ABOUT THE SPEAKER
Cesar Kuriyama - Video maker
Cesar Kuriyama shoots one second of video every day of his life, and edits them together into a montage that prompts him to think how he approaches each day.

Why you should listen

As a video maker, director, producer and animator Cesar Kuriyama has worked for giant clients like Hershey's, BMW, Verizon, Gillette and the NFL. But what we love about him are his personal projects -- based on his travel, his love of the arts community, and his family and friends. Imagine a movie that contains one day of your entire life ...

Play with the 1SecondEveryDay app ... and check out other people's own videos on r/OneSecondaDay.

 

More profile about the speaker
Cesar Kuriyama | Speaker | TED.com
TED2012

Cesar Kuriyama: One second every day

سزار کوریاما: یک ثانیه در روز

Filmed:
1,922,570 views

لحظات کوچک، زیبا، خنده دار، و دردناک بسیار زیادی در زندگی شما وجود دارد -- چطور می‌خواهید همۀ آنها را بخاطر بسپارید؟ سزار کوریاما که یک کارگردان است، هر روز یک ثانیه را بعنوان بخشی از یک پروژه در دست اقدام، ضبط کرده تا تمام ریزه‌های خاص زندگی خود را جمع آوری کند.
- Video maker
Cesar Kuriyama shoots one second of video every day of his life, and edits them together into a montage that prompts him to think how he approaches each day. Full bio

Double-click (or triple-click) the English transcript below to play the video.

00:16
So, I'm an artistهنرمند.
0
820
1648
خب، من یک هنرمندم.
00:18
I liveزنده in Newجدید Yorkیورک, and I've been workingکار کردن in advertisingتبلیغات
1
2468
2454
در نیویورک زندگی می‌کنم، و از وقتی مدرسه ام تمام شد، در زمینه تبلیغات کار می‌کنم،
00:20
for -- ever sinceاز آنجا که I left schoolمدرسه,
2
4922
2645
در نیویورک زندگی می‌کنم، و از وقتی مدرسه ام تمام شد، در زمینه تبلیغات کار می‌کنم،
00:23
so about sevenهفت, eightهشت yearsسالها now,
3
7567
1621
پس می‌شه حدود هفت هشت سال،
00:25
and it was drainingتخلیه.
4
9188
1556
و خیلی طاقت فرسا بود.
00:26
I workedکار کرد a lot of lateدیر است nightsشب ها. I workedکار کرد a lot of weekendsتعطیلات آخر هفته,
5
10744
2713
خیلی شبها تا دیر وقت کار کردم. خیلی آخر هفته‌ها هم کار کردم،
00:29
and I foundپیدا شد myselfخودم never havingداشتن time for all the projectsپروژه ها
6
13457
3170
و دیدم هیچ وقتی ندارم تا روی پروژه‌هایی که خودم دوست داشتم، کار کنم.
00:32
that I wanted to work on on my ownخودت.
7
16627
2302
و دیدم هیچ وقتی ندارم تا روی پروژه‌هایی که خودم دوست داشتم، کار کنم.
00:34
And one day I was at work and I saw a talk
8
18929
1962
و یه روز که سر کار بودم، سخنرانی "استفان ساگمیستر" در TED را دیدم،
00:36
by Stefanاستفان SagmeisterSagmeister on TEDTED,
9
20891
2231
و یه روز که سر کار بودم، سخنرانی "استفان ساگمیستر" در TED را دیدم،
00:39
and it was calledبه نام "The powerقدرت of time off,"
10
23122
1655
و نام سخنرانی "قدرت زمان فراغت" بود،
00:40
and he spokeصحبت کرد about how everyهرکدام sevenهفت yearsسالها,
11
24777
2636
و او گفت که چطور هر هفت سال،
00:43
he takes a yearسال off from work so he could
12
27413
2107
یک سال مرخصی می‌گیره تا بتونه
00:45
do his ownخودت creativeخلاقانه projectsپروژه ها, and I was instantlyفورا inspiredالهام گرفته,
13
29520
3665
روی پروژه‌های خلاقانۀ خودش کار کنه، و من بلافاصله تحت تأثیر قرار گرفتم،
00:49
and I just said, "I have to do that. I have to take a yearسال off.
14
33185
3389
و همون موقع گفتم،" باید اینکار را بکنم. باید یکسال مرخصی بگیرم.
00:52
I need to take time to travelمسافرت رفتن and spendخرج کردن time with my familyخانواده
15
36574
4479
لازمه زمانی را برای سفر و گذراندن وقت با خانواده ام صرف کرده
00:56
and startشروع کن my ownخودت creativeخلاقانه ideasایده ها."
16
41053
2286
و ایده‌های خلاقانه ام را به جریان بیندازم."
00:59
So the first of those projectsپروژه ها endedبه پایان رسید up beingبودن
17
43339
3639
بدین ترتیب اولین پروژه من به چیزی ختم شد که من اونو" یک ثانیه در روز" نامیدم.
01:02
something I calledبه نام "One Secondدومین Everyهرکدام Day."
18
46978
3566
بدین ترتیب اولین پروژه من به چیزی ختم شد که من اونو" یک ثانیه در روز" نامیدم.
01:06
Basicallyاساسا I'm recordingضبط one secondدومین of everyهرکدام day of my life
19
50544
2334
در واقع من یک ثانیه از روزم را تا آخرعمرم ضبط می‌کنم،
01:08
for the restباقی مانده of my life,
20
52878
2735
در واقع من یک ثانیه از روزم را تا آخرعمرم ضبط می‌کنم،
01:11
chronologicallyاز لحاظ تاریخی compilingکامپایل کردن these one-secondیک ثانیه
21
55613
2937
و این قطعه‌های کوچک یک ثانیه ای زندگی ام را بترتیب زمان روی هم گذاشته و یک فیلم پشت سرهم می‌سازم
01:14
tinyکوچک slicesبرش ها of my life into one singleتنها continuousمداوم videoویدئو
22
58550
4302
و این قطعه‌های کوچک یک ثانیه ای زندگی ام را بترتیب زمان روی هم گذاشته و یک فیلم پشت سرهم می‌سازم
01:18
untilتا زمان, you know, I can't recordرکورد them anymoreدیگر.
23
62852
5677
تا وقتی که، می‌دونید، دیگه نتونم ضبط کنم.
01:24
The purposeهدف of this projectپروژه is, one:
24
68529
2357
هدف از این پروژه یکی اینه:
01:26
I hateنفرت not rememberingبه یاد آوردن things that I've doneانجام شده in the pastگذشته.
25
70886
4724
دوست ندارم کارهایی که در گذشته کردم را فراموش کنم.
01:31
There's all these things that I've doneانجام شده with my life
26
75610
2710
کلی چیزهایی هست که در زندگی انجام داده
01:34
that I have no recollectionیادآوری of
27
78320
1914
و هیچی ازشون یادم نمی یاد
01:36
unlessمگر اینکه someoneکسی bringsبه ارمغان می آورد it up, and sometimesگاه گاهی I think,
28
80234
1716
تا اینکه یه چیزی اونا رو یادآوری کنه، و بعضی وقتها فکر می‌کنم،
01:37
"Oh yeah, that's something that I did."
29
81950
3571
"اوه، آره، اینو قبلا" انجام دادم."
01:41
And something that I realizedمتوجه شدم earlyزود on in the projectپروژه
30
85521
1641
و چیزی که در ابتدای پروژه فهمیدم
01:43
was that if I wasn'tنبود doing anything interestingجالب هست,
31
87162
2724
این بود که اگه کار جالبی نمی کردم
01:45
I would probablyشاید forgetفراموش کردن to recordرکورد the videoویدئو.
32
89886
2479
احتمالا" ضبط کردن آنرا فراموش می‌کردم.
01:48
So the day -- the first time that I forgotیادم رفت, it really hurtصدمه me,
33
92365
3473
بدین ترتیب، اون روز-- اولین باری که یادم رفت، واقعا" ناراحت شدم،
01:51
because it's something that I really wanted to --
34
95838
2475
چون اون چیزی بود که واقعا" دلم می‌خواست--
01:54
from the momentلحظه that I turnedتبدیل شد 30, I wanted
35
98313
2196
دلم می‌خواست از وقتی سی سالم شده تا ابد انجام این پروژه را ادامه بدم،
01:56
to keep this projectپروژه going untilتا زمان foreverبرای همیشه,
36
100509
3350
دلم می‌خواست از وقتی سی سالم شده تا ابد انجام این پروژه را ادامه بدم،
01:59
and havingداشتن missedاز دست رفته that one secondدومین, I realizedمتوجه شدم,
37
103859
2446
و فراموش کردن اون یک ثانیه باعث شد بفهمم
02:02
it just kindنوع of createdایجاد شده this thing in my headسر
38
106305
3753
که چیزی در مغزم حک شد که دیگه یادم نمی ره.
02:05
where I never forgotیادم رفت ever again.
39
110058
2263
که چیزی در مغزم حک شد که دیگه یادم نمی ره.
02:11
So if I liveزنده to see 80 yearsسالها of ageسن,
40
115598
2999
بنابراین اگه تا سن هشتاد سالگی عمر کنم،
02:14
I'm going to have a five-hourپنج ساعته videoویدئو
41
118597
2633
یک فیلم پنج ساعته خواهم داشت
02:17
that encapsulatesانباشته می شود 50 yearsسالها of my life.
42
121230
2749
که ینجاه سال زندگی ام را در خود جای داده.
02:19
When I turnدور زدن 40, I'll have a one-hourیک ساعت videoویدئو
43
123979
2392
وقتی چهل سالم بشه، یک فیلم یک ساعته دارم
02:22
that includesشامل می شود just my 30s.
44
126371
5237
که فقط شامل ده سال ۳۰ تا ۴۰ است.
02:27
This has really
45
131608
1528
هر روز وقتی بیدار می‌شم، واقعا" انرژی بهم می‌ده
02:29
invigoratedتقویت شده me day-to-dayروز به روز, when I wakeاز خواب بیدار up,
46
133136
3275
هر روز وقتی بیدار می‌شم، واقعا" انرژی بهم می‌ده
02:32
to try and do something interestingجالب هست with my day.
47
136411
2887
تا سعی کنم اون روز کار جالبی انجام بدم.
02:42
Now, one of the things that I have issuesمسائل with is that,
48
146757
3508
حالا، یکی از چیزهایی که باهاش مشکل دارم اینه که
02:46
as the daysروزها and weeksهفته ها and monthsماه ها go by,
49
150265
4198
همینطور که روزها و هفته‌ها و ماهها سپری می‌شه
02:50
time just seemsبه نظر می رسد to startشروع کن blurringتار شدن
50
154463
1817
بنظر می‌یاد که زمان، شروع به تار شدن و بهم آمیختن می‌کنه
02:52
and blendingترکیب کردن into eachهر یک other
51
156280
1922
بنظر می‌یاد که زمان، شروع به تار شدن و بهم آمیختن می‌کنه
02:54
and, you know, I hatedمتنفر بود that,
52
158202
3731
و می‌دونید، من از اون موضوع متنفرم،
02:57
and visualizationتجسم is the way to triggerماشه memoryحافظه.
53
161933
5029
و تجسم کردن، راهی برای تحریک حافظه است.
03:10
You know, this projectپروژه for me is a way for me
54
174992
2889
می‌دونید، این پروژه برای من راهی برای ارتباط فاصله‌هاست
03:13
to bridgeپل that gapشکاف and rememberیاد آوردن everything that I've doneانجام شده.
55
177881
3294
و یادآوری آنچه انجام داده ام.
03:17
Even just this one secondدومین allowsاجازه می دهد me to rememberیاد آوردن
56
181175
2567
حتی همین یک ثانیه باعث می شه که هر آنچه در آنروز انجام دادم را بیاد بیارم.
03:19
everything elseچیز دیگری I did that one day.
57
183742
2277
حتی همین یک ثانیه باعث می شه که هر آنچه در آنروز انجام دادم را بیاد بیارم.
03:21
It's difficultدشوار, sometimesگاه گاهی, to pickانتخاب کنید that one secondدومین.
58
186019
2662
بعضی وقتها انتخاب اون یک ثانیه دشواره.
03:24
On a good day, I'll have maybe threeسه or fourچهار secondsثانیه
59
188681
3184
در یک روز خوب، شاید سه یا چهار ثانیه باشه که واقعا" دوست دارم انتخاب کنم،
03:27
that I really want to chooseانتخاب کنید,
60
191865
1713
در یک روز خوب، شاید سه یا چهار ثانیه باشه که واقعا" دوست دارم انتخاب کنم،
03:29
but I'll just have to narrowباریک it down to one,
61
193578
2149
ولی باید اونو تا یک ثانیه کاهش بدم،
03:31
but even narrowingتنگ شدن it down to that one allowsاجازه می دهد me
62
195727
1964
اما حتی کم کردن اون به یک ثانیه باعث می‌شه که
03:33
to rememberیاد آوردن the other threeسه anywayبه هر حال.
63
197691
2480
بهر حال بقیه اون سه تا را بخاطر بسپارم.
03:36
It's alsoهمچنین kindنوع of a protestاعتراض, a personalشخصی protestاعتراض,
64
200171
3541
یه جورایی مثل یک اعتراض می‌مونه، یه اعتراض شخصی،
03:39
againstدر برابر the cultureفرهنگ we have now where people
65
203712
2395
علیه فرهنگی که امروزه داریم که وقتی مردم در کنسرت هستند و با موبایل‌هایشان مشغول ضبط تمام کنسرت هستند و مایۀ آزارند.
03:42
just are at concertsکنسرت ها with theirخودشان cellسلول phonesتلفن ها out
66
206107
2442
علیه فرهنگی که امروزه داریم که وقتی مردم در کنسرت هستند و با موبایل‌هایشان مشغول ضبط تمام کنسرت هستند و مایۀ آزارند.
03:44
recordingضبط the wholeکل concertکنسرت, and they're disturbingمزاحم you.
67
208549
2149
علیه فرهنگی که امروزه داریم که وقتی مردم در کنسرت هستند و با موبایل‌هایشان مشغول ضبط تمام کنسرت هستند و مایۀ آزارند.
03:46
They're not even enjoyingلذت بردن از the showنشان بده.
68
210698
1235
اونها حتی از شو لذت نمی برند.
03:47
They're watchingتماشا کردن the concertکنسرت throughاز طریق theirخودشان cellسلول phoneتلفن.
69
211933
3105
اونها دارند کنسرت را از صفحه موبایلهایشان می‌بینند.
03:50
I hateنفرت that. I admittedlyمسلما used to be that guy a little bitبیت,
70
215038
3968
از اون متنفرم. باید اعتراف کنم منهم قبلا" یه کوچولو اون شکلی بودم،
03:54
back in the day, and I've decidedقرار بر این شد that the bestبهترین way
71
219006
2818
و تصمیم گرفتم که بهترین راه برای اینکه یک خاطره تصویری از زندگی ام را ضبط و نگهداری کنم
03:57
for me to still captureگرفتن and keep a visualبصری memoryحافظه of my life
72
221824
5581
و تصمیم گرفتم که بهترین راه برای اینکه یک خاطره تصویری از زندگی ام را ضبط و نگهداری کنم
04:03
and not be that personفرد, is to just recordرکورد that one secondدومین
73
227405
3086
و مثل اون فرد هم نباشم، اینه که فقط اون یک ثانیه را ضبط کنم،
04:06
that will allowاجازه دادن me to triggerماشه that memoryحافظه of,
74
230491
2269
که یادآور اون خاطره باشه،
04:08
"Yeah, that concertکنسرت was amazingحیرت آور. I really lovedدوست داشتنی that concertکنسرت."
75
232760
3375
" هی، اون کنسرت عالی بود. واقعا" دوستش داشتم."
04:12
And it just takes a quickسریع, quickسریع secondدومین.
76
236135
5418
و اون فقط یک ثانیه سریع وقت می‌گیره.
04:17
I was on a three-monthسه ماه roadجاده tripسفر this summerتابستان.
77
241553
2879
تابستان یک مسافرت جاده ای سه ماهه داشتم.
04:20
It was something that I've been dreamingرویا پردازی about doing my wholeکل life,
78
244432
2854
اون چیزی بود که همه عمرم آرزویش را می‌کردم،
04:23
just drivingرانندگی around the U.S. and Canadaکانادا
79
247286
2493
دور کانادا و آمریکا رانندگی کرده
04:25
and just figuringبدانید out where to go the nextبعد day,
80
249779
3239
و فقط فکر کنم که جای بعدی کجا برم،
04:28
and it was kindنوع of outstandingبرجسته.
81
253018
2605
و یه جورایی فوق العاده بود.
04:31
I actuallyدر واقع ranفرار کرد out, I spentصرف شده too much moneyپول on my roadجاده tripسفر
82
255623
3712
پولم واقعا" تمام شد، همه پس اندازی که برای یکسال مرخصی جمع کرده بودم برای مسافرت جاده ایم خرج شد،
04:35
for the savingsپس انداز that I had to take my yearسال off,
83
259335
2990
پولم واقعا" تمام شد، همه پس اندازی که برای یکسال مرخصی جمع کرده بودم برای مسافرت جاده ایم خرج شد،
04:38
so I had to, I wentرفتی to Seattleسیاتل and I spentصرف شده some time
84
262325
2894
بنابراین به سیاتل رفته و مدتی با دوستانم روی یک پروژه براستی معرکه ای کار کردیم.
04:41
with friendsدوستان workingکار کردن on a really neatشسته و رفته projectپروژه.
85
265219
3550
بنابراین به سیاتل رفته و مدتی با دوستانم روی یک پروژه براستی معرکه ای کار کردیم.
04:52
One of the reasonsدلایل that I tookگرفت my yearسال off was to spendخرج کردن more time with my familyخانواده,
86
276111
3760
یکی از دلایلی که یکسال مرخصی گرفتم این بود که مدتی با خانواده ام باشم،
04:55
and this really tragicغم انگیز thing happenedاتفاق افتاد where
87
279871
3410
و واقعۀ واقعا" دردناک برای خانم برادرم رخ داد،
04:59
my sister-in-lawخواهر شوهر,
88
283281
1605
و واقعۀ واقعا" دردناک برای خانم برادرم رخ داد،
05:00
her intestineروده suddenlyناگهان strangledخفه شو one day,
89
284886
3436
یکروز روده اش یکدفعه پیچ خورد،
05:04
and we tookگرفت her to the emergencyاضطراری roomاتاق,
90
288322
2778
اونو به اورژانس بردیم،
05:07
and she was, she was in really badبد shapeشکل.
91
291100
3292
و اون حالش خیلی بد بود.
05:10
We almostتقریبا lostکم شده her a coupleزن و شوهر of timesبار,
92
294392
2075
تقریبا" چند بار تا دم مرگ رفت،
05:12
and I was there with my brotherبرادر everyهرکدام day.
93
296467
3412
و من هر روز اونجا کنار برادرم بودم.
05:19
It helpedکمک کرد me realizeتحقق بخشیدن something elseچیز دیگری duringدر حین this projectپروژه,
94
303908
2776
باعث شد یه چیز دیگه ای در طول این پروژه بفهمم،
05:22
is that recordingضبط that one secondدومین on a really badبد day
95
306684
6515
اینکه ضبط اون یک ثانیه در روزهای بد، واقعا" دشواره.
05:29
is extremelyفوق العاده difficultدشوار.
96
313199
1233
اینکه ضبط اون یک ثانیه در روزهای بد، واقعا" دشواره.
05:30
It's not -- we tendگرایش داشتن to take our camerasدوربین ها out when we're doing awesomeعالی things.
97
314432
5197
چیزی نیست که -- دوست داشته باشیم دوربینمون را برده و از کارهای جالبمون عکس بگیریم.
05:35
Or we're, "Oh, yeah, this partyمهمانی, let me take a pictureعکس."
98
319629
2424
یا بگوییم،" اوه، آره، این مهمونی. بزار یه عکس بگیرم."
05:37
But we rarelyبه ندرت do that when we're havingداشتن a badبد day,
99
322053
3002
ولی وقتی روز بدی داریم، یا اتفاق وحشتناکی در حال وقوع هست بندرت این کارو انجام می‌دهیم.
05:40
and something horribleناگوار is happeningاتفاق می افتد.
100
325055
1881
ولی وقتی روز بدی داریم، یا اتفاق وحشتناکی در حال وقوع هست بندرت این کارو انجام می‌دهیم.
05:42
And I foundپیدا شد that it's actuallyدر واقع been very, very importantمهم
101
326936
3420
و دریافتم که براستی ضبط حتی همون یک ثانیه از اون لحظۀ بد، خیلی خیلی مهمه.
05:46
to recordرکورد even just that one secondدومین of a really badبد momentلحظه.
102
330356
3544
و دریافتم که براستی ضبط حتی همون یک ثانیه از اون لحظۀ بد، خیلی خیلی مهمه.
05:49
It really helpsکمک می کند you appreciateقدردانی the good timesبار.
103
333900
3701
واقعا" کمکت می‌کنه که قدر لحظات خوب را بدونی.
05:53
It's not always a good day, so when you have a badبد one,
104
337601
4287
روزها همیشه خوب نیستند، پس وقتی روز بدی داری،
05:57
I think it's importantمهم to rememberیاد آوردن it,
105
341888
1898
فکر کنم مهمه که به یادش بیاری،
05:59
just as much as it is importantمهم to rememberیاد آوردن the [good] daysروزها.
106
343786
5624
همون قدر که یادآوری روزهای خوب مهمه.
06:13
Now one of the things that I do is I don't use any filtersفیلترها,
107
357480
2866
حالا یکی از کارهایی که انجام می‌دم اینه که هیچ چیزی را فیلتر نمی کنم،
06:16
I don't use anything to -- I try to captureگرفتن the momentلحظه
108
360346
3779
هیچ چیز استفاده نمی کنم تا -- سعی می‌کنم تا جائی که ممکنه
06:20
as much as possibleامکان پذیر است as the way that I saw it with my ownخودت eyesچشم ها.
109
364125
5627
لحظه را به همان صورتی که با چشمان خودم می‌بینم، ضبط کنم .
06:25
I startedآغاز شده a ruleقانون of first personفرد perspectiveچشم انداز.
110
369752
2735
از قانون دیدگاه خود شخص استفاده می‌کنم.
06:28
Earlyزود on, I think I had a coupleزن و شوهر of videosفیلم های where
111
372487
2073
قبلا"، فکر کنم یکسری فیلم داشتم که من را هم در اونها می‌دیدید،
06:30
you would see me in it, but I realizedمتوجه شدم that wasn'tنبود the way to go.
112
374560
4213
ولی بعد پی بردم که این راهش نیست.
06:34
The way to really rememberیاد آوردن what I saw
113
378773
1847
راه درست بیاد آوردن چیزی که دیدم، ضبط آن به همان صورت واقعی است که مشاهده کردم.
06:36
was to recordرکورد it as I actuallyدر واقع saw it.
114
380620
4866
راه درست بیاد آوردن چیزی که دیدم، ضبط آن به همان صورت واقعی است که مشاهده کردم.
06:48
Now a coupleزن و شوهر of things that I have in my headسر about this projectپروژه are,
115
392537
4262
حالا یکسری چیز که دربارۀ این پروژه در سر دارم اینه،
06:52
wouldn'tنمی خواهم it be interestingجالب هست if thousandsهزاران نفر of people were doing this?
116
396799
5975
جالب نبود اگه هزاران نفر اینکار را می‌کردند؟
06:58
I turnedتبدیل شد 31 last weekهفته, whichکه is there.
117
402774
6255
من هفته پیش ۳۱ ساله شدم، که در اونجاست.
07:04
I think it would be interestingجالب هست to see
118
409029
1728
فکر کنم دیدن چیزهایی که هر کسی با چنین پروژه ای انجام می‌دهد، جالب باشه.
07:06
what everyoneهر کس did with a projectپروژه like this.
119
410757
1848
فکر کنم دیدن چیزهایی که هر کسی با چنین پروژه ای انجام می‌دهد، جالب باشه.
07:08
I think everyoneهر کس would have a differentناهمسان interpretationتفسیر of it.
120
412605
1992
فکر کنم هر کسی برداشت خودش را از این مسئله داشته باشه.
07:10
I think everyoneهر کس would benefitسود from just havingداشتن that one secondدومین to rememberیاد آوردن everyهرکدام day.
121
414597
4738
فکر کنم داشتن اون یک ثانیه برای یادآوری هر روز، بدرد هر کسی بخوره.
07:15
Personallyشخصا, I'm tiredخسته شدم of forgettingفراموش کردن,
122
419335
2851
من شخصا" از فراموش کردن متنفرم،
07:18
and this is a really easyآسان thing to do.
123
422186
2571
و این واقعا" کار ساده ایست.
07:20
I mean, we all have HD-capableقابلیت HD camerasدوربین ها in our pocketsجیب right now --
124
424757
2869
منظورم اینه، همه ما همین الآن یک دوربین کیفیت بالا در جیبمون داریم
07:23
mostاکثر people in this roomاتاق, I betشرط --
125
427626
1830
-- شرط می‌بندم اکثر افراد این سالن دارند --
07:25
and it's something that's --
126
429456
1590
و این چیزیه که --
07:26
I never want to forgetفراموش کردن anotherیکی دیگر day that I've ever livedزندگی می کرد,
127
431046
2258
هیچوقت دوست ندارم یک روز دیگه از زندگی ام را از یاد ببرم،
07:29
and this is my way of doing that,
128
433304
2281
و این روش منه برای انجام اینکار،
07:31
and it'dمی خواهم be really interestingجالب هست alsoهمچنین to see,
129
435585
2785
و دیدن اینهم واقعا" جالبه،
07:34
if you could just typeتایپ کنید in on a websiteسایت اینترنتی,
130
438370
1970
اگه به سادگی در یک وب سایت تایپ کنید،
07:36
"Juneژوئن 18, 2018,"
131
440340
3206
" ۱۸ ماه جون، ۲۰۱۸،"
07:39
and you would just see a streamجریان of people'sمردم livesزندگی می کند
132
443546
2351
و یکسری زندگی افراد را در اون روز بخصوص در سرتاسر دنیا ببینید.
07:41
on that particularخاص day from all over the worldجهان.
133
445897
1694
و یکسری زندگی افراد را در اون روز بخصوص در سرتاسر دنیا ببینید.
07:43
And I don't know, I think this projectپروژه has a lot of possibilitiesامکانات,
134
447591
3222
و نمی دونم، فکر کنم این پروژه خیلی قابلیت‌ها داره،
07:46
and I encourageتشويق كردن you all to recordرکورد just a smallکوچک snippetقطعه of your life everyهرکدام day,
135
450813
3647
و همه شما را تشویق می‌کنم تا یک تکه کوچک از زندگی تون را ضبط کنید،
07:50
so you can never forgetفراموش کردن that that day, you livedزندگی می کرد.
136
454460
1847
اینطور هیچوقت یادتون نمی ره که اون روز، زندگی کردید.
07:52
Thank you.
137
456307
1704
سپاسگزارم.
07:53
(Applauseتشویق و تمجید)
138
458011
4437
(تشویق)
Translated by Farnaz Saghafi
Reviewed by soheila Jafari

▲Back to top

ABOUT THE SPEAKER
Cesar Kuriyama - Video maker
Cesar Kuriyama shoots one second of video every day of his life, and edits them together into a montage that prompts him to think how he approaches each day.

Why you should listen

As a video maker, director, producer and animator Cesar Kuriyama has worked for giant clients like Hershey's, BMW, Verizon, Gillette and the NFL. But what we love about him are his personal projects -- based on his travel, his love of the arts community, and his family and friends. Imagine a movie that contains one day of your entire life ...

Play with the 1SecondEveryDay app ... and check out other people's own videos on r/OneSecondaDay.

 

More profile about the speaker
Cesar Kuriyama | Speaker | TED.com