English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TEDGlobal 2017

Nnedi Okorafor: Sci-fi stories that imagine a future Africa

نندی اوکورافور: داستان‌های علمی تخیلی که آفریقای آینده را تجسم می‌کند

Filmed:
961,812 views

علمی تخیلی من نیاکان متفاوتی دارد-- آفریقایی، «به گفته نندی اوکورافور نویسنده.» در لابلای بریده‌هایی از مجموعه کتابهای بینتی، و رمان لاگون، اوکرافور به صحبت درباره ریشه‌ها و منابع الهامبخش آثارش می‌پردازد- این که چطور او دربهای عجیب را با " آفروفیوچریستیک "نویسی می‌گشاید.

- Science fiction writer
Nnedi Okorafor weaves African cultures into the evocative settings and memorable characters of her science fiction work for kids and adults. Full bio

What if an Africanآفریقایی girlدختر
from a traditionalسنتی familyخانواده
چطور می‌شود اگر دختری آفریقایی
از خانواده‌ای سنتی
00:12
in a partبخشی of futureآینده Africaآفریقا
در بخشی از آفریقای آینده
00:16
is acceptedپذیرفته شده into the finestبهترین
universityدانشگاه in the galaxyکهکشان,
در بهترین دانشگاه کهکشان،
چند سیاره دورتر
00:18
planetsسیارات away?
پذیرفته شود؟
00:21
What if she decidesتصمیم میگیرد to go?
اگر تصمیم به رفتن بگیرد، چه؟
00:24
This is an excerptگزیده ای
from my "Bintiبنتی" novellaرمانتیک trilogyسه گانه:
این بریده‌ای از رمان
سه گانه من «بینتی» است:
00:27
I poweredطراحی شده up the transporterحمل کننده
and said a silentبی صدا prayerنماز.
خودرو را روشن کردم
و توی دلم دعا کردم.
00:32
I had no ideaاندیشه what I was going
to do if it didn't work.
هیچ ایده‌ای نداشتم که
اگر کار نکرد چکار کنم.
00:35
My transporterحمل کننده was cheapارزان,
خودرو من ارزان قیمت بود،
00:38
so even a dropletقطره of moistureمرطوب
or, more likelyاحتمال دارد, a grainغلات of sandشن,
بنابراین حتی یک قطر رطوبت یا
با احتمال بیشتر یک دانه شن
00:40
would causeسبب می شود it to shortکوتاه.
عمر آن را کوتاه می‌کرد.
00:43
It was faultyمعیوب, and mostاکثر of the time
I had to restartراه اندازی مجدد it over and over
ایراد داشت و اغلب اوقات باید آن
را چند بار خاموش و روشن می‌کردم
00:45
before it workedکار کرد.
تا کار کند.
00:49
"Please not now,
please not now," I thought.
« لطفا الان نه، الان نه،»
با خودم فکر کردم.
00:50
The transporterحمل کننده shiveredلرزید in the sandشن
and I heldبرگزار شد my breathنفس کشیدن.
سفینه در شن تکانی خورد و
من نفسم را حبس کردم.
00:53
Tinyکوچک, flatتخت and blackسیاه as a prayerنماز stoneسنگ,
کوچک، صاف و سیاه مثل یک سنگ دعا،
00:57
it buzzedوزوز softlyآرام and then
slowlyبه آرامی roseگل سرخ from the sandشن.
توی شنها وزوز نرمی کرد و از زمین بلند شد.
00:59
Finallyسرانجام, it producedتولید شده
the baggage-liftingچمدان بلند forceزور.
سرانجام، نیروی بلند کننده
بارو بندیل را تولید کرد.
01:03
I grinnedخندید.
لبخند زدم.
01:06
Now I could make it
to the shuttleشاتل on time.
بموقع می‌توانستم به شاتل برسم.
01:07
I swipedکشیدن otjizeojjize from my foreheadپیشانی
with my indexشاخص fingerانگشت and kneltکوهنوردی down,
با انگشت اشاره چربی دنبه خوک را
از پیشانی‌ام پاک کردم و زانو زدم،
01:11
then I touchedلمس کرد the fingerانگشت to the sandشن,
و انگشتم را توی شن فرو کردم،
01:15
groundingزمینی the sweet-smellingشیرین بوی
redقرمز clayخاک رس into it.
وآن را آغشته به بوی خوش خاک رس کردم.
01:17
"Thank you," I whisperedزمزمه.
آرام گفتم، «متشکرم.»
01:20
It was a half-mileنیم مایل walkراه رفتن
alongدر امتداد the darkتاریک است desertکویر roadجاده.
۸۰۰ متر پیاده‌روی
در امتداد جاده بیابانی تاریک.
01:23
With the transporterحمل کننده workingکار کردن
I would make it there on time.
حالا که خودرو کار می‌کرد،
به موقع می‌رسیدم.
01:26
Straighteningصاف کردن up,
I pausedمتوقف شد and shutبسته شدن my eyesچشم ها.
صاف نشستم، مکث کردم
و چشمهایم را بستم.
01:30
Now, the weightوزن of my entireکل life
was pressingفشار دادن on my shouldersشانه ها.
الان کل بار زندگی‌ام
روی شانه هایم سنگینی می‌کرد.
01:32
I was defyingفراموش کردن the mostاکثر traditionalسنتی
partبخشی of myselfخودم for the first time
برای اولین بار داشتم سنتی‌ترین بخش
از وجودم را در کل عمرم
01:36
in my entireکل life.
به چالش می‌کشیدم.
01:40
I was leavingترک in the deadمرده of night,
and they had no clueسرنخ.
در تاریکی مطلق راهی شدم
و آنها از همه جا بیخبر بودند.
01:41
My nineنه siblingsخواهران و برادران, all olderمسن تر than me
exceptبجز for my youngerجوانتر sisterخواهر and brotherبرادر,
هیچکدام از نه بردار و خواهرم که همگی بغیر
یک برادر و خواهر کوچکتر از من
01:45
would never see this comingآینده.
بزرگتر بودند، اصلا انتظارش را نداشتند.
01:49
My parentsپدر و مادر would never imagineتصور کن
I'd do suchچنین a thing in a millionمیلیون yearsسالها.
والدین من ۱۰۰ سال آزگار هم
تصور نمی‌کردند چنین کاری کنم.
01:51
By the time they all realizedمتوجه شدم
what I'd doneانجام شده and where I was going,
زمانی که متوجه می‌شدند چه کردم
و به کجا میرفتم،
01:55
I'd have left the planetسیاره.
دیگر سیاره را ترک کرده بودم.
01:59
In my absenceغیبت, my parentsپدر و مادر
would growlخندیدن to eachهر یک other
در غیابم، والدینم
به همدیگر غرولند می‌کردند
02:02
that I was never
to setتنظیم footپا in theirخودشان home again.
که دیگر حق نداشتم دوباره
پا به خانه آنها بگذارم.
02:05
My fourچهار auntiesتمکین and two unclesعموها
who livedزندگی می کرد down the roadجاده
چهارتا خاله و دو عمویم که
پایین جاده زندگی می‌کردند
02:08
would shoutفریاد and gossipشایعات بی اساس amongstدر میان themselvesخودشان
دور هم می‌نشستند و غیبت می‌کردند
02:11
about how I had scandalizedاسکناس
the entireکل bloodlineخونین.
درباره این که چه آبروریزی
برای کل طایفه بودم.
02:13
I was going to be a pariahمنفور.
طرد می‌شدم.
02:16
"Go," I softlyآرام whisperedزمزمه
to the transporterحمل کننده,
یواش به خودرو گفتم، «برو»
02:19
stampingمهر زدن my footپا.
و پایم را کوبیدم.
02:21
The thinلاغر metalفلز ringsحلقه I woreبه تن کرد
around eachهر یک ankleمچ پا jingledjingled noisilyسر و صدا,
فلز نازک پابندم جرینگ جرینگ صدا کرد،
02:23
but I stampedمهر زده my footپا again.
بازهم پایم را کوبیدم.
02:26
Onceیک بار on, the transporterحمل کننده workedکار کرد bestبهترین
when I didn't touchدست زدن به it.
یکبار خورو بکار افتاد وقتی به آن دست نزدم.
02:29
"Go," I said again,
sweatعرق formingشکل گیری on my browسوزش.
«برو» دوباره گفتم، در حالیکه
عرق به پیشانی داشتم.
02:32
When nothing movedنقل مکان کرد,
وقتی حرکت نکرد،
02:36
I chancedchanced givingدادن the two largeبزرگ suitcasesچمدان ها
sittingنشسته atopبالا the forceزور fieldرشته a shoveتنه زدن.
شانسم را با خلاص شدن از وزن دو چمدان
بالای سرم امتحان کردم.
02:37
They movedنقل مکان کرد smoothlyبه نرمی,
and I breathedنفس کشید anotherیکی دیگر sighآه of reliefتسکین.
به آرامی حرکت کردند و من نفس راحت کشیدم.
02:42
At leastکمترین some luckشانس was on my sideسمت.
حداقل شانس کمی با من یار بود.
02:45
So, in a distantدور futureآینده partبخشی of Africaآفریقا,
خب در آینده ای دور در بخشی
از آفریقا،
02:50
Bintiبنتی is a mathematicalریاضی geniusنابغه
of the HimbaHimba ethnicقومی groupگروه.
بینتی یک نابغه ریاضی از گروه قومی هیمباست.
02:53
She's been acceptedپذیرفته شده
into a universityدانشگاه on anotherیکی دیگر planetسیاره,
او در سیارهای دیگر دانشگاه قبول شده،
02:57
and she's decidedقرار بر این شد to go.
و تصمیم به رفتن گرفته است.
03:00
Carryingحمل کردن the bloodخون
of her people in her veinsرگه ها,
درحالیکه خون والدینش را در رگهایش دارد،
03:02
adornedتزئین شده with the teachingsتعالیم,
waysراه ها, even the landزمین on her very skinپوست,
مزین به آموزه‌ها، روشها،
و حتی خاکی که روی پوستش است،
03:04
Bintiبنتی leavesبرگها the earthزمین.
بینتی زمین را ترک می‌کند.
03:09
As the storyداستان progressesپیشرفت می کند,
she becomesتبدیل می شود not other, but more.
و داستان پیش می‌رود،
بجای این که عوض شود
03:12
This ideaاندیشه of leavingترک but bringingبه ارمغان آوردن
and then becomingتبدیل شدن به more
این ایده ترک کردن اما آوردن بعد بیشتر شدن
03:16
is at one of the heartsقلب of Afrofuturismآفتاب پرستی,
از اصول آفروفیوچریسم است،
03:19
or you can simplyبه سادگی call it
a differentناهمسان typeتایپ کنید of scienceعلوم پایه fictionداستان.
یا بسادگی می‌توان آن را نوع متفاوتی
از علمی تخیلی نامید.
03:22
I can bestبهترین explainتوضیح the differenceتفاوت betweenبین
classicکلاسیک scienceعلوم پایه fictionداستان and Afrofuturismآفتاب پرستی
بهترین نحوی که می‌توانم تفاوت بین علمی
تخیلی کلاسیک و آفروفیوچریسم را توضیح دهم
03:26
if I used the octopusاختاپوس analogyتقلید.
با استفاده از قیاس اختاپوس ممکن است.
03:31
Like humansانسان,
مثل انسانها،
03:34
octopusesهشت پا are some of the mostاکثر
intelligentباهوش - هوشمند creaturesموجودات on earthزمین.
اختاپوسها از جمله باهوشترین
موجودات زمین هستند.
03:35
Howeverبا این حال, octopusاختاپوس intelligenceهوش evolvedتکامل یافته است
from a differentناهمسان evolutionaryتکامل یافته lineخط,
بهرحال، هوش اختاپوسها از
خط تکاملی متفاوتی می‌آید.
03:39
separateجداگانه from that of humanانسان beingsموجودات,
جدا از نوع بشر،
03:44
so the foundationپایه is differentناهمسان.
بنابراین از بنیان متفاوت هستند.
03:46
The sameیکسان can be said about the foundationsپایه ها
of variousمختلف formsتشکیل می دهد of scienceعلوم پایه fictionداستان.
همین را می‌شود درباره اساس اشکال مختلف
علمی تخیلی گفت.
03:49
So much of scienceعلوم پایه fictionداستان speculatesگمان می کند
علمی تخیلی بیشتر به شرح
03:54
about technologiesفن آوری ها,
societiesجوامع, socialاجتماعی issuesمسائل,
فناوریها، اجتماعات، مسائل اجتماعی
می پردازد،
03:57
what's beyondفراتر our planetسیاره,
what's withinدر داخل our planetسیاره.
آنچه ماورای سیاره ماست
و آنچه در سیاره ما اتفاق می‌افتد.
04:00
Scienceعلوم پایه fictionداستان is one of the greatestبزرگترین
and mostاکثر effectiveتاثير گذار formsتشکیل می دهد
علمی تخیلی یکی از بزرگترین
و موثرترین اشکال
04:03
of politicalسیاسی writingنوشتن.
انشای سیاسی است.
04:06
It's all about the questionسوال, "What if?"
تماما درباره این سوال است؛
«چطور می‌شود اگر؟»
04:08
Still, not all scienceعلوم پایه fictionداستان
has the sameیکسان ancestralاجداد bloodlineخونین,
هنوز اکثر داستانهای عملی تخیلی
این خط و نسب اجدادی را ندارند،
04:11
that lineخط beingبودن Western-rootedغربی ریشه دار
scienceعلوم پایه fictionداستان,
رگ و ریشه غربی دارند
04:16
whichکه is mostlyاغلب whiteسفید and maleنر.
که بیشتر مردانه و سفیدپوستی است.
04:19
We're talkingصحبت کردن Isaacاسحاق Asimovآسیموف, Julesژول Verneورن,
درباره آیزاک آسیموف، ژول ورن،
04:22
H.G. Wellsولز, Georgeجورج Orwellاورول,
Robertرابرت Heinleinهاینلین, etcو غیره.
اچ. جی. ولز، جرج اورول،
روبرت هین لین و غیره حرف میزنیم.
04:25
So what if a Nigerian-Americanنیجریه آمریکایی
wroteنوشت scienceعلوم پایه fictionداستان?
چطور می‌شد اگر یک نیجریه ای آمریکایی
داستان علمی تخیلی بنویسد.
04:30
Growingدر حال رشد up, I didn't
readخواندن much scienceعلوم پایه fictionداستان.
در کودکی خیلی اهل علمی تخیلی خواندن نبودم.
04:35
I couldn'tنمی توانستم relateمربوط بودن to these storiesداستان ها
نمی‌توانستم ارتباط برقرار کنم،
04:38
preoccupiedگرفتار with xenophobiaبیگانه بودن,
colonizationاستعمار and seeingدیدن aliensبیگانگان as othersدیگران.
درگیر بیگانه هراسی، استعمار
و دیدن بیگانه‌ها بعنوان غیرخودیها بودم.
04:40
And I saw no reflectionانعکاس of anyoneهر کسی
who lookedنگاه کرد like me in those narrativesروایت ها.
و بازتابی از کسی که کمی شبیه من باشد
را در آن روایتها نمی‌دیدم.
04:46
In the "Bintiبنتی" novellaرمانتیک trilogyسه گانه,
در رمان سه گانه «بینتی»،
04:50
Bintiبنتی leavesبرگها the planetسیاره
to seekبه دنبال educationتحصیلات from extraterrestrialsخارجی ها.
بینتی زمین را در جستجوی
تحصیل از فرا کیهانی‌ها ترک می‌کند.
04:52
She goesمی رود out as she is,
همانطوری که هست راهی می‌شود،
04:56
looking the way she looksبه نظر می رسد,
با همان ظاهری که دارد،
04:58
carryingحمل کردن her culturesفرهنگ ها,
با همان فرهنگی که دارد،
05:00
beingبودن who she is.
همان کسی که هست.
05:01
I was inspiredالهام گرفته to writeنوشتن this storyداستان
می‌خواستم این داستان را بنویسم
05:04
not because I was followingذیل
a lineخط of classicکلاسیک spaceفضا operaاپرا narrativesروایت ها,
نه بخاطر این که سیری از روایتهای
کلاسیک اپرای فضایی را دنبال کنم
05:05
but because of bloodخون that runsاجرا می شود deepعمیق,
بلکه بخاطر خونی که جاری است،
05:10
familyخانواده, culturalفرهنگی conflictدرگیری
خانواده ، تضاد فرهنگی
05:12
and the need to see an Africanآفریقایی girlدختر
leaveترک کردن the planetسیاره on her ownخودت termsاصطلاحات.
و نیاز به دیدن دختر آفریقایی که
با شرایط خودش از زمین می‌رود.
05:15
My scienceعلوم پایه fictionداستان
had differentناهمسان ancestorsاجداد,
ژانر علمی و تخیلی نیاکان متفاوتی داشت،
05:20
Africanآفریقایی onesآنهایی که.
نیاکان آفریقایی.
05:23
So I'm Nigerian-Americanنیجریه آمریکایی.
خب من نیجریه‌ای- آمریکایی هستم.
05:26
I was bornبدنیا آمدن to two
Nigerianنیجریه immigrantمهاجر parentsپدر و مادر
از پدر ومادر مهاجر نیجریه‌ای بدنیا آمده
05:28
and raisedبالا بردن in the Unitedیونایتد Statesایالت ها,
و در ایالات متحده بزرگ شدم،
05:31
one of the birthplacesمحل تولد
of classicکلاسیک scienceعلوم پایه fictionداستان.
یکی از محلهای تولد علمی تخیلی کلاسیک.
05:33
Howeverبا این حال, it was my Nigerianنیجریه heritageمیراث
that led me to writeنوشتن scienceعلوم پایه fictionداستان.
با اینحال، میراث نیجریه‌ای من باعث شد
که علمی تخیلی نویس شوم.
05:36
Specificallyبه طور مشخص I citeبگو those familyخانواده tripsسفرها
to Nigeriaنیجریه in the lateدیر است '90s.
بخصوص با آن سفرهای خانوادگی
که به نیجریه در اواخر دهه ۹۰ داشتم.
05:41
I'd been takingگرفتن tripsسفرها back to Nigeriaنیجریه
with my familyخانواده sinceاز آنجا که I was very youngجوان.
از وقتی بچه بودم با خانواده‌ام
به نیجریه سفر می‌کردیم.
05:47
These earlyزود tripsسفرها inspiredالهام گرفته me.
این سفرهای اولیه الهامبخش من شد.
05:51
Henceاز این رو the first storyداستان that I ever
even wroteنوشت tookگرفت placeمحل in Nigeriaنیجریه.
بنابراین اولین داستانی که تابحال نوشتم
در نیجریه اتفاق افتاد.
05:54
I wroteنوشت mainlyبه طور عمده magicalجادویی realismواقع گرایی and fantasyفانتزی
عمدتا درباره واقعگرایی جادویی
و فانتزی نوشتم
05:58
inspiredالهام گرفته by my love of Igboایگبو
که با الهام از علاقه‌ام به ایگبو
06:01
and other Westغرب Africanآفریقایی traditionalسنتی
cosmologiesکیهانشناسی and spiritualitiesمعنویت ها.
و سایر کیهانشناسی‌های سنتی آفریقای غربی
و احضار ارواح .
06:03
Howeverبا این حال, in the lateدیر است '90s,
با اینحال در اواخر دهه ۹۰ بود
06:08
I startedآغاز شده noticingمتوجه شدم
the roleنقش of technologyتکنولوژی in Nigeriaنیجریه:
که شروع به پی بردن به نقش فناوری
در نیجریه کردم:
06:11
cableکابلی TVتلویزیون and cellسلول phonesتلفن ها in the villageدهکده,
تلویزیون کابلی و موبایلها در روستاها،
06:15
419 scammersکلاهبرداران occupyingاشغالگر the cybercafesکافه های اینترنتی,
۴۱۹ متقلبی که سایبر کافه‌ها
را اشغال کرده بودند،
06:18
the smallکوچک generatorژنراتور connectedمتصل
to my cousin'sعموزاده desktopدسکتاپ computerکامپیوتر
ژنراتور کوچکی که به کامپیوتر
دسک تاپ عموزاده‌ام متصل بود
06:21
because the powerقدرت
was always going on and off.
چون همیشه برق قطع و وصل میشد.
06:25
And my Americannessآمریکایی otheredدیگران me enoughکافی
و آمریکایی آفریقایی تبار بودن بحد کافی
من را غیرخودی می‌کرد
06:28
to be intriguedجذاب by these things
that mostاکثر Nigeriansنیجریه ها saw as normalطبیعی.
تا باچیزهایی که برای سایر نیجریه‌ای‌های
عادی تلقی می‌شد برانگیخته شوم.
06:31
My intrigueفتنه eventuallyدر نهایت
gaveداد birthتولد to storiesداستان ها.
این جرقه سرانجام منجر
به تولد داستانهایم شد.
06:36
I startedآغاز شده openingافتتاح strangeعجیب doorsدرب ها.
شروع به باز کردن دربهای عجیب کردم.
06:40
What if aliensبیگانگان cameآمد to Lagosلاگوس, Nigeriaنیجریه?
چطور می‌شد اگر فضاییها
به لاگوس در نیجریه می‌آمدند؟
06:44
This is an excerptگزیده ای
from my novelرمان, "Lagoonتالاب."
این بریده‌ای از رمان من «لاگون» است.
06:50
Everybodyهمه saw it,
همه آن را دیدند،
06:56
all over the worldجهان.
در سرتاسر جهان.
06:58
That was a realواقعی introductionمعرفی
to the great messبهم ریختگی happeningاتفاق می افتد in Lagosلاگوس,
مقدمه واقعی بود به بی نظمی که در لاگوس،
07:00
Nigeriaنیجریه, Westغرب Africaآفریقا, Africaآفریقا, here.
نیجریه، آفریقای غربی، آفریقا
اینجا در جریان است.
07:04
Because so manyبسیاری people in Lagosلاگوس
had portableقابل حمل, chargeableقابل پرداخت است,
چون خیلی از مردم در لاگوس وسایل
ارتباطی قابل حمل، قابل شارژ،
07:10
glowingدرخشان, vibratingارتعاش, chirpingخنده دار, tweetingتوییت کردن,
communicatingارتباط برقرار کردن, connectedمتصل devicesدستگاه ها,
درخشان، مرتعش، جیرجیرکن، جیک جیک‌کن دارند
07:13
practicallyعملا everything was recordedثبت شده
and postedارسال شده onlineآنلاین in some way,
کلا همه چیز قابل ضبط و
بنحوی انلاین
07:17
somehowبه نحوی,
منتشر می‌شود،
07:21
quicklyبه سرعت.
سریع.
07:23
The modernمدرن humanانسان worldجهان
is connectedمتصل like a spider'sعنکبوت webوب.
جهان بشر نوین مثل تار عنکبوت
به هم متصل است.
07:25
The worldجهان was watchingتماشا کردن.
جهان تماشا می‌کرد.
07:30
It watchedتماشا کردم in fascinatedمجذوب horrorوحشت
در دهشتی میخکوب کننده
07:32
for informationاطلاعات,
اطلاعات را تماشا می‌کرد،
07:34
but mostlyاغلب for entertainmentسرگرمی.
البته بیشتر جنبه سرگرمی داشت.
07:36
Footageفیلم of what was happeningاتفاق می افتد
dominatedتحت سلطه everyهرکدام internationalبین المللی newsاخبار sourceمنبع,
پانویس آنچه در جریان بود بر تمامی
منابع خبری بین المللی حاکم بود،
07:39
video-sharingاشتراک ویدئو websiteسایت اینترنتی, socialاجتماعی networkشبکه,
circleدایره, pyramidهرم and trapezoidتراژدی.
وب سایتهای اشتراک‌گذاری ویدیوها،
شبکه‌های اجتماعی، حلقه، هرم و ذوزنقه.
07:42
But the storyداستان goesمی رود deeperعمیق تر.
اما داستان عمیق‌تر می‌شود.
07:47
It is in the mudگل و لای,
در گِل،
07:50
the dirtخاک,
خاک،
07:51
the earthزمین,
زمین،
07:53
in the fondعلاقه مند memoryحافظه of the soilyبه آرامی cosmosکیهان.
در خاطره مشتاق افلاک خاکی است.
07:55
It is in the always minglingآمیختن
pastگذشته, presentحاضر and futureآینده.
همیشه با گذشته، حال و آینده آمیخته است،
07:58
It is in the waterاب.
توی آب است.
08:02
It is in the powerfulقدرتمند spiritsارواح
and ancestorsاجداد who dwelledساکن in Lagosلاگوس.
در ارواح قدرتمند و نیاکانی است
که در لاگوس زندگی کردند.
08:04
It is in the heartsقلب and mindsذهنها
of the people of Lagosلاگوس.
در قلب و ذهن مردم لاگوس است.
08:08
Changeتغییر دادن begetsآغاز می شود changeتغییر دادن.
تغییر، تغییر می‌آورد.
08:12
The alienبیگانه Ayodeleآیدل knewمی دانست it.
آیودله فضایی آن را می‌داند.
08:15
All her people know it.
همه مردمش آن را می‌دانند.
08:17
So, this is a voiceصدای of UdideUdide,
the supremeعالی spiderعنکبوت artistهنرمند,
بنابراین این صدای اودیده،
هنرمند عنکبوتی معظم است
08:21
who is olderمسن تر than dirtخاک
که در خاک مستتر است
08:25
and livesزندگی می کند in the dirtخاک
beneathدر زیر the cityشهر of Lagosلاگوس,
و زیر تلی از خاک
در لاگوس زندگی می‌کند،
08:26
listeningاستماع and commentingاظهار نظر
گوش می‌کند و تفسیر می‌کند
08:29
and weavingبافندگی the storyداستان
of extraterrestrialsخارجی ها comingآینده to Lagosلاگوس.
و داستان فرا کیهانی‌هایی که
به لاگوس می‌آیند را می‌بافد.
08:31
In the endپایان, the great spiderعنکبوت
who was the sizeاندازه of a houseخانه
در آخر، عنکبوت کبیری که به بزرگی خانه بود
08:35
and responsibleمسئول for weavingبافندگی
the pastگذشته, presentحاضر and futureآینده
و مسئول ریسیدن گذشته، حال و آینده است
08:38
decidesتصمیم میگیرد to come forthچهارم
and be a partبخشی of the storyداستان.
تصمیم می‌گیرد پا پیش بگذارد
و جزئی از داستان شود.
08:41
Like UdideUdide, the spiderعنکبوت artistهنرمند,
مثل اودیده، هنرمند عنکبوتی،
08:45
Africanآفریقایی scienceعلوم پایه fiction'sداستانی است bloodخون runsاجرا می شود deepعمیق
جریان علمی و تخیلی آفریقایی
بسیار ریشه‌دار
08:47
and it's oldقدیمی,
و قدیمی است.
08:51
and it's readyآماده to come forthچهارم,
و در آستانه فوران کردن است،
08:52
and when it does,
و وقتی این اتفاق بیفتد،
08:55
imagineتصور کن the newجدید technologiesفن آوری ها, ideasایده ها
and sociopoliticalسیاسی-اجتماعی changesتغییرات it'llآن خواهد شد inspireالهام بخشیدن.
فناوریهای جدید، ایده‌ها و تغییرات سیاسی
اجتماعی که القاء می‌کند را تصور کنید.
08:56
For Africansآفریقایی ها, homegrownخانه دار
scienceعلوم پایه fictionداستان can be a will to powerقدرت.
برای آفریقایی‌ها، علمی تخیلی وطنی می‌تواند
اراده‌ای برای قدرت باشد.
09:03
What if?
چطور می‌شود اگر؟
09:08
It's a powerfulقدرتمند questionسوال.
پرسشی قدرتمند است.
09:10
Thank you.
متشکرم.
09:12
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق)
09:13
Translated by Leila Ataei
Reviewed by Sadegh Zabihi

▲Back to top

About the speaker:

Nnedi Okorafor - Science fiction writer
Nnedi Okorafor weaves African cultures into the evocative settings and memorable characters of her science fiction work for kids and adults.

Why you should listen

Nnedi Okorafor is an award-winning novelist of African-based science fiction, fantasy and magical realism. Born in the US to Nigerian immigrant parents, Okorafor is known for weaving African cultures into creative settings and memorable characters. Her books include Lagoon (a British Science Fiction Association Award finalist for best novel), Who Fears Death (a World Fantasy Award winner for best novel), Kabu Kabu (a Publisher's Weekly best book for Fall 2013), Akata Witch (an Amazon.com best book of the year), Zahrah the Windseeker (winner of the Wole Soyinka Prize for African Literature) and The Shadow Speaker (a CBS Parallax Award winner).

Her 2016 novel The Book of Phoenix is an Arthur C. Clarke Award finalist, while the first book in the Binti Trilogy won both the Hugo and Nebula Awards for Best Novella. Her children’s book Chicken in the Kitchen won an Africana Book Award. The final installment of the Binti Trilogy, titled The Night Masquerade, will be released in September 2017, and the sequel to Akata Witch (titled Akata Warrior) is was published in October 2017. Meanwhile, her book Who Fears Death has been optioned by HBO, with Game of Thrones' George R.R. Martin as executive producer.

Okorafor is a full professor at the University at Buffalo, New York (SUNY).

More profile about the speaker
Nnedi Okorafor | Speaker | TED.com