English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TEDxClaremontColleges

Talithia Williams: Own your body's data

تالیتیا ویلیامز: مالک اطلاعات بدن خود باشید

Filmed
Views 1,375,244

استفاده از دستگاه های خود نظارتی پیشرفته گوناگون (اندازه گیری ضربان قلب، میزان خواب،میزان راه رفتن روزانه) شاید بر ورزشکاران حرفه ای متمرکز باشد. ولی تالیتیا ویلیامز، آماردان، مورد الزامی را مطرح می کند که همه ما باید هر روز داده های ساده ی درباره بدنمان اندازه گیری و یادداشت کنیم -- زیرا داده های بدن ما بسیار بیشتر از آنچه دکترها می دانند، را آشکار می کنند.

- Statistician
Talithia Williams builds statistical models that study the spatial and temporal structure of data. Full bio

As a kidبچه I always lovedدوست داشتنی informationاطلاعات
در کودکی، همیشه عاشق اطلاعاتی بودم
00:12
that I could get from dataداده ها
که می تونستم از داده ها به دست بیارم
00:15
and the storiesداستان ها that could be told with numbersشماره.
و داستانهایی که میشه با اعداد گفت.
00:17
I rememberیاد آوردن, growingدر حال رشد up, I'd be frustratedناامید at
یادم میاد که در سن رشد، همیشه عصبانی می شدم که
00:20
how my ownخودت parentsپدر و مادر would lieدروغ to me usingاستفاده كردن numbersشماره.
پدر و مادرم چطوری به کمک اعداد به من دروغ میگن.
00:22
"TalithiaTalithia, if I've told you onceیک بار
I've told you a thousandهزار timesبار."
"تالیتیا، یک حرف رو که نباید صد دفعه بهت بگم."
00:28
No dadپدر, you've only told me 17 timesبار
نه پدر، شما فقط ۱۷ بار اون حرف رو به من زدید
00:33
and twiceدو برابر it wasn'tنبود my faultعیب. (Laughterخنده)
و دوباره بگم که اون خطای من نبوده. (خنده حضار)
00:37
I think that is one of the reasonsدلایل I got a PhPh.D. in statisticsآمار.
فکر کنم یکی از دلایلی که دکترای آمار گرفتم، همین بوده.
00:40
I always wanted to know,
من همیشه می خواستم بدونم،
00:43
what are people tryingتلاش کن to hideپنهان شدن with numbersشماره?
مردم سعی دارن چی رو پشت اعداد قایم کنن؟
00:44
As a statisticianآمارشناس,
به عنوان یک آماردان،
00:47
I want people to showنشان بده me the dataداده ها
از مردم می خوام که به من داده ها رو نشون بدن
00:48
so I can decideتصميم گرفتن for myselfخودم.
تا بتونم خودم تصمیم بگیرم.
00:52
Donaldدونالد and I were pregnantباردار with our thirdسوم childکودک
من و دونالد بچه سوممون را باردار بودیم
00:55
and we were at about 41 and a halfنیم weeksهفته ها,
و در هفته ۴۱ و نیم به سر می بردیم،
00:58
what some of you mayممکن است referمراجعه کنید to as beingبودن overdueسر رسیده.
چیزی که بعضی از شما به عنوان تاخیر در زایمان ازش یاد می کنید.
01:00
Statisticiansآمارگیران, we call that
ما آماردان ها، بهش میگیم
01:04
beingبودن withinدر داخل the 95 percentدرصد confidenceاعتماد به نفس intervalفاصله.
بودن در بازه ۹۵ درصدی اطمینان.
01:06
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
01:08
And at this pointنقطه in the processروند
و در این نقطه از فرآیند
01:10
we had to come in everyهرکدام coupleزن و شوهر of daysروزها
ما باید هر چند روز یکبار
01:12
to do a stressفشار testتست on the babyعزیزم,
برای انجام تست تنش روی بچه می اومدیم،
01:15
and this is just routineمعمولی,
و این فقط معمول است،
01:16
it testsآزمایشات whetherچه or not the babyعزیزم
is feelingاحساس any typeتایپ کنید of undueناخوشایند stressفشار.
که تست می کنه آیا بچه هیچ نوع از تنش ناشی از ماندن در رحم مادر را حس می کنه یا نه.
01:18
And you are rarelyبه ندرت, if ever, seenمشاهده گردید by your actualواقعی doctorدکتر,
و به ندرت، حتی اگه نگیم هیچ وقت، توسط دکتر خودت معاینه میشی،
01:22
just whoeverهر کس happensاتفاق می افتد to be
workingکار کردن at the hospitalبیمارستان that day.
معمولاً توسط هر کسی که اون روز شیفت کارش در بیمارستان باشه.
01:26
So we go in for a stressفشار testتست and after 20 minutesدقایق
برای همین ما تست را انجام دادیم و بعد از ۲۰ دقیقه
01:29
the doctorدکتر comesمی آید out and he saysمی گوید,
دکتر بیرون آمد و گفت،
01:32
"Your babyعزیزم is underزیر stressفشار, we need to induceوادار کردن you."
"بچه شما تحت تنش است، نیاز داریم که روش القا دردهای زایمان را برای شما انجام بدهیم"
01:35
Now, as a statisticianآمارشناس, what's my responseواکنش?
حالا، به عنوان یک آماردان، جواب من چیه؟
01:41
Showنمایش me the dataداده ها!
داده ها رو به من نشان بده!
01:45
So then he proceedsدرآمد حاصل to tell us
بنابراین او پیش اومد تا بگه
01:49
the baby'sعزیزم heartقلب rateنرخ traceپی گیری wentرفتی from 18 minutesدقایق,
که ضربان قلب بچه از دقیقه ۱۸ از نظم خارج شده،
01:52
the baby'sعزیزم heartقلب rateنرخ was in the normalطبیعی zoneمنطقه
ضربان قلب بچه تا اون موقع تو گستره نرمال بود
01:54
and for two minutesدقایق it was in what appearedظاهر شد to be
و برای دو دقیقه در گستره ای بود که انگار
01:56
my heartقلب rateنرخ zoneمنطقه and I said,
گستره ضربان قلب من باشه و من گفتم،
01:59
"Is it possibleامکان پذیر است that maybe this was my heartقلب rateنرخ?
"آیا امکان داره که اون ضربان قلب من باشه؟
02:03
I was movingدر حال حرکت around a little bitبیت,
من کمی تکان خوردم،
02:05
it's hardسخت to layغیر روحانی still on your back,
خیلی سخته که روی کمرت ثابت بمونی،
02:07
41 weeksهفته ها pregnantباردار for 20 minutesدقایق.
برای ۲۰ دقیقه، وقتی ۴۱ هفته حامله ای.
02:09
Maybe it was shiftingانتقال around."
شاید کمی شیفت پیدا کرده باشه."
02:12
He said, "Well, we don't want to take any chancesشانس."
او گفت، "خب، ما نمی خواهیم ریسک کنیم."
02:14
I said okay.
من گفتم باشه.
02:19
I said, "What if I was at 36 weeksهفته ها
گفتم: "اگه من تو هفته ۳۶م بودم
02:20
with this sameیکسان dataداده ها?
با همین داده ها، چی؟
02:22
Would your decisionتصمیم گیری be to induceوادار کردن?"
آیا تصمیمتون این بود که از القا دردهای زایمانی استفاده بشه؟"
02:24
"Well, no, I would wait untilتا زمان you were at leastکمترین
"خب، نه، من منتظر می موندم تا حداقل
02:28
38 weeksهفته ها, but you are almostتقریبا 42,
۳۸ هفته ات بشه،ولی تو الان تقریباً در هفته ۴۲ هستی،
02:31
there is no reasonدلیل to leaveترک کردن that babyعزیزم insideداخل,
دلیلی نداره که بذاریم بچه اون تو بمونه،
02:33
let's get you a roomاتاق."
اجازه بدین بهتون اتاق بدیم."
02:35
I said, "Well, why don't we just do it again?
من گفتم، "خب، چرا یکبار دیگه اون تست رو انجام ندیم؟
02:37
We can collectجمع کن more dataداده ها.
ما می تونیم داده های بیشتری به دست بیاریم.
02:44
I can try to be really still for 20 minutesدقایق.
من سعی می کنم که واقعاً برای ۲۰ دقیقه ثابت بمونم.
02:45
We can averageمیانگین the two and see
می تونیم از اون دوتا میانگین بگیریم و ببینیم
02:48
what that meansبه معنای. (Laughterخنده)
چه معنایی میده. (خنده حضار)
02:51
And he goesمی رود,
و اون گفت،
02:53
"Ma'amخانم, I just don't want you to have a miscarriageسقط جنین."
"خانوم، من فقط نمی خواهم که شما دچار سقط جنین بشین."
02:57
That makesباعث می شود threeسه of us.
حالا سه تا شده بودیم.
03:04
And then he saysمی گوید,
و بعدش گفت،
03:07
"Your chancesشانس of havingداشتن a miscarriageسقط جنین doubleدو برابر
"احتمال سقط جنین برای شما وقتی که
03:08
when you go pastگذشته your dueناشی از dateتاریخ. Let's get you a roomاتاق."
از تاریخ زایمانتان می گذره، دو برابر میشه. اجازه بدین بهتون یک اتاق بدیم."
03:12
Wowوای. So now as a statisticianآمارشناس, what's my responseواکنش?
وای، حالا به عنوان یک آماردان، جواب من چیه؟
03:16
Showنمایش me the dataداده ها!
داده ها رو به من نشون بده!
03:22
Dudeشخص, you're talkingصحبت کردن chancesشانس,
رفیق! تو داری درباره احتمال حرف می زنی،
03:24
I do chancesشانس all day long, tell me all about chancesشانس.
من همه ی روز احتمال حساب می کنم، همه چیز رو راجع به احتمالات بهم بگو.
03:25
Let's talk chancesشانس. (Laughterخنده)
بیا راجع به احتمال حرف بزنیم. (خنده حضار)
03:27
Let's talk chancesشانس.
بیا راجع به احتمال حرف بزنیم.
03:29
So I say, "Okay, great.
بنابراین من گفتم، "خب، عالیه.
03:31
Do I go from a 30-percentدرصد
chanceشانس to a 60-percentدرصد chanceشانس?
آیا من از محدوده احتمال ۳۰ درصد به احتمال ۶۰ درصد می رسم؟
03:32
Where are we here with this miscarriageسقط جنین thing?
الان ما کجای این محدوده سقط جنین قرار داریم؟
03:36
And he goesمی رود, "Not quiteکاملا, but it doublesدو برابر میشود,
و اون گفت، "نه دقیقاً، ولی دو برابر میشه،
03:39
and we really just want what's bestبهترین for the babyعزیزم."
و ما واقعاً می خواهیم چیزی که برای بچه بهتره انجام بشه."
03:42
Undauntedبی باک, I try a differentناهمسان angleزاویه.
من ناامید نشده، یک زاویه دیگه را امتحان می کنم.
03:47
I said, "Okay, out of 1,000 full-termتمام وقت pregnantباردار womenزنان,
گفتم، "خب، از بین ۱٫۰۰۰ خانم حامله که در پایان دوران حاملگی به سر می برند،
03:49
how manyبسیاری of them are going to miscarryگمراه کردن
چند نفر اونها دچار سقط جنین میشن
03:55
just before theirخودشان dueناشی از dateتاریخ?
درست قبل از تاریخ زایمانشان؟
03:57
And then he looksبه نظر می رسد at me and looksبه نظر می رسد at Donaldدونالد,
و اون یه نگاهی به من انداخت و یه نگاهی به دونالد،
03:59
and he goesمی رود, about one in 1,000.
و گفت، حدوداً یک نفر در هر ۱٫۰۰۰ تا.
04:02
I said, "Okay, so of those 1,000 womenزنان, how manyبسیاری
من گفتم، "باشه، پس بین اون ۱٫۰۰۰ خانم، چند نفر
04:06
are going to miscarryگمراه کردن just after theirخودشان dueناشی از dateتاریخ?"
درست بعد از تاریخ زایمان پیش بینی شده، دچار سقط جنین میشن؟"
04:09
"About two." (Laughterخنده)
"حدوداً دو نفر." (خنده حضار)
04:14
I said, "Okay, so you are tellingگفتن me that my chancesشانس
گفتم،"خب پس شما دارین به من میگین که احتمال سقط در من
04:18
go from a 0.1-percentدرصد chanceشانس
از حدود یک دهم درصد
04:20
to a 0.2-percentدرصد chanceشانس."
به به دو دهم درصد رسیده است."
04:24
Okay, so at this pointنقطه the dataداده ها is not convincingمتقاعد کننده us
باشه، پس دراین نقطه، داده ها اون قدر قانع کننده نیست
04:28
that we need to be inducedالقاء شده,
که ما نیاز داریم که ازروش القای دردهای زایمانی استفاده بشه،
04:30
and so then we proceedادامه دهید to have a conversationگفتگو
و بنابراین ما پیش رفتیم تا یک بحثی داشته باشیم
04:32
about how inductionsالقاء leadسرب to a higherبالاتر rateنرخ
راجع به این که القا دردهای زایمانی چقدر به نرخ بالاتر
04:34
of Cesareanسزارین sectionsبخش ها, and if at all
possibleامکان پذیر است we'dما می خواهیم like to avoidاجتناب کردن that.
عمل سزارین منجر میشه، و اگه اصلاً ممکن باشه ما دوست داریم که اون کار رو نکنیم.
04:36
And then I said,
و بعدش من گفتم،
04:40
"And I really don't think my dueناشی از dateتاریخ is accurateدقیق."
"و من واقعاً فکر نمی کنم که تاریخ زایمانم دقیق باشه."
04:42
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
04:45
And so this really stunnedخسته شدم him
و این واقعاً اون رو شوکه کرد
04:47
and he lookedنگاه کرد sortمرتب سازی of puzzledگیج شدم
و یک جورایی گیج شده به من نگاه کرد
04:50
and I said, "You mayممکن است not know this,
و من گفتم، "شاید شما این رو ندونید،
04:52
but pregnancyبارداری dueناشی از datesتاریخ are calculatedمحاسبه شد
ولی تاریخ زایمان در حاملگی ها این طور محاسبه می شوند
04:54
assumingبا فرض اینکه that you have a standardاستاندارد 28-dayروز cycleچرخه,
که فرض شود قاعدگی شما ۲۸ روزه است،
04:55
and my cycleچرخه rangesمحدوده ها
و دوره من متفاوت است--
04:58
sometimesگاه گاهی it's 27, sometimesگاه گاهی it's up to 38 —
بعضی وقتا ۲۷ روزه است و بعضی وقتا تا ۳۸ روز طول میکشه--
04:59
and I have been collectingجمع آوری the dataداده ها to proveثابت كردن it.
و من داده جمع آوری می کردم که بتونم این را ثابت کنم.
05:03
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
05:06
And so we endedبه پایان رسید up leavingترک the hospitalبیمارستان
that day withoutبدون beingبودن inducedالقاء شده.
و کارمون به اینجا ختم شد که اون روز بیمارستان رو ترک کردیم بدون استفاده از القا دردهای زایمانی.
05:10
We actuallyدر واقع had to signامضا کردن a waiverاز بین بردن
to walkراه رفتن out of the hospitalبیمارستان.
در واقع مجبور شدیم یک تعهد نامه رو امضا کنیم که اجازه بدن از بیمارستان خارج بشیم.
05:16
And I'm not advocatingحمایت از that you not listen to your doctorsپزشکان,
و من توصیه نمی کنم که به حرف دکترتان گوش ندهید،
05:22
because even with our first childکودک,
چون حتی در مورد بچه اولمون،
05:25
we were inducedالقاء شده at 38 weeksهفته ها; cervicalگردن fluidمایع was lowکم.
که ما در هفته ۳۸م از القا دردهای زایمانی استفاده کردیم؛ ترشحات دهانه رحم کم بود.
05:27
I'm not anti-medicalضد پزشکی interventionمداخله.
من یک مداخله گر ضد پزشکی نیستم.
05:31
But why were confidentمطمئن to leaveترک کردن that day?
ولی چرا ما مطمئن بودیم که اون روز باید بیمارستان رو ترک کنیم؟
05:33
Well, we had dataداده ها that told a differentناهمسان storyداستان.
خب، ما داده هایی داشتیم که داستان متفاوتی رو تعریف می کرد.
05:36
We had been collectingجمع آوری dataداده ها for sixشش yearsسالها.
ما برای ۶ سال داده جمع آوری کرده بودیم.
05:40
I had this temperatureدرجه حرارت dataداده ها,
من این داده های حرارتی را دارم،
05:45
and it told a differentناهمسان storyداستان.
واونا قضیه متفاوتی رو میگن.
05:47
In factواقعیت, we could probablyشاید prettyبسیار
accuratelyبه درستی estimateتخمین زدن conceptionدریافت، آبستنی.
در واقع، ما احتمالاً می تونیم تاریخ لقاح رو بسیار دقیق تشخیص بدهیم.
05:49
Yeah, that's a storyداستان you want to tell
بله، این داستانیه که تو می خواهی
05:56
at your kid'sبچه ها weddingعروسی receptionپذیرش. (Laughterخنده)
در جشن ازدواج بچه هایت بگی. (خنده حضار)
05:58
I rememberیاد آوردن like it was yesterdayدیروز.
طوری یادم می آید انگار که همین دیروز بود.
06:01
My temperatureدرجه حرارت was a sizzlingگول زدن 97.8 degreesدرجه
دمای بدن من نزدیک ۳۶/۵ درجه بود
06:05
as I staredخیره شدم into your father'sپدر eyesچشم ها. (Laughterخنده)
و من به چشمان پدر تو خیره شده بودم. (خنده حضار)
06:07
Oh, yeah. Twenty-twoبیست و دو more yearsسالها, we're tellingگفتن that storyداستان.
اوه، بله. بیست و دو سال دیگه، ما این داستان رو تعریف می کنیم.
06:12
But we were confidentمطمئن to leaveترک کردن
because we had been collectingجمع آوری dataداده ها.
ولی ما مطمئن بودیم که باید بیمارستان را ترک کنیم چون ما داده ها را جمع آوری می کنیم.
06:18
Now, what does that dataداده ها look like?
حالا، اون داده ها چطوری به نظر می رسن؟
06:21
Here'sاینجاست a standardاستاندارد chartچارت سازمانی
اینجا یک نمودار استاندارد است
06:23
of a woman'sزن wakingبیدار شدن bodyبدن temperatureدرجه حرارت
از دمای بدن خانم ها هنگامی که صبح از خواب بیدار میشن
06:26
duringدر حین the courseدوره of a cycleچرخه.
در طی یک دوره قاعدگی.
06:29
So from the beginningشروع of the menstrualقاعدگی cycleچرخه
بنابراین از ابتدای یک دوره قاعدگی
06:31
tillتا the beginningشروع of the nextبعد.
تا ابتدای دوره بعدی.
06:32
You'llشما see that the temperatureدرجه حرارت is not randomتصادفی.
مشاهده می کنید که دمای بدن تصادفی نیست.
06:34
Clearlyبه وضوح there is a lowکم patternالگو
به طور آشکاری یک الگوی دمای پایین وجود داره
06:36
at the beginningشروع of her cycleچرخه
در ابتدای دوره اش
06:38
and then you see this jumpپرش and then a higherبالاتر
و بعد شما این پرش را مشاهده می کنید و بعد یک سری
06:40
setتنظیم of temperaturesدرجه حرارت at the endپایان of her cycleچرخه.
دماهای بالاتر در انتهای دوره اش.
06:43
So what's happeningاتفاق می افتد here?
خب اینجا داره چه اتفاقی می افته؟
06:45
What is that dataداده ها tellingگفتن you?
اون داده ها به شما چی میگن؟
06:47
Well, ladiesخانم ها, at the beginningشروع of our cycleچرخه,
خب، خانوما، در ابتدای دوره قاعدگی ما،
06:49
the hormoneهورمون estrogenاستروژن is dominantغالب and that estrogenاستروژن
هورمون استروژن غالب است و اون استروژنه که
06:52
causesعلل a suppressionسرکوب of your bodyبدن temperatureدرجه حرارت.
باعث میشه دمای بدن پایین بمونه.
06:55
And at ovulationتخمک گذاری, your bodyبدن releasesمنتشر شده an eggتخم مرغ
و در تخمگ گذاری،بدن شما یک تخمک آزاد می کنه
06:59
and progesteroneپروژسترون takes over, pro-gestationپروستات بارداری.
و بعد هورمون پروژسترون غالب میشه، هورمون قبل از بارداری.
07:03
And so your bodyبدن heatsگرم شدن up in anticipationپیش بینی
و بنابراین بدن شما گرم میشه در انتظار
07:08
of housingمسکن this newجدید little fertilizedبارور شده است eggتخم مرغ.
لانه گزینی این تخمک کوچک بارور شده.
07:10
So why this temperatureدرجه حرارت jumpپرش?
و چرا دمای بدن می پرد بالا؟
07:14
Well, think about when a birdپرنده sitsنشسته on her eggsتخم مرغ.
خب، به پرنده ای فکر کنید که روی تخم هایش می نشیند.
07:17
Why is she sittingنشسته on them?
چرا روی اونها می نشیند؟
07:20
She wantsمی خواهد to keep them warmگرم,
اون می خواهد که تخم ها رو گرم نگه داره،
07:22
protectمحافظت them and keep them warmگرم.
از اونها محافظت کنه و گرم نگهشون داره.
07:24
Ladiesخانم ها, this is exactlyدقیقا what our bodiesبدن do everyهرکدام monthماه,
خانوما، این دقیقاً چیزیه که هر ماه بدن ما انجام میده،
07:25
they heatحرارت up in anticipationپیش بینی
دمای بدن ما در انتظار گرم نگه داشتن
07:27
of keepingنگه داشتن a newجدید little life warmگرم.
یک زندگی کوچک جدید، میره بالا.
07:29
And if nothing happensاتفاق می افتد, if you are not pregnantباردار,
و اگر این اتفاق نیفته، شما حامله نیستید،
07:33
then estrogenاستروژن takes back over and
that cycleچرخه startsشروع می شود all over again.
هورمون استروژن دوباره غالب میشه و دوباره دوره از اول شروع میشه.
07:36
But if you do get pregnantباردار, sometimesگاه گاهی you
ولی اگه شما حامله باشید، بعضی وقتا
07:40
actuallyدر واقع see anotherیکی دیگر shiftتغییر مکان in your temperaturesدرجه حرارت
شما واقعاً یک شیفت دیگه در دمای بدنتان می بینید
07:42
and it staysباقی می ماند elevatedبالا for those wholeکل nineنه monthsماه ها.
و برای نه ماه آینده دمای بدنتان بالا می ماند.
07:45
That's why you see those pregnantباردار
womenزنان just sweatingتعریق and hotداغ,
به خاطر همینه که شما خانوم های باردار را می بینید که عرق می کنند و گرمشان است،
07:48
because theirخودشان temperaturesدرجه حرارت are highبالا.
چون دمای بدنشان رفته بالا.
07:51
Here'sاینجاست a chartچارت سازمانی that we had about threeسه or fourچهار yearsسالها agoپیش.
این نموداریه که ما سه یا چهار سال قبل داشتیم.
07:55
We were really very excitedبرانگیخته about this chartچارت سازمانی.
ما خیلی درباره این نمودار هیجان زده بودیم.
07:59
You'llشما see the lowکم temperatureدرجه حرارت levelسطح
شما دمای پایین بدن را مشاهده می کنید
08:01
and then a shiftتغییر مکان and for about fiveپنج daysروزها,
و بعد یک شیفت برای حدود پنج روز،
08:03
that's about the time it takes for the eggتخم مرغ to travelمسافرت رفتن
که زمانی هست که طول میکشه تا تخمک طی کنه
08:07
down the fallopianفالوپه tubeلوله and implantایمپلنت,
و از لوله فالوپ بیاد پایین و لانه گزینی کنه،
08:09
and then you see those temperaturesدرجه حرارت
startشروع کن to go up a little bitبیت.
و بعد شما مشاهده می کنید که دما کمی بالا میره.
08:11
And in factواقعیت, we had a secondدومین temperatureدرجه حرارت shiftتغییر مکان,
و در واقع، ما اون شیفت دوم دمایی رو داشتیم،
08:15
confirmedتایید شده with a pregnancyبارداری testتست
that were indeedدر واقع pregnantباردار
که با تست بارداری تایید شد و ما واقعاً باردار بودیم
08:18
with our first childکودک, very excitingهیجان انگیز.
با اولین فرزندمون، خیلی هیجان انگیز بود.
08:22
Untilتا زمان a coupleزن و شوهر of daysروزها laterبعد
تا چند روز بعد
08:25
I saw some spottingلبخند and then I noticedمتوجه شدم heavyسنگین bloodخون flowجریان,
که من لکه بینی داشتم و بعد متوجه یک خونریزی شدید شدم،
08:27
and we had in factواقعیت had an earlyزود stageمرحله miscarriageسقط جنین.
و در واقع ما یک سقط جنین در مراحل اولیه داشتیم.
08:32
Had I not been takingگرفتن my temperatureدرجه حرارت
اگر من دمای بدنم رو اندازه گیری نکرده بودم
08:37
I really would have just thought
my periodدوره زمانی was lateدیر است that monthماه,
من در واقع فکر می کردم که دوره قاعدگی ام اون ماه عقب افتاده بوده،
08:41
but we actuallyدر واقع had dataداده ها to showنشان بده
ولی ما واقعاً داده هایی داشتیم که نشون می داد
08:45
that we had miscarriedمفقود شدن this babyعزیزم,
که ما اون بچه رو از دست دادیم،
08:46
and even thoughگرچه this dataداده ها revealedنشان داد a really
و اگر چه اون داده نشان دهنده یک
08:49
unfortunateمتاسفم eventرویداد in our livesزندگی می کند,
اتفاق ناخوشایند در زندگی ما بود،
08:51
it was informationاطلاعات that we could then take to our doctorدکتر.
داده ای بود که ما تونستیم به دکترمون نشون بدیم.
08:53
So if there was a fertilityباروری issueموضوع or some problemمسئله,
که اگر مشکل باروری بود یا یه چنین مسئله ای،
08:55
I had dataداده ها to showنشان بده:
من داده ای داشتم که نشون می داد:
08:58
Look, we got pregnantباردار, our temperatureدرجه حرارت shiftedتغییر یافته است,
نگاه کنید، ما حامله شدیم، دمای من بالا رفت،
08:59
we somehowبه نحوی lostکم شده this babyعزیزم.
ما یه جورایی این بچه رو از دست دادیم.
09:01
What is it that we can do to help preventجلوگیری کردن this problemمسئله?
چی کار می تونیم بکنیم که جلوی این مسئله رو بگیریم؟
09:03
And it's not just about temperaturesدرجه حرارت
و این فقط در مورد دمای بدن نیست
09:06
and it's not just about fertilityباروری;
و فقط درباره باروری نیست،
09:10
we can use dataداده ها about our bodiesبدن to tell us a lot of things.
ما از داده های بدن استفاده می کنیم که خیلی چیزها رو به ما میگن.
09:13
For instanceنمونه, did you know that takingگرفتن
your temperatureدرجه حرارت can tell you a lot
به عنوان مثال، می دونستین که اندازه گیری دمای بدن، می تونه خیلی چیزا
09:16
about the conditionوضعیت of your thyroidتیروئید?
رو درباره شرایط تیروئید بهتون بگه؟
09:20
So, your thyroidتیروئید worksآثار a lot like
the thermostatترموستات in your houseخانه.
خب، تیروئید خیلی شبیه ترموستات خونه تون کار می کنه.
09:22
There is an optimalبهینه temperatureدرجه حرارت
that you want in your houseخانه;
یک دمای دلخواه وجود داره که شما در خونه تون می خواهید داشته باشید؛
09:26
you setتنظیم your thermostatترموستات.
پس ترموستات رو تنظیم می کنید.
09:29
When it getsمی شود too coldسرماخوردگی in the houseخانه,
your thermostatترموستات kicksلگد زدن in
وقتی که دمای خونه خیلی سرد است، ترموستات خونه تحریک میشه
09:30
and saysمی گوید, "Hey, we need to blowفوت کردن، دمیدن some heatحرارت around."
و میگه،"هی! ما نیاز داریم که کمی این اطراف رو گرم کنیم"
09:33
Or if it getsمی شود too hotداغ, your thermostatترموستات
یا اگه هوا خیلی گرم بشه، ترموستات شما
09:36
registersثبت نام می کند, "Turnدور زدن the A.C. on. Coolسرد us off."
اعلام می کنه،"تهویه هوا رو روشن کن. ما را خنک کن."
09:38
That's exactlyدقیقا how your thyroidتیروئید worksآثار in your bodyبدن.
این دقیقاً نحوه عملکرد تیروئید در بدن شماست.
09:41
Your thyroidتیروئید triesتلاش می کند to keep an optimalبهینه temperatureدرجه حرارت
تیروئید شما سعی می کنه که یک دمای مطلوبی را
09:45
for your bodyبدن.
برای بدن شما حفظ کند.
09:48
If it getsمی شود too coldسرماخوردگی, your thyroidتیروئید
saysمی گوید, "Hey, we need to heatحرارت up."
اگه خیلی سرد بشه، تیروئید شما میگه،"هی، ما نیاز داریم که گرم بشیم."
09:49
If it getsمی شود too hotداغ, your thyroidتیروئید coolsخنک است you down.
اگر خیلی گرم بشه، تیرویید شما را خنک می کنه.
09:51
But what happensاتفاق می افتد when your
thyroidتیروئید is not functioningعملکرد well?
ولی اگه تیروئید درست کار نکنه، چه اتفاقی می افته؟
09:54
When it doesn't functionعملکرد, then it showsنشان می دهد up
وقتی که درست کار نکنه، اون وقت خودش رو
09:59
in your bodyبدن temperaturesدرجه حرارت,
در دمای بدنتان نشون میده،
10:01
they tendگرایش داشتن to be lowerپایین تر than normalطبیعی or very erraticدمدمی مزاج.
دمای بدن خیلی کمتر از نرمال میشه یا خیلی بیشتر.
10:02
And so by collectingجمع آوری this dataداده ها
و بنابراین با جمع آوری این داده ها
10:05
you can find out informationاطلاعات about your thyroidتیروئید.
شما می تونید اطلاعاتی درباره تیروئیدتون به دست بیارین.
10:06
Now, what is it, if you had a thyroidتیروئید
problemمسئله and you wentرفتی to the doctorدکتر,
حالا، چی میشه، اگه شما مشکل تیروئید داشته باشید و بروید پیش دکتر،
10:09
your doctorدکتر would actuallyدر واقع testتست the amountمیزان of
دکتر شما حتماً مقدار
10:13
thyroidتیروئید stimulatingتحریک کننده hormoneهورمون in your bloodخون.
هورمون محرک تیروئید را در خونتان آزمایش می کنه.
10:15
Fine. But the problemمسئله with that testتست is
خب، ولی مشکل اون آزمایش اینه که
10:18
it doesn't tell you how activeفعال the hormoneهورمون is in your bodyبدن.
به شما نمیگه که اون هورمون چقدر در بدن شما فعال است.
10:22
So you mightممکن have a lot of hormoneهورمون presentحاضر,
بنابراین ممکنه که شما یک عالمه هورمون موجود داشته باشید،
10:25
but it mightممکن not be activelyفعالانه workingکار کردن to regulateتنظیم کنید
ولی فعالانه کار نکنند تا دمای بدن شما
10:27
your bodyبدن temperatureدرجه حرارت.
را تنظیم کنند.
10:29
So just by collectingجمع آوری your temperatureدرجه حرارت everyهرکدام day,
پس با جمع آوری دمای بدنتان در هر روز،
10:30
you get informationاطلاعات about the conditionوضعیت of your thyroidتیروئید.
شما اطلاعاتی درباره شرایط تیروئیدتون کسب می کنید.
10:32
So, what if you don't want to take
your temperatureدرجه حرارت everyهرکدام day?
پس، چی میشه اگر شما نخواهید دمای بدنتان را هر روز اندازه بگیرید؟
10:35
I advocateمدافع that you do,
من بهتون توصیه می کنم که این کار رو بکنید،
10:38
but there are tonsتن of other things you could take.
ولی یک عالمه چیز دیگه هست که میشه اندازه گرفت.
10:40
You could take your bloodخون pressureفشار,
you could take your weightوزن
شما می تونید فشار خونتون رو اندازه بگیرید، می تونید وزنتان را اندازه بگیرید ---
10:41
yeah, who'sچه کسی است excitedبرانگیخته about
آره، کیه که بخواهد
10:44
takingگرفتن theirخودشان weightوزن everyهرکدام day? (Laughterخنده)
هر روز وزنش را اندازه بگیره؟ (خنده حضار)
10:46
Earlyزود on in our marriageازدواج, Donaldدونالد had a stuffyگرفتار noseبینی
اوایل ازدواجمون، دونالد آبریزش بینی داشت
10:49
and he had been takingگرفتن a slewکشته شدن of medicationsداروها
و حجم زیادی دارو مصرف کرده بود
10:54
to try to relieveاز بین بردن his stuffyگرفتار noseبینی, to no availفایده.
تا از دست آبریزش بینی اش خلاص بشه، ولی بی فایده.
10:57
And so, that night he comesمی آید and
he wakesبیدار می شود me up and he saysمی گوید,
و بالاخره، یه شبی اومد و منو بیدار کرد و گفت،
11:01
"Honeyعسل, I can't breathنفس کشیدن out of my noseبینی."
"عسلم، من نمی تونم از دماغم نفس بکشم."
11:05
And I rollرول over and I look, and I said,
"Well, can you breathنفس کشیدن out of your mouthدهان?"
و من برگشم، نگاهش کردم و گفتم، "خب، می تونی از دهنت نفس بکشی؟"
11:09
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
11:14
And he goesمی رود, "Yes, but I can't breathنفس کشیدن out of my noseبینی!"
اون گفت: "بله، ولی نمی تونم از دماغم نفس بکشم!"
11:16
And so like any good wifeهمسر, I rushهجوم بردن him
بعد مثل یک زن خوب، من او را
11:23
to the emergencyاضطراری roomاتاق
به یک مرکز اورژانس رساندم
11:26
at 2 o'clockساعت in the morningصبح.
ساعت ۲ صبح.
11:27
And the wholeکل time I'm drivingرانندگی and I'm thinkingفكر كردن,
و در تمام مدتی که رانندگی می کردم به این فکر می کردم که،
11:30
you can't dieمرگ on me now.
تو الان نمی تونی این طوری بمیری.
11:33
We just got marriedمتاهل,
ما تازه ازدواج کردیم،
11:36
people will think I killedکشته شده you! (Laughterخنده)
مردم فکر می کنند که من تو رو کشتم! (خنده حضار)
11:38
And so, we get to the emergencyاضطراری
roomاتاق, and the nurseپرستار seesمی بیند us,
و بعد، ما به اورژانس رسیدیم، و پرستار ما را معاینه کرد،
11:43
and he can't breathنفس کشیدن out of his noseبینی, and so
و اون نمی تونست از دماغش نفس بکشه و
11:47
she bringsبه ارمغان می آورد us to the back and the doctorدکتر saysمی گوید,
پرستار ما را برد اون پشت و دکتر گفت:
11:49
"What seemsبه نظر می رسد to be the problemمسئله?" and
he goesمی رود, "I can't breathنفس کشیدن out of my noseبینی."
"مشکل چیه؟" و دونالد گفت: "نمی تونم از دماغم نفس بکشم."
11:51
And he said, "You can't breathنفس کشیدن out of your noseبینی?
و دکتر پرسید،"نمی تونی از دماغت نفس بکشی؟"
11:54
No, but he can breathنفس کشیدن out of his mouthدهان. (Laughterخنده)
نه، ولی اون می تونه از دهنش نفس بکشه. (خنده حضار)
11:56
He takes a stepگام back and he looksبه نظر می رسد at bothهر دو of us
او یک قدم به عقب برداشت و به دوتای ما نگاهی انداخت
12:02
and he saysمی گوید "Sirسر, I think I know the problemمسئله.
و گفت: "آقا، من فکر کنم که می دونم مشکل چیه.
12:05
You're havingداشتن a heartقلب attackحمله.
شما دارید دچار حمله قلبی می شوید.
12:09
I'm going to orderسفارش an EKGEKG and a CATCAT scanاسکن کردن
من میرم بگم که یک EKG و CAT اسکن
12:10
for you immediatelyبلافاصله."
خیلی فوری برای شما انجام بشه."
12:12
And we are thinkingفكر كردن,
و ما فکر می کردیم،
12:16
no, no, no. It's not a heartقلب attackحمله. He can breatheتنفس کنید,
نه، نه، نه. این یه حمله قلبی نیست، اون می تونه نفس بکشه،
12:17
just out of his mouthدهان. No, no, no, no, no.
فقط از دهنش البته. نه، نه، نه، نه، نه.
12:20
And so we go back and forthچهارم with this doctorدکتر
و ما با این دکتر عقب و جلو شدیم
12:25
because we think this is the incorrectغلط diagnosisتشخیص,
چون ما فکر می کردیم که تشخیص اشتباه است،
12:28
and he's like, "No really, it'llآن خواهد شد be fine, just calmآرام down."
و اون این شکلی بود،"نه واقعاً، همه چیز خوبه، آرامشتون رو حفظ کنید."
12:30
And I'm thinkingفكر كردن, how do you calmآرام down?
But I don't think he's havingداشتن a heartقلب attackحمله.
و من فکر می کردم، چطوری میشه خونسرد بود؟ ولی من فکر نمی کنم که اون حمله قلبی داشته باشه.
12:34
And so fortunatelyخوشبختانه for us, this
doctorدکتر was at the endپایان of the shiftتغییر مکان.
و خوشبختانه برای ما، این دکتر در انتهای شیفت اون روزش بود.
12:38
So this newجدید doctorدکتر comesمی آید in, he seesمی بیند us clearlyبه وضوح
پس این دکتر جدیده اومد و ما را دید که آشکارا
12:41
distraughtناامید, with a husbandشوهر who can't breathنفس کشیدن
بیچاره بودیم، با یک شوهری که نمی تونه نفس بکشه
12:44
out of his noseبینی. (Laughterخنده)
البته از دماغش. (خنده حضار)
12:47
And he startsشروع می شود askingدرخواست us questionsسوالات.
و اون شروع می کنه از ما سئوال پرسیدن.
12:50
He saysمی گوید, "Well, do you two exerciseورزش?"
میگه، "خب، شما دو تا ورزش می کنید؟"
12:53
We rideسوار شدن our bikesدوچرخه, we go to the gymسالن ورزش occasionallyگاه و بیگاه.
ما دوچرخه سواری می کنیم، ما می رویم باشگاه، گاهی.
12:58
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
13:05
We moveحرکت around.
ما قدم می زنیم.
13:07
And he saysمی گوید, "What were you doing
just before you cameآمد here?"
و اون میگه،"درست قبل از این که بیایید اینجا چی کار می کردید؟"
13:09
I'm thinkingفكر كردن, I was sleepingخوابیدن, honestlyصادقانه.
من فکر کردم، من که خوابیده بودم، صادقانه.
13:12
But okay, what was Donaldدونالد doing just before?
ولی خب، دونالد دقیقاً داشت چی کار می کرد قبلش؟
13:15
So Donaldدونالد goesمی رود into this slewکشته شدن
of medicationsداروها he was takingگرفتن.
خب دونالد داشت اون حجم زیاد داروهایش را می خورد.
13:18
He listsلیست ها, "I tookگرفت this decongestantضد انعقاد
and then I tookگرفت this nasalبینی sprayافشانه,"
او لیست کرد، "من این ضد حساسیت را مصرف کردم و بعد این اسپری بینی را زدم"،
13:21
and then all of a suddenناگهانی a lightbulbلامپ روشنایی goesمی رود off and he saysمی گوید,
و یک هو یک چراغی در ذهن دکتر روشن شد و میگه،
13:24
"Oh! You should never mixمخلوط کردن this
decongestantضد انعقاد with this nasalبینی sprayافشانه.
"اوه! شما نباید هیچ وقت این دکونژستان رو با اون اسپری بینی با هم مصرف کنی.
13:26
Clogsکلاهک you up everyهرکدام time. Here, take this one insteadبجای."
باعث میشه نتونی نفس بکشی. اینجا، این یکی رو به جایش بخور."
13:30
He givesمی دهد us a prescriptionنسخه.
اون برای ما نسخه نوشت.
13:33
We're looking at eachهر یک other, and I lookedنگاه کرد at the doctorدکتر,
ما به همدیگه نگاه کردیم و من به دکتر نگاه کردم،
13:35
and I said, "Why is it that it seemsبه نظر می رسد like you
و گفتم، "چرا این طور به نظر میاد که انگار شما
13:37
were ableتوانایی to accuratelyبه درستی diagnoseتشخیص دادن his conditionوضعیت,
قادر بودید که دقیقاً مشکل اون رو تشخیص بدین،
13:39
but this previousقبلی doctorدکتر wanted to orderسفارش
ولی دکتر قبلی از ما خواست که یک
13:41
an EKGEKG and a CATCAT scanاسکن کردن?"
EKG و CAT اسکن انجام بدیم؟"
13:44
And he looksبه نظر می رسد at us and saysمی گوید,
و اون نگاهی به ما می کنه و میگه،
13:46
"Well, when a 350-poundپوند man walksپیاده روی می کند in the
emergencyاضطراری roomاتاق and saysمی گوید he can't breathنفس کشیدن,
"خب، وقتی یک مرد ۱۶۰ کیلویی وارد بخش اورژانس میشه و میگه که نمی تونه نفس بکشه،
13:49
you assumeفرض he's havingداشتن a heartقلب attackحمله
شما فرض می کنید که اون حمله قبلی داره، اقدام می کنید
13:53
and you askپرسیدن questionsسوالات laterبعد."
و سئوالاتون را بعدا می پرسید."
13:55
Now, emergencyاضطراری roomاتاق doctorsپزشکان are
trainedآموزش دیده to make decisionsتصمیمات quicklyبه سرعت,
امروزه، دکترهای بخش اورژانس تعلیم می بینند که سریع تصمیم بگیرن،
13:59
but not always accuratelyبه درستی.
ولی نه همیشه خیلی دقیق.
14:04
And so had we had some informationاطلاعات
و بنابراین اگر ما یک سری اطلاعات
14:07
about our heartقلب healthسلامتی to shareاشتراک گذاری with him,
درباره سلامت قلبمان داشتیم که با اون به اشتراک بگذاریم،
14:08
maybe we would have gottenدریافت کردم a
better diagnosisتشخیص the first time.
احتمالاً بار اول یک تشخیص بهتری به دست می آوردیم.
14:10
I want you to considerدر نظر گرفتن the followingذیل chartچارت سازمانی,
ازتون می خوام نمودار بعدی را در نظر بگیرید،
14:14
of systolicسيستوليک bloodخون pressureفشار measurementsاندازه گیری ها
از اندازه گیری فشار خون سیستولی (حداکثر که مقدار نرمال آن ۱۲ است)
14:16
from Octoberاکتبر 2010 to Julyجولای 2012.
از اکتبر ۲۰۱۰ تا جولای ۲۰۱۲
14:18
You'llشما see that these measurementsاندازه گیری ها startشروع کن
مشاهده می کنید که این اندازه گیری ها شروع میشن
14:22
in the prehypertensionفشار خون بالا/hypertensionفشار خون zoneمنطقه,
در محدوده پیش از فشار خون بالا/ فشار خون بالا،
14:24
but over about the courseدوره of a yearسال and a halfنیم
ولی با گذشت حدود یک سال و نیم
14:28
they moveحرکت into the normalطبیعی zoneمنطقه.
این اعداد به محدوده نرمال وارد شدن.
14:30
This is about the heartقلب rateنرخ of a healthyسالم 16-year-oldساله.
این ضربان قلب یک نوجوان سالم ۱۶ ساله است.
14:33
What storyداستان is this dataداده ها tellingگفتن you?
این داده ها به شما چی میگن؟
14:37
Obviouslyبه طور مشخص it's the dataداده ها from someoneکسی
آشکارا این داده ها مال یه نفره
14:41
who'sچه کسی است madeساخته شده a drasticشدید transformationدگرگونی,
که تحول عظیمی ایجاد کرده،
14:44
and fortunatelyخوشبختانه for us, that personفرد
happensاتفاق می افتد to be here todayامروز.
و خوشبختانه برای ما،اون نفراتفاقاً امروز اینجاست.
14:47
So that 350-poundپوند guy that walkedراه می رفت
into the emergencyاضطراری roomاتاق with me
پس اون آقای ۱۶۰ کیلویی که با من وارد اتاق اورژانس شد
14:52
is now an even sexierسکسی and healthierسالم
حالا خیلی جذاب تر و سالم تر است
14:56
225-poundپوند guy, and that's his bloodخون pressureفشار traceپی گیری.
به عنوان یک مرد ۱۰۰ کیلویی که این نمودار فشار خونش است.
14:59
So over the courseدوره of that yearسال and a halfنیم
بنابراین با گذشت یک سال و نیم
15:06
Donald'sدونالد eatingغذا خوردن changedتغییر کرد
وضع خوراک دونالد تغییر کرد
15:09
and our exerciseورزش regimenرژیم changedتغییر کرد,
و فرآیند ورزش کردن ما تغییر کرد،
15:11
and his heartقلب rateنرخ respondedپاسخ داد,
و ضربان قلبش به اونا جواب داد،
15:13
his bloodخون pressureفشار respondedپاسخ داد to that changeتغییر دادن
فشار خونش به اون تغییر جواب داد
15:16
that he madeساخته شده in his bodyبدن.
که اون در بدنش ایجاد کرده بود.
15:17
So what's the take-homeخانه را بگیر messageپیام
بنابراین پیغام با-خودت-به-خونه-ببر امروز چیه
15:19
that I want you to leaveترک کردن with todayامروز?
که می خواهم شما را امروز با اون تنها بگذارم؟
15:21
By takingگرفتن ownershipمالکیت of your dataداده ها just like we'veما هستیم doneانجام شده,
با تملک پیدا کردن بر داده های بدن تان، شبیه کاری که ما کردیم،
15:25
just by takingگرفتن this dailyروزانه measurementsاندازه گیری ها about yourselfخودت,
فقط با همین اندازه گیری های روزانه درباره خودتون،
15:30
you becomeتبدیل شدن به the expertکارشناس on your bodyبدن.
شما خبره ی بدنتان خواهید شد.
15:33
You becomeتبدیل شدن به the authorityقدرت.
شما فرمانده خواهید شد.
15:36
It's not hardسخت to do.
خیلی سخت نیست انجامش.
15:38
You don't have to have a PhPh.D. in statisticsآمار
نیازی نیست که دکترای آمار داشته باشید
15:40
to be an expertکارشناس in yourselfخودت.
که خبره ی داده های خودتون بشین.
15:42
You don't have to have a medicalپزشکی degreeدرجه
نیازی نیست که درجه پزشکی داشته باشید
15:44
to be your body'sجسد expertکارشناس.
که خبره ی داده های خودتون بشین.
15:45
Medicalپزشکی doctorsپزشکان, they're expertsکارشناسان on the populationجمعیت,
پزشکان، خبره ی همه مردم هستند،
15:47
but you are the expertکارشناس on yourselfخودت.
ولی شما خبره ی خودتون هستید.
15:51
And so when two of you come togetherبا یکدیگر,
و بعدش وقتی دوتا از شما به هم می رسید،
15:53
when two expertsکارشناسان come togetherبا یکدیگر,
وقتی دو تا حرفه ای به هم می رسن،
15:55
the two of you are ableتوانایی to make a better decisionتصمیم گیری
شما دو تا می تونید بهتر تصمیم بگیرید
15:57
than just your doctorدکتر aloneتنها.
نسبت به وقتی که فقط دکتر تصمیم می گیره.
16:00
Now that you understandفهمیدن the powerقدرت of informationاطلاعات
حالا که به قدرت اطلاعاتی پی بردید
16:02
that you can get throughاز طریق personalشخصی dataداده ها collectionمجموعه,
که می تونید از جمع آوری داده های شخصی به دست بیارید،
16:05
I'd like you all to standایستادن and raiseبالا بردن your right handدست.
ازتون می خوام که بایستید و دست راستتون رو بالا ببرید.
16:07
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
16:11
Yes, get it up.
بله، بیاریدش بالا.
16:13
I challengeچالش you to take ownershipمالکیت of your dataداده ها.
من شما را به چالش تملک داده های خودتون دعوت می کنم.
16:18
And todayامروز, I herebyبدین وسیله conferموافقم uponبر you
و امروز، اینجا من به شما اعطا می کنم
16:25
a TEDxTEDx associate'sوابسته است degreeدرجه in elementaryابتدایی statisticsآمار
یک مدرک آمار ابتدایی TEDx
16:29
with a concentrationتمرکز in time-dependentوابسته به زمان dataداده ها analysisتحلیل و بررسی
با تمرکز بر تحلیل داده های وابسته به زمان
16:33
with all the rightsحقوق and privilegesامتیازات appertainingمتداول theretoبه آن.
با همه حقوق و امتیازات تعریف شده برای آن.
16:38
And so the nextبعد time you are in your doctor'sدکتر officeدفتر,
پس دفعه بعدی که در مطب دکترتون هستید،
16:41
as newlyبه تازگی inductedالقا شده statisticiansآمارگیران,
به عنوان یک آماردان تازه کار،
16:45
what should always be your responseواکنش?
پاسخ شما همیشه چی خواهد بود؟
16:48
Audienceحضار: Showنمایش me the dataداده ها!
TalithiaTalithia Williamsویلیامز: I can't hearشنیدن you!
حضار: داده ها رو به من نشون بده! تالیتیا ویلیامز: صداتون رو نمی شنونم!
16:50
Audienceحضار: Showنمایش me the dataداده ها!
حضار: داده ها رو به من نشون بده!
16:52
TWTW: One more time!
تالیتیا: یه بار دیگه!
16:54
Audienceحضار: Showنمایش me the dataداده ها!
حضار: داده ها رو به من نشون بده!
16:55
TWTW: Showنمایش me the dataداده ها.
تالیتیا: داده ها رو به من نشون بده.
16:57
Thank you.
ممنونم.
16:58
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
17:01
Translated by Parissa Kalaee
Reviewed by soheila Jafari

▲Back to top

About the speaker:

Talithia Williams - Statistician
Talithia Williams builds statistical models that study the spatial and temporal structure of data.

Why you should listen

Dr. Talithia Williams is an Associate Professor of Mathematics at Harvey Mudd College. Her professional experiences include research appointments at the Jet Propulsion Laboratory (JPL), the National Security Agency (NSA), and NASA. Dr. Williams develops statistical models that emphasize the spatial and temporal structure of data with environmental applications. She has been recognized for the development of a cataract model used to predict the cataract surgical rate for developing countries in Africa.

In addition to her academic accomplishments, Dr. Williams and her husband, Donald, actively teach and share foundational principles regarding the joys of Christian marriage. Dr. Williams’ talk will explore how each of us can begin to collect data about ourselves that can provide insight into our personal health.

More profile about the speaker
Talithia Williams | Speaker | TED.com