English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TED2013

John McWhorter: Txtng is killing language. JK!!!

جان مَک وورتِر: اِس دادن زبان را می‌کشد. خخخ!

Filmed:
2,444,994 views

آیا پیامک زدن به معنای مرگ مهارت‌های مفید نوشتاری است؟ «جان مَک وورتِر» بیان می‌کند که پیامک زدن چیزهای عمیق‌تری از چیزی که به نظر می‌رسد در خود دارد -- هم از لحاظ زبان‌شناسی و هم فرهنگی -- ، و این خبر خوبی است.

- Linguist
Linguist John McWhorter thinks about language in relation to race, politics and our shared cultural history. Full bio

We always hearشنیدن that textingپیام کوتاه is a scourgeعصبانیت.
ما همیشه می‌شنویم که پیامک زدن مصیبت است.
00:12
The ideaاندیشه is that textingپیام کوتاه spellsجادوها the declineکاهش می یابد and fallسقوط
مشکل این‌جاست که پیامک زدن، توانایی خواندن و نوشتن را،
00:15
of any kindنوع of seriousجدی literacyسواد آموزی, or at leastکمترین writingنوشتن abilityتوانایی,
یا حداقل توانایی نوشتن را، در میان جوانان ایالات متحده
00:20
amongدر میان youngجوان people in the Unitedیونایتد Statesایالت ها
و امروزه در سراسر جهان
00:23
and now the wholeکل worldجهان todayامروز.
رو به تباهی می‌برد.
00:26
The factواقعیت of the matterموضوع is that it just isn't trueدرست است,
حقیقت این است که چنین چیزی واقعیت ندارد،
00:28
and it's easyآسان to think that it is trueدرست است,
و کار سختی نیست که فکر کنیم چنین چیزی واقعیت دارد،
00:32
but in orderسفارش to see it in anotherیکی دیگر way,
اما برای این که به آن از دید دیگری نگاه کنیم،
00:34
in orderسفارش to see that actuallyدر واقع textingپیام کوتاه is a miraculousمعجزه آسا thing,
برای این که به پیامک زدن به عنوان یک معجزه نگاه کنیم،
00:36
not just energeticپر انرژی, but a miraculousمعجزه آسا thing,
و نه فقط یک کار باحال و جوان‌پسند، بلکه یک معجزه،
00:40
a kindنوع of emergentناپایدار complexityپیچیدگی
نوعی پیچیدگی در حال وخیم‌تر شدن
00:43
that we're seeingدیدن happeningاتفاق می افتد right now,
که در حال حاضر شاهد آن هستیم،
00:44
we have to pullکشیدن the cameraدوربین back for a bitبیت
ما باید لختی درنگ کنیم
00:47
and look at what languageزبان really is,
و ببینیم که خود زبان واقعاً چیست،
00:49
in whichکه caseمورد, one thing that we see
که در آن صورت متوجه خواهیم شد،
00:52
is that textingپیام کوتاه is not writingنوشتن at all.
پیامک زدن به هیچ عنوان ارتباطی با «نوشتن» ندارد.
00:55
What do I mean by that?
منظور من چیست؟
00:59
Basicallyاساسا, if we think about languageزبان,
اساساً، اگر درباره‌ی زبان فکر کنیم،
01:01
languageزبان has existedوجود داشت for perhapsشاید 150,000 yearsسالها,
زبان به مدت احتمالاً ۱۵۰ هزار سال، یا حداقل ۸۰ هزار سال
01:04
at leastکمترین 80,000 yearsسالها,
در میان بشر وجود داشته است،
01:07
and what it aroseبه وجود آمد as is speechسخنرانی - گفتار. People talkedصحبت کرد.
و چیزی که از آن استنتاج شد توانایی مکالمه بود. انسان‌ها حرف می‌زنند.
01:09
That's what we're probablyشاید geneticallyژنتیکی specifiedمشخص شده for.
این توانایی شاید به طور ذاتی در درون نوع ما قرار دارد.
01:14
That's how we use languageزبان mostاکثر.
این نحوه‌ای است که ما به طور معمول از زبان استفاده می‌کنیم.
01:17
Writingنوشتن is something that cameآمد alongدر امتداد much laterبعد,
نوشتن چیزی است که با فاصله‌ی زمانی طولانی پس از ابداع زبان به وجود آمد،
01:19
and as we saw in the last talk,
و همان طور که در سخنرانی قبلی دیدیم،
01:22
there's a little bitبیت of controversyجنجال as to exactlyدقیقا when that happenedاتفاق افتاد,
در مورد زمان ابداع نوشتن در میان دانشمندان کمی اختلاف وجود دارد،
01:24
but accordingبا توجه to traditionalسنتی estimatesتخمین می زند,
اما بنا به تخمین‌های متداول،
01:27
if humanityبشریت had existedوجود داشت for 24 hoursساعت ها,
اگر تمام زمانی که بشر وجود داشته است ۲۴ ساعت بوده باشد،
01:29
then writingنوشتن only cameآمد alongدر امتداد at about 11:07 p.m.
توانایی نوشتن در ساعت ۱۱:۰۷ شب پدید آمده است.
01:33
That's how much of a latterlyدومی thing writingنوشتن is.
قدمت نوشتن تا این حد کم است.
01:38
So first there's speechسخنرانی - گفتار, and then writingنوشتن comesمی آید alongدر امتداد
بنابراین اول توانایی مکالمه به وجود آمد، و سپس نوشتن
01:42
as a kindنوع of artificeمصنوعی.
به عنوان نوعی مهارت.
01:45
Now don't get me wrongاشتباه, writingنوشتن has certainمسلم - قطعی advantagesمزایای.
اما برداشت اشتباهی از حرف من نکنید، نوشتن مزیت‌های بسیاری دارد.
01:47
When you writeنوشتن, because it's a consciousآگاهانه processروند,
زمانی که شما می‌نویسید، چون یک فرآیند هوشیارانه است،
01:51
because you can look backwardsعقب,
و چون شما می‌توانید مجدداً آن‌چه را که ابراز کرده‌اید بررسی کنید،
01:53
you can do things with languageزبان that are much lessکمتر likelyاحتمال دارد
توانایی‌هایی را در زبان پیدا می‌کنید
01:56
if you're just talkingصحبت کردن.
که در گفتار چندان ممکن نیستند.
01:58
For exampleمثال, imagineتصور کن a passageپاساژ from Edwardادوارد Gibbon'sگیبون
به طور مثال، بخشی از کتاب «اضمحلال امپراطوری روم»،
02:01
"The Declineکاهش می یابد and Fallسقوط of the Romanرومی Empireامپراطوری:"
نوشته‌ی «اِدوارد گیبون» (مورخ و سیاستمدار قرن ۱۸ انگلستان) را در نظر آورید،
02:05
"The wholeکل engagementنامزدی lastedطول کشید aboveدر بالا twelveدوازده hoursساعت ها,
"کل زمان نبرد بیش از ۱۲ ساعت به درازا کشید،
02:09
tillتا the graduateفارغ التحصیل retreatعقب نشینی of the Persiansایرانیان was changedتغییر کرد
تا این که عقب‌نشینی عظیم پارس‌ها
02:12
into a disorderlyبی اختیاری flightپرواز, of whichکه the shamefulشرم آور exampleمثال
به پروازی بی‌نظم بدل شد، که در نتیجه‌ی آن
02:14
was givenداده شده by the principalاصلی leadersرهبران and the Surenasسورنا himselfخودت."
شرمساری بزرگی نصیب فرماندهان ارشد و خود «سورِن»
(سپهبد ارتش پارت در برابر یونانیان که به خاطر غلبه بر آنان شهرت یافت) شد.
02:17
That's beautifulخوشگل, but let's faceصورت it, nobodyهيچ كس talksگفتگو that way.
این نوشته زیباست، اما بیایید واقع‌بین باشیم، هیچکس این‌طوری حرف نمی‌زند.
02:20
Or at leastکمترین, they shouldn'tنباید if they're interestedعلاقه مند
یا حداقل، اگر تمایلی به شرکت داشتن در به وجود آوردن نسل آینده دارند،
02:24
in reproducingبازتولید. That --
نباید --
02:28
(Laughterخنده)
(خنده‌ی حاضرین)
02:31
is not the way any humanانسان beingبودن speaksصحبت می کند casuallyبه طور تصادفی.
انسان‌ها در مکالمات محاوره‌ای این طور صحبت نمی‌کنند.
02:33
Casualگاه به گاه speechسخنرانی - گفتار is something quiteکاملا differentناهمسان.
مکالمات محاوره‌ای حالتی کاملاً متفاوت دارند.
02:36
Linguistsزبان شناسان have actuallyدر واقع shownنشان داده شده
زبان‌شناسان ثابت کرده‌اند
02:39
that when we're speakingصحبت كردن casuallyبه طور تصادفی in an unmonitoredنظارت نشده way,
که محاورات ما واقعاً الگوی خاصی ندارد،
02:41
we tendگرایش داشتن to speakصحبت in wordکلمه packetsبسته ها of maybe
ما معمولاً در قالب جملاتی
02:43
sevenهفت to 10 wordsکلمات.
با ۷ تا ۱۰ کلمه صحبت می‌کنیم.
02:46
You'llشما noticeاطلاع this if you ever have occasionمناسبت to recordرکورد
اگر یک بار مکالمات خودتان
02:48
yourselfخودت or a groupگروه of people talkingصحبت کردن.
یا یک جمع را ضبط کنید، متوجه این قضیه خواهید شد.
02:51
That's what speechسخنرانی - گفتار is like.
یک مکالمه چنین قالبی دارد.
02:54
Speechسخنرانی - گفتار is much looserآزادتر. It's much more telegraphicتلگراف.
مکالمه کمتر در قید و بند است. خیلی خلاصه‌تر است.
02:55
It's much lessکمتر reflectiveبازتابنده -- very differentناهمسان from writingنوشتن.
کمتر بازتاب‌کننده‌ی افکار ماست -- تفاوت‌های بسیاری با نوشتن دارد.
02:59
So we naturallyبه طور طبیعی tendگرایش داشتن to think, because we see languageزبان
ما به طور طبیعی می‌خواهیم فکر کنیم، زیرا اغلب زبان را در قالب نوشتاری می‌بینیم،
03:03
writtenنوشته شده است so oftenغالبا, that that's what languageزبان is,
و زبان نیز همین گونه است،
03:06
but actuallyدر واقع what languageزبان is, is speechسخنرانی - گفتار. They are two things.
اما در حقیقت زبان، همان مکالمات ماست. زبان و نوشتن یکسان نیستند.
03:08
Now of courseدوره, as historyتاریخ has goneرفته by,
البته، با گذشت زمان،
03:12
it's been naturalطبیعی است for there to be a certainمسلم - قطعی amountمیزان of bleedخونریزی
این که فاصله‌ی قابل توجهی بین مکالمه و نوشتار به وجود آید
03:16
betweenبین speechسخنرانی - گفتار and writingنوشتن.
کاملاً طبیعی است.
03:18
So, for exampleمثال, in a distantدور eraدوران now,
به طور مثال، در گذشته‌ی بسیار دور،
03:21
it was commonمشترک when one gaveداد a speechسخنرانی - گفتار
حرف زدن به همان صورت نوشتاری،
03:26
to basicallyاساسا talk like writingنوشتن.
کاری متداول بود.
03:29
So I mean the kindنوع of speechسخنرانی - گفتار that you see someoneکسی givingدادن
منظور من آن‌گونه مکالماتی است که در فیلم‌های قدیمی می‌بینید،
03:32
in an oldقدیمی movieفیلم سینما where they clearروشن است theirخودشان throatگلو, and they go,
و بازیگر در آن‌ها گلویش را صاف می‌کند و می‌گوید،
03:34
"Ahemآهام, ladiesخانم ها and gentlemenآقایان," and then they speakصحبت
"خانم‌ها و آقایان،" و بعد آن‌ها طوری صحبت می‌کنند
03:37
in a certainمسلم - قطعی way whichکه has nothing to do with casualگاه به گاه speechسخنرانی - گفتار.
که هیچ شباهتی به مکالمات محاوره‌ای ندارد.
03:39
It's formalرسمی. It usesاستفاده می کند long sentencesجمله ها like this Gibbonگیبون one.
آن‌ها رسمی صحبت می‌کنند. آن‌ها از جملاتی طولانی
مثل این جمله‌ی «گیبون» استفاده می‌کنند.
03:43
It's basicallyاساسا talkingصحبت کردن like you writeنوشتن, and so, for exampleمثال,
این طور حرف زدن بسیار شبیه به نوشتار است، و به طور مثال
03:46
we're thinkingفكر كردن so much these daysروزها about Lincolnلینکلن
ما را به یاد قدیم‌ها، مثل دوره‌ی رئیس‌جمهور «آبراهام لینکُلن» می‌اندازند،
03:50
because of the movieفیلم سینما.
به خاطر فیلمی که درباره‌ی آن زمان دیده‌ایم.
03:52
The Gettysburgگتیزبورگ Addressنشانی was not the mainاصلی mealوعده غذایی of that eventرویداد.
سخنرانی «گِتیزبِرگ آدرِس"»اصلی‌ترین بخش آن حادثه‌ی تاریخی نبود.
(سخنرانی تاریخی ارائه شده توسط آبراهام لینکلن، درباره‌ی جنگ داخلی آمریکا)
03:55
For two hoursساعت ها before that, Edwardادوارد Everettاورورت spokeصحبت کرد
به مدت دو ساعت پیش از آن، "اِدوارد اِوِرِت" در مورد موضوعی صحبت کرد
03:58
on a topicموضوع that, franklyرک و پوست کنده, cannotنمی توان engageمشغول کردن us todayامروز
که راستش، امروزه خیلی از آن سر در نمی‌آوریم
04:02
and barelyبه سختی did then.
و درک آن دشوار بود.
04:05
The pointنقطه of it was to listen to him
نکته این‌جاست که وقتی به آن سخنرانی گوش می‌دهید
04:06
speakingصحبت كردن like writingنوشتن.
می‌بینید که حرف زدنش مانند نوشتن است.
04:09
Ordinaryعادی people stoodایستاد and listenedگوش داد to that for two hoursساعت ها.
مردم عادی ایستادند و به آن سخنرانی به مدت دو ساعت گوش دادند.
04:10
It was perfectlyکاملا naturalطبیعی است.
کاملاً طبیعی به نظر می‌رسید.
04:13
That's what people did then, speakingصحبت كردن like writingنوشتن.
این دقیقاً چیزی بود که در میان مردم رایج بود، یعنی حرف زدن مانند نوشتن.
04:14
Well, if you can speakصحبت like writingنوشتن,
خب، اگر شما بتوانید همان‌طور که می‌نویسید حرف بزنید،
04:17
then logicallyمنطقی it followsبه دنبال آن است that you mightممکن want to alsoهمچنین
طبیعتاً در نتیجه‌ی آن شما می‌خواهید
04:19
sometimesگاه گاهی writeنوشتن like you speakصحبت.
گهگاه همان‌طور که حرف می‌زنید بنویسید.
04:23
The problemمسئله was just that in the materialمواد,
مشکل تنها در کلمات و احساس مکانیکی بود،
04:26
mechanicalمکانیکی senseاحساس, that was harderسخت تر back in the day
که در آن زمان بسیار سخت‌تر بودند،
04:28
for the simpleساده reasonدلیل that materialsمواد don't lendقرض دادن themselvesخودشان to it.
تنها به این دلیل که حرف زدن‌های مختصر جا نیفتاده بودند.
04:31
It's almostتقریبا impossibleغیرممکن است to do that with your handدست
مختصرنویسی، به غیر از تندنویسی، تقریباً در نوشتار غیرممکن است،
04:34
exceptبجز in shorthandکوتاه, and then communicationارتباطات is limitedمحدود.
و بنابراین ارتباطات محدود می‌شوند.
04:37
On a manualکتابچه راهنمای typewriterماشین تحریر it was very difficultدشوار,
در یک ماشین تایپ مکانیکی بسیار دشوار است
04:40
and even when we had electricالکتریکی typewritersماشین های تایپی,
و حتی وقتی ماشین تایپ‌های برقی،
04:42
or then computerکامپیوتر keyboardsصفحه کلید, the factواقعیت is
یا کیبوردهای کامپیوتری عرضه شدند، این مسئله که
04:45
that even if you can typeتایپ کنید easilyبه آسانی enoughکافی to keep up
حتی اگر شما بتوانید سرعت تایپتان را کمابیش به اندازه‌ی سرعت حرف زدن نگاه دارید،
04:47
with the paceسرعت of speechسخنرانی - گفتار, more or lessکمتر, you have to have
نوشته‌ی شما بایستی به گونه‌ای باشد
04:49
somebodyکسی who can receiveدريافت كردن your messageپیام quicklyبه سرعت.
که طرف مقابل منظورتان را سریع بگیرد.
04:52
Onceیک بار you have things in your pocketجیب that can receiveدريافت كردن that messageپیام,
اگر ما ابزاری داشته باشیم که بتواند پیغام ما را به طرف مقابل برساند،
04:54
then you have the conditionsشرایط that allowاجازه دادن
خواهیم توانست همان‌گونه بنویسیم
04:58
that we can writeنوشتن like we speakصحبت.
که حرف می‌زنیم.
05:00
And that's where textingپیام کوتاه comesمی آید in.
و این‌جاست که سر و کله‌ی پیامک زدن پیدا می‌شود.
05:04
And so, textingپیام کوتاه is very looseشل in its structureساختار.
و بنابراین، پیامک زدن ساختار بسیار سستی دارد.
05:07
No one thinksفکر می کند about capitalسرمایه، پایتخت lettersنامه ها or punctuationنقطه گذاری when one textsمتون,
هیچکس در پیامک‌ها به حرف‌هایی که در انگلیسی باید بزرگ نوشته شوند
یا علامت‌گذاری دقت نمی‌کند،
05:11
but then again, do you think about those things when you talk?
اما آیا موقع صحبت کردن هم به آن‌ها دقت می‌کنیم؟
05:15
No, and so thereforeاز این رو why would you when you were textingپیام کوتاه?
نه، و بنابراین دلیلی وجود ندارد که موقع پیامک زدن آن‌ها را رعایت کنیم.
05:17
What textingپیام کوتاه is, despiteبا وجود the factواقعیت that it involvesشامل می شود
پیامک، علیرغم این حقیقت که اساس بسیار ناهنجاری از چیزی
05:21
the bruteخشن mechanicsمکانیک of something that we call writingنوشتن,
که به آن نوشتن می‌گوییم در بر دارد،
05:24
is fingeredانگشتی speechسخنرانی - گفتار. That's what textingپیام کوتاه is.
همان حرف‌های ماست که با دست نگاشته می‌شود. پیامک این است.
05:27
Now we can writeنوشتن the way we talk.
حالا می‌توانیم همان‌طور که حرف می‌زنیم بنویسیم.
05:30
And it's a very interestingجالب هست thing, but neverthelessبا این اوصاف
و این خیلی جالب است، اما کمابیش
05:34
easyآسان to think that still it representsنشان دهنده some sortمرتب سازی of declineکاهش می یابد.
می‌توان از آن این طور برداشت کرد که افولی در زبان ایجاد شده است.
05:36
We see this generalعمومی bagginessbagginess of the structureساختار,
ما می‌بینیم که ساختار زبان انعطاف بزرگی پیدا کرده است،
05:41
the lackعدم of concernنگرانی with rulesقوانین and the way that we're used to
به قوانین و چیزهایی که مدرسه آموخته‌ایم به شدت بی‌توجهی می‌شود،
05:45
learningیادگیری on the blackboardتخته سیاه, and so we think
و بنابراین فکر می‌کنیم
05:48
that something has goneرفته wrongاشتباه.
یک جای کار اشتباه است.
05:50
It's a very naturalطبیعی است senseاحساس.
این احساس کاملاً طبیعی است.
05:53
But the factواقعیت of the matterموضوع is that what is going on
اما حقیقت این است که اتفاقی که دارد می‌افتد
05:56
is a kindنوع of emergentناپایدار complexityپیچیدگی.
نوعی پیچیدگی در حال وخیم‌تر شدن است.
06:00
That's what we're seeingدیدن in this fingeredانگشتی speechسخنرانی - گفتار.
این چیزی است که در این حرف‌های دست‌نگاشته می‌بینیم.
06:04
And in orderسفارش to understandفهمیدن it, what we want to see
و برای درک آن، چیزی که می‌خواهیم ببینیم
06:07
is the way, in this newجدید kindنوع of languageزبان,
این است که در این سبک جدید از زبان،
06:10
there is newجدید structureساختار comingآینده up.
ساختار جدیدی وجود دارد.
06:15
And so, for exampleمثال, there is in textingپیام کوتاه a conventionقرارداد,
و به طور مثال، قراردادی مثل "خخخ"
06:18
whichکه is LOLلعنتی.
در زبان وجود دارد.
06:24
Now LOLلعنتی, we generallyبطور کلی think of
وقتی "خخخ" را می‌بینیم،
06:27
as meaningبه معنی "laughingخندیدن out loudبا صدای بلند."
معنای آن به صورت "قهقهه" در ذهن ما ظاهر می‌شود.
06:29
And of courseدوره, theoreticallyاز نظر تئوری, it does,
و البته، در تئوری، چنین معنایی می‌دهد،
06:32
and if you look at olderمسن تر textsمتون, then people used it
و اگر به نوشته‌های قدیمی‌تر نگاه کنید، مردم از آن
06:34
to actuallyدر واقع indicateنشان می دهد laughingخندیدن out loudبا صدای بلند.
برای نشان دادن قهقهه استفاده می‌کردند.
06:37
But if you textمتن now, or if you are someoneکسی who
اما وقتی در حال حاضر پیامک می‌زنید، یا اگر کسی هستید
06:39
is awareمطلع of the substrateلایه of textingپیام کوتاه the way it's becomeتبدیل شدن به,
که از روند تبدیل این شکل اختصاری در پیامک آگاه است،
06:43
you'llشما خواهید بود noticeاطلاع that LOLلعنتی
متوجه خواهید شد که "خخخ"
06:47
does not mean laughingخندیدن out loudبا صدای بلند anymoreدیگر.
دیگر به معنای قهقهه زدن نیست.
06:48
It's evolvedتکامل یافته است into something that is much subtlerزیرکتر.
معنای آن به صورت بسیار ظریف‌تری تغییر پیدا کرده است.
06:51
This is an actualواقعی textمتن that was doneانجام شده
این نوشته‌ای واقعیست که
06:54
by a non-maleغیر مرد personفرد of about 20 yearsسالها oldقدیمی
توسط یک جوان غیر مذکر با سنی در حدود ۲۰ سال
06:58
not too long agoپیش.
در گذشته‌ی نه چندان دوری نوشته شده است.
07:02
"I love the fontفونت you're usingاستفاده كردن, btwبله."
"راستی، من واقعاً فونتی که استفاده کردی رو دوست دارم."
07:03
Julieجولی: "lolلول thanksبا تشکر gmailجیمیل is beingبودن slowآرام right now"
جولی: "خخخ مرسی سرعت جی-میلم خیلی پایین اومده"
07:06
Now if you think about it, that's not funnyخنده دار.
با خودتان فکر کنید، این بامزه نیست.
07:10
No one'sیک نفر laughingخندیدن. (Laughterخنده)
هیچکس نمی‌خندد. (خنده‌ی حاضرین)
07:12
And yetهنوز, there it is, so you assumeفرض
ولی با این حال نوشته می‌شود، و شما فکر می‌کنید
07:15
there's been some kindنوع of hiccupسکسکه.
چیز بامزه‌ای باید وجود داشته باشد.
07:16
Then Susanسوزان saysمی گوید "lolلول, I know,"
سوزان جواب می‌دهد "خخخ، می‌دونم"،
07:18
again more guffawingگافوئینگ than we're used to
مجدداً شاهد قهقهه‌ی بیش از انتظاری
07:20
when you're talkingصحبت کردن about these inconveniencesناخوشایند.
برای چنین مکالمات آزاردهنده‌ای هستیم.
07:22
So Julieجولی saysمی گوید, "I just sentارسال شد you an emailپست الکترونیک."
جولی می‌گوید، "همین الآن برات یه ایمیل فرستادم."
07:25
Susanسوزان: "lolلول, I see it."
سوزان می‌گوید: "خخخ، دیدمش."
07:28
Very funnyخنده دار people, if that's what LOLلعنتی meansبه معنای.
اگر "خخخ" به معنای اصلیش باشد، واقعاً آدم‌های بامزه‌ای هستند.
07:30
This Julieجولی saysمی گوید, "So what's up?"
جولی می‌گوید، "چه خبرا؟"
07:33
Susanسوزان: "lolلول, I have to writeنوشتن a 10 pageصفحه paperکاغذ."
سوزان می‌گوید: "خخخ، باید یه انشای ۱۰ صفحه‌ای بنویسم."
07:35
She's not amusedسرگرم کننده. Let's think about it.
او خیلی احساس شادی نمی‌کند. بگذارید بررسی کنیم.
07:38
LOLلعنتی is beingبودن used in a very particularخاص way.
"خخخ" برای رساندن منظور بسیار مشخصی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
07:40
It's a markerنشانگر of empathyیکدلی. It's a markerنشانگر of accommodationمحل اقامت.
این به عبارتی نشان‌دهنده‌ی هم‌دلی است. به نحوی دادن آسایش را نمایش می‌دهد.
07:43
We linguistsزبان شناسان call things like that pragmaticعملگرا particlesذرات.
ما زبان‌شناسان به چیزهایی مانند این، عبارات کاربردی می‌گوییم.
07:47
Any spokenصحبت کرد languageزبان that's used by realواقعی people has them.
هر زبانی که توسط افراد واقعی مورد استفاده قرار می‌گیرد چنین چیزهایی را در خود دارد.
07:50
If you happenبه وقوع پیوستن to speakصحبت Japaneseژاپنی, think about
اگر به زبان ژاپنی صحبت می‌کنید، کلمه‌ی کوچکی را
07:54
that little wordکلمه "neنه" that you use at the endپایان of a lot of sentencesجمله ها.
با تلفظ «نِه» در پایان بسیاری از جملاتتان استفاده می‌کنید.
07:55
If you listen to the way blackسیاه youthجوانان todayامروز speakصحبت,
اگر به حرف زدن جوانان سیاه‌پوست آمریکایی امروزی گوش کنید،
07:59
think about the use of the wordکلمه "yoیو."
کلمه‌ی «یو» را در بسیاری از جملاتشان به کار می‌برند.
08:01
Wholeکل dissertationsپایان نامه ها could be writtenنوشته شده است about it,
مقالات بسیاری را در این باره می‌توان نوشت،
08:03
and probablyشاید are beingبودن writtenنوشته شده است about it.
و شاید حتی در حال حاضر چنین مقالاتی وجود داشته باشند.
08:05
A pragmaticعملگرا particleذره, that's what LOLلعنتی has graduallyبه تدریج becomeتبدیل شدن به.
"خخخ" کم کم به یک عبارت کاربردی تبدیل شده است.
08:07
It's a way of usingاستفاده كردن the languageزبان betweenبین actualواقعی people.
این نوعی استفاده از زبان میان مردم واقعی است.
08:11
Anotherیکی دیگر exampleمثال is "slashاسلش."
مثال دیگر آن "راستی" است.
08:15
Now, we can use slashاسلش in the way that we're used to,
ما می‌توانیم از "راستی" به همان صورتی که عادت داریم،
08:18
alongدر امتداد the linesخطوط of, "We're going to have
در جملات استفاده کنیم، "ما می‌خواهیم
08:21
a party-slash-networkingparty-slash-networking sessionجلسه."
به جاده‌ی سمت راستی برویم."
08:23
That's kindنوع of like what we're at.
این کاربرد تقریباً چیزی است که در بین ما رواج دارد.
08:26
Slashاسلش is used in a very differentناهمسان way
"راستی" امروزه با کاربرد کاملاً متفاوتی
08:28
in textingپیام کوتاه amongدر میان youngجوان people todayامروز.
در پیامک‌های بین جوانان مشاهده می‌شود.
08:32
It's used to changeتغییر دادن the sceneصحنه.
از آن برای تغییر حال و هوا استفاده می‌شود.
08:35
So for exampleمثال, this Sallyسالی personفرد saysمی گوید,
به طور مثال، «سالی» می‌گوید،
08:37
"So I need to find people to chillسرد شدن with"
"من دنبال یه عده می‌گردم که باهاشون وقت بگذرونم"
08:40
and Jakeجیک saysمی گوید, "Hahaهاها" --
و «جِیک» می‌گوید، "ها ها" --
08:41
you could writeنوشتن a dissertationپایان نامه about "Hahaهاها" too, but we don't have time for that —
می‌شود یک مقاله هم درباره‌ی "ها ها" نوشت، ولی ما برای این یکی وقت نداریم --
08:43
"Hahaهاها so you're going by yourselfخودت? Why?"
"ها ها پس می‌خوای تنها بری؟ چرا؟"
08:46
Sallyسالی: "For this summerتابستان programبرنامه at NYUNYU."
سالی می‌گوید: "برای برنامه‌ی تابستانی در دانشگاه نیویورک."
08:48
Jakeجیک: "Hahaهاها. Slashاسلش I'm watchingتماشا کردن this videoویدئو with sunsخورشید playersبازیکنان
جِیک: "ها ها. راستی من دارم یه کلیپ از یه بازی بسکتبال می‌بینم
08:51
tryingتلاش کن to shootشلیک with one eyeچشم."
که سعی می‌کنن با یه چشم توپ رو پرتاب کنن."
08:54
The slashاسلش is interestingجالب هست.
«راستی» کلمه‌ی جالبی است.
08:56
I don't really even know what Jakeجیک is talkingصحبت کردن about after that,
من واقعاً نمی‌دانم جِیک بعد از این مکالمه درباره‌ی چه چیزی صحبت کرده است،
08:57
but you noticeاطلاع that he's changingتغییر دادن the topicموضوع.
اما متوجه می‌شوید که دارد موضوع را عوض می‌کند.
09:00
Now that seemsبه نظر می رسد kindنوع of mundaneعرفانی,
این کار تقریباً معمولی به نظر می‌رسد،
09:05
but think about how in realواقعی life,
اما وقتی آن را با دنیای واقعی مقایسه می‌کنید،
09:07
if we're havingداشتن a conversationگفتگو and we want to changeتغییر دادن the topicموضوع,
اگر ما درباره‌ی موضوعی صحبت کنیم و بخواهیم بحث را عوض کنیم،
09:08
there are waysراه ها of doing it gracefullyبا شکوه.
راه‌های مناسب‌تری برای انجام این کار وجود دارد.
09:11
You don't just zipزیپ right into it.
خیلی رک و بی‌پرده هم نگویید.
09:12
You'llشما patپات your thighsران and look wistfullyبا احتیاط off into the distanceفاصله,
دستتان را روی پایتان بگذارید و هیجان‌زده به دوردست خیره شوید،
09:14
or you'llشما خواهید بود say something like, "Hmmهام, makesباعث می شود you think --"
یا بگویید، "ممم، احساس می‌کنم --"
09:18
when it really didn't, but what you're really --
با این که واقعاً احساس خاصی ندارید، ولی شما واقعاً --
09:22
(Laughterخنده) —
(خنده‌ی حاضرین) --
09:25
what you're really tryingتلاش کن to do is changeتغییر دادن the topicموضوع.
شما واقعاً دارید تلاش می‌کنید که بحث را عوض کنید.
09:27
You can't do that while you're textingپیام کوتاه,
اما وقتی دارید پیامک می‌دهید نمی‌توانید چنین کاری را انجام دهید،
09:30
and so waysراه ها are developingدر حال توسعه of doing it withinدر داخل this mediumمتوسط.
و بنابراین نحوه‌ی انجام این کار خود را با واسطه‌ی نوشتاری منطبق می‌کند.
09:31
All spokenصحبت کرد languagesزبان ها have what a linguistزبانشناس callsتماس می گیرد
تمامی زبان‌های متداول گفتاری، چیزی در درون خود دارند
09:35
a newجدید informationاطلاعات markerنشانگر -- or two, or threeسه.
که در علم زبان‌شناسی به آن نشانه‌ی جدید مفهومی گفته می‌شود.
09:37
Textingپیام کوتاه has developedتوسعه یافته one from this slashاسلش.
پیامک زدن از این "راستی" یک نشانه‌ی جدید مفهومی استخراج کرده است.
09:41
So we have a wholeکل batteryباتری of newجدید constructionsسازه ها
بنابراین ما مجموعه‌ای از ساختارهای جدید داریم
09:45
that are developingدر حال توسعه, and yetهنوز it's easyآسان to think,
که دائم گسترش پیدا می‌کنند، با این حال تجزیه و تحلیل آن‌ها ساده است،
09:48
well, something is still wrongاشتباه.
ولی باز هم بعضی از آن موارد اشتباه هستند.
09:51
There's a lackعدم of structureساختار of some sortمرتب سازی.
در این سبک نوعی عدم وجود ساختار احساس می‌شود.
09:53
It's not as sophisticatedپیچیده
این ساختارها به اندازه‌ی سبک زبان روزنامه‌ی «وال استریت»
09:57
as the languageزبان of The Wallدیوار Streetخیابان Journalمجله.
پیچیده نیستند.
09:59
Well, the factواقعیت of the matterموضوع is,
خب، راستش،
10:01
look at this personفرد in 1956,
وقتی به این پرفسور در سال ۱۹۵۶ نگاه کنید،
10:03
and this is when textingپیام کوتاه doesn't existوجود دارد,
او در دوره‌ای زندگی می‌کرد که سرویس پیامک وجود نداشت،
10:05
"I Love Lucyلوسی" is still on the airهوا.
و هنوز سریال‌های دهه‌ی ۵۰ پخش می‌شد.
10:08
"Manyبسیاری do not know the alphabetالفبا or multiplicationضرب tableجدول,
"خیلی‌ها حروف الفبا یا جدول ضرب را بلد نیستند،
10:09
cannotنمی توان writeنوشتن grammaticallyگرامشی -- "
و نمی‌توانند در نوشتن جمله ساختار مناسب را رعایت کنند --"
10:13
We'veما هستیم heardشنیدم that sortمرتب سازی of thing before,
ما چنین چیزی را پیش از این هم شنیده‌ایم،
10:14
not just in 1956. 1917, Connecticutکانتیکت schoolteacherمعلم مدرسه.
نه فقط در سال ۱۹۵۶، بلکه در سال ۱۹۱۷، معلم مدرسه‌ای در شهر "کانِکتیکات".
10:17
1917. This is the time when we all assumeفرض
سال ۱۹۱۷. این سال در دوره‌ای قرار دارد که همگی ما فکر می‌کردیم
10:21
that everything somehowبه نحوی in termsاصطلاحات of writingنوشتن was perfectکامل
که همه چیز در مورد ساختار نوشتار ایده‌آل بود
10:23
because the people on "Downtonدونتون Abbeyابی" are articulateبیان,
چون بازیگران سریال‌هایی که در مورد زمان قدیم می‌سازند همگی سخنور بودند،
10:27
or something like that.
و برداشت‌هایی مانند این.
10:29
So, "From everyهرکدام collegeکالج in the countryکشور goesمی رود up the cryگریه کردن,
این نوشته می‌گوید، "تمامی کالج‌های کشور فریاد برآورده‌اند که،
10:30
'Our freshmenتازه واردان can't spellهجی کردن, can't punctuateنقطه گذاری.'"
«دانشجوهای ورودی جدید ما نمی‌توانند کلمات را هجی کنند،
یا جملات را نشانه‌گذاری کنند.»"
10:33
And so on. You can go even furtherبیشتر back than this.
و الی آخر. شما می‌توانید حتی سابقه‌ی آن را در گذشته‌ی دورتر هم مشاهده کنید.
10:36
It's the Presidentرئيس جمهور of Harvardهاروارد. It's 1871.
این نوشته متعلق به مدیر دانشگاه "هاروارد" است. در سال ۱۸۷۱.
10:38
There's no electricityالکتریسیته. People have threeسه namesنام ها.
حتی سیستم برق‌رسانی وجود ندارد. مردم سه اسم دارند (سبک نام‌گذاری قدیم).
10:41
"Badبد spellingاملا,
«هجی بد کلمات،
10:44
incorrectnessاشتباه as well as ineleganceانعطاف پذیری of expressionاصطلاح in writingنوشتن."
اشتباهات املایی به اندازه‌ی عدم وجود ظرافت در نوشته‌ها مشاهده می‌شوند.»
10:46
And he's talkingصحبت کردن about people who are otherwiseدر غیر این صورت
و او دارد در مورد کسانی حرف می‌زند که
10:50
well preparedآماده شده for collegeکالج studiesمطالعات.
درس‌های دوره‌ی کالج خود را به طور کامل مطالعه کرده‌اند.
10:52
You can go even furtherبیشتر back.
شما حتی می‌توانید به گذشته‌ی دورتری بروید.
10:54
1841, some long-lostطولانی از دست رفته superintendentسرپرست of schoolsمدارس is upsetناراحت
سال ۱۸۴۱، یکی از مدیران کل مدارس عصبانی شده است
10:56
because of what he has for a long time "notedاشاره شد with regretپشيمان شدن
چون چیزی که او "مدت‌ها با چشم‌پوشی از قواعد صحیح
10:59
the almostتقریبا entireکل neglectبی توجهی of the originalاصلی" blahبله blahبله blahبله blahبله blahبله.
با شرم می‌نوشته است" و همین‌طور الی آخر.
11:03
Or you can go all the way back to 63 A.D. -- (Laughterخنده) --
یا این که می‌توانید به سال ۶۳ پس از میلاد مسیح بروید -- (خنده‌ی حاضرین) --
11:06
and there's this poorفقیر man who doesn't like the way
و نوشته‌ی این مرد بیچاره را بخوانید
11:11
people are speakingصحبت كردن Latinلاتین.
که از نحوه‌ی لاتین صحبت کردن مردم خوشش نمی‌آید.
11:14
As it happensاتفاق می افتد, he was writingنوشتن about what had becomeتبدیل شدن به Frenchفرانسوی.
در نتیجه، او از این می‌نالد که چه بلایی سر زبان فرانسوی آمده است.
11:15
And so, there are always — (Laughterخنده) (Applauseتشویق و تمجید) —
بنابراین، در هر عصری -- (خنده‌ی حاضرین) (تشویق حاضرین) --
11:18
there are always people worryingنگرانی about these things
در هر عصری همیشه کسانی وجود داشته‌اند که درباره‌ی این چیزها نگران باشند
11:25
and the planetسیاره somehowبه نحوی seemsبه نظر می رسد to keep spinningحال چرخش.
و هنوز زندگی ادامه دارد.
11:27
And so, the way I'm thinkingفكر كردن of textingپیام کوتاه these daysروزها is
برداشت من از پیامک زدن در عصر امروزی
11:30
that what we're seeingدیدن is a wholeکل newجدید way of writingنوشتن
این است که چیزی که شاهد آن هستیم سبک کاملاً جدیدی از نوشتار است
11:35
that youngجوان people are developingدر حال توسعه,
که جوانان آن را ابداع کرده‌اند،
11:38
whichکه they're usingاستفاده كردن alongsideدر کنار theirخودشان ordinaryعادی writingنوشتن skillsمهارت ها,
و آن را در کنار مهارت‌های نوشتاری متداول خود استفاده می‌کنند،
11:40
and that meansبه معنای that they're ableتوانایی to do two things.
و این به این معناست که آن‌ها توانایی انجام دو کار را پیدا می‌کنند.
11:44
Increasingافزایش evidenceشواهد is that beingبودن bilingualدو زبانه
شواهد روزافزونی نشان می‌دهند که دانستن دو زبان
11:47
is cognitivelyشناختی beneficialسودمند.
برای توانایی‌های شناختی ذهن بسیار مفید است.
11:50
That's alsoهمچنین trueدرست است of beingبودن bidialectalدوز بالا.
البته این موضوع در مورد تکلم به دو زبان نیز صادق است.
11:52
That's certainlyقطعا trueدرست است of beingبودن bidialectalدوز بالا in termsاصطلاحات of your writingنوشتن.
و مطمئناً در مورد تکلم به دو زبان در نوشتار نیز صادق است.
11:54
And so textingپیام کوتاه actuallyدر واقع is evidenceشواهد of a balancingتعادل actعمل کن
بنابراین پیامک زدن گواهی بر عملی تعادلیست
11:57
that youngجوان people are usingاستفاده كردن todayامروز, not consciouslyآگاهانه, of courseدوره,
که جوانان - هرچند ناآگاهانه - امروزه از آن استفاده می‌کنند،
12:02
but it's an expansionگسترش of theirخودشان linguisticزبانی repertoireمجسمه سازی.
اما این وسیله‌ای برای افزایش گنجینه‌ی ذهنی زبانشان است.
12:05
It's very simpleساده.
خیلی ساده است.
12:09
If somebodyکسی from 1973 lookedنگاه کرد at
اگر فردی از سال ۱۹۷۳
12:10
what was on a dormitoryخوابگاه messageپیام boardهیئت مدیره in 1993,
تابلوی اعلانات خوابگاهی در سال ۱۹۹۳ را ببیند،
12:14
the slangعامیانه would have changedتغییر کرد a little bitبیت
عبارات محاوره‌ای از دهه‌ی ۷۰ تا آن دوره
12:18
sinceاز آنجا که the eraدوران of "Love Storyداستان,"
کمی تغییر کرده‌اند،
12:20
but they would understandفهمیدن what was on that messageپیام boardهیئت مدیره.
اما او می‌فهمد که آن پیغام‌ها چه چیزی می‌خواهند بگویند.
12:22
Take that personفرد from 1993 -- not that long agoپیش,
آن فرد را از سال ۱۹۹۳ --
12:25
this is "Billبیل and Ted'sتد Excellentعالی Adventureماجرا" -- those people.
که فاصله‌ی زمانی چندانی با ما ندارد،
12:28
Take those people and they readخواندن
به دوره‌ی ما بیاورید
12:31
a very typicalمعمول textمتن writtenنوشته شده است by a 20-year-oldساله todayامروز.
و پیامک خیلی ساده‌ای که توسط یک جوان ۲۰ ساله نوشته شده است به او نشان دهید.
12:33
Oftenغالبا they would have no ideaاندیشه what halfنیم of it meantبه معنای
اغلب حتی معنای نصف آن را متوجه نمی‌شوند
12:36
because a wholeکل newجدید languageزبان has developedتوسعه یافته
چون زبان کاملاً جدیدی توسط جوانان امروزی ابداع شده است
12:39
amongدر میان our youngجوان people doing something as mundaneعرفانی
که کاربردی کاملاً معمولی
12:43
as what it looksبه نظر می رسد like to us when they're battingپنبه ای around
در ارتباطات پیامکی هر روزه‌ی آن‌ها دارد.
12:45
on theirخودشان little devicesدستگاه ها.
در ارتباطات پیامکی هر روزه‌ی آن‌ها دارد.
12:48
So in closingبسته شدن, if I could go into the futureآینده,
در پایان، اگر من می‌توانستم به آینده سفر کنم،
12:49
if I could go into 2033,
اگر می‌توانستم به سال ۲۰۳۳ بروم،
12:53
the first thing I would askپرسیدن is whetherچه Davidدیوید Simonسیمون
اولین چیزی که می‌خواستم بدانم این است که «دِیوید سیمون» (کارگردان)
12:57
had doneانجام شده a sequelعاقبت to "The Wireسیم." I would want to know.
سریال «ارتباط» را ساخته است یا نه. واقعاً کنجکاوم.
13:00
And — I really would askپرسیدن that —
و - واقعاً دلم می‌خواهد بدانم -
13:04
and then I'd want to know actuallyدر واقع what was going on on "Downtonدونتون Abbeyابی."
و بعد می‌خواهم بدانم که سریال "شهر اَبی" به کجا رسید.
13:07
That'dمیگه be the secondدومین thing.
این دومین چیز است.
13:10
And then the thirdسوم thing would be,
و سومین چیزی که می‌خواهم این است که،
13:12
please showنشان بده me a sheafپیاده رو of textsمتون
خواهش می‌کنم به من مجموعه‌ای از پیامک‌هایِ
13:14
writtenنوشته شده است by 16-year-oldساله girlsدختران,
یک دختر ۱۶ ساله را نشان دهند،
13:18
because I would want to know where this languageزبان
زیرا می‌خواهم بدانم این زبان
13:19
had developedتوسعه یافته sinceاز آنجا که our timesبار,
از دوره‌ی ما تا آن زمان به کجا رسیده است،
13:22
and ideallyایده آل I would then sendارسال them back to you and me now
و دوست دارم آن‌ها را برای شما و خودم بفرستم
13:24
so we could examineمعاینه کردن this linguisticزبانی miracleمعجزه
تا بتوانیم این معجزه‌ی زبانی را
13:28
happeningاتفاق می افتد right underزیر our nosesبینی ها.
که درست جلوی چشمانمان اتفاق می‌افتد آزمایش کنیم.
13:30
Thank you very much.
خیلی ممنونم.
13:32
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حاضرین)
13:34
Thank you. (Applauseتشویق و تمجید)
متشکرم. (تشویق حاضرین)
13:39
Translated by Amirpouya Ghaemiyan
Reviewed by Narsis Sh

▲Back to top

About the speaker:

John McWhorter - Linguist
Linguist John McWhorter thinks about language in relation to race, politics and our shared cultural history.

Why you should listen

John McWhorter is Associate Professor of English and Comparative Literature at Columbia University, teaching linguistics, Western Civilization and music history. He is a regular columnist on language matters and race issues for Time and CNN, writes for the Wall Street Journal "Taste" page, and writes a regular column on language for The Atlantic. His work also appears in the Washington Post, the Chronicle of Higher Education, Aeon magazine, The American Interest and other outlets. He was Contributing Editor at The New Republic from 2001 until 2014.

McWhorter earned his PhD in linguistics from Stanford University in 1993 and is the author of The Power of BabelDoing Our Own ThingOur Magnificent Bastard TongueThe Language Hoax and most recently Words on the Move and Talking Back, Talking Black. The Teaching Company has released four of his audiovisual lecture courses on linguistics. He guest hosted the Lexicon Valley podcast at Slate during the summer of 2016.

Beyond his work in linguistics, McWhorter is the author of Losing the Race and other books on race. He has appeared regularly on Bloggingheads.TV since 2006, and he produces and plays piano for a group cabaret show, New Faces, at the Cornelia Street Cafe in New York City.

More profile about the speaker
John McWhorter | Speaker | TED.com