ABOUT THE SPEAKER
Susan David - Psychologist, researcher, author
Susan David, a Harvard Medical School psychologist, studies emotional agility: the psychology of how we can use emotion to bring forward our best selves in all aspects of how we love, live, parent and lead.

Why you should listen

What does it take internally, in the way we deal with our thoughts, emotions and stories, for us to thrive in a complex and changing world? How we respond to these inner experiences drives our actions, careers, relationships, happiness, health -- everything that matters in our lives. Susan David became fascinated by this question through first-hand experience of loss and resilience, while growing up in a country in which hate was legislated: apartheid South Africa.

David holds a PhD in the psychology of emotions, is an award-winning Harvard Medical School psychologist, and is ranked as one of the world's leading management thinkers. Her #1 Wall Street Journal bestselling book, Emotional Agility, describes the psychological skills critical to thriving in times of complexity and change. David is CEO of Evidence Based Psychology, on Harvard Medical School faculty, and a co-founder of the Institute of Coaching. Described as "a powerful speaker, visionary thinker and inspirational personality," she is an unwavering believer in the power of people to bring the best of who they are to themselves, their children, their organizations and their communities.

More profile about the speaker
Susan David | Speaker | TED.com
TEDWomen 2017

Susan David: The gift and power of emotional courage

سوزان دیوید: موهبت و قدرت شهامت عاطفی

Filmed:
4,499,992 views

سوزان دیوید روانشناس است و درباره این صحبت می‌کند که ما چگونه با عواطف خود به تمام مسائل مهم شکل‌ می‌دهیم: اقداماتمان، حرفه‌مان، روابط، سلامت و احساس خوشبختی. در این نطق عمیقا تکان‌دهنده، مفرح و بالقوه تاثیرگذار، او فرهنگی را به چالش می‌کشد که مثبت بودن را بر حقیقت عاطفی مقدم می‌شمارد و از استراتژی قدرتمند سازگاری عاطفی سخن می‌گوید. سخنانی که شایسته است با دیگران در میان گذاشته شود.
- Psychologist, researcher, author
Susan David, a Harvard Medical School psychologist, studies emotional agility: the psychology of how we can use emotion to bring forward our best selves in all aspects of how we love, live, parent and lead. Full bio

Double-click the English transcript below to play the video.

00:13
Helloسلام, everyoneهر کس.
0
1167
1190
سلام بر همگی.
00:15
SawubonaSawubona.
1
3531
1150
سائوبُنا.
00:20
In Southجنوب Africaآفریقا, where I come from,
2
8412
2206
در آفریقای جنوبی، جایی که من از آن می‌آیم،
00:22
"sawubonasawubona" is the Zuluزولو wordکلمه for "helloسلام."
3
10642
2555
«سائوبُنا» کلمه‌ای زولو به معنای سلام است.
00:26
There's a beautifulخوشگل and powerfulقدرتمند
intentionقصد behindپشت the wordکلمه
4
14122
2722
پشت این کلمه،
نیتی زیبا و قدرتمند نهفته است.
00:28
because "sawubonasawubona"
literallyعینا translatedترجمه شده meansبه معنای,
5
16868
2230
چرا که سائوبُنا از نظر لغوی یعنی،
00:31
"I see you, and by seeingدیدن you,
I bringآوردن you into beingبودن."
6
19122
3291
«تو را می‌بینم، و با دیدن تو،
تو را به هستی می‌آورم.»
00:35
So beautifulخوشگل, imagineتصور کن
beingبودن greetedاستقبال like that.
7
23538
2920
خیلی زیباست، تصور کنید
که جواب سلامتان را اینطور بدهند.
00:40
But what does it take
in the way we see ourselvesخودمان?
8
28093
2920
اما از لحاظ دیدگاه ما به خودمان
چه ملزوماتی دارد؟
00:43
Our thoughtsاندیشه ها, our emotionsاحساسات and our storiesداستان ها
9
31037
2746
به افکار، احساسات و داستان‌هایمان
00:45
that help us to thriveرشد کردن
10
33807
1332
که به ما کمک می‌کند
00:47
in an increasinglyبه طور فزاینده complexپیچیده
and fraughtمملو worldجهان?
11
35163
2950
تا در جهانی پیچیده و سرشار
شکوفا شویم؟
00:50
This crucialحیاتی questionسوال has been
at the centerمرکز of my life'sزندگی work.
12
38958
3825
این پرسش مهم، همواره
در کانون زندگی من بوده است.
00:54
Because how we dealمعامله
with our innerدرونی worldجهان drivesدرایوها everything.
13
42807
3310
چرا که نحوه کنار آمدن ما با جهان درونی‌مان
همه چیز را هدایت می‌کند.
00:58
Everyهرکدام aspectجنبه of how we love, how we liveزنده,
14
46593
3190
تمام جوانب این که چگونه عشق می‌ورزیم،
چطور زندگی می‌کنیم،
01:01
how we parentوالدین and how we leadسرب.
15
49807
2000
فرزندانمان را چطور بزرگ می‌کنیم،
و چطور رهبری می‌کنیم.
01:04
The conventionalمرسوم viewچشم انداز
of emotionsاحساسات as good or badبد,
16
52696
3785
دیدگاه متعارف به احساسات،
به عنوان خوب یا بد،
01:08
positiveمثبت or negativeمنفی,
17
56505
1667
مثبت یا منفی،
01:10
is rigidسفت و سخت.
18
58196
1150
انعطاف‌ناپذیر است.
01:11
And rigidityسختی in the faceصورت
of complexityپیچیدگی is toxicسمی.
19
59768
3283
و انعطاف‌ناپذیری
در مواجهه با پیچیدگی، سمی است.
01:16
We need greaterبزرگتر levelsسطوح
of emotionalعاطفی agilityچابکی
20
64093
3294
ما برای داشتن ارتجاع و شکوفایی واقعی،
01:19
for trueدرست است resilienceانعطاف پذیری and thrivingپر رونق.
21
67411
2200
به سطوح بیشتری از
هوشمندی احساسی نیاز داریم.
01:23
My journeyسفر with this callingصدا زدن
22
71302
1683
سفر من با این فراخوان
01:25
beganآغاز شد not in the hallowedمقدس hallsسالن ها
of a universityدانشگاه,
23
73009
3618
نه از سالن‌های بزرگ دانشگاه،
01:28
but in the messyبی نظم, tenderمناقصه businessکسب و کار of life.
24
76651
2268
بلکه در تلاطم شلوغ و ظریف زندگی آغاز شد.
01:31
I grewرشد کرد up in the whiteسفید suburbsحومه شهر
of apartheidآپارتاید Southجنوب Africaآفریقا,
25
79728
3635
من در حومه‌های سفیدپوست‌نشین
رژیم آپارتایدی آفریقای جنوبی بزرگ شدم،
01:35
a countryکشور and communityجامعه
committedمرتکب شده to not seeingدیدن.
26
83387
3523
کشور و جامعه‌ای که تعهد داشت به ندیدن.
01:38
To denialانکار.
27
86934
1150
به انکار کردن.
01:40
It's denialانکار that makesباعث می شود 50 yearsسالها
of racistنژاد پرست legislationقانون گذاری possibleامکان پذیر است
28
88578
4548
انکار است که ۵۰ سال
حاکمیت نژادپرست را میسر می‌سازد،
01:45
while people convinceمتقاعد کردن themselvesخودشان
that they are doing nothing wrongاشتباه.
29
93150
3372
در حالی‌که مردم خود را متقاعد می‌کنند
که کار خطایی نمی‌کنند.
01:49
And yetهنوز, I first learnedیاد گرفتم
of the destructiveمخرب powerقدرت of denialانکار
30
97461
3806
با این حال، من اولین بار
نیروی مخرب انکار
01:53
at a personalشخصی levelسطح,
31
101291
1333
در سطح شخصی را،
01:55
before I understoodفهمید what it was doing
to the countryکشور of my birthتولد.
32
103117
4015
قبل از آن دریافتم که فهمیدم
چه بر سر کشور زادگاهم آورده است.
02:01
My fatherپدر diedفوت کرد on a Fridayجمعه.
33
109850
1800
پدرم یک روز جمعه مرد.
02:04
He was 42 yearsسالها oldقدیمی and I was 15.
34
112564
2200
او ۴۲ ساله بود و من ۱۵ ساله.
02:07
My motherمادر whisperedزمزمه to me to go
and say goodbyeخداحافظ to my fatherپدر
35
115802
2833
مادرم در گوشم گفت که بروم
و از پدرم خداحافظی کنم
02:10
before I wentرفتی to schoolمدرسه.
36
118659
1551
قبل از آن که راهی مدرسه شوم.
02:12
So I put my backpackکوله پشتی down
and walkedراه می رفت the passageپاساژ that ranفرار کرد throughاز طریق
37
120234
3571
کیفم را زمین گذاشتم و از راهرویی
گذشتم که منتهی می‌شد
02:15
to where the heartقلب of our home
my fatherپدر layغیر روحانی dyingدر حال مرگ of cancerسرطان.
38
123829
2897
به جایی که قلب خانه‌مان، پدرم،
در بستر مرگ سرطان بود.
02:19
His eyesچشم ها were closedبسته شد,
but he knewمی دانست I was there.
39
127526
2790
چشمهایش بسته بود،
اما می‌دانست که آنجا هستم.
02:22
In his presenceحضور, I had always feltنمد seenمشاهده گردید.
40
130997
2631
در حضور او، همیشه
احساس می‌کردم که دیده می‌شوم.
02:26
I told him I lovedدوست داشتنی him,
41
134331
1452
به او گفتم که دوستش دارم،
02:27
said goodbyeخداحافظ and headedهدایت off for my day.
42
135807
2600
خداحافظی کردم و روزم را شروع کردم.
02:31
At schoolمدرسه, I driftedرانده شد from scienceعلوم پایه
to mathematicsریاضیات to historyتاریخ to biologyزیست شناسی,
43
139984
4088
در مدرسه، سر درس علوم،
ریاضی، تاریخ و زیست‌شناسی رفتم،
02:36
as my fatherپدر slippedلیز خورد from the worldجهان.
44
144096
2196
در حالی که پدرم از این جهان لغزید و رفت.
02:38
From Mayممکن است to Julyجولای to Septemberسپتامبر to Novemberنوامبر,
45
146889
2798
از ماه مه، تا ژوئیه، سپتامبر و نوامبر،
02:41
I wentرفتی about with my usualمعمولی smileلبخند.
46
149711
2200
لبخند همیشگی‌ام را حفظ کردم
02:44
I didn't dropرها کردن a singleتنها gradeمقطع تحصیلی.
47
152251
1933
حتی یک درس را هم حذف نکردم.
02:46
When askedپرسید: how I was doing,
I would shrugچرت زدن and say, "OK."
48
154673
3666
وقتی حالم را می‌پرسیدند،
شانه بالا انداخته و می‌گفتم، «خوبم.»
02:51
I was praisedستایش کرد for beingبودن strongقوی.
49
159292
2066
به دلیل قوی بودن تحسین می‌شدم.
02:54
I was the masterاستاد of beingبودن OK.
50
162108
2794
من استاد خوب بودن بودم.
02:58
But back home, we struggledتلاش --
51
166673
1582
اما در خانه، به زحمت افتاده بودیم،
03:00
my fatherپدر hadn'tتا به حال نیست been ableتوانایی
to keep his smallکوچک businessکسب و کار going
52
168279
2766
پدرم در طول بیماری
از پیشبرد کار و کاسبی کوچکش بازمانده بود.
03:03
duringدر حین his illnessبیماری.
53
171069
1159
03:04
And my motherمادر, aloneتنها,
was grievingگرامیداشت the love of her life
54
172252
3031
و مادرم، به تنهایی،
در سوگ عشق زندگی‌اش بود
03:07
tryingتلاش کن to raiseبالا بردن threeسه childrenفرزندان,
55
175307
1477
تلاش می‌کرد سه فرزندش را بزرگ کند،
03:08
and the creditorsاعتباردهندگان were knockingضربه زدن.
56
176808
1877
و طلبکارها پاشنه در را
از جا درآورده بودند.
03:11
We feltنمد, as a familyخانواده, financiallyبه لحاظ مالی
and emotionallyعاطفی ravagedویران شده.
57
179355
3665
تمام خانواده، از نظر مالی و عاطفی
احساس فروپاشی می‌کردیم.
03:15
And I beganآغاز شد to spiralمارپیچ down,
isolatedجدا شده, fastسریع.
58
183553
3972
و من به سرعت شروع کردم
به فرو رفتن و انزوا.
03:20
I startedآغاز شده to use foodغذا to numbبی حس my painدرد.
59
188798
3118
برای فرونشاندن درد،
شروع کردم به استفاده از غذا.
03:24
BingingBinging and purgingتمیز کردن.
60
192733
1414
پرخوری و بالا آوردن.
03:26
Refusingرد to acceptقبول کردن
the fullپر شده weightوزن of my griefغم و اندوه.
61
194893
3200
از پذیرش وزن کامل اندوهم
سرباز می‌زدم.
03:31
No one knewمی دانست, and in a cultureفرهنگ
that valuesارزش های relentlessبی وقفه positivityمثبت بودن,
62
199125
4238
هیچکس نمی‌دانست، و در فرهنگی
که به مثبت بودن تمام‌عیار ارزش می‌دهد،
03:35
I thought that no one wanted to know.
63
203387
2037
گمان می‌کردم که هیچکس نمی‌خواهد بداند.
03:39
But one personفرد did not buyخرید into
my storyداستان of triumphپیروزی over griefغم و اندوه.
64
207339
4267
اما یک نفر گول داستان
پیروزی من بر اندوه را نخورد.
03:44
My eighth-gradeهشتم درجه Englishانگلیسی teacherمعلم
fixedدرست شد me with burningسوزش blueآبی eyesچشم ها
65
212751
3517
معلم انگلیسی کلاس هشتمم
با چشمان آبی نافذش نگاهم کرد
03:48
as she handedدست out blankجای خالی notebooksدفترچه یادداشت.
66
216292
2461
و دفترچه یادداشت خالی را دستم داد.
03:51
She said, "Writeنوشتن what you're feelingاحساس.
67
219598
2533
گفت: «احساساتت را بنویس.
03:55
Tell the truthحقیقت.
68
223106
1150
راستش را بگو.
03:56
Writeنوشتن like nobody'sهیچ کس نیست readingخواندن."
69
224876
2000
طوری بنویس که انگار کسی آن را نمی‌خواند.»
04:00
And just like that,
70
228093
1214
و به همین سادگی،
04:01
I was invitedدعوت کرد to showنشان بده up
authenticallyصادقانه to my griefغم و اندوه and painدرد.
71
229331
3622
رسماً به حضور در ماتم و درد خود دعوت شدم.
04:05
It was a simpleساده actعمل کن
72
233395
2325
این یک کار ساده بود
04:07
but nothing shortکوتاه of a revolutionانقلاب for me.
73
235744
2610
اما برای من چیزی کم از انقلاب نداشت.
04:11
It was this revolutionانقلاب
that startedآغاز شده in this blankجای خالی notebookنوت بوک
74
239040
4301
همین انقلاب که سی سال پیش
04:15
30 yearsسالها agoپیش
75
243365
2239
در این دفترچه خالی شروع شد
04:17
that shapedشکل گرفته my life'sزندگی work.
76
245628
1872
کار زندگی مرا شکل داده است.
04:20
The secretراز, silentبی صدا
correspondenceمکاتبات with myselfخودم.
77
248117
3288
نامه‌نگاری آرام و مخفیانه با خودم.
04:24
Like a gymnastژیمناست,
78
252656
1176
مثل یک ژیمناست،
04:25
I startedآغاز شده to moveحرکت beyondفراتر
the rigidityسختی of denialانکار
79
253856
4531
شروع کردم به حرکت
به ماوراء صلابت انکار،
04:30
into what I've now come to call
80
258411
2104
به آنچه که اکنون اسمش را گذاشته‌ام
04:32
emotionalعاطفی agilityچابکی.
81
260539
1532
ذکاوت عاطفی.
04:38
Life'sزندگی beautyزیبایی is inseparableجدایی ناپذیر
from its fragilityتردی.
82
266187
3222
زیبایی زندگی با شکنندگی‌اش توأمان است.
04:43
We are youngجوان untilتا زمان we are not.
83
271036
1933
جوانیم تا وقتی که دیگر جوان نباشیم.
04:45
We walkراه رفتن down the streetsخیابان ها sexyسکسی
84
273807
1873
با احساس جوانی و شادابی
در خیابان راه می‌رویم
04:47
untilتا زمان one day we realizeتحقق بخشیدن
that we are unseenغیر قابل مشاهده است.
85
275704
2869
تا این که یک روز بفهمیم
دیگر کسی ما را نمی‌بیند.
04:53
We nagنق زدن our childrenفرزندان and one day realizeتحقق بخشیدن
86
281488
2221
از دست فرزندانمان غر می‌زنیم
و یک روز می‌بینیم
04:55
that there is silenceسکوت
where that childکودک onceیک بار was,
87
283733
2257
دیگر از جایی که روزی کودکی بود،
صدایی برنمی‌خیزد،
04:58
now makingساخت his or her way in the worldجهان.
88
286014
1969
و آن کودک حالا
دنبال راه خودش در جهان است.
05:01
We are healthyسالم untilتا زمان a diagnosisتشخیص
bringsبه ارمغان می آورد us to our kneesزانو.
89
289009
4928
تندرستیم تا این که تشخیص بیماری
ما را به زانو درآورد.
05:07
The only certaintyیقین is uncertaintyعدم قطعیت,
90
295009
2342
تنها چیزی که قطعی است عدم قطعیت است،
05:09
and yetهنوز we are not navigatingمرور
this frailtyضعف successfullyبا موفقیت or sustainablyپایدار.
91
297375
3602
و با این حال ما این کاستی را
با موفقیت و پایداری طی نمی‌کنیم.
05:14
The Worldجهان Healthسلامتی Organizationسازمان
tellsمی گوید us that depressionافسردگی
92
302164
3008
سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که افسردگی
05:17
is now the singleتنها leadingمنتهی شدن causeسبب می شود
of disabilityمعلولیت globallyدر سطح جهانی --
93
305196
3609
اکنون دلیل عمده معلولیت در سطح جهان است --
05:21
outstrippingفراتر رفتن cancerسرطان,
94
309585
1801
قبل از سرطان،
05:23
outstrippingفراتر رفتن heartقلب diseaseمرض.
95
311410
1669
و جلوتر از بیماری قلبی.
05:26
And at a time of greaterبزرگتر complexityپیچیدگی,
96
314411
4094
و در زمان پیچیدگی‌های بیشتر،
05:30
unprecedentedبی سابقه technologicalتکنولوژیکی,
politicalسیاسی and economicاقتصادی changeتغییر دادن,
97
318529
3548
و تغییرات بی‌سابقه تکنولوژی،
اقتصادی و سیاسی،
05:34
we are seeingدیدن how people'sمردم tendencyگرایش
98
322895
1777
می‌بینیم که چطور گرایش مردم
05:36
is more and more to lockقفل کردن down
into rigidسفت و سخت responsesپاسخ to theirخودشان emotionsاحساسات.
99
324696
4111
هرچه بیشتر و بیشتر در واکنش‌های
غیرقابل انعطاف به احساساتشان قفل شده است.
05:42
On the one handدست we mightممکن
obsessivelyوسواسی broodبرادرزاده on our feelingsاحساسات.
100
330371
3067
از یک سو ممکن است
در بحر احساساتمان فرو رویم.
05:46
Gettingگرفتن stuckگیر insideداخل our headsسر.
101
334387
1833
درون ذهنمان گیر بیفتیم.
05:48
Hookedقلاب on beingبودن right.
102
336735
1469
به برحق بودن معتاد شویم.
05:51
Or victimizedقربانی by our newsاخبار feedخوراک.
103
339085
2127
و یا قربانی اخبار خودمان بشویم.
05:55
On the other, we mightممکن
bottleبطری our emotionsاحساسات,
104
343124
2024
در سوی دیگر، ممکن است
احساساتمان را فروبخوریم،
05:57
pushingهل دادن them asideگذشته از
105
345172
1984
آنها را کنار بزنیم
05:59
and permittingاجازه دادن only those emotionsاحساسات
deemedتلقی می شود legitimateمشروع.
106
347180
3136
و تنها آن دسته از احساسات را
که مشروعند، مجاز بدانیم.
06:04
In a surveyنظر سنجی I recentlyبه تازگی conductedانجام شده
with over 70,000 people,
107
352068
3170
در نظرسنجی‌ که اخیرا
با ۷۰ هزار نفر انجام دادم
06:07
I foundپیدا شد that a thirdسوم of us --
108
355262
1734
دریافتم که یک سوم از ما --
06:09
a thirdسوم --
109
357704
1150
یک سوم --
06:11
eitherیا judgeقاضی ourselvesخودمان for havingداشتن
so-calledباصطلاح "badبد emotionsاحساسات,"
110
359466
4900
یا خودمان را به دلیل داشتن
«احساسات بد» قضاوت می‌کنیم،
06:16
like sadnessغمگینی,
111
364390
1794
از جمله غم،
06:18
angerخشم or even griefغم و اندوه.
112
366208
1959
عصبانیت و یا حتی سوگ.
06:22
Or activelyفعالانه try to pushفشار دادن asideگذشته از
these feelingsاحساسات.
113
370057
3747
یا فعالانه سعی می‌کنیم
چنین احساساتی را کنار بزنیم.
06:27
We do this not only to ourselvesخودمان,
114
375273
1650
ما این کار را نه تنها
در مورد خودمان می‌کنیم،
06:28
but alsoهمچنین to people we love,
like our childrenفرزندان --
115
376947
2254
بلکه در مورد عزیزانمان
از جمله فرزندانمان هم می‌کنیم--
06:31
we mayممکن است inadvertentlyسهوا shameشرم آور them
out of emotionsاحساسات seenمشاهده گردید as negativeمنفی,
116
379225
4598
به دلیل احساساتی که منفی انگاشته می‌شوند
ندانسته، شرمنده‌شان می‌کنیم،
06:35
jumpپرش to a solutionراه حل,
117
383847
2024
راه‌حل پیدا می‌کنیم،
06:37
and failشکست to help them
118
385895
1480
و در کمک کردن به آنان
06:39
to see these emotionsاحساسات
as inherentlyذاتا valuableبا ارزش.
119
387399
3090
در این که این عواطف را
باارزش بدانند، بازمی‌مانیم.
06:45
Normalطبیعی, naturalطبیعی است emotionsاحساسات
are now seenمشاهده گردید as good or badبد.
120
393030
5412
احساسات عادی و طبیعی،
خوب یا بد تلقی می‌شوند.
06:52
And beingبودن positiveمثبت has becomeتبدیل شدن به
a newجدید formفرم of moralاخلاقی correctnessصحت.
121
400474
4188
و مثبت بودن به نوع جدیدی
از همنوایی اخلاقی تبدیل شده است.
06:59
People with cancerسرطان are automaticallyبطور خودکار told
to just stayاقامت کردن positiveمثبت.
122
407522
3871
همه خودبه‌خود، به مبتلایان به سرطان
توصیه می‌کنند تا مثبت باشند.
07:06
Womenزنان, to stop beingبودن so angryخشمگین.
123
414434
2803
و به زنان می‌گویند تا عصبانی نباشند.
07:11
And the listفهرست goesمی رود on.
124
419191
1400
این فهرست طولانی است.
07:14
It's a tyrannyاستبداد.
125
422000
1414
ستمگرانه است.
07:16
It's a tyrannyاستبداد of positivityمثبت بودن.
126
424303
2147
ستم به مثبت‌گرایی است.
07:20
And it's cruelظالمانه.
127
428752
1309
بی‌رحمانه،
07:23
Unkindبی عاطفه.
128
431021
1150
نامهربان است.
07:25
And ineffectiveبی اثر.
129
433260
1381
و بی‌اثر است.
07:27
And we do it to ourselvesخودمان,
130
435728
2532
و ما این کار را نه تنها با خود،
07:30
and we do it to othersدیگران.
131
438284
1533
بلکه با دیگران نیز می‌کنیم.
07:33
If there's one commonمشترک featureویژگی
132
441373
2697
اگر قرار باشد به حاشیه راندن احساسات،
07:36
of broodingمرده, bottlingبطری کردن
or falseنادرست positivityمثبت بودن, it's this:
133
444094
3651
گیر کردن در میان آن، و یا مثبت‌گرایی کاذب
نقطه مشترکی داشته باشد، این است:
07:40
they are all rigidسفت و سخت responsesپاسخ.
134
448666
2413
همه اینها واکنش‌های صلب و سخت هستند.
07:44
And if there's a singleتنها
lessonدرس we can learnیاد گرفتن
135
452586
2080
و اگر یک درس باشد که بتوان
07:46
from the inevitableاجتناب ناپذیر fallسقوط of apartheidآپارتاید
136
454690
2793
از سقوط ناگزیر آپارتاید گرفت
07:49
it is that rigidسفت و سخت denialانکار doesn't work.
137
457507
2685
این است که انکارِ بی‌انعطاف اثر ندارد.
07:53
It's unsustainableunsustainable.
138
461642
1350
پایدار نیست.
07:55
For individualsاشخاص حقیقی, for familiesخانواده ها,
139
463967
2864
برای افراد، برای خانواده‌ها،
07:58
for societiesجوامع.
140
466855
1150
برای جوامع،
08:00
And as we watch the iceیخ capsکلاه meltذوب شدن,
141
468783
4080
و درست مانند قله کوه یخی که ذوب می‌شود،
08:04
it is unsustainableunsustainable for our planetسیاره.
142
472887
2706
این وضع برای سیاره ما ناپایدار است.
08:09
Researchپژوهش on emotionalعاطفی suppressionسرکوب showsنشان می دهد
143
477831
1865
تحقیقات درباره سرکوب عواطف نشان می‌دهد
08:11
that when emotionsاحساسات
are pushedتحت فشار قرار داد asideگذشته از or ignoredنادیده گرفته شد,
144
479720
2968
که وقتی عواطف به حاشیه رانده شده
یا مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند،
08:14
they get strongerقوی تر.
145
482712
1200
قوی‌‎تر می‎‌شوند.
08:16
Psychologistsروانشناسان call this amplificationتقویت.
146
484664
2214
روانشناسان به این می‌گویند فزون‌سازی.
08:18
Like that deliciousخوشمزه - لذیذ chocolateشکلات cakeکیک
in the refrigeratorیخچال --
147
486902
3252
درست مثل کیک شکلاتی در یخچال --
08:23
the more you try to ignoreچشم پوشی it ...
148
491061
1934
هر چقدر سعی می‌کنید به آن بی‌توجهی کنید...
08:26
(Laughterخنده)
149
494124
3604
(خنده حضار)
08:30
the greaterبزرگتر its holdنگه دارید on you.
150
498744
2158
بیشتر وسوسه‌تان می‌کند.
08:34
You mightممکن think you're in controlکنترل
of unwantedناخواسته emotionsاحساسات when you ignoreچشم پوشی them,
151
502619
3572
شاید فکر کنید با بی‌توجهی به احساسات
و عواطف ناخواسته، آنها را کنترل می‌کنید،
08:38
but in factواقعیت they controlکنترل you.
152
506215
2642
ولی درواقع این شما هستید
که در کنترل آنها هستید.
08:42
Internalداخلی painدرد always comesمی آید out.
153
510127
2179
درد درونی همیشه سر بر می‌آورد.
08:45
Always.
154
513068
1150
همیشه.
08:46
And who paysمی پردازد the priceقیمت?
155
514863
1532
و بهایش را چه کسی می‌پردازد؟
08:49
We do.
156
517244
1405
ما.
08:50
Our childrenفرزندان,
157
518673
1150
فرزندانمان،
08:52
our colleaguesهمکاران,
158
520696
1150
همکارانمان،
08:55
our communitiesجوامع.
159
523354
1150
جوامع‌مان.
09:01
Now, don't get me wrongاشتباه.
160
529354
1412
اشتباه برداشت نکنید.
09:03
I'm not anti-happinessضد شادی.
161
531203
1638
من ضد-شادی نیستم.
09:06
I like beingبودن happyخوشحال.
162
534213
1309
شاد بودن را دوست دارم.
09:07
I'm a prettyبسیار happyخوشحال personفرد.
163
535546
1587
و خودم هم فرد شادی هستم.
09:10
But when we pushفشار دادن asideگذشته از normalطبیعی emotionsاحساسات
to embraceپذیرفتن falseنادرست positivityمثبت بودن,
164
538181
5777
اما وقتی احساسات عادی را به کنار می‌رانیم،
تا مثبت‌گرایی کاذب را در آغوش بگیریم،
09:15
we loseاز دست دادن our capacityظرفیت to developتوسعه skillsمهارت ها
to dealمعامله with the worldجهان as it is,
165
543982
5000
ظرفیت خود برای ایجاد مهارت
مقابله با جهانِ واقعی،
09:22
not as we wishآرزو کردن it to be.
166
550013
1683
نه جهانی که آرزویش را داریم،
از دست می‌دهیم.
09:24
I've had hundredsصدها of people tell me
what they don't want to feel.
167
552950
3259
صدها نفر به من از آنچه
که دوست ندارند حس کنند، گفته‌اند.
09:29
They say things like,
168
557180
1698
چیزهایی از این قبیل که،
09:30
"I don't want to try because
I don't want to feel disappointedناامید."
169
558902
3142
«نمی‌خوام سعی کنم،
چون نمی‌خوام احساس یأس کنم.»
09:35
Or, "I just want this feelingاحساس to go away."
170
563022
3468
یا، «فقط می‌خوام این احساس از بین بره.»
09:41
"I understandفهمیدن," I say to them.
171
569235
1867
به آنها می‌گویم، «می‌فهمم،
09:44
"But you have deadمرده people'sمردم goalsاهداف."
172
572061
2200
اما این‌ها اهداف مرده‌هاست.»
09:47
(Laughterخنده)
173
575187
5350
(خنده حضار)
09:52
(Applauseتشویق و تمجید)
174
580561
6293
(تشویق حضار)
09:58
Only deadمرده people
175
586878
2040
فقطه مرده‌ها هستند
10:00
never get unwantedناخواسته or inconveniencedinconvenienced حفظ
by theirخودشان feelingsاحساسات.
176
588942
3635
که با عواطفشان دچار حس عذاب
و ناخواستگی نمی‌شوند.
10:04
(Laughterخنده)
177
592601
1309
(خنده حاضران)
10:05
Only deadمرده people never get stressedتاکید کرد,
178
593934
2296
فقط مرده‌ها هستند که دچار استرس نمی‌شوند،
10:09
never get brokenشکسته شده heartsقلب,
179
597101
1600
یا دلشکسته نمی‌شوند،
10:11
never experienceتجربه the disappointmentناامیدی
that comesمی آید with failureشکست.
180
599196
3944
و ناامیدی پس از شکست را تجربه نمی‌کنند.
10:17
Toughسخت است emotionsاحساسات are partبخشی
of our contractقرارداد with life.
181
605195
3500
عواطف قوی بخشی از قرارداد ما با زندگی‌اند.
10:21
You don't get to have a meaningfulمعنی دار careerحرفه
182
609949
2325
داشتن حیاتِ کاری معنی‌دار
10:24
or raiseبالا بردن a familyخانواده
183
612298
1795
یا توسعه خانوادگی
10:26
or leaveترک کردن the worldجهان a better placeمحل
184
614117
2778
یا تاثیر مثبت بر جهان
10:28
withoutبدون stressفشار and discomfortناراحتی.
185
616919
2118
بدون تحمل فشار و زحمت، امکان‌پذیر نیست.
10:32
Discomfortناراحتی is the priceقیمت of admissionپذیرش
to a meaningfulمعنی دار life.
186
620173
4880
زحمت بهای پذیرفته شدن
در یک حیات معنادار است.
10:39
So, how do we beginشروع to dismantleاز بین بردن rigidityسختی
187
627561
2572
خب، چطور عدم انعطاف را برچینیم
10:42
and embraceپذیرفتن emotionalعاطفی agilityچابکی?
188
630157
2000
و انعطاف عاطفی را دریابیم؟
10:45
As that youngجوان schoolgirlمدرسه,
189
633791
1659
در قامت آن دختر کوچک مدرسه‌ای،
10:47
when I leanedتکیه داده است into those blankجای خالی pagesصفحات,
190
635474
3367
وقتی که دل به آن صفحات خالی زدم،
10:50
I startedآغاز شده to do away with feelingsاحساسات
191
638865
2389
شروع کردم به حذف کامل احساساتی
10:53
of what I should be experiencingتجربه کردن.
192
641278
3118
که باید تجربه‌شان می‌کردم.
10:57
And insteadبجای startedآغاز شده to openباز کن my heartقلب
to what I did feel.
193
645254
3346
و در عوض در قلبم را گشودم
به سوی آنچه که در واقع حس می‌کردم.
11:01
Painدرد.
194
649103
1187
درد.
11:02
And griefغم و اندوه.
195
650679
1150
و اندوه.
11:04
And lossاز دست دادن.
196
652838
1539
و فقدان.
11:06
And regretپشيمان شدن.
197
654401
1150
و ندامت.
11:09
Researchپژوهش now showsنشان می دهد
198
657972
2581
اکنون تحقیقات نشان می‌دهد
11:12
that the radicalافراطی acceptanceپذیرش
of all of our emotionsاحساسات --
199
660577
3333
که پذیرش کامل تمامی احساساتمان --
11:15
even the messyبی نظم, difficultدشوار onesآنهایی که --
200
663934
1659
حتی احساسات دشوار و آزاردهنده --
11:17
is the cornerstoneسنگ زاویه، سنگ گوشه
to resilienceانعطاف پذیری, thrivingپر رونق,
201
665617
2747
سنگ بنای انعطاف، بالندگی،
11:20
and trueدرست است, authenticمعتبر happinessشادی.
202
668388
3141
و شادمانی واقعی و اصیل است.
11:25
But emotionalعاطفی agilityچابکی is more
that just an acceptanceپذیرش of emotionsاحساسات.
203
673268
4937
اما انعطاف عاطفی
از پذیرش احساسات فراتر است.
11:30
We alsoهمچنین know that accuracyدقت mattersمسائل.
204
678229
2150
می‌دانیم که دقت نیز مهم است.
11:33
In my ownخودت researchپژوهش,
I foundپیدا شد that wordsکلمات are essentialضروری است.
205
681228
4523
در تحقیقات شخصی خود،
دریافتم که کلمات نقشی عمده دارند.
11:37
We oftenغالبا use quickسریع and easyآسان labelsبرچسب ها
to describeتوصیف کردن our feelingsاحساسات.
206
685775
3032
ما اغلب از برچسب‌های سریع و آسان
برای تعریف احساساتمان بهره می‌جوییم.
11:40
"I'm stressedتاکید کرد" is the mostاکثر
commonمشترک one I hearشنیدن.
207
688831
2635
«استرس دارم» را از همه بیشتر می‌شنوم.
11:43
But there's a worldجهان of differenceتفاوت
betweenبین stressفشار and disappointmentناامیدی
208
691490
3381
اما میان استرس و یأس
دنیایی از تفاوت است.
11:46
or stressفشار and that knowingدانستن dreadوحشت
of "I'm in the wrongاشتباه careerحرفه."
209
694895
3668
یا میان استرس و دلهره این
که «زمینه حرفه‌ای من اشتباه است.»
11:51
When we labelبرچسب our emotionsاحساسات accuratelyبه درستی,
210
699804
1905
وقتی که با دقت به احساساتمان
برچسب می‌زنیم،
11:53
we are more ableتوانایی to discernتشخیص دهید
the preciseدقیق causeسبب می شود of our feelingsاحساسات.
211
701733
3409
عامل دقیق احساساتمان را
بهتر تشخیص می‌دهیم.
11:57
And what scientistsدانشمندان call
the readinessآمادگی potentialپتانسیل in our brainمغز
212
705692
2988
و آنچه که دانشمندان
«آمادگی بالقوه» در مغز می‌نامند
12:00
is activatedفعال شده, allowingاجازه می دهد us
to take concreteبتن stepsمراحل.
213
708704
3202
فعال شده و امکان برداشتن
گامهای درست را به ما می‌دهد.
12:04
But not just any stepsمراحل --
the right stepsمراحل for us.
214
712513
2905
اما نه هر گامی، بلکه گام درست.
12:07
Because our emotionsاحساسات are dataداده ها.
215
715442
2000
چرا که احساسات ما داده‌های اطلاعاتی‌اند.
12:10
Our emotionsاحساسات containحاوی flashingچشمک زدن lightsچراغ ها
to things that we careاهميت دادن about.
216
718109
3949
و مانند چراغ قوه بر چیزهایی
نور می‌اندازند که برایمان مهم‌اند.
12:14
We tendگرایش داشتن not to feel strongقوی emotionهیجانی
217
722720
3071
ما به چیزهایی که در دنیایمان
12:17
to stuffچیز that doesn't mean
anything in our worldsجهان ها.
218
725815
3221
اهمیتی ندارد، احساسات قوی نداریم.
12:22
If you feel rageخشم when you readخواندن the newsاخبار,
219
730251
2612
اگر هنگام خواندن اخبار، احساس خشم می‌کنید،
12:24
that rageخشم is a signpostنشانه, perhapsشاید,
that you valueارزش equityانصاف and fairnessعدالت --
220
732887
4249
آن خشم نشانه است، شاید نشانی
از اینکه به برابری و عدالت ارزش می‌دهید --
12:29
and an opportunityفرصت to take activeفعال stepsمراحل
221
737760
1976
و فرصتی است برای برداشتن گام‌های فعالانه
12:31
to shapeشکل your life in that directionجهت.
222
739760
2206
تا زندگی خود را در آن جهت پیش ببرید.
12:35
When we are openباز کن
to the difficultدشوار emotionsاحساسات,
223
743093
2183
وقتی آمادگی رویارویی
با احساسات دشوار را داریم،
12:37
we are ableتوانایی to generateتولید کنید responsesپاسخ
that are values-alignedارزش تراز وسط قرار دارد.
224
745300
3436
قادر به پاسخگویی
هم‌تراز با آن ارزش‌ها هستیم.
12:41
But there's an importantمهم caveatهشدار.
225
749957
1985
اما یک هشدار مهم نیز در میان است.
12:43
Emotionsاحساسات are dataداده ها,
they are not directivesدستورالعمل ها.
226
751966
2420
احساسات داده‌های اطلاعاتی‌اند،
فرمان نیستند.
12:46
We can showنشان بده up to and mineمال خودم
our emotionsاحساسات for theirخودشان valuesارزش های
227
754752
3142
ما می‌توانیم احساساتمان را
در جستجوی ارزشهایشان واکاوی کنیم
12:49
withoutبدون needingنیازمند to listen to them.
228
757918
1928
بدون این که لازم باشد
به آنها گوش بسپاریم.
12:52
Just like I can showنشان بده up to my sonفرزند پسر
in his frustrationنا امیدی with his babyعزیزم sisterخواهر --
229
760419
5293
مثلا من می‌توانم وقتی پسرم از دست
خواهر کوچکش کلافه می‌شود در کنارش باشم --
12:58
but not endorseتایید و امضا his ideaاندیشه
that he getsمی شود to give her away
230
766673
2566
اما از این نظرش که می گوید خواهرش را
13:01
to the first strangerغریبه
he seesمی بیند in a shoppingخريد كردن mallمرکز خرید.
231
769263
2326
بدهیم به اولین غریبه‌ای
که در خیابان می‌بینیم حمایت نکنم.
13:03
(Laughterخنده)
232
771613
1528
(خنده حضار)
13:05
We ownخودت our emotionsاحساسات, they don't ownخودت us.
233
773165
3031
ما مالک احساساتمان هستیم،
آنها مالک ما نیستند.
13:09
When we internalizeدرونی کردن the differenceتفاوت
betweenبین how I feel in all my wisdomحکمت
234
777520
3803
وقتی که تفاوت میان این که
با تمام قوای منطق چگونه احساس می‌کنم
13:13
and what I do in a values-alignedارزش تراز وسط قرار دارد actionعمل,
235
781347
3913
و در راستای ارزشها چه اقدامی
از من سر می‌زند، نهادینه شود،
13:17
we generateتولید کنید the pathwayمسیر to our bestبهترین selvesخودت
236
785284
3191
ما مسیری را به بهترین وجهه
از خودمان بازمی‌کنیم
13:20
viaاز طريق our emotionsاحساسات.
237
788499
1407
از طریق عواطف‌مان.
13:24
So, what does this look like in practiceتمرین?
238
792466
2733
خب، این در عمل چگونه است؟
13:28
When you feel a strongقوی, toughسخت است emotionهیجانی,
239
796474
1818
وقتی که حس عاطفی قوی
و سختی را احساس می‌کنید،
13:30
don't raceنژاد for the emotionalعاطفی exitsخروج.
240
798316
1975
فورا به دنبال راه‌های فرار احساسی نباشید.
13:33
Learnفرا گرفتن its contoursخطوط, showنشان بده up
to the journalمجله of your heartsقلب.
241
801203
3644
آن را بشناسید، به خاطرات دلتان سربزنید.
13:37
What is the emotionهیجانی tellingگفتن you?
242
805625
1944
آن حس عاطفی به شما چه می‌گوید؟
و از گفتن «من هستم» در جاهایی مثل «من
عصبانی هستم» یا «من غمگین هستم» پرهیز کنید.
13:41
And try not to say "I am,"
as in, "I'm angryخشمگین" or "I'm sadغمگین."
243
809570
3801
13:45
When you say "I am"
244
813395
1159
وقتی می‌گویید «من هستم»
13:46
it makesباعث می شود you soundصدا
as if you are the emotionهیجانی.
245
814578
2547
طوری می‌نماید که انگار
شما آن احساس هستید.
13:49
Whereasدر حالیکه you are you,
and the emotionهیجانی is a dataداده ها sourceمنبع.
246
817149
2729
در حالی که شما شما هستید، و آن احساس
یک منبع داده اطلاعاتی است.
13:52
Insteadبجای, try to noticeاطلاع
the feelingاحساس for what it is:
247
820577
2445
در عوض، سعی کنید
که متوجه ذات آن احساس بشوید:
«متوجهم که احساس غم دارم»
13:55
"I'm noticingمتوجه شدم that I'm feelingاحساس sadغمگین"
248
823046
1688
13:56
or "I'm noticingمتوجه شدم that I'm feelingاحساس angryخشمگین."
249
824758
2022
یا «متوجهم که احساس عصبانیت می‌کنم.»
14:00
These are essentialضروری است skillsمهارت ها for us,
250
828037
2118
اینها مهارتهایی حیاتی برایمان هستند،
14:02
our familiesخانواده ها, our communitiesجوامع.
251
830179
2255
برای خانواده‌هایمان، و جوامع‌مان.
14:04
They're alsoهمچنین criticalبحرانی to the workplaceمحل کار.
252
832458
2250
برای محیط‌های کار نیز اساسی‌اند.
14:08
In my researchپژوهش,
253
836132
1168
در تحقیقاتم، وقتی که
به آنچه به افراد کمک می‌کند
14:09
when I lookedنگاه کرد at what helpsکمک می کند people
to bringآوردن the bestبهترین of themselvesخودشان to work,
254
837324
3539
تا بهترین وجه خود را به ظهور برسانند،
یک عامل موثر کلیدی یافتم:
14:12
I foundپیدا شد a powerfulقدرتمند keyکلیدی contributorمشارکت کننده:
255
840887
1674
14:14
individualizedفردی considerationتوجه.
256
842585
1934
ملاحظه شخصی.
14:17
When people are allowedمجاز
to feel theirخودشان emotionalعاطفی truthحقیقت,
257
845084
3762
وقتی افراد امکان حس کردن
حقیقت عاطفی خود را می‌یابند،
14:20
engagementنامزدی, creativityخلاقیت and innovationنوآوری
flourishشکوفا شدن in the organizationسازمان.
258
848870
3467
ارتباط، خلاقیت و نوآوری
در محیط سازمانی شکوفا می‌شود.
14:25
Diversityتنوع isn't just people,
259
853661
1508
تنوع و تکثر فقط درباره افراد نیست،
14:27
it's alsoهمچنین what's insideداخل people.
260
855193
2341
بلکه درباره درون افراد نیز هست.
14:29
Includingشامل diversityتنوع of emotionهیجانی.
261
857558
2067
از جمله تنوع عاطفه.
14:34
The mostاکثر agileچابک, resilientارتجاعی
individualsاشخاص حقیقی, teamsتیم ها,
262
862425
3888
منعطف‌ترین و سازگارترین افراد، تیم‌ها،
14:38
organizationsسازمان های, familiesخانواده ها, communitiesجوامع
263
866337
2312
سازمان‌ها، خانواده‌ها، و جوامع
14:40
are builtساخته شده on an opennessباز بودن
to the normalطبیعی humanانسان emotionsاحساسات.
264
868673
2748
آنهایی هستند که بر اساس پذیرا بودن
احساسات عادی انسانی بنا شده‌اند.
14:44
It's this that allowsاجازه می دهد us to say,
265
872189
2309
همین است که به ما اجازه می‌دهد تا بگوییم،
14:46
"What is my emotionهیجانی tellingگفتن me?"
266
874522
2078
«عواطفم به من چه می‌گویند؟»
14:48
"Whichکدام actionعمل will bringآوردن me
towardsبه سمت my valuesارزش های?"
267
876624
3057
«کدام اقدام مرا به ارزش‌هایم می‌رساند؟»
14:51
"Whichکدام will take me away from my valuesارزش های?"
268
879705
2388
«کدام‌یک مرا از ارزش‌هایم دور می‌کند؟»
14:55
Emotionalعاطفی agilityچابکی is the abilityتوانایی
to be with your emotionsاحساسات
269
883436
3729
انعطاف عاطفی قدرت بودن با عواطف،
14:59
with curiosityکنجکاوی, compassionمحبت,
270
887189
2976
همراه با کنجکاوی، شفقت،
15:02
and especiallyبه خصوص the courageشجاعت
to take values-connectedارزش های متصل stepsمراحل.
271
890189
3766
و بویژه جرأت برداشتن
گام‌های مرتبط با ارزش‌هاست.
15:07
When I was little,
272
895891
1166
وقتی کوچک بودم،
15:09
I would wakeاز خواب بیدار up at night
terrifiedوحشت زده by the ideaاندیشه of deathمرگ.
273
897081
2810
شبها از ترس تفکر مرگ از خواب می‌پریدم.
15:11
My fatherپدر would comfortراحتی me
with softنرم patsخودت and kissesبوسه ها.
274
899915
3032
پدرم با نوازش‌ها و بوسه‌های نرم،
آرامم می‌کرد.
15:15
But he would never lieدروغ.
275
903677
1534
اما هرگز دروغ نمی‌گفت.
15:18
"We all dieمرگ, Susieسوزی," he would say.
276
906738
2118
می‌گفت: «همه ما می‌میریم، سوزی،»
15:21
"It's normalطبیعی to be scaredترسیده."
277
909780
1845
«خیلی عادی است که بترسی.»
15:24
He didn't try to inventاختراع کردن
a bufferبافر betweenبین me and realityواقعیت.
278
912483
3541
تلاش نمی‌کرد میان من
و واقعیت مانعی بسازد.
15:29
It tookگرفت me a while to understandفهمیدن
279
917037
1850
کمی طول کشید
تا به قدرت او در نحوه هدایت من
در آن شبها پی ببرم.
15:30
the powerقدرت of how he guidedهدایت شده me
throughاز طریق those nightsشب ها.
280
918911
2588
15:34
What he showedنشان داد me is that courageشجاعت
is not an absenceغیبت of fearترس;
281
922228
4133
آنچه یادم داد این بود که جرأت، ‌
بی‌باکی نیست.
15:39
courageشجاعت is fearترس walkingپیاده روی.
282
927579
2944
جرأت ترس متحرک است.
15:44
Neitherنه نه of us knewمی دانست that in 10 shortکوتاه yearsسالها,
283
932791
2239
هیچ‌یک از ما نمی‌دانست
که تنها ده سال بعد،
15:47
he would be goneرفته.
284
935054
1212
پدرم خواهد رفت.
15:48
And that time for eachهر یک of us
is all too preciousگرانبها
285
936950
2904
و این که زمان برای هر یک از ما گرانبها است
15:51
and all too briefمختصر.
286
939878
1200
و بسیار کوتاه.
15:54
But when our momentلحظه comesمی آید
287
942494
2793
اما وقتی که زمان ما
15:57
to faceصورت our fragilityتردی,
288
945311
2198
برای مواجهه با شکنندگی فرا می‌رسد،
15:59
in that ultimateنهایی time,
289
947533
1699
در آن لحظه واپسین،
16:01
it will askپرسیدن us,
290
949256
1261
از ما خواهد پرسید،
16:03
"Are you agileچابک?"
291
951359
1300
«حاضری؟»
16:05
"Are you agileچابک?"
292
953421
1150
«آماده‌ای؟»
16:07
Let the momentلحظه be an unreservedنامحدود "yes."
293
955738
3444
بگذارید این لحظه یک «بله» قاطع باشد.
16:12
A "yes" bornبدنیا آمدن of a lifelongطول عمر
correspondenceمکاتبات with your ownخودت heartقلب.
294
960381
4301
«بله»ای که زاده یک عمر تطابق
با قلبتان باشد،
16:17
And in seeingدیدن yourselfخودت.
295
965784
1716
و با نگریستن به خودتان.
16:20
Because in seeingدیدن yourselfخودت,
296
968839
2389
چرا که با دیدن خود،
16:23
you are alsoهمچنین ableتوانایی to see othersدیگران, too:
297
971252
2467
می‌توانید دیگران را نیز ببینید:
16:27
the only sustainableپایدار way forwardرو به جلو
298
975218
3423
این تنها روش پایدار پیشروی است
16:30
in a fragileشکننده, beautifulخوشگل worldجهان.
299
978665
2626
در جهانی شکننده و زیبا.
16:34
SawubonaSawubona.
300
982972
1446
سائوبونا.
16:36
And thank you.
301
984442
1167
و سپاسگزارم.
16:37
(Laughterخنده)
302
985633
1033
(تشویق حاضران)
16:38
Thank you.
303
986690
1151
متشکرم.
16:39
(Applauseتشویق و تمجید)
304
987865
2270
(تشویق حاضران)
16:42
Thank you.
305
990159
1261
متشکرم.
16:43
(Applauseتشویق و تمجید)
306
991444
3976
(تشویق حاضران)
Translated by Maryam Manzoori
Reviewed by Sadegh Zabihi

▲Back to top

ABOUT THE SPEAKER
Susan David - Psychologist, researcher, author
Susan David, a Harvard Medical School psychologist, studies emotional agility: the psychology of how we can use emotion to bring forward our best selves in all aspects of how we love, live, parent and lead.

Why you should listen

What does it take internally, in the way we deal with our thoughts, emotions and stories, for us to thrive in a complex and changing world? How we respond to these inner experiences drives our actions, careers, relationships, happiness, health -- everything that matters in our lives. Susan David became fascinated by this question through first-hand experience of loss and resilience, while growing up in a country in which hate was legislated: apartheid South Africa.

David holds a PhD in the psychology of emotions, is an award-winning Harvard Medical School psychologist, and is ranked as one of the world's leading management thinkers. Her #1 Wall Street Journal bestselling book, Emotional Agility, describes the psychological skills critical to thriving in times of complexity and change. David is CEO of Evidence Based Psychology, on Harvard Medical School faculty, and a co-founder of the Institute of Coaching. Described as "a powerful speaker, visionary thinker and inspirational personality," she is an unwavering believer in the power of people to bring the best of who they are to themselves, their children, their organizations and their communities.

More profile about the speaker
Susan David | Speaker | TED.com