافات سیاسی، فرهنگی یا هرچیز دیگه ای
داشته؟
07:25
Raiseبالا بردن your handsدست ها.
دستتون رو بالا ببرین
07:29
Yeah.
بله
07:31
This yearسال I have talkedصحبت کرد to so manyبسیاری people
امسال ما با خیلی از افرادی که تجربه
این چنین
07:33
that have experiencedبا تجربه that kindنوع of lossاز دست دادن.
از دست رفته دارن، صحبت کردیم
07:35
I've seenمشاهده گردید tearsاشک ها well up in people'sمردم eyesچشم ها
as they talk about familyخانواده membersاعضا
من دیدم که افراد وقتی در مورد اعضای
خانواده که از آنها جدا شده اند حرف میزنن
07:41
from whomچه کسی they're estrangedغافلگیر شد.
اشک در چشمانشون هست.
07:45
Livingزندگي كردن Roomاتاق Conversationsگفتگو were designedطراحی شده
مکالمه اتاق نشیمن برای التیام تفاوت های
07:48
to beginشروع to healالتیام politicalسیاسی
and personalشخصی differencesتفاوت ها.
سیاسی و شخصیتی، طراحی شدند
07:51
They're simpleساده conversationsگفتگو
مکالمه آنها ساده هست
07:57
where two friendsدوستان with differentناهمسان
viewpointsدیدگاه ها eachهر یک inviteدعوت two friendsدوستان
جایی که دو دوست با دیدگاه های متفاوت،
هرکدام دو دوست را برای
07:59
for structuredساختار یافته conversationگفتگو,
مکالمه های ساختاریافته، دعوا میکنن
08:04
where everyone'sهر کس agreedتوافق کرد
to some simpleساده groundزمینی rulesقوانین:
جایی که هرکسی با بعضی از قانون های پایه
ساده موافق هست
08:05
curiosityکنجکاوی, listeningاستماع,
respectتوجه, takingگرفتن turnsچرخش --
کنجکاوی، گوش دادن، احترام،
صحبت کردن به نوبت
08:08
everything we learnedیاد گرفتم
in kindergartenمهد کودک, right?
همه چیزی هست که ما از مهدکودک یاد گرفتیم
نه؟
08:12
Really easyآسان.
واقعا ساده هست
08:14
So by the time you're talkingصحبت کردن about
the topicموضوع you've agreedتوافق کرد to talk about,
پس در زمان، شما در مورد موضوعی که توافق
کردین حرف بزنین، صحبت میکنین
08:16
you actuallyدر واقع have the senseاحساس that,
در حقیقت شما حسی رو خواهید داشت که
08:20
"You know, I kindنوع of like this personفرد,"
«میدونی، من مثل این فردم»
08:22
and you listen to eachهر یک other differentlyمتفاوت است.
و شما به هم متفاوت گوش میکنین
08:24
That's kindنوع of a humanانسان conditionوضعیت;
این نوعی از شرط انسانیت هست
08:26
we listen differentlyمتفاوت است
to people we careاهميت دادن about.
ما به افرادی که اهمیت میدیم، متفاوت
گوش میدیم
08:28
And then there's reflectionانعکاس
و سپس بازتاب هست
08:31
and possiblyاحتمالا nextبعد stepsمراحل.
و احتمالا قدم های دیگر
08:33
This is a deepعمیق listeningاستماع practiceتمرین;
یک تمرین گوش دادن عمیق هست
08:36
it's never a debateمناظره.
این هیچ وقت قابل بحث نیست
08:38
And that's incrediblyطور باور نکردنی powerfulقدرتمند.
و به طور باورنکردنی، قدرتمند هست.
08:41
These conversationsگفتگو
in our ownخودت livingزندگي كردن roomsاتاق ها
این صحبت ها با افزادی با دیدگاه های
متفاوت
08:43
with people who have differentناهمسان viewpointsدیدگاه ها
در اتاق های نشیمن خودمون
08:47
are an incredibleباور نکردنی adventureماجرا.
یم ماجراجویی باورنکردنی هست
08:50
We rediscoverکشف دوباره that we can respectتوجه
and even love people
ما دوباره کشف میکنیم که میتونیم مردمی که
با ما تفاوت دارن رو
08:52
that are differentناهمسان from us.
احترام بذاریم و حتی دوست داشته باشیم
08:55
And it's powerfulقدرتمند.
و این قدرمند هست
08:58
JGجی جی: So, what are you curiousکنجکاو about?
JG: خب تو در مورد چه چیزی کنجکاوی؟
09:01
JBJB: What's the conversationگفتگو
you yearnمشتاق بودن to have?
JB: چه مکالمه ای تو مشتاقی داشته باشی؟
09:04
JGجی جی: Let's do this togetherبا یکدیگر.
JG: بیا با هم انجام بدیم
09:07
Togetherبا یکدیگر.
با هم
09:09
JBJB: Yes.
JB: بله
09:10
(Laughterخنده)
(خنده)
09:11
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
09:12
JBJB and JGجی جی: Thank you.
JB و JG: ممنون
09:15
Translated by soheil jamali
Reviewed by Sadegh Zabihi

▲Back to top

About the speakers:

Joan Blades - Domestic peace advocate
Joan Blades shares a simple six-person conversation guide that helps people with differences get to know and even like each other.

Why you should listen

Joan Blades is a co-founder of LivingRoomConversations.org, an open-source effort to rebuild respectful civil discourse across ideological, cultural and party lines while embracing our core-shared values. She is also a co-founder of MomsRising.org and MoveOn.org. She is a co-author of The Custom-Fit Workplace: Choose When, Where and How to Work and Boost Your Bottom Line, winner of a Nautilus book award in 2011, and The Motherhood Manifesto, which won the Ernesta Drinker Ballard Book Prize in 2007.

Last century, Blades was a software entrepreneur, a co-founder of Berkeley Systems, best known for the Flying Toaster and the game "You Don't Know Jack." A mediator (attorney) by training and inclination, she is a nature lover, artist and true believer in the power of citizens and our need to rebuild respectful civil discourse while embracing our core shared values.

More profile about the speaker
Joan Blades | Speaker | TED.com
John Gable - Technologist, activist
John Gable is the founder and CEO of AllSides.com, which builds better understanding across divides.

Why you should listen

John Gable offers a unique combination of technology and politics. He started in tech 24 years ago by joining the original Microsoft Office team, then became the PM team lead for Netscape Navigator. He also led ZoneAlarm at Check Point Software, and cofounded and sold Kavi Corp. Gable was previously a Republican operative, working for three Senate majority leaders (Howard Baker, Trent Lott, Mitch McConnell), the Republican National Committee and George H.W. Bush.

Now Gable and his multi-partisan AllSides.com team use technology to present news and issues from many angles to allow people to make up their own minds. Their mission: "free people from filter bubbles so they can better understand the world and each other."

More profile about the speaker
John Gable | Speaker | TED.com