English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TEDGlobal 2017

Vivek Maru: How to put the power of law in people's hands

ویوک مارو: چگونه قدرت قانون را در دست مردم بگذاریم

Filmed:
1,032,049 views

چه کار کنیم وقتی چرخ قانون خوب نمی‌چرخد؟ یا کلاً نمی‌چرخد؟ ویوک مارو روی تبدیل روابط بین مردم و قانون کار می‌کند و قانون رو از یک تهدید یا معضل به چیزی که همه آن را بفهمند، از آن استفاده کنند و به آن شکل بدهند تبدیل می‌کند. به جای تکیه بر وکلا، مارو یک شبکه ی جهانی از همیاران وکیل، یا وکلای پا برهنه ایجاد کرده که به جوامع خودشان خدمت میکنند و قوانین را به بندهای ساده‌تری تبدیل می‌کنند تا مردم بتوانند راه حلشان را پیدا کنند. ببینید که این سخنرانی خلاقانه برای استفاده از قانون به مردم جوامع مختلف کمک می‌کند تا حق خودشان را بگیرند. مارو می‌گوید، "برای توانمند سازی قانون راه زیادی در پیش داریم."

- Legal empowerment advocate
Vivek Maru is the founder of Namati, a movement for legal empowerment around the world powered by cadres of grassroots legal advocates. Full bio

I want to tell you about someoneکسی.
می‌خواهم درباره کسی با شما صحبت کنم.
00:12
I'm going to call him Raviراوی Nandaناندا دوی.
او را راوی ناندا صدا خواهم کرد.
00:15
I'm changingتغییر دادن his nameنام
to protectمحافظت his safetyایمنی.
برای محافظت از او
اسمش را تغییر می‌دهم.
00:17
Ravi'sراوی را from a communityجامعه
of herdspeopleherdspeople in Gujaratگجرات
راوی از چوپانان اهل گوجارات
00:20
on the westernغربی coastساحل of Indiaهندوستان,
در ساحل غربی هند است،
00:24
sameیکسان placeمحل my ownخودت familyخانواده comesمی آید from.
خانواده من هم اهل همانجا است.
00:26
When he was 10 yearsسالها oldقدیمی,
his entireکل communityجامعه was forcedمجبور شدم to moveحرکت
وقتی ۱۰ ساله بود، بدلیل ساختن
یک کارخانه چند ملیتی
00:30
because a multinationalچند ملیتی corporationشرکت
در نزدیکی محل زندگیش
00:35
constructedساخته شده است a manufacturingتولید facilityامکانات
on the landزمین where they livedزندگی می کرد.
کل اجتماع آنها مجبور به ترک آنجا شدند.
00:37
Then, 20 yearsسالها laterبعد,
the sameیکسان companyشرکت builtساخته شده a cementسیمان factoryکارخانه
۲۰ سال بعد، همان شرکت،
یک کارخانه سیمان
00:42
100 metersمتر from where they liveزنده now.
به فاصله ۱۰۰ متر
از محل زندگی کنونی‌اش ساخت.
00:48
Indiaهندوستان has got strongقوی
environmentalمحیطی regulationsآئین نامه on paperکاغذ,
هند روی کاغذ قوانین
محیط زیستی سختگیرانه‌ای دارد،
00:51
but this companyشرکت
has violatedنقض شد manyبسیاری of them.
اما این شرکت بسیاری
از آنها را نقض کرده بود.
00:56
Dustگرد و خاک from that factoryکارخانه
coversپوشش می دهد Ravi'sراوی را mustacheسبیل
گرد و خاک کارخانه روی سبیل
00:59
and everything he wearsمی پوشد.
و لباس‌های راوی می‌نشست.
01:02
I spentصرف شده just two daysروزها in his placeمحل,
and I coughedسرفه کرد for a weekهفته.
من فقط دو روز پیش راوی بودم،
اما یک هفته سرفه می‌کردم.
01:05
Raviراوی saysمی گوید that if people or animalsحیوانات
eatخوردن anything that growsرشد می کند in his villageدهکده
راوی می‌گفت که اگر مردم یا حیوانات روستا
از محصولاتی که در روستا می‌روید بخورند
01:10
or drinkنوشیدن the waterاب,
یا آب بنوشند،
01:15
they get sickبیمار.
مریض خواهند شد.
01:17
He saysمی گوید childrenفرزندان now walkراه رفتن
long distancesفاصله ها with cattleگاو and buffaloبوفالو
می‌گفت بچه‌ها الان مسیرهای طولانی را
با گاوها و گوسفندها قدم می‌زنند
01:19
to find uncontaminatedغیرقابل پیشگیری است grazingچرت زدن landزمین.
تا چراگاهای غیرآلوده پیدا کنند.
01:24
He saysمی گوید manyبسیاری of those kidsبچه ها
have droppedکاهش یافته است out of schoolمدرسه,
می‌گفت خیلی از آن بچه‌ها
از جمله سه فرزند خودش
01:28
includingشامل threeسه of his ownخودت.
ترک تحصیل کرده‌اند.
01:31
Raviراوی has appealedدرخواست کرد
to the companyشرکت for yearsسالها.
راوی سالها به آن شرکت التماس می‌کرد.
01:35
He said, "I've writtenنوشته شده است so manyبسیاری lettersنامه ها
my familyخانواده could crematecremate me with them.
گفت، «آنقدر به آنها نامه نوشته‌ام
که خانواده‌ام می‌تواند جسد مرا با آنها بسوزاند.
01:38
They wouldn'tنمی خواهم need to buyخرید any woodچوب."
دیگر نیازی نخواهد بود که چوب بخرند.»
01:43
(Laughterخنده)
(صدای خنده)
01:44
He said the companyشرکت ignoredنادیده گرفته شد
everyهرکدام one of those lettersنامه ها,
می‌گفت که شرکت
همه آن نامه‌ها را نادیده گرفته،
01:47
and so in 2013,
و سرانجام در سال ۲۰۱۳،
01:51
Raviراوی Nandaناندا دوی decidedقرار بر این شد to use
the last meansبه معنای of protestاعتراض
راوی ناندا تصمیم گرفت
از تنها راهی که فکر می‌کرد باقی مانده
01:53
he thought he had left.
برای بیان اعتراضش استفاده کند.
01:58
He walkedراه می رفت to the gatesدروازه ها of that factoryکارخانه
with a bucketسطل of petrolبنزین in his handsدست ها,
او با یک سطل بنزین
به سمت در ورودی کارخانه رفت،
02:00
intendingقصد دارد to setتنظیم himselfخودت on fireآتش.
تا خودش را به آتش بکشد.
02:05
Raviراوی is not aloneتنها in his desperationناامیدی.
این تنها مشکل راوی نیست.
02:10
The UNسازمان ملل متحد estimatesتخمین می زند that worldwideدر سراسر جهان,
سازمان ملل تخمین می‌زند که در جهان،
02:14
fourچهار billionبیلیون people liveزنده
withoutبدون basicپایه ای accessدسترسی به to justiceعدالت.
۴ میلیارد انسان به عدالت اجتماعی
دسترسی ندارند.
02:16
These people faceصورت graveقبر threatsتهدید
to theirخودشان safetyایمنی, theirخودشان livelihoodsمعیشت,
این مردم با تهدید جدی برای ایمنی، معشیت
02:22
theirخودشان dignityکرامت.
و شآن و منزلتشان روبرو هستند.
02:27
There are almostتقریبا always lawsقوانین on the booksکتاب ها
that would protectمحافظت these people,
همیشه قوانینی در کتاب‌ها
برای حمایت از این افراد وجود دارد،
02:29
but they'veآنها دارند oftenغالبا
never heardشنیدم of those lawsقوانین,
اما اغلبشان هیچگاه راجع به آنها نشنیده‌اند
02:34
and the systemsسیستم های that are supposedقرار است
to enforceاعمال those lawsقوانین
و سازمان‌هایی هم که مسئول اجرای آن هستند
02:36
are corruptفاسد or brokenشکسته شده or bothهر دو.
فاسد، ناقض و یا هر دو هستند.
02:40
We are livingزندگي كردن with a globalجهانی است
epidemicبیماری همه گیر of injusticeبی عدالتی,
ما با یک بی‌عدالتی همه‌گیر شده
در جهان زندگی می‌کنیم،
02:45
but we'veما هستیم been choosingانتخاب کردن to ignoreچشم پوشی it.
و خودمان انتخاب کردیم نادیده‌اش بگیریم.
02:51
Right now, in Sierraسیرا Leoneلئون,
همین الان، در سیرالئون،
02:54
in Cambodiaکامبوج, in Ethiopiaاتیوپی,
کامبوج، اتیوپی،
02:57
farmersکشاورزان are beingبودن cajoledcajoled
سر کشاورزان را
03:00
into puttingقرار دادن theirخودشان thumbprintsانگشت شست
on 50-yearساله leaseاجاره دادن agreementsموافقتنامه ها,
با زدن اثر انگشتشان
روی یک قرارداد اجاره ۵۰ ساله
03:02
signingامضاء away all the landزمین
they'veآنها دارند ever knownشناخته شده for a pittanceکمک هزینه مختصر
و گرفتن همه زمینشان
در ازای چندرغاز کلاه می‌گذارند
03:07
withoutبدون anybodyهر شخصی even explainingتوضیح دادن the termsاصطلاحات.
و هیچ کسی هم نیست
که شرایط را برای آنها توضیح دهد.
03:10
Governmentsدولت ها seemبه نظر می رسد to think that's OK.
دولت‌ها هم فکر می‌کنند که مشکلی نیست.
03:14
Right now, in the Unitedیونایتد Statesایالت ها,
همین الان، در ایالات متحده،
03:18
in Indiaهندوستان, in Sloveniaاسلوونی,
هند، اسلوونی،
03:20
people like Raviراوی
are raisingبالا بردن theirخودشان childrenفرزندان
مردمی مثل راوی دارند بچه هایشان را
03:23
in the shadowسایه of factoriesکارخانه ها or minesمعادن
زیر سایه کارخانه‌ها یا معادنی بزرگ می‌کنند
03:26
that are poisoningمسمومیت
theirخودشان airهوا and theirخودشان waterاب.
که هوا و آب آنها را مسموم می‌کنند.
03:29
There are environmentalمحیطی lawsقوانین
that would protectمحافظت these people,
قوانین زیست محیطی‌ای
برای محافظت از این مردم وجود دارد
03:33
but manyبسیاری have never seenمشاهده گردید those lawsقوانین,
اما خیلی‌ها هیچگاه
این قوانین را ندیده‌اند،
03:36
let aloneتنها havingداشتن a shotشات at enforcingاجرای them.
چه برسد به اجرا کردن آنها.
03:37
And the worldجهان seemsبه نظر می رسد
to have decidedقرار بر این شد that's OK.
و به نظر می‌رسد که جهان
با این موضوع مشکلی ندارد.
03:40
What would it take to changeتغییر دادن that?
برای تغییر این وضع چکار باید بکنیم؟
03:45
Lawقانون is supposedقرار است to be the languageزبان we use
قانون باید زبانی باشد
03:48
to translateترجمه کردن our dreamsرویاها about justiceعدالت
که ما رویاهایمان درباره عدالت را
03:52
into livingزندگي كردن institutionsمؤسسات
that holdنگه دارید us togetherبا یکدیگر.
به نهادهای زنده که ما را
کنارهم نگه می‌دارد ترجمه کنیم.
03:55
Lawقانون is supposedقرار است to be the differenceتفاوت
قانون باید تفاوتی باشد
03:59
betweenبین a societyجامعه
ruledحکومت کرد by the mostاکثر powerfulقدرتمند
بین جامعه ای که توسط
مستبد‌‌‌‌‌ ترین اداره می‌شود
04:01
and one that honorsافتخارات
the dignityکرامت of everyoneهر کس,
و آن که شآن همه را بزرگ می‌دارد،
04:04
strongقوی or weakضعیف.
خواه قوی و خواه ضعیف.
04:07
That's why I told
my grandmotherمادر بزرگ 20 yearsسالها agoپیش
این دلیل آن بود که ۲۰ سال پیش
به مادربزرگم گفتم
04:09
that I wanted to go to lawقانون schoolمدرسه.
می‌خواهم به دانشکده حقوق بروم.
04:11
Grandmaمادر بزرگ didn't pauseمکث.
She didn't skipجست و خیز a beatضرب و شتم.
مامان بزرگ هیچ مکثی نکرد.
حتی برای یک ثانیه.
04:14
She said to me, "Lawyerوکیل is liarدروغ گو."
او به من گفت، "وکیل دروغ‌گو است."
04:16
(Laughterخنده)
(صدای خنده)
04:20
That was discouragingدلسرد کننده.
نا امید کننده بود.
04:23
(Laughterخنده)
(صدای خنده)
04:25
But grandma'sمادربزرگ right, in a way.
اما از جهتی مامان بزرگ راست می‌گفت.
04:29
Something about lawقانون
and lawyersوکلا has goneرفته wrongاشتباه.
چیزی درمورد قانون و وکلا اشتباه شده بود.
04:30
We lawyersوکلا are usuallyمعمولا
expensiveگران, first of all,
اولاً، اغلب ما وکلا گران هستیم،
04:35
and we tendگرایش داشتن to focusتمرکز
on formalرسمی courtدادگاه channelsکانال ها
و تلاش می‌کنیم تا تمرکزمان را
روی کانال‌های رسمی دادگاه بگذاریم
04:39
that are impracticalغیر عملی است
for manyبسیاری of the problemsمشکلات people faceصورت.
که برای خیلی از مشکلاتی که مردم
با آنها روبرو می‌شوند کاربردی نیست.
04:42
Worseبدتر, our professionحرفه has shroudedپوشش داده شده lawقانون
in a cloakملافه of complexityپیچیدگی.
بدتر از آن، حرفه ی ما قانون را
در ردایی از پیچیدگی پوشش داده است.
04:46
Lawقانون is like riotشورش gearدنده on a policeپلیس officerافسر.
قانون مانند تجهیزات ضد شورش
بر تن یک افسر پلیس است.
04:52
It's intimidatingارعاب and impenetrableغیر قابل نفوذ,
ترسناک و غیرقابل نفوذ،
04:55
and it's hardسخت to tell
there's something humanانسان underneathدر زیر.
و سخت است که بگوییم
زیر این لباس یک انسان حضور دارد.
04:59
If we're going to make justiceعدالت
a realityواقعیت for everyoneهر کس,
اگر بخواهیم که عدالت را
برای همه به واقعیت تبدیل کنیم،
05:02
we need to turnدور زدن lawقانون
from an abstractionانتزاع - مفهوم - برداشت or a threatتهدید
نیاز داریم که آن را از یک تهدید یا انتزاع
05:07
into something that everyهرکدام singleتنها personفرد
can understandفهمیدن, use and shapeشکل.
به چیزی که هرکسی بتواند آن را بفهمد، از آن
استفاده کند و به آن شکل بدهد بدل کنیم.
05:11
Lawyersوکلا are crucialحیاتی
in that fightمبارزه کردن, no doubtشک,
بدون شک وکلا در آن مبارزه سرسخت‌اند،
05:18
but we can't leaveترک کردن it to lawyersوکلا aloneتنها.
اما نمی‌توانیم این‌ را
فقط به وکلا واگذار کنیم.
05:22
In healthسلامتی careاهميت دادن, for exampleمثال,
برای مثال در سلامت،
05:25
we don't just relyتکیه
on doctorsپزشکان to serveخدمت patientsبیماران.
فقط به دکترها برای رسیدگی
به مریض‌ها تکیه نمی‌کنیم.
05:27
We have nursesپرستاران and midwivesماماها
and communityجامعه healthسلامتی workersکارگران.
ما، پرستاران، ماماها
و فعالان سلامت جامعه را داریم.
05:30
The sameیکسان should be trueدرست است of justiceعدالت.
برای عدالت هم باید همینگونه باشد.
05:35
Communityجامعه legalقانونی workersکارگران,
فعالان حقوقی جامعه،
05:39
sometimesگاه گاهی we call them
communityجامعه paralegalsparalegals,
که گهگاهی به آنها همیاران وکیل جامعه
05:41
or barefootپابرهنه lawyersوکلا,
یا وکلای پابرهنه هم می‌گوییم،
05:44
can be a bridgeپل.
می‌توانند یک پل باشند.
05:46
These paralegalsparalegals are from
the communitiesجوامع they serveخدمت.
این همیاران از جوامعی هستند
که در آن خدمت می‌کنند،
05:48
They demystifyشناسایی lawقانون,
آنها قانون را موشکافی کرده‌اند،
05:51
breakزنگ تفريح it down into simpleساده termsاصطلاحات,
خردش کرده‌اند و به بندهایی ساده
تبدیل کرده‌اند،
05:53
and then they help people
look for a solutionراه حل.
و سپس به مردمی که به دنبال
راه حلی هستند کمک می‌کنند.
05:55
They don't focusتمرکز on the courtsدادگاه ها aloneتنها.
آن‌ها فقط روی دادگاه‌ها
تمرکز نمی‌کنند.
05:59
They look everywhereدر همه جا:
همه جا سرک می‌کشند:
06:00
ministryوزارتخانه departmentsادارات,
localمحلی governmentدولت, an ombudsman'sمسوولان است officeدفتر.
وزارتخانه‌ها، دولت‌های محلی،
دفتر یک بازرس.
06:02
Lawyersوکلا sometimesگاه گاهی say to theirخودشان clientsمشتریان,
گاهی وکلا به مراجعین‌شان می‌گویند،
06:07
"I'll handleرسیدگی it for you. I've got you."
"اینکار رو برات انجام میدم، هواتو دارم."
06:10
Paralegalsمشاوران have a differentناهمسان messageپیام,
همیاران وکیل پیام متفاوتی دارند،
06:12
not "I'm going to solveحل it for you,"
به جای اینکه بگویند "برات حلش می‌کنم،"
06:15
but "We're going to solveحل it togetherبا یکدیگر,
می‌گویند که "با هم این مشکل را
حل خواهیم کرد،
06:18
and in the processروند,
we're bothهر دو going to growرشد."
و دراین فرآیند با هم پیش خواهیم رفت."
06:20
Communityجامعه paralegalsparalegals
savedذخیره my ownخودت relationshipارتباط to lawقانون.
همیاران وکیل جامعه
رابطه من با قانون را نجات داد.
06:23
After about a yearسال in lawقانون schoolمدرسه,
I almostتقریبا droppedکاهش یافته است out.
بعد از یکسال در مدرسه حقوق،
تقریباً بیخیال آن شده بودم.
06:28
I was thinkingفكر كردن maybe I should
have listenedگوش داد to my grandmotherمادر بزرگ.
به این فکر می‌کردم که شاید
باید به حرف مادربزرگم گوش می‌کردم.
06:31
It was when I startedآغاز شده
workingکار کردن with paralegalsparalegals
و این آغاز کار من با همیاران وکیل
06:34
in Sierraسیرا Leoneلئون, in 2003,
در سیرالئون، در سال ۲۰۱۳ بود،
06:36
that I beganآغاز شد feelingاحساس hopefulامیدوارم
about the lawقانون again,
که احساس امید به قانون
دوباره درونم زنده شد،
06:39
and I have been obsessedغرق ever sinceاز آنجا که.
و ازآن زمان درگیرش هستم.
06:43
Let me come back to Raviراوی.
بیایید برگردیم به راوی.
06:47
2013, he did reachنائل شدن
the gatesدروازه ها of that factoryکارخانه
۲۰۱۳، او با یک سطل بنزین
06:50
with the bucketسطل of petrolبنزین in his handsدست ها,
به درهای کارخانه رسید،
06:54
but he was arrestedبازداشت شد
before he could followدنبال کردن throughاز طریق.
او قبل از اینکه بتواند کارش را
تمام کند دستگیر شد.
06:56
He didn't have to spendخرج کردن long in jailزندان,
او زمان زیادی را در زندان نبود،
07:00
but he feltنمد completelyبه صورت کامل defeatedشکست داد.
اما کاملاً احساس شکست می‌کرد.
07:02
Then, two yearsسالها laterبعد, he metملاقات کرد someoneکسی.
دو سال بعد، او با یک نفر آشنا شد.
07:05
I'm going to call him Kushهندوکش.
اسمش را "کوش" می‌گذارم.
07:09
Kushهندوکش is partبخشی of a teamتیم
of communityجامعه paralegalsparalegals
کوش عضوی از تیم همیاران وکیل جامعه بود
07:10
that worksآثار for environmentalمحیطی justiceعدالت
on the Gujaratگجرات coastساحل.
که فعالیت های او در راستای
حقانیت محیطی در ساحل گوجارات بود.
07:14
Kushهندوکش explainedتوضیح داد to Raviراوی
that there was lawقانون on his sideسمت.
کوش برای راوی توضیح داد
که قانون طرف او را می‌گیرد.
07:18
Kushهندوکش translatedترجمه شده into Gujaratiگجراتی
something Raviراوی had never seenمشاهده گردید.
کوش چیزی را برای راوی ترجمه کرد
که راوی هیچوقت نشنیده بود.
07:22
It's calledبه نام the "consentرضایت to operateکار کن."
اسمش را "رضایت عمل" گذاشت.
07:26
It's issuedصادر شده by the stateحالت governmentدولت,
این قانون توسط دولت مصوب شده
07:28
and it allowsاجازه می دهد the factoryکارخانه to runاجرا کن
و تحت شرایطی خاص اجازه فعالیت را
07:30
only if it compliesتحت نظر و موافق
with specificخاص conditionsشرایط.
برای کارخانه‌ها صادر می‌کرد.
07:32
So togetherبا یکدیگر, they comparedمقایسه کرد
the legalقانونی requirementsالزامات with realityواقعیت,
پس باهم، ملزومات حقوقی را
با واقعیات موجود مقایسه کردند.
07:36
they collectedجمع آوری شده evidenceشواهد,
مدارک را جمع کردند،
07:40
and they draftedطراحی شده an applicationکاربرد --
و نقشه ای چیدند --
07:42
not to the courtsدادگاه ها,
but to two administrativeاداری institutionsمؤسسات,
نه برای دادگاه، که برای دو نهاد اداری،
07:44
the Pollutionآلودگی Controlکنترل Boardهیئت مدیره
and the districtناحیه administrationمدیریت.
اداره کنترل آلودگی و بخشداری منطقه.
07:48
Those applicationsبرنامه های کاربردی startedآغاز شده turningچرخش
the creakyخنده دار wheelsچرخ ها of enforcementاجرای.
این اداره‌ها شروع به برگرداندن اهرم فشار
علیه کارخانه‌ها کردند.
07:52
A pollutionآلودگی officerافسر
cameآمد for a siteسایت inspectionبازرسی,
یک بازرس بهداشت برای سرکشی از منطقه آمد،
07:59
and after that, the companyشرکت
startedآغاز شده runningدر حال اجرا an airهوا filtrationتصفیه systemسیستم
بعد از آن کارخانه فیلترهای
تصفیه کننده‌ هوا را راه اندازی کرد
08:02
it was supposedقرار است to have
been usingاستفاده كردن all alongدر امتداد.
و موظف به استفاده از آن‌ها برای همیشه شد.
08:06
It alsoهمچنین startedآغاز شده coveringپوشش the 100 trucksکامیون ها
همچنین شروع به پوشاندن ۱۰۰ کامیونی کرد
08:10
that come and go
from that plantگیاه everyهرکدام day.
که هر روز از آن مسیر رفت و آمد می‌کردند.
08:13
Those two measuresمعیارهای
reducedکاهش the airهوا pollutionآلودگی considerablyبطور قابل توجهی.
دو اداره پس از اندازه گیری‌ها
کاهش چشمگیری در آلودگی را مشاهده کردند.
08:17
The caseمورد is farدور from over,
پرونده تا مختومه شدن فاصله‌ی زیادی داشت،
08:22
but learningیادگیری and usingاستفاده كردن lawقانون gaveداد Raviراوی hopeامید.
اما یادگیری استفاده از قانون
به راوی امید داد.
08:24
There are people like Kushهندوکش
walkingپیاده روی alongsideدر کنار people like Raviراوی
افرادی مانند کوش در بسیاری ازجاها که
شانه به شانه اشخاصی مانند راوی
08:30
in manyبسیاری placesمکان ها.
گام برمی‌دارند، وجود دارند.
08:36
Todayامروز, I work with a groupگروه calledبه نام Namatiنعمتی.
امروز من با گروهی
به نام ناماتی کار می‌کنم.
08:37
Namatiنعمتی helpsکمک می کند conveneبرگزار کن a globalجهانی است networkشبکه
ناماتی به گردآوری یک شبکه‌ جهانی
08:40
dedicatedاختصاصی to legalقانونی empowermentتوانمندسازی.
برای توانمند سازی قانون کمک می‌کند.
08:43
All togetherبا یکدیگر, we are over
a thousandهزار organizationsسازمان های
همه ما باهم هزاران سازمان
08:45
in 120 countriesکشورها.
در ۱۲۰ کشور را تشکیل می‌دهیم.
08:48
Collectivelyبه طور خلاصه, we deployاعزام
tensده ها of thousandsهزاران نفر of communityجامعه paralegalsparalegals.
جمعاً ما ده‌ها هزار
همیار وکیل جامعه اعزام کرده‌ایم.
08:50
Let me give you anotherیکی دیگر exampleمثال.
بگذارید داستان دیگری برایتان تعریف کنم.
08:55
This is Khadijaخدیجه HamsaHamsa.
این خدیجه همسا است.
08:58
She is one of fiveپنج millionمیلیون people in Kenyaکنیا
who facesچهره ها a discriminatoryتبعیض آمیز vettingارزیابی processروند
او یکی از ۵ میلیون نفر در کنیاست
که وقتی می‌خواست کارت ملی بگیرد
09:01
when tryingتلاش کن to obtainبه دست آوردن a nationalملی IDشناسه cardکارت.
با تبعیض جنسیتی مواجه شد.
09:07
It is like the Jimجیم Crowکلاغ Southجنوب
in the Unitedیونایتد Statesایالت ها.
این جریان مانند قانون جیم کرو
در جنوب آمریکا است.
09:10
If you are from a certainمسلم - قطعی setتنظیم of tribesقبایل,
اگر شما از گروه خاصی باشید،
09:14
mostاکثر of them Muslimمسلمان,
بخصوص مسلمان،
09:17
you get sentارسال شد to a differentناهمسان lineخط.
به مسیر دیگری هدایت می‌شوید.
09:18
Withoutبدون an IDشناسه, you can't applyدرخواست for a jobکار.
بدون کارت ملی، نمی‌توانید
برای شغل درخواست دهید.
09:21
You can't get a bankبانک loanوام.
نمی‌توانید از بانک وام بگیرید.
09:24
You can't enrollثبت نام کنید in universityدانشگاه.
نمی‌توانید دردانشگاه ثبت نام کنید.
09:26
You are excludedحذف شد from societyجامعه.
از جامعه طرد می‌شوید.
09:28
Khadijaخدیجه triedتلاش کرد off and on to get an IDشناسه
for eightهشت yearsسالها, withoutبدون successموفقیت.
خدیجه هشت سال تمام برای گرفتن کارت ملی
تلاش کرد بدون اینکه موفق شود.
09:32
Then she metملاقات کرد a paralegalparalegal
workingکار کردن in her communityجامعه
سپس با یکی از همیاران وکیل
که در جامعه‌اش کار می‌کرد
09:37
namedتحت عنوان Hassanحسن KassimKassim.
به نام حسن کسیم آشنا شد.
09:40
Hassanحسن explainedتوضیح داد to Khadijaخدیجه
how vettingارزیابی worksآثار,
حسن نحوه ی ارزیابی را
برای خدیجه توضیح داد
09:42
he helpedکمک کرد her gatherجمع آوری
the documentsاسناد she neededمورد نیاز است,
و به او کمک کرد تا مدارک
مورد نیاز را جمع آوری کند،
09:46
helpedکمک کرد prepآمادگی her to go before
the vettingارزیابی committeeکمیته.
و او را قبل از رفتن
به کمیته‌ی ارزیابی آماده کرد.
09:48
Finallyسرانجام, she was ableتوانایی to get an IDشناسه
with Hassan'sحسن را help.
سرانجام او با کمک حسن
توانست کارت ملی‌اش را بگیرد.
09:51
First thing she did with it
اولین کاری که با آن کرد
09:55
was use it to applyدرخواست
for birthتولد certificatesگواهینامه ها for her childrenفرزندان,
گرفتن گواهی تولد فرزندانش بود،
09:57
whichکه they need in orderسفارش to go to schoolمدرسه.
که برای رفتن به مدرسه مورد نیاز بود.
10:00
In the Unitedیونایتد Statesایالت ها,
amongدر میان manyبسیاری other problemsمشکلات,
در ایالات متحده
در کنار بسیاری مشکلات دیگر،
10:05
we have a housingمسکن crisisبحران.
مشکل بحران مسکن نیز داریم.
10:09
In manyبسیاری citiesشهرها,
در بسیاری از شهرها،
10:13
90 percentدرصد of the landlordsمالکان
in housingمسکن courtدادگاه have attorneysوکلا,
۹۰ درصد صاحبخانه‌ها
در دادگاه مستغلات وکیل دارند،
10:14
while 90 percentدرصد of the tenantsمستاجران do not.
درحالیکه ۹۰ درصد مستأجرها ندارند.
10:19
In Newجدید Yorkیورک, a newجدید crewخدمه of paralegalsparalegals --
در نیویورک گروه جدیدی از همیاران وکیل --
10:22
they're calledبه نام
Accessدسترسی to Justiceعدالت Navigatorsسیستم ناوبری --
آنها «ناوبران راه عدالت» نامیده می‌شوند --
10:25
helpsکمک می کند people to understandفهمیدن housingمسکن lawقانون
and to advocateمدافع for themselvesخودشان.
آنها به مردم کمک می‌کنند تا قوانین مستغلات
را بفهمند و وکیل مدافع خودشان باشند.
10:27
Normallyبه طور معمول in Newجدید Yorkیورک,
معمولاً در نیویورک،
10:32
one out of nineنه tenantsمستاجران
broughtآورده شده to housingمسکن courtدادگاه
یکی از نه مستأجری
که به دادگاه مستغلات کشیده می‌شود
10:34
getsمی شود evictedاخراج شده.
مجبور به خالی کردن خانه می‌شود.
10:37
Researchersمحققان tookگرفت a look at 150 casesموارد
محققان با بررسی ۱۵۰ پرونده
10:39
in whichکه people had help
from these paralegalsparalegals,
که در آنها مردم از همیاران وکیل
کمک گرفته بودند،
10:42
and they foundپیدا شد no evictionsاخراج at all,
هیچ تخلیه اجباری منزلی پیدا نکردند،
10:44
not one.
نه حتی یکی.
10:48
A little bitبیت of legalقانونی empowermentتوانمندسازی
can go a long way.
برای توانمند سازی قانون
راه زیادی در پیش داریم.
10:49
I see the beginningsآغازین of a realواقعی movementجنبش,
من شروع جنبش‌های واقعی را می‌بینم،
10:53
but we're nowhereهیچ جایی nearنزدیک what's necessaryلازم است.
اما با آنچه لازم است فاصله زیادی داریم.
10:58
Not yetهنوز.
همچنان نه.
11:01
In mostاکثر countriesکشورها around the worldجهان,
در بسیاری از کشورهای جهان،
11:02
governmentsدولت ها do not provideفراهم کند
a singleتنها dollarدلار of supportحمایت کردن
دولت‌ها حتی یک دلارهم به وکلایی
11:04
to paralegalsparalegals like Hassanحسن and Kushهندوکش.
مانند کوش و حسن کمک نمی‌کنند.
11:07
Mostاکثر governmentsدولت ها don't even recognizeتشخیص
the roleنقش paralegalsparalegals playبازی,
خیلی از دولت‌ها حتی نقش
همیاران وکیل را هم تشخیص نمی‌دهند،
11:11
or protectمحافظت paralegalsparalegals from harmصدمه.
یا آنها را از آسیب محافظت نمی‌کنند.
11:14
I alsoهمچنین don't want
to give you the impressionاحساس؛ عقیده؛ گمان
من همچنین نمی‌خواهم
این برداشت را به شما بدهم
11:17
that paralegalsparalegals and theirخودشان clientsمشتریان
winپیروزی everyهرکدام time.
که همیاران وکیل
و مراجعین‌شان همیشه برنده‌اند.
11:19
Not at all.
هرگز.
11:23
That cementسیمان factoryکارخانه behindپشت Ravi'sراوی را villageدهکده,
آن کارخانه سیمان پشت روستای راوی،
11:25
it's been turningچرخش off
the filtrationتصفیه systemسیستم at night,
سیستم فیلتراسیونش را شب‌ها
زمانی که کمترین احتمال
11:27
when it's leastکمترین likelyاحتمال دارد
that the companyشرکت would get caughtگرفتار.
برای گیرافتادن شرکت
وجود دارد خاموش می‌کند.
11:31
Runningدر حال اجرا that filterفیلتر کردن costsهزینه ها moneyپول.
فعالیت فیلتر هزینه‌‌براست.
11:34
Raviراوی WhatsAppsWhatsApps photosعکس ها
of the pollutedآلودگی night skyآسمان.
عکس‌های واتس‌آپ راوی از آسمان آلوده شب.
11:36
This is one he sentارسال شد to Kushهندوکش in Mayممکن است.
این یکی را در ماه می برای کوش فرستاد.
11:40
Raviراوی saysمی گوید the airهوا is still unbreathableunbreathable.
راوی می‌گفت هوا همچنان غیرقابل تنفس است.
11:44
At one pointنقطه this yearسال,
Raviراوی wentرفتی on hungerگرسنگی strikeضربه.
امسال در نقطه‌ای، راوی اعتصاب غذا کرد.
11:48
Kushهندوکش was frustratedناامید.
کوش درمانده شده بود.
11:51
He said, "We can winپیروزی if we use the lawقانون."
می‌گفت، «اگر از قانون
استفاده کنیم برنده می‌شویم.»
11:53
Raviراوی said, "I believe in the lawقانون, I do,
راوی گفت، «من به قانون ایمان دارم، واقعاً،
11:56
but it's not gettingگرفتن us farدور enoughکافی."
اما ما را به اندازه کافی پیش نمی‌برد.»
11:59
Whetherچه it's Indiaهندوستان, Kenyaکنیا,
the Unitedیونایتد Statesایالت ها or anywhereهر جا elseچیز دیگری,
فرقی ندارد که هند، کنیا،
ایالات متحده یا هر جای دیگر باشد،
12:02
tryingتلاش کن to squeezeفشار دادن justiceعدالت
out of brokenشکسته شده systemsسیستم های
تلاش برای افشردن عدالت از سیستم‌های فاسد
12:08
is like Ravi'sراوی را caseمورد.
مانند مورد راوی است.
12:11
Hopeامید and despairناامیدی are neckگردن and neckگردن.
امید و ناامیدی سایه به سایه‌ هم هستند.
12:13
And so not only do we urgentlyفورا need
to supportحمایت کردن and protectمحافظت
و نه تنها به حمایت و محافطت فوری
12:18
the work of barefootپابرهنه lawyersوکلا
around the worldجهان,
از کار وکیلان پابرهنه
در تمام دنیا نیاز داریم،
12:22
we need to changeتغییر دادن the systemsسیستم های themselvesخودشان.
همچنین نیاز داریم
که خود سیستم‌ها را هم تغییر دهیم.
12:25
Everyهرکدام caseمورد a paralegalparalegal takes on
هر پرونده‌ای که یک همیار وکیل
روی آن کار می‌کند
12:29
is a storyداستان about how a systemسیستم
is workingکار کردن in practiceتمرین.
شرحی از این است که آن سیستم
در واقعیت چگونه عمل می‌کند.
12:32
When you put those storiesداستان ها togetherبا یکدیگر,
و وقتی آن داستان‌ها کنار هم قرار می‌گیرد،
12:37
it givesمی دهد you a detailedدقیق portraitپرتره
of the systemسیستم as a wholeکل.
یک تصویر با جزئیات
از عملکرد سیستم بدست می‌آید.
12:39
People can use that informationاطلاعات
مردم می‌توانند از آن اطلاعات استفاده کنند
12:43
to demandتقاضا improvementsپیشرفت ها
to lawsقوانین and policiesسیاست های.
و بهبود قوانین و سیاست‌ها را طلب کنند.
12:45
In Indiaهندوستان, paralegalsparalegals and clientsمشتریان
have drawnکشیده شده on theirخودشان caseمورد experienceتجربه
در هند، همیاران وکیل و مراجعین‌شان
تجربیاتشان را به کار می‌گیرند
12:48
to proposeپیشنهاد میکنم smarterهوشمندانه regulationsآئین نامه
for the handlingرسیدگی of mineralsمواد معدنی.
تا قوانین هوشمندانه تری
برای اداره‌ی معادن وضع کنند.
12:53
In Kenyaکنیا, paralegalsparalegals and clientsمشتریان
are usingاستفاده كردن dataداده ها from thousandsهزاران نفر of casesموارد
در کنیا همیاران وکیل و مراجعین‌شان
از اطلاعات هزاران پرونده
12:57
to argueجر و بحث that vettingارزیابی is unconstitutionalخلاف قانون اساسی.
برای اثبات غیرقانونی بودن ارزیابی،
استفاده می‌کنند.
13:02
This is a differentناهمسان way
of approachingنزدیک شدن reformاصلاحات.
این مسیر متفاوتی برای ایجاد تغییر است.
13:07
This is not a consultantمشاور
flyingپرواز into Myanmarمیانمار
این یک مشاور نیست
که با یک قالب کپی شده از مقدونیه
13:10
with a templateقالب he's going
to cutبرش and pasteچسباندن from Macedoniaمقدونیه,
به میامار پرواز کند،
13:13
and this is not an angryخشمگین tweetصدای جیر جیر.
یک توئیت از روی خشم نیست.
13:17
This is about growingدر حال رشد reformsاصلاحات
from the experienceتجربه of ordinaryعادی people
این درباره گسترش تغییراتی است
که از تجربیات مردمی عادی که تلاش می‌کردند
13:21
tryingتلاش کن to make the rulesقوانین and systemsسیستم های work.
تا قوانین و سیستم‌ها را
کارآمد کنند بدست آمده است.
13:24
This transformationدگرگونی in the relationshipارتباط
betweenبین people and lawقانون
این دگرگونی در روابط بین مردم و قانون،
13:29
is the right thing to do.
این کاردرست است.
13:35
It's alsoهمچنین essentialضروری است for overcomingفائق آمدن
همچنین برای غلبه بر چالش‌های بزرگی
13:38
all of the other
great challengesچالش ها of our timesبار.
که در طول زمان
خواهیم داشت ضروری است.
13:41
We are not going to avertجلوگیری
environmentalمحیطی collapseسقوط - فروپاشی - اضمحلال
نمی‌توانیم فاجعه‌های
زیست محیطی را دفع کنیم
13:46
if the people mostاکثر affectedمتأثر، تحت تأثیر، دچار، مبتلا by pollutionآلودگی
وقتی که مردم بیشتراز آلودگی آسیب می‌بینند
13:51
don't have a say in what happensاتفاق می افتد
to the landزمین and the waterاب,
نیازی نیست بگوییم
چه اتفاقی برای زمین و هوا می‌افتد،
13:54
and we won'tنخواهد بود succeedموفق باش in reducingكم كردن povertyفقر
or expandingگسترش opportunityفرصت
و موفق به کاهش فقر
یا ایجاد فرصت نمی‌شویم
13:58
if poorفقیر people can't exerciseورزش
theirخودشان basicپایه ای rightsحقوق.
اگر مردم فقیر نتوانند
از حق و حقوق پایه خود استفاده کنند.
14:03
And I believe we won'tنخواهد بود overcomeغلبه بر
و من معتقدم نمی‌توانیم
14:07
the despairناامیدی that authoritarianاقتدارگرا
politiciansسیاستمداران preyطعمه uponبر
بر ناامیدی که سیاستمداران اقتدارگرا
از قِبَل آن شکار می‌کنند چیره شویم
14:11
if our systemsسیستم های stayاقامت کردن riggedجعلی.
اگر سیستم‌های ما
بادبان افراشته آماده صید بمانند.
14:16
I calledبه نام Raviراوی before comingآینده here
to askپرسیدن permissionمجوز to shareاشتراک گذاری his storyداستان.
قبل از اینکه اینجا بیایم به راوی زنگ زدم و
برای به اشتراک گذاشتن داستانش اجازه گرفتم.
14:20
I askedپرسید: if there was any messageپیام
he wanted to give people.
پرسیدم پیامی هست که بخواهد به مردم بدهد.
14:27
He said, "[Gujaratiگجراتی]."
او گفت، "[به زبان گوجاراتی]."
14:31
Wakeاز خواب بیدار up.
بیدار شوید.
14:35
"[Gujaratiگجراتی]."
"[به زبان گوجاراتی]."
14:38
Don't be afraidترسیدن.
نترسید.
14:40
"[Gujaratiگجراتی]."
"[به زبان گوجاراتی]."
14:42
Fightمبارزه کردن with paperکاغذ.
با کاغذ بجنگید.
14:44
By that I think he meansبه معنای
fightمبارزه کردن usingاستفاده كردن lawقانون ratherنسبتا than gunsاسلحه.
که منظورش جنگ با استفاده
از قانون به جای تفنگ بود.
14:45
"[Gujaratiگجراتی]."
"[به زبان گوجاراتی]."
14:49
Maybe not todayامروز, maybe not this yearسال,
maybe not in fiveپنج yearsسالها,
شاید نه امروز، نه امسال،
نه حتی پنج سال دیگر،
14:55
but find justiceعدالت.
اما عدالت را بیابید.
14:58
If this guy, whoseکه entireکل communityجامعه
is beingبودن poisonedمسموم شده everyهرکدام singleتنها day,
اگر این پسر، کسی که تمام جامعه‌اش
هر روز مسموم می‌شود،
15:04
who was readyآماده to take his ownخودت life --
کسی که حاضر بود جان بدهد --
15:10
if he's not givingدادن up on seekingبه دنبال justiceعدالت,
اگر او دست از جستجوی عدالت برنمی‌دارد،
15:12
then the worldجهان can't give up eitherیا.
پس دنیا هم نمی‌تواند تسلیم شود.
15:15
Ultimatelyدر نهایت, what Raviراوی callsتماس می گیرد
"fightingدعوا کردن with paperکاغذ"
در نهایت، چیزی که راوی گفت
"با کاغذ جنگیدن"
15:19
is about forgingآهنگری a deeperعمیق تر
versionنسخه of democracyدموکراسی
در باره قالب زدن
نسخه عمیقتری از دموکراسی است
15:22
in whichکه we the people,
که در آن ما مردم
15:27
we don't just castقالب ballotsرای گیری
everyهرکدام fewتعداد کمی yearsسالها,
نه تنها هر چند سال یکبار رای می‌دهیم،
15:28
we take partبخشی dailyروزانه in the rulesقوانین
and institutionsمؤسسات that holdنگه دارید us togetherبا یکدیگر,
بلکه نقش تعیین کننده‌ای درقوانین و موسساتی
داریم که ما را کنارهم نگه می‌دارند،
15:30
in whichکه everyoneهر کس,
even the leastکمترین powerfulقدرتمند,
و در آن هرکدام از ما،
حتی با کمترین قدرت،
15:37
can know lawقانون, use lawقانون and shapeشکل lawقانون.
می‌تواند قانون را بشناسد، ازآن استفاده کند
و به آن شکل دهد.
15:40
Makingساخت that happenبه وقوع پیوستن, winningبرنده شدن that fightمبارزه کردن,
به عمل رساندن این موضوع، بردن این جنگ،
15:45
requiresنیاز دارد all of us.
حضور همه ما را می‌طلبد.
15:48
Thank you guys. Thank you.
متشکرم دوستان. متشکرم.
15:50
(Applauseتشویق و تمجید)
(صدای تشویق)
15:52
KeloKelo KubuKubu: Thanksبا تشکر, VivekVivek یدلایمخیرات.
کلو کوبو: ممنونم ویوک.
16:01
So I'm going to make a fewتعداد کمی assumptionsمفروضات
حالا می‌خواهم فرض کنم که حضار می‌دانند
16:03
that people in this roomاتاق know
what the Sustainableپایدار Developmentتوسعه Goalsاهداف are
اهداف توسعه‌ی پایدار چیست
16:06
and how the processروند worksآثار,
و فرآیند آن چگونه است،
16:09
but I want us to talk a little bitبیت
اما می‌خواهم کمی بیشتر صحبت کنیم
16:12
about Goalهدف 16: Peaceصلح, justiceعدالت
and strongقوی institutionsمؤسسات.
درباره ی هدف ۱۶: صلح، عدالت
و نهادهای قدرتمند.
16:15
VivekVivek یدلایمخیرات MaruMaru: Yeah. Anybodyهر شخصی rememberیاد آوردن
the Millenniumهزاره Developmentتوسعه Goalsاهداف?
ویوک مارو: بله. کسی اهداف
توسعه هزاره را یادش می‌آید؟
16:20
They were adoptedتصویب شد in 2000 by the UNسازمان ملل متحد
and governmentsدولت ها around the worldجهان,
آنها در سال ۲۰۰۰ توسط سازمان ملل
و دولت‌های سراسر جهان پایه گذاری شدند،
16:24
and they were for essentialضروری است,
laudableخیرخواهانه things.
آنها بسیار برجسته و قابل تقدیر بودند.
16:29
It was reduceكاهش دادن childکودک mortalityمرگ و میر
by two thirdsسهم, cutبرش hungerگرسنگی in halfنیم,
کاهش مرگ و میر کودکان به دو سوم،
رساندن قحطی به نصف،
16:31
crucialحیاتی things.
وکارهای حیاتی ازاین قبیل.
16:35
But there was no mentionاشاره
of justiceعدالت or fairnessعدالت
اما هیچ اشاره ای به عدالت یا برابری
16:36
or accountabilityمسئوليت or corruptionفساد,
یا مسئولیت پذیری یا فساد اداری نشده بود،
16:39
and we have madeساخته شده progressپیش رفتن
duringدر حین the 15 yearsسالها
و ما در طی این ۱۵ سال، زمانی که آن اهداف
16:41
when those goalsاهداف were in effectاثر,
داشت تأثیر خودش را می‌گذاشت،
16:44
but we are way behindپشت
what justiceعدالت demandsخواسته ها,
ما به هر قیمتی در پشت صحنه‌ی
احقاق حقوق فعالیت می‌کردیم،
16:46
and we're not going to get there
unlessمگر اینکه we take justiceعدالت into accountحساب.
و هیچگاه پا پس نکشیدیم
تا زمانی که به عدالت برسیم.
16:49
And so when the debateمناظره startedآغاز شده
about the nextبعد developmentتوسعه frameworkچارچوب,
و زمانی که بحث راجع به چارچوب
توسعه‌ی بعدی آغاز شد،
16:53
the 2030 Sustainableپایدار Developmentتوسعه Goalsاهداف,
اهداف توسعه ی پایدار۲۰۳۰،
16:56
our communityجامعه cameآمد togetherبا یکدیگر
around the worldجهان
جامعه‌ی ما از سراسر جهان دورهم جمع شدند،
16:59
to argueجر و بحث that accessدسترسی به to justiceعدالت
and legalقانونی empowermentتوانمندسازی
تا باهم برای دسترسی به عدالت و توانمند
سازی قانون و اینکه این دو موضوع باید
17:02
should be a partبخشی of that newجدید frameworkچارچوب.
جزئی از این چهارچوب جدید باشد، گفتگو کنیم.
17:06
And there was a lot of resistanceمقاومت.
مخالفت های بسیاری در برابرمان شد.
17:08
Those things are more politicalسیاسی,
more contentiousمتضاد than the other onesآنهایی که,
آن موارد بیشتر سیاسی بودند،
بعضی از آنها بحث بیشتری می‌طلبید،
17:10
so we didn't know untilتا زمان the night before
whetherچه it was going to come throughاز طریق.
و ما این موضوع را تا شب قبل از بحث کردن،
متوجه نمی‌شدیم.
17:13
We squeakedجیغ کشیدن by.
جیغ می‌کشیدیم.
17:17
The 16thth out of 17 goalsاهداف
commitsمرتکب می شود to accessدسترسی به to justiceعدالت for all,
۱۶ تا از ۱۷ هدف متعهد
به دسترسی به عدالت برای همه شد،
17:18
whichکه is a bigبزرگ dealمعامله.
که کار بسیار بزرگی بود.
17:22
It's a bigبزرگ dealمعامله, yes.
Let's clapکف زدن for justiceعدالت.
آره، کار بزرگی بود.
بیایید برای عدالت دست بزنیم.
17:24
(Applauseتشویق و تمجید)
(صدای تشویق)
17:27
Here'sاینجاست the scandalرسوایی, thoughگرچه.
با اینحال یک رسوایی هم داشتیم.
17:29
The day the goalsاهداف were adoptedتصویب شد,
روزی که قرار شد آن اهداف تصویب شوند،
17:31
mostاکثر of them were accompaniedهمراه
by bigبزرگ commitmentsتعهدات:
خیلی از آنها
پشتوانه‌های مالی بزرگی داشتند:
17:34
a billionبیلیون dollarsدلار
from the Gatesگیتس Foundationپایه
یک میلیارد دلار از طرف دولت انگلیس
17:38
and the Britishانگلیس governmentدولت for nutritionتغذیه;
و سازمان گیتس برای تغذیه؛
17:40
25 billionبیلیون in public-privateعمومی خصوصی financingتامین مالی
for healthسلامتی careاهميت دادن for womenزنان and childrenفرزندان.
۲۵ میلیارد سرمایه گذاری عام-خاص
برای وضعیت بهداشت و سلامت زنان و کودکان.
17:42
On accessدسترسی به to justiceعدالت,
we had the wordsکلمات on the paperکاغذ,
با دسترسی به عدالت، ما فقط روی کاغذ حرف
برای گفتن داشتیم،
17:46
but nobodyهيچ كس pledgedمتعهد شد a pennyپنی,
و هیچ کس حتی یک پنی هم برای ما خرج نکرد،
17:49
and so that is the opportunityفرصت
and the challengeچالش that we faceصورت right now.
و این یک موقعیت جدید و چالش جدید برای ماست
که در حال حاضر با آن روبرو هستیم.
17:52
The worldجهان recognizesبه رسمیت می شناسد more than ever before
جهان بیش از پیش درک خواهد کرد
17:56
that you can't have
developmentتوسعه withoutبدون justiceعدالت,
که شما بدون عدالت نمی‌توانید ترقی کنید،
17:59
that people can't improveبهتر کردن theirخودشان livesزندگی می کند
if they can't exerciseورزش theirخودشان rightsحقوق,
که مردم نمی‌توانند به زندگی‌شان بهبود
ببخشند اگر حقوق‌شان را ندانند،
18:02
and what we need to do now
is turnدور زدن that rhetoricلفاظی,
و تنها چیزی که الان نیاز داریم
پایان دادن به این لفاظی‌ها و عمل به آن‌ها
18:05
turnدور زدن that principleاصل, into realityواقعیت.
و تبدیل این حقیقت به واقعیت است.
18:09
(Applauseتشویق و تمجید)
(صدای تشویق)
18:12
KKKK: How can we help?
What can people in this roomاتاق do?
کلو کوبو: چطور می‌توانیم کمک کنیم؟
حاضران اینجا چه کار می‌توانند بکنند؟
18:17
VMVM: Great questionسوال. Thank you for askingدرخواست.
ویوک مارو: سوال خوبی بود. ممنون از سوالت.
18:20
I would say threeسه things.
سه چیز را به شما می‌گویم.
18:23
One is investسرمایه گذاری.
یک، سرمایه گذاری.
18:25
If you have 10 dollarsدلار,
or a hundredصد dollarsدلار, a millionمیلیون dollarsدلار,
اگر شما ۱۰، صد یا یک میلیون دلار دارید،
18:27
considerدر نظر گرفتن puttingقرار دادن some of it
towardsبه سمت grassrootsمردم عادی legalقانونی empowermentتوانمندسازی.
مقداری از آن را در راستای توانمند سازی
قانونی مردمی درنظر بگیرید.
18:30
It's importantمهم in its ownخودت right
به نوبه ی خودش بسیار مهم است
18:33
and it's crucialحیاتی for just about
everything elseچیز دیگری we careاهميت دادن about.
و درباره چیزهای دیگر هم که ما به آنها
اهمیت می‌دهیم صدق می‌کند و حیاتی ست.
18:35
Numberعدد two,
شماره ی دو،
18:38
pushفشار دادن your politiciansسیاستمداران and your governmentsدولت ها
to make this a publicعمومی priorityاولویت.
به سیاستمداران و دولت خود فشار بیاورید
تا به صورت یک اولویت اجتماعی درآید.
18:39
Just like healthسلامتی or educationتحصیلات,
accessدسترسی به to justiceعدالت
درست مانند سلامت و تحصیل، دسترسی به قانون
18:45
should be one of the things
that a governmentدولت owesبدهکار است its people,
هم باید یکی از چیزهایی باشد
که دولت به مردمش مدیون است،
18:48
and we're nowhereهیچ جایی closeبستن to that,
و ما حتی به آن نزدیک هم نشدیم،
18:51
neitherنه in richثروتمند countriesکشورها
or poorفقیر countriesکشورها.
فرقی هم نمی‌کند
که کشوری پولدار باشد یا فقیر.
18:53
Numberعدد threeسه is:
be a paralegalparalegal in your ownخودت life.
شماره سه: همیار وکیل زندگی خودتان باشید.
18:55
Find an injusticeبی عدالتی
or a problemمسئله where you liveزنده.
یک ناعدالتی یا یک مشکل را
در محل زندگی‌تان پیدا کنید.
19:00
It's not hardسخت to find, if you look.
اگر بگردید، پیدا کردن آن سخت نیست.
19:03
Is the riverرودخانه beingبودن contaminatedآلوده,
رودخانه‌ای که از محل زندگی‌تان،
19:05
the one that passesعبور می کند throughاز طریق
the cityشهر where you liveزنده?
عبور میکند آلوده شده؟
19:06
Are there workersکارگران gettingگرفتن paidپرداخت شده
lessکمتر than minimumکمترین wageحق الزحمه
آیا کارگران کمتر ازحداقل دستمزد
مصوب حقوق می‌گیرند
19:09
or who are workingکار کردن withoutبدون safetyایمنی gearدنده?
یا بدون وسایل ایمنی کار می‌کنند؟
19:11
Get to know the people mostاکثر affectedمتأثر، تحت تأثیر، دچار، مبتلا,
مردمی را پیدا کنید
که بیشترین آسیب را دیده‌اند،
19:13
find out what the rulesقوانین say,
بفهمید که قوانین چه می‌گوید،
19:16
see if you can use those rulesقوانین
to get a solutionراه حل.
و اگر می‌توانید از آن قوانین
راه حلی پیدا کنید.
19:17
If it doesn't work, see if you can
come togetherبا یکدیگر to improveبهتر کردن those rulesقوانین.
اگر جواب نداد، دورهم جمع بشوید
و در صورت امکان قوانین را بهبود ببخشید.
19:21
Because if we all startشروع کن knowingدانستن lawقانون,
usingاستفاده كردن lawقانون and shapingشکل دادن lawقانون,
زیرا اگر همه‌ی ما قانون را بشناسیم،
ازآن استفاده کنیم و به آن شکل بدهیم،
19:25
then we will be buildingساختمان
that deeperعمیق تر versionنسخه of democracyدموکراسی
آن‌موقع ما یک نسخه ی کاملتر
و عمیقتر از دموکراسی خواهیم ساخت
19:31
that I believe our worldجهان
desperatelyبه شدت needsنیاز دارد.
که معتقدم دنیای ما شدیداً بهش نیاز دارد.
19:34
(Applauseتشویق و تمجید)
(صدای تشویق)
19:39
KKKK: Thanksبا تشکر so much, VivekVivek یدلایمخیرات.
VMVM: Thank you.
کلو کوبو: خیلی ممنون ویوک.
ویوک مارو: ممنون.
19:40
Translated by Arman Ghasedi
Reviewed by Sadegh Zabihi

▲Back to top

About the speaker:

Vivek Maru - Legal empowerment advocate
Vivek Maru is the founder of Namati, a movement for legal empowerment around the world powered by cadres of grassroots legal advocates.

Why you should listen

More than four billion people around the world live outside the protection of the law. Vivek Maru founded Namati in 2011 to grow the movement for legal empowerment, building cadres of grassroots legal advocates, also known as "community paralegals," in ten countries so far. The advocates have worked with more than 65,000 people to protect community lands, enforce environmental law and secure basic rights to healthcare and citizenship. Namati convenes the Global Legal Empowerment Network, more than 1,000 groups from 150 countries who are learning from one another and collaborating on common challenges. Thanks to their work, access to justice is part of the UN's new global development framework, the 2030 Sustainable Development Goals.

From 2003 to 2007, Maru co-founded and co-directed the Sierra Leonean organization Timap for Justice, a pioneering model for delivering justice services in the context of a weak state and a plural legal system. From 2008 to 2011, he served as senior counsel in the Justice Reform Group of the World Bank. His work focused on rule of law reform and governance, primarily in West Africa and South Asia. In 1997–1998 he lived in a hut of dung and sticks in a village in Kutch, his native place, in western India, working on watershed management and girls' education with two grassroots development organizations, Kutch Mahila Vikas Sanghathan and Sahjeevan.

More profile about the speaker
Vivek Maru | Speaker | TED.com