English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TEDWomen 2015

Jane Fonda and Lily Tomlin: A hilarious celebration of lifelong female friendship

جین فوندا و لی‌لی تاملین: گرامیداشت مسرت‌بخشی از رفاقت زنانه دیرپای

Filmed:
2,829,260 views

زوج افسانه‌ای جین فونداو لی‌لی تاملین دهه‌هاست که دوست هستند. در گفتگویی از پیش آماده نشده، مهرآمیز و متنوع به میزبانی پت میچل، هر سه به بحث درباره طول عمر، فمنیسم، تفاوتهای بین رفاقتهای مردانه و زنانه می‌پردازند، این که خوب زندگی کردن و نقش زنان در آینده سیاره ما چیست. «من حتی نمی‌دانم بدون دوستان زنم چه کار کنم،» این حرف جین فونداست. « من به خاطر دوستان زن خودم زنده ام»

- Actor and activist
Jane Fonda has had three extraordinary careers (so far): Oscar-winning actor, fitness guru, impassioned activist. Full bio

- Comedian and actor
Lily Tomlin has been honored by the Kennedy Center and awarded the Mark Twain Prize -- and she's still making vital, hilarious comedy. Full bio

Patپت Mitchellمیچل: So I was thinkingفكر كردن
about femaleزن friendshipدوستی a lot,
پت میچل: خب من خیلی درباره
رابطه دوستانه زنانه فکر می‎کردم،
00:12
and by the way, these two womenزنان,
و البته راستش این دو زن،
00:15
I'm very honoredافتخار to say,
بسیار مفتخرم که بگویم،
00:18
have been my friendsدوستان
for a very long time, too.
که دوستان من هم
برای مدت خیلی طولانی بوده‎اند.
00:19
Janeجین Fondaفوندا: Yes we have.
جین فوندا: بله همینطور است.
00:22
PMPM: And one of the things
that I readخواندن about femaleزن friendshipدوستی
پ م: و یکی از چیزهایی که درباره
رابطه دوستانه زنانه خواندم
00:23
is something that Cervantesسروانتس said.
چیزی است که سرروانتس گفته.
00:27
He said, "You can tell
a lot about someoneکسی,"
به گفته او، «چیزهای زیادی می‎توان
درباره شخصی بگویید،»
00:28
in this caseمورد a womanزن,
در این مورد یک زن،
00:32
"by the companyشرکت that she keepsنگه می دارد."
« از روی دوستانی که دارد.»
00:33
So let's startشروع کن with --
پس بگذاریید با این شروع کنم--
00:35
(Laughterخنده)
(خنده)
00:37
JFJF: We're in bigبزرگ troubleمشکل.
ج ف: با مشکل بزرگی مواجه‎ایم.
00:40
Lilyزنبق Tomlinتاملین: Handدست me one of those watersآب ها,
لی‎لی تاملین: یکی از آن
آبها را به من بده،
00:41
I'm extremelyفوق العاده dryخشک.
حسابی تشنه‎ام.
00:43
(Laughterخنده)
(خنده)
00:45
JFJF: You're takingگرفتن up our time.
ج ف: داری وقتمان را هدر میدی.
00:53
We have a very limitedمحدود --
وقتمان خیلی محدوده--
00:55
LTLT: Just beingبودن with her
sucksبمکد the life out of me.
ل ت: بودن با جین
عمرم آدم را کم می‎کنه.
00:56
(Laughterخنده)
(خنده)
00:59
JFJF: You ain'tنه seenمشاهده گردید nothing yetهنوز.
ج ف: هنوز که چیزی ندیدید.
01:02
Anywayبه هر حال -- sorry.
بهر حال-- ببخشید.
01:03
PMPM: So tell me, what do you
look for in a friendدوست?
پ م: خب به من بگویید، در یک دوست
به دنبال چه هستید؟
01:05
LTLT: I look for someoneکسی
who has a senseاحساس of funسرگرم کننده,
ل ت: من دنبال کسی هستم
که شوخ طبع هست،
01:09
who'sچه کسی است audaciousترسناک,
پرجرات باشد،
01:12
who'sچه کسی است forthcomingآینده, who has politicsسیاست,
کسی که بی شیله پیله است
و البته سیاست هم دارد،
01:15
who has even a smallکوچک scrapقراضه
of passionشور for the planetسیاره,
کسی که حتی یک کمی هم شور و اشتیاق
برای زمین دارد،
01:18
someoneکسی who'sچه کسی است decentنجیب,
has a senseاحساس of justiceعدالت
کسی که بانزاکت است و
متعقد به عدالت
01:23
and who thinksفکر می کند I'm worthwhileارزشمند.
و فکر می‎کند که من ارزشش را دارم.
01:26
(Laughterخنده)
(خنده)
01:28
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق)
01:30
JFJF: You know, I was thinkingفكر كردن this morningصبح,
ج ف: می‎دانید، امروز صبح
به این فکر می‎کردم
01:34
I don't even know what I would do
withoutبدون my womenزنان friendsدوستان.
من حتی نمی‎دانم که بدون دوستان زنم چه
کار می‎کردم.
01:36
I mean it's, "I have my friendsدوستان,
thereforeاز این رو I am."
منظورم این است که،
« دوستانم را دارم، پس هستم.»
01:39
LTLT: (Laughterخنده)
ل ت: (خنده)
01:42
JFJF: No, it's trueدرست است.
ج ف: نه، درست نیست.
01:43
I existوجود دارد because I have
my womenزنان friendsدوستان. They --
وجود دارم چون دوستان زنم را دارم. آنها--
01:45
You're one of them.
تو یکی از آنهایی.
01:48
I don't know about you. But anywayبه هر حال --
درباره تو نمی‎دانم. اما به هر حال--
01:49
(Laughterخنده)
(خنده)
01:51
You know, they make me strongerقوی تر,
they make me smarterهوشمندانه,
می‎دانید، باعث می‎شوند قویتر باشم و زیرکتر،
01:52
they make me braverشجاعانه.
آنها من را شجاعتر می‎کنند.
01:55
They tapشیر me on the shoulderشانه when I mightممکن
be in need of course-correctingدوره اصلاح.
وقتهایی که احتمالا که نیاز به بودن در مسیر درست
را دارم به من تلنگر می‌زنند.
01:56
And mostاکثر of them are
a good dealمعامله youngerجوانتر than me, too.
و بیشتر آنها
خیلی از من اتفاقا جوانترند.
02:01
You know? I mean, it's niceخوب --
LTLT: Thank you.
متوجه منظورم هستید؟ این خوبه--
ل ت: متشکرم.
02:04
(Laughterخنده)
(خنده)
02:06
JFJF: No, I do, I includeعبارتند از you in that,
because listen, you know --
ج ف: نه، من ممنونم. تو را جز این جمع میارم،
چون گوش کن، می‎دانی--
02:09
it's niceخوب to have somebodyکسی still around
to playبازی with and learnیاد گرفتن from
خوبه کسی را در کنارت داشته باشی که
همبازیت باشه و وقتی داری به
02:12
when you're gettingگرفتن towardبه سمت the endپایان.
انتها نزدیک میشی ازت یاد بگیره.
02:15
I'm approachingنزدیک شدن --
I'll be there soonerزودتر than you.
من زودتر از تو به آخر خط می‎رسم.
02:17
LTLT: No, I'm gladخوشحالم to have you
parallelموازی agingپیری alongsideدر کنار me.
ل ت: نه، من واقعا از این خوشحالم
که ما موازی هم پیر می‎شویم.
02:19
(Laughterخنده)
(خنده)
02:22
JFJF: I'm showingنشان دادن you the way.
ج ف: راه را بهت نشان می‎دهم.
02:24
(Laughterخنده)
(خنده)
02:26
LTLT: Well, you are and you have.
ل ت: خب، بله این کار را قبلا کردی
و بازهم می‎کنی.
02:27
PMPM: Well, as we growرشد olderمسن تر,
پ م: خب، همانطور که
سنمان بالا می‎رود،
02:29
and as we go throughاز طریق
differentناهمسان kindsانواع of life'sزندگی journeysسفرها,
و همانطور ‎که سفرهای گوناگون زندگی را
پشت سر می‎گذاریم،
02:30
what do you do to keep
your friendshipsدوستی vitalحیاتی and aliveزنده است?
چی باعث می‎شود که رفاقتهایتان را
سرزنده و حیاتی نگهدارید؟
02:33
LTLT: Well you have to use a lot of --
ل ت: خب باید از کلی آن استفاده کنید--
02:38
JFJF: She doesn't inviteدعوت me over much,
I'll tell you that.
ج ف: باید به شما بگم که
خیلی من را منزلش دعوت نمی‎کند.
02:39
LTLT: I have to use a lot of socialاجتماعی mediaرسانه ها --
ل ت: باید کلی از رسانه‎های اجتماعی استفاده کنم--
02:42
You be quietساکت now. And so --
الان ساکت باش. والا--
02:44
(Laughterخنده)
(خنده)
02:46
LTLT: And I look throughاز طریق my emailsایمیل ها,
I look throughاز طریق my textsمتون
ل ت: و من به ایمیلها نگاه می‎کنم،
به پیام‎هایم
02:48
to find my friendsدوستان,
تا دوستانم را پیدا کنم،
02:51
so I can answerپاسخ them
as quicklyبه سرعت as possibleامکان پذیر است,
تا حد ممکن به سرعت جوابشان را بدم،
02:52
because I know they need my counselمشاوره.
چون به مشاوره‎ام نیاز دارند.
02:54
(Laughterخنده)
(خنده)
02:57
They need my supportحمایت کردن,
به پشتیبانی‎ام نیاز دارند،
03:00
because mostاکثر of my friendsدوستان
are writersنویسندگان, or activistsفعالان, or actorsبازیگران,
چون بیشتر دوستانم نویسنده هستند
یا فعال اجتماعی یا بازیگر،
03:01
and you're all threeسه ...
و تو هر سه تایش هستی...
03:04
and a long stringرشته
of other descriptiveتوصیفی phrasesعبارات,
و یک رشته طویلی از عبارات تعریفی دیگر،
03:05
and I want to get to you
as soonبه زودی as possibleامکان پذیر است,
و می‎خواهم تا حد ممکن
زودتر به تو برسم،
03:09
I want you to know that I'm there for you.
می‎خواهم بدانی که من همیشه پشتت هستم.
03:13
JFJF: Do you do emojisemojis?
ج ف: اهل اموجی هستی؟
03:15
LTLT: Oh ...
JFJF: No?
ل ت: هان؟
ج ف: نه؟
03:17
LTLT: That's embarrassingشرم آور.
JFJF: I'm really into emojisemojis.
ل ت: واقعا که شرم‎آوره.
ج ف: من واقعا پایه اموجی هستم.
03:19
LTLT: No, I spellهجی کردن out my --
ل ت: نه من به ابراز--
03:21
I spellهجی کردن out my wordsکلمات of happinessشادی
and congratulationsمبارك باشد,
کلمات خوشحالی و
تبریکات و ناراحتی خودم
03:23
and sadnessغمگینی.
را ابراز می‎کنم.
03:27
JFJF: You spellهجی کردن it right out --
ج ف: تو درست بیان می‎کنی--
03:29
LTLT: I spellهجی کردن it, everyهرکدام letterنامه.
ل ت: من تک تک حرفها را
هجی می‎کنم.
03:30
(Laughterخنده)
(خنده)
03:32
JFJF: Suchچنین a puristخالص.
ج ف: عجیب طرفدار درست حرف زدنی.
03:33
You know, as I've gottenدریافت کردم olderمسن تر,
می‎دانید، همانطور که سنم بالا می‎رود،
03:35
I've understoodفهمید more
the importanceاهمیت of friendshipsدوستی,
بیشتر به اهمیت رفاقتها پی می‎برم،
03:37
and so, I really make an effortتلاش
و بنابراین واقعا تلاش می‎کنم
03:40
to reachنائل شدن out and make playبازی datesتاریخ --
not let too much time go by.
که تماس بگیرم و با دوستانم قرار بگذارم--
نگذارم خیلی زمان از دست بره.
03:42
I readخواندن a lot
کلی کتاب می‎خوانم
03:46
so, as Lilyزنبق knowsمی داند all too well,
و همانطور که لی‎لی
هم خیلی خوب می‎داند
03:48
my booksکتاب ها that I like,
I sendارسال to my friendsدوستان.
کتابهایی که دوست دارم
را برای دوستانم می‎فرستم.
03:50
LTLT: When we knewمی دانست we would be here todayامروز
ل ت: وقتی فهمیدیم امروز قرار است که
اینجا باشیم
03:52
you sentارسال شد me a lot of booksکتاب ها
about womenزنان, femaleزن friendshipsدوستی,
کلی کتاب راجع به زنان،
رفاقتهای زنانه برایم فرستادی،
03:54
and I was so surprisedغافلگیر شدن
to see how manyبسیاری booksکتاب ها,
و من از تعداد بالای کتابهای شگفت‎زده شدم،
03:56
how much researchپژوهش
has been doneانجام شده recentlyبه تازگی --
اینکه اخیرا چه میزان
تحقیق انجام شده-
04:00
JFJF: And were you gratefulسپاسگزار?
LTLT: I was gratefulسپاسگزار.
ج ف: و آیا سپاسگذار بودی؟
ل ن: سپاسگذار بودم.
04:02
(Laughterخنده)
(خنده)
04:05
PMPM: And --
پ‎م: و --
04:10
LTLT: Wait, no, it's really importantمهم
because this is anotherیکی دیگر exampleمثال
ل ت: صبر کن، نه واقعا مهم است
چون مثال دیگری نیز هست
04:11
of how womenزنان are overlookedنادیده گرفته شده,
put asideگذشته از, marginalizedحاشیه.
از این که چقدر زنها نادیده گرفته شده،
به کنار گذاشته شده و به حاشیه رانده می‎شوند.
04:14
There's been very little
researchپژوهش doneانجام شده on us,
تحقیقات بسیاری کمی
بر روی ما انجام شده،
04:18
even thoughگرچه we volunteeredداوطلبانه lots of timesبار.
حتی با این که دفعات بسیاری
داوطلب شده‎ایم.
04:21
JFJF: That's for sure.
ج ف: قطعا همینطور است.
04:23
(Laughterخنده)
(خنده)
04:24
LTLT: This is really excitingهیجان انگیز,
and you all will be interestedعلاقه مند in this.
ل ت: واقعا هیجان‎انگیزه،
و همه شما به آن علاقمند خواهید شد.
04:26
The Harvardهاروارد Medicalپزشکی Schoolمدرسه studyمطالعه has shownنشان داده شده
مطالعات مدرسه پزشکی هاروارد نشان داده
04:30
that womenزنان who have
closeبستن femaleزن friendshipsدوستی
زنانی که رفاقتهای زنانه صمیمی دارند
04:32
are lessکمتر likelyاحتمال دارد to developتوسعه impairmentsاختلالات --
کمتر دچار صدمه می‎شوند--
04:37
physicalفیزیکی impairmentsاختلالات as they ageسن,
صدمات فیزیکی به هنگام بالا رفتن سن،
04:40
and they are likelyاحتمال دارد to be seenمشاهده گردید
to be livingزندگي كردن much more vitalحیاتی, excitingهیجان انگیز --
و احتمالا زندگی سرزنده‎تر
و هیجان‎انگیزتری دارند--
04:42
JFJF: And longerطولانی تر --
ج ف: و طولانی‎تر--
04:48
LTLT: Joyfulشاد livesزندگی می کند.
ل ت: زندگی‎های شاد.
04:49
JFJF: We liveزنده fiveپنج yearsسالها longerطولانی تر than menمردان.
ج ف: ما پنج‌ سال طولانی‎تر
از مردها زندگی می‎کنیم.
04:50
LTLT: I think I'd tradeتجارت the yearsسالها for joyشادی.
ل ت: فکر کنم حاضرم سالهای عمرم را
با شادی طاق بزنم.
04:52
(Laughterخنده)
(خنده)
04:54
LTLT: But the mostاکثر importantمهم
partبخشی is they foundپیدا شد --
ل ت: اما مهمترین چیزی که آنها
یافتند--
04:58
the resultsنتایج were so excitingهیجان انگیز
and so conclusiveقطعی --
نتایج بسیار هیجان‌انگیز و قاطعانه است--
05:01
the researchersمحققان foundپیدا شد
محققان دریافته‌اند که
05:04
that not havingداشتن closeبستن femaleزن friendsدوستان
is detrimentalمضر to your healthسلامتی,
نداشتن دوستان صمیمی مونث برای سلامت
شما زیانبخش است،
05:06
as much as smokingسیگار کشیدن or beingبودن overweightاضافه وزن.
به اندازه سیگار کشیدن یا اضافه وزن داشتن.
05:12
JFJF: And there's something elseچیز دیگری, too --
ج ف: و چیز دیگری هم هست--
05:15
LTLT: I've said my partبخشی, so ...
ل ت: من سهم خودم را گفتم--
05:17
(Laughterخنده)
(خنده)
05:18
JFJF: OK, well, listen to my partبخشی,
because there's an additionalاضافی thing.
ج ف: باشه، خب به بخش من گوش کنید،
چون یک نکته اضافی هم وجود دارد.
05:19
Because they only --
for yearsسالها, decadesچند دهه --
چون آنها تنها--
برای سالها، دهه‌ها--
05:23
they only researchedتحقیق menمردان when they
were tryingتلاش کن to understandفهمیدن stressفشار,
وقتی تلاش در شناخت استرس داشتند
تنها روی مردها تحقیق می‌کردند،
05:25
only very recentlyبه تازگی have they researchedتحقیق
what happensاتفاق می افتد to womenزنان when we're stressedتاکید کرد,
تنها همین اواخر تحقیقات کرده‌اندوقتی ما
زنها دچار استرس می‌شویم چه اتفاقی میفتد،
05:30
and it turnsچرخش out
that when we're stressedتاکید کرد -- womenزنان,
و معلوم شد
وقتی ما زنها دچار استرس می‌شویم،
05:34
our bodiesبدن get floodedآب گرفتگی by oxytocinاکسیتوسین.
بدنهایمان سرشار از اوکسی‌توسین می‌شود.
05:38
Whichکدام is a feel-goodاحساس خوب, calmingآرامش,
stress-reducingکاهش استرس hormoneهورمون.
که هورمون کاهنده سترس، آرامش‌بخش
و ایجاد کننده حس خوب است.
05:42
Whichکدام is alsoهمچنین increasedافزایش یافت
when we're with our womenزنان friendsدوستان.
که در مشایعت دوستان زن‌مان
نیز بیشتر می‌شود.
05:45
And I do think that's one reasonدلیل
why we liveزنده longerطولانی تر.
و فکر می‌کنم یکی از دلایلی است
که ما طولانی تر زندگی می‌کنیم.
05:50
And I feel so badبد for menمردان
because they don't have that.
و برای مردها خیلی ناراحتم
چون از این محرومند.
05:54
Testosteroneتستوسترون in menمردان
diminishesکاهش می یابد the effectsاثرات of oxytocinاکسیتوسین.
تستوسترون در مردها
آثار اوکسی‌توسین را نابود می‌کند.
05:56
LTLT: Well, when you and I
and Dollyدالی madeساخته شده "9 to 5" ...
ل ت: خب، وقتی من و تو
و دالی فیلم « ۹ به ۵» را ساختیم...
06:01
JFJF: Oh --
ج ف: اوه--
06:04
LTLT: We laughedخندید, we did,
we laughedخندید so much,
ل ت: خندیدیم، بله
خیلی خندیدیم،
06:05
we foundپیدا شد we had so much in commonمشترک
and we're so differentناهمسان.
چیزهایی خیلی مشترکی داریم
و خیلی هم متفاوتیم،
06:07
Here she is, like Hollywoodهالیوود royaltyحق امتیاز,
خب اینجا او به یک
عضو سلطنتی هالیوود میماند،
06:10
I'm like a toughسخت است kidبچه from Detroitدیترویت,
من مثل یک بچه خشن از دیترویت میمانم،
06:12
[Dolly'sدالی] a Southernجنوب kidبچه
from a poorفقیر townشهر in Tennesseeتنسی,
[دالی] بچه جنوب است،
شهری فقیر در تنسی،
06:14
and we foundپیدا شد we were so in syncهمگام سازی as womenزنان,
و متوجه شدیم بعنوان زن
خیلی با هم مطابقت داشتیم،
06:18
and we mustباید have --
و ما بایدهمینطور باشد--
06:22
we laughedخندید -- we mustباید have addedاضافه
at leastکمترین a decadeدهه ontoبه سوی our lifespansطول عمر.
ما خندیدیم-- باید حداقل یک دهه
به طول عمرمان افزوده باشیم.
06:23
JFJF: I think -- we sure
crossedعبور کرد our legsپاها a lot.
ج ف: فکر می کنم-- مطمئنا زیاد پاهایمان
را روی هم انداختیم.
06:29
(Laughterخنده)
(خنده)
06:32
If you know what I mean.
اگرمتوجه منظورم بشی.
06:34
LTLT: I think we all know what you mean.
ل ت: فکر کنم ما همه خوب بدانیم
که منظورت چیست.
06:37
(Laughterخنده)
(خنده)
06:39
PMPM: You're addingاضافه كردن decadesچند دهه
to our livesزندگی می کند right now.
پ م: شما الان دهه‎ها را
به زندگیهای ما اضافه می‌کنید.
06:41
So amongدر میان the booksکتاب ها that Janeجین
sentارسال شد us bothهر دو to readخواندن on femaleزن friendshipدوستی
خب در میان کتابهایی که جین
برای هر دو ما در باب رفاقت زنانه فرستاد
06:44
was one by a womanزن we admireتحسین greatlyتا حد زیادی,
Sisterخواهر Joanجوآن ChittisterChittister,
یکی از آنها به زنی تعلق داشت که او را
شدیدا تحسین می‎کنیم، خواهر جون چیتیستر،
06:49
who said about femaleزن friendshipدوستی
او درباره رفاقت زنانه گفته که
06:53
that womenزنان friendsدوستان
are not just a socialاجتماعی actعمل کن,
ذاشتن دوستان زن فقط اقدامی اجتماعی نیست،
06:55
they're a spiritualروحانی actعمل کن.
بلکه اقدامی روحی است.
06:59
Do you think of your friendsدوستان as spiritualروحانی?
آیا به دوستی‎هایتان بعنوان
مفهومی روحی فکر می‎کنید؟
07:01
Do they addاضافه کردن something
spiritualروحانی to your livesزندگی می کند?
آیا آنها چیزی روحی به
زندگیهای ما اضافه می‎کنند؟
07:03
LTLT: Spiritualروحانی -- I absolutelyکاملا think that.
ل ت: روحی- مطلقا به نظرم همینطور است.
07:06
Because -- especiallyبه خصوص people
you've knownشناخته شده a long time,
چون-- مخصوصا آدمهایی را که
برای مدت طولانی می‎شناسی،
07:10
people you've spentصرف شده time with --
کسانی که زمان زیادی
را با آنها صرف کرده‎ای--
07:13
I can see the spiritualروحانی
essenceذات insideداخل them,
می‎توانم جوهره روحی درونی‎شان را ببینم،
07:14
the tendernessحساسیت, the vulnerabilityآسیب پذیری.
دلسوزی، آسیب‎پذیری.
07:17
There's actuallyدر واقع kindنوع of a love,
an elementعنصر of love in the relationshipارتباط.
در واقع نوعی از عشق هست،
عنصری از عشق در دوست داشتن.
07:22
I just see deeplyعمیقا into your soulروح.
من عمق روحت را می‎بینم.
07:26
PMPM: Do you think that, Janeجین --
پ م: جین، آیا تو اینطور فکر می‎کنی--
07:30
LTLT: But I have specialویژه powersقدرت.
ل ت: اما من نیروهای خاص دارم.
07:31
JFJF: Well, there's all kindsانواع of friendsدوستان.
ج ف: خب، انواع مختلف دوست وجود دارد.
07:34
There's businessکسب و کار friendsدوستان,
and partyمهمانی friendsدوستان,
رفقای کسب و کار و
رفقای مهمانی.
07:36
I've got a lot of those.
کلی از آنها دارم.
07:38
(Laughterخنده)
(خنده)
07:40
But the oxytocin-producingتولید اکسیتوسین
friendshipsدوستی have ...
اما رفاقتهای مولد اکسی‎توسین
07:42
They feel spiritualروحانی
because it's a heartقلب openingافتتاح, right?
آنها احساس معنویت می‌کنند
چون بنوعی گشودن قلب است، نه؟
07:47
You know, we go deepعمیق. And --
می‌دانید ما عمیق‌تر می‌شویم. و --
07:51
I find that I shedدهنه tearsاشک ها a lot
with my intimateصمیمی friendsدوستان.
من متوجه شده‌ام که در حضور
دوستان صمیمی خودم یک عالم اشک می‌ریزم.
07:54
Not because I'm sadغمگین but because
I'm so touchedلمس کرد and inspiredالهام گرفته by them.
نه که غمگین باشم بلکه بسیار
تحت تاثیر قرار می‌گیرم و الهامبخشم هستند.
08:01
LTLT: And you know one of you
is going to go soonبه زودی.
ل ت: و تو می‌دانی که خب یکی از
شما قراره زودتر بره.
08:06
(Laughterخنده)
(خنده)
08:09
PMPM: Well, two of us are sittingنشسته here,
Lilyزنبق, whichکه one are you talkingصحبت کردن about?
پ م: خب، دو نفر از ما در اینجا نشستیم، لی‌لی،
درباره کدام یک از ما داری حرف می‎زنی؟
08:14
(Laughterخنده)
(خنده)
08:19
And I always think, when womenزنان
talk about theirخودشان friendshipsدوستی,
و من همیشه فکر می‌کنم وقتی
زنها درباره رفاقتهایشان صحبت می‌کنند،
08:20
that menمردان always look a little mystifiedعارفانه.
مردها همیشه کمی مبهوت به نظر میایند.
08:23
What are the differencesتفاوت ها, in your opinionنظر,
به عقیده تو چه تفاوتهایی
08:26
betweenبین menمردان friendshipsدوستی
and womenزنان friendshipsدوستی?
بین رفاقتهای مردانه و رفاقتهای زنانه هست؟
08:29
JFJF: There's a lot of differenceتفاوت,
ج ف: یک عالم فرق هست،
08:32
and I think we have to have
a lot of empathyیکدلی for menمردان --
و فکر می‎کنم کلی همدلی
با مردها باید داشته باشیم--
08:34
(Laughterخنده)
(خنده)
08:37
that they don't have what we have.
که فاقد چیزی هستند که ما داریم.
08:38
Whichکدام I think mayممکن است be why they dieمرگ soonerزودتر.
که فکر کنم دلیل زود مردنشان هست.
08:43
(Laughterخنده)
(خنده)
08:45
I have a lot of compassionمحبت for menمردان,
با مردها خیلی حس دلسوزی دارم،
08:47
because womenزنان, no kiddingشوخی کردم, we --
چون زنها، شوخی نمی‌کنم، ما--
08:49
women'sزنان relationshipsروابط, our friendshipsدوستی
are fullپر شده disclosureافشای, we go deepعمیق.
رفاقتهای زنانه، دوستیهای ما
آشکارسازی کامل است، تا عمق آن پیش می‌رویم.
08:53
They're revelatoryآشکارا.
آنها مکاشفه‌ای هستند.
08:59
We riskخطر vulnerabilityآسیب پذیری --
this is something menمردان don't do.
ما آسیب پذیری را ریسک می‌کنیم--
کاری که مردان نمی‌کنند.
09:01
I mean how manyبسیاری timesبار
have I askedپرسید: you, "Am I doing OK?"
منظورم این است که چند بار من ازت
پرسیدم، « آیا کارم درسته؟»
09:06
"Did I really screwپیچ up there?"
«آیا خرابکاری نکردم؟»
09:09
PMPM: You're doing great.
پ م: کارت را خوب انجام می‌دهی.
09:11
(Laughterخنده)
(خنده)
09:13
JFJF: But I mean, we askپرسیدن questionsسوالات like that
ج ف: اما منظورم این هست
که ما سوالاتی مثل آن
09:14
of our womenزنان friendsدوستان,
را از دوستان زن خود می‎کنیم،
09:17
and menمردان don't.
و مردها اینطور نیستند.
09:18
You know, people describeتوصیف کردن women'sزنان
relationshipsروابط as face-to-faceرو در رو,
می‌دانید مردم روابط زنانه را
رو-در-رو توصیف می کنند،
09:20
whereasدر حالی که men'sمردان friendshipsدوستی
are more side-by-sideکنار سمت.
در حالی‌ که روابط مردانه دوش به دوش است.
09:24
LTLT: I mean mostاکثر of the time
menمردان don't want to revealآشکار ساختن theirخودشان emotionsاحساسات,
ل ت: منظورم این است که اکثر اوقات
مردها تمایلی به آشکار کردن عواطفشان ندارند،
09:27
they want to buryدفن کردن deeperعمیق تر feelingsاحساسات.
آنها می‌خواهند احساسات
عمیق‌تر را مخفی کنند.
09:31
I mean, that's the generalعمومی,
conventionalمرسوم thought.
منظورم این که تفکرعرف رایج این است.
09:33
They would ratherنسبتا go off in theirخودشان man caveغار
and watch a gameبازی or hitاصابت golfگلف ballsتوپ ها,
آنها ترجیح می‌دهند از غار مردانه خود خارج شده
و به تماشای یک مسابقه یا انجام بازی گلف بروند،
09:36
or talk about sportsورزش ها,
or huntingشکار, or carsماشین ها or have sexارتباط جنسی.
یا که درباره ورزش، شکار، اتومبیل یا
داشتن سکس حرف بزنند.
09:40
I mean, it's just the kindنوع of --
it's a more manlyمردانه behaviorرفتار.
منظور این که این یک جور--
بیشتر رفتار مردانه است.
09:45
JFJF: You meantبه معنای --
LTLT: They talk about sexارتباط جنسی.
ج ف: منظورت این است که--
ل ت: بیا راجع به سکس صحبت کنیم.
09:48
I meantبه معنای they mightممکن have sexارتباط جنسی
منظور این که آنها شاید
سکس داشته باشند
09:51
if they could get somebodyکسی
in theirخودشان man caveغار to --
اگر بتوانند کسی را به داخل
غار مردانه شان راه دهند.
09:52
(Laughterخنده)
(خنده)
09:55
JFJF: You know something, thoughگرچه,
that I find very interestingجالب هست --
ج ف: می‌دانید یک چیزی هم هست که
بنظرم خیلی جالب است--
09:58
and again, psychologistsروانشناسان didn't know this
untilتا زمان relativelyبه طور نسبی recentlyبه تازگی --
و دوباره، روانشناسها تا همین اواخر از آن
بی خبر بودند--
10:01
is that menمردان are bornبدنیا آمدن everyهرکدام bitبیت
as relationalرابطه ای as womenزنان are.
این که مردان در زمان تولد
به همان اندازه زنها نسبتی هستند.
10:06
If you look at filmsفیلم های
of newbornنوزاد تازه متولد شده babyعزیزم boysپسران and girlsدختران,
اگر به فیلمهای نوزادان پسر و
دختر تازه متولد شده نگاه کنید،
10:09
you'llشما خواهید بود see the babyعزیزم boysپسران
just like the girlsدختران,
متوجه می‌شوید که نوزادان پسر
درست مثل دخترها هستند،
10:13
gazingزل زدن into theirخودشان mother'sمادر eyesچشم ها,
که به چشمان مادرشان خیره می‌شوند،
10:15
you know, needingنیازمند that relationalرابطه ای
exchangeتبادل of energyانرژی.
می‌دانید به آن تبادل
انرژی نسبتی نیاز دارند.
10:18
When the motherمادر looksبه نظر می رسد away,
they could see the dismayناامید کننده on the childکودک,
وقتی مادر نگاهش را برگرداند،
می‌توانید شاهد ترس در کودک باشید،
10:22
even the boyپسر would cryگریه کردن.
حتی پسر بچه هم به گریه میفتد.
10:27
They need relationshipارتباط.
به رابطه نیاز دارند.
10:28
So the questionسوال is why,
as they growرشد olderمسن تر, does that changeتغییر دادن?
بنابراین سوال این است چرا،
همانطور که بزرگتر می‌شوند، آیا دستخوش تغییر می‌شود؟
10:30
And the answerپاسخ is patriarchalپدرسالاری cultureفرهنگ,
و پاسخ فرهنگ پدرسالارانه است،
10:34
whichکه saysمی گوید to boysپسران and youngجوان menمردان
که به پسرها و مردان جوان می‌گوید
10:37
that to be needingنیازمند of relationshipارتباط,
to be emotionalعاطفی with someoneکسی is girlyدخترانه.
نیاز به رابطه، حسش داشتن به کسی
امری دخترانه است.
10:40
That a realواقعی man doesn't askپرسیدن
directionsجهت ها or expressبیان a need,
این که مرد واقعی مسیرها را نمی‌پرسد یا
نیازی را توضیح نمی‌دهد.
10:45
they don't go to doctorsپزشکان if they feel badبد.
اگر حالشان بد باشد به دکتر نمی‌روند.
10:51
They don't askپرسیدن for help.
آنها تقاضای کمک نمی‌کنند.
10:53
There's a quoteنقل قول that I really like,
نقل قولی هست که واقعا دوست دارم،
10:55
"Menمردان fearترس that becomingتبدیل شدن به 'we'"ما"
will eraseپاک کردن his 'I''من'."
«مردها از این که 'ما' شدن
'منیت‌شان' را بزداید، می‌ترسند.
10:56
You know, his senseاحساس of selfخود.
می‌دانید بخاطر مفهوم آنها از خود است.
11:01
Whereasدر حالیکه women'sزنان senseاحساس of selfخود
has always been kindنوع of porousمتخلخل.
در جاییکه مفهوم زنان از خود
همیشه به نحوی دارای خلل و فرج است.
11:03
But our "we" is our savingصرفه جویی در graceرحمت,
اما 'ما' برای ما نقطه قوت ما است،
11:07
it's what makesباعث می شود us strongقوی.
چیزی که باعث قوت ما می‌شود.
11:11
It's not that we're better than menمردان,
البته به این معنا نیست که
از مردها بهتریم،
11:14
we just don't have
our masculinityمردانگی to proveثابت كردن.
ما فقط فاقد مردانگی خویش
برای ثابت کردن هستیم.
11:15
LTLT: And, well --
ل ت: و، خب--
11:18
JFJF: That's a Gloriaگلوریا Steinemاستینم quoteنقل قول.
ج ف: نقل قولی از گلوریا استاینم است.
11:19
So we can expressبیان our humanityبشریت --
LTLT: I know who Gloriaگلوریا Steinemاستینم is.
بنابراین قادر به ابراز انسانیت خویش هستیم--
ل ت: من می‌دانم گلوریا استاینم کی هست.
11:21
JFJF: I know you know who she is,
but I think it's a --
ج ف: می‌دانم تو او را می‌شناسی،
اما فکر می‌کنم --
11:24
(Laughterخنده)
(خنده)
11:27
No, but it's a great quoteنقل قول, I think.
نه اما واقعا فکر می‌کنم
نقل قول عالی باشه.
11:29
We're not better than menمردان, we just
don't have our masculinityمردانگی to proveثابت كردن.
ما از مردها بهتر نیستیم،‌
ما فقط فاقد مردانگی خویش برای ثابت کردن هستیم.
11:31
And that's really importantمهم.
و این واقعا مهم است.
11:35
LTLT: But menمردان are
so inculcatedتحریک شده in the cultureفرهنگ
ل ت: اما به مردها چنان از لحاظ
فرهنگی تلقین شده
11:36
to be comfortableراحت in the patriarchyوطن پرستی.
که در مردسالاری آسایش دارند.
11:39
And we'veما هستیم got to make
something differentناهمسان happenبه وقوع پیوستن.
و ما باید باعث شویم اتفاق دیگری بیفتد.
11:42
JFJF: Women'sزنان friendshipsدوستی
are like a renewableتجدید پذیر sourceمنبع of powerقدرت.
ج ف: رفاقتهای زنانه
مثل یک منبع تجدیدپذیر انرژی است.
11:45
LTLT: Well, that's what's excitingهیجان انگیز
about this subjectموضوع.
ل ت: خب، این نکته هیجان‌انگیز
درباره این موضوع است.
11:49
It's because our friendshipsدوستی --
چون دوستیهای ما--
11:52
femaleزن friendshipsدوستی
are just a hopهاپ to our sisterhoodخواهرزاده,
رفاقتهای زنانه
تنها خیزشی بسوی رابطه خواهری ما می‌باشد،
11:53
and sisterhoodخواهرزاده can be
a very powerfulقدرتمند forceزور,
و رابطه خواهری ما می‌تواند
منبع قدرت بسیاری عظیمی باشد،
11:58
to give the worldجهان --
که به دنیا بدهیم--
12:01
to make it what it should be --
تا آنچه را که لازم است بسازیم--
12:03
the things that humansانسان desperatelyبه شدت need.
چیزهایی که بشریت مایوسانه نیازمند آنهاست.
12:05
PMPM: It is why we're talkingصحبت کردن about it,
پ م: برای همین است که
درباره آن صحبت می‌کنیم،
12:08
because women'sزنان friendshipsدوستی are,
چون رفاقتهای زنانه
12:10
as you said, Janeجین,
همانطور که گفتی جین،
12:12
a renewableتجدید پذیر sourceمنبع of powerقدرت.
یک منبع تجدیدپذیر انرژی هستند.
12:13
So how do we use that powerقدرت?
پس چطور از آن انرژی استفاده کنیم؟
12:15
JFJF: Well, womenزنان are the fastestسریعترین growingدر حال رشد
demographicجمعیت شناسی in the worldجهان,
ج ف: خب، زنان سریعترین رشد را از بعد
جمعیت شناسی در جهان دارند،
12:17
especiallyبه خصوص olderمسن تر womenزنان.
بویژه زنان مُسن.
12:21
And if we harnessمهار کردن our powerقدرت,
we can changeتغییر دادن the worldجهان.
و اگر قدرتمان را مهار کنیم
قادر به تغییر جهان خواهیم بود.
12:22
And guessحدس بزن what? We need to.
و حدس بزنید موضوع چیست؟
باید این کار را کنیم.
12:26
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق)
12:28
And we need to do it soonبه زودی.
و لازم است که
آن را زود انجام دهیم.
12:30
And one of the things
that we need to do --
و یکی از کارهایی
که لازم است انجام دهیم--
12:31
and we can do it as womenزنان --
و می‌توانیم آن را
بعنوان زن انجام دهیم--
12:34
for one thing, we kindنوع of setتنظیم
the consumerمصرف كننده standardsاستانداردها.
برای مثال، بنوعی استانداردهای
مصرفی را تعیین می‌کنیم.
12:35
We need to consumeمصرف کردن lessکمتر.
لازم است که کمتر مصرف کنیم.
12:38
We in the Westernغربی worldجهان
need to consumeمصرف کردن lessکمتر
ما در جهان غرب لازم است
کمتر مصرف کنیم
12:41
and when we buyخرید things, we need to
buyخرید things that are madeساخته شده locallyبه صورت محلی,
و وقتی چیزیی میخریم، لازم است چیزهایی
را بخریم که تولید بومی هستند،
12:44
when we buyخرید foodغذا, we need to buyخرید foodغذا
that's grownرشد کرد locallyبه صورت محلی.
وقتی غذا میخریم، لازم است غذایی را بخریم
که بطور بومی پرورش یافته.
12:47
We are the onesآنهایی که
that need to get off the gridتوری.
ما کسانی هستند که لازم است ‌
از شبکه برق خارج شویم.
12:50
We need to make ourselvesخودمان
independentمستقل from fossilفسیلی fuelsسوخت ها.
لازم است خود را از
سوختهای فسیلی مستقل کنیم.
12:53
And the fossilفسیلی fuelسوخت companiesشرکت ها --
و کارخانه‌های سوخت فسیلی--
12:59
the Exxonsاگزونز and the Shellپوسته Oilsروغن
and those badبد guys --
اکسون و نفت شِل و سایر آدمهای بد--
13:01
causeسبب می شود they are --
چونکه بد هستند--
13:04
are going to tell us that we can't do it
withoutبدون going back to the Stoneسنگ Ageسن.
قرار است به ما بگویند که ما نمی‌توانیم
بدون برگشتن به عصر حجر این کار را کنیم.
13:05
You know, that the alternativesجایگزین، گزینه ها
just aren'tنه quiteکاملا there yetهنوز,
خب مطلع هستید که این جایگزینها هنوز آنقدر
موجود نیستند،
13:09
and that's not trueدرست است.
و البته حقیقت دارد.
13:12
There are countriesکشورها in the worldجهان right now
کشورهایی در جهان الان هست
13:14
that are livingزندگي كردن mostlyاغلب on renewableتجدید پذیر
energyانرژی and doing just fine.
که بیشتر از انرژی تجدیدپذیر استفاده می‌کنند
و مشکلی هم نیست.
13:16
And they tell us that if we do
weanبامزه ourselvesخودمان from fossilفسیلی fuelسوخت
و آنها به ما می‌گویند که اگر
سوخت فسیلی را ترک کنیم
13:19
that we're going to be
back in the Stoneسنگ Ageسن,
به عصر حجر بر می‌گردیم‌،
13:23
and in factواقعیت, if we beginشروع
to use renewableتجدید پذیر energyانرژی,
و در واقع، اگر شروع ‌به‌ ‌‌استفاده‌
از انرژی تجدیدپذیر کنیم،
13:25
and not drillمته in the Arcticقطب شمال,
and not drillمته --
و درقطب حفاری و حفاری نکنیم-
13:30
LTLT: Oh, boyپسر.
ل ت: اوه، پسر.
13:32
JFJF: And not drillمته
in the Albertaآلبرتا tarقند sandsماسه ها --
ج ف: و در ماسه‌های نفتی آلبرتا
حفاری نکنیم.
13:33
Right.
درست است.
13:35
That we will be --
با این کار،
13:36
there will be more democracyدموکراسی
and more jobsشغل ها and more well-beingتندرستی,
صاحب دمکراسی، فرصتهای شغلی
و رفاه بیشتری خواهیم بود،
13:38
and it's womenزنان that are
going to leadسرب the way.
و این زنان هستند که پیشرو خواهند بود.
13:41
LTLT: Maybe we have the momentumتکانه
to startشروع کن a third-waveموج سوم feministفمینیست movementجنبش
ل ت: ما شاید انگیزه برای شروع
یک جنبش فمنیستی موج سوم با
13:43
with our sisterhoodخواهرزاده around the worldجهان,
انجمن خواهری خود در کل دنیا را داریم،
13:48
with womenزنان we don't see,
womenزنان we mayممکن است never meetملاقات,
همراه با زنانی که نمی‌بینیم،
زنانی که شاید هرگز ملاقات نکنیم،
13:50
but we joinپیوستن togetherبا یکدیگر that way,
اما با این روش بهم ملحق می‌شویم،
13:53
because --
چون--
13:56
Aristotleارسطو said --
ارسطو گفته--
13:57
mostاکثر people --
اکثر مردم--
13:59
people would dieمرگ withoutبدون maleنر friendshipsدوستی.
مردم بدون رفاقتهای مردانه میمیرند.
14:01
And the operativeعملیاتی wordکلمه here was "maleنر."
و واژه موثر در اینجا «مردانه» بود.
14:04
Because they thought that friendshipsدوستی
should be betweenبین equalsبرابر است
چون اینطور فکر می‎کردند که
رفاقت باید بین افراد برابر باشد
14:07
and womenزنان were not consideredدر نظر گرفته شده equalبرابر --
و زنان برابرتصور نمی‎شدند.
14:10
JFJF: They didn't think
we had soulsروحیه even, the Greeksیونانیان.
ج ف: آنها فکر نمی‎کردند
حتی روح داشته باشیم، امان از این یونانیها.
14:12
LTLT: No, exactlyدقیقا. That showsنشان می دهد you
just how limitedمحدود Aristotleارسطو was.
ل ت: نه، دقیقا. این حرف نشان می‌دهد
که ارسطو تا چه بسته بوده.
14:15
(Laughterخنده)
(خنده)
14:18
And wait, no, here'sاینجاست the bestبهترین partبخشی.
و صبر کنید، بهترین قسمت آن اینجاست.
14:21
It's like, you know,
menمردان do need womenزنان now.
می‎دانید مثل این که مردها
الان به زنها نیاز دارند.
14:23
The planetسیاره needsنیاز دارد womenزنان.
زمین به زنها نیاز دارد.
14:27
The US Constitutionقانون اساسي needsنیاز دارد womenزنان.
قانون اساسی ایالات متحده
به زنان نیاز دارد.
14:29
We are not even in the Constitutionقانون اساسي.
ما حتی در قانون اساسی
برابر نیستیم.
14:31
JFJF: You're talkingصحبت کردن about
the Equalبرابر Rightsحقوق Amendmentاصالحیه.
ج ف: داری درباره لایحه الحاقی ضامن
حقوق برابر زنان صحبت می‎کنی.
14:34
LTLT: Right.
ل ت: درسته.
14:37
Justiceعدالت Ginsbergگینزبرگ said something like --
جاسیس گینزبرگ چیزی مثل این گفته--
14:38
everyهرکدام constitutionقانون اساسي that's been writtenنوشته شده است
sinceاز آنجا که the endپایان of Worldجهان Warجنگ IIدوم
هر قانون اساسی که از زمان اتمام
جنگ جهانی دون نوشته شده
14:43
includedمشمول a provisionتدارک that madeساخته شده womenزنان
citizensشهروندان of equalبرابر statureقد بلند,
شامل ماده‌ای می‌شد که زنان را
شهروندانی با مقام برابر می‌دانست،
14:47
but oursما does not.
اما مال ما اینطور نیست.
14:52
So that would be a good placeمحل to startشروع کن.
پس جای مناسبی برای شروع است.
14:54
Very, very mildخفیف --
بسیار، بسیار ملایم.
14:56
JFJF: Right.
ج ف: درسته.
14:58
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق)
14:59
And genderجنسیت equalityبرابری, it's like a tideجزر و مد,
و برابری جنسیتی، مثل جزر میماند،
15:02
it would liftبلند کردن all boatsقایق ها, not just womenزنان.
که همه قایقها و نه فقط زنان
را بلند خواهد کرد.
15:04
PMPM: Needingنیازمند newجدید roleنقش modelsمدل ها
on how to do that.
پ م: به الگوهای اصلی جدیدی
در نحوه انجام آن نیاز هست.
15:06
How to be friendsدوستان,
چطور دوست بودن،
15:09
how to think about our powerقدرت
in differentناهمسان waysراه ها,
این که درباره قدرتمان در
اشکال مختف بیاندیشیم،
15:10
as consumersمصرف کنندگان,
بعنوان مصرف کننده،
15:13
as citizensشهروندان of the worldجهان,
بعنوان شهروند جهان،
15:15
and this is what makesباعث می شود Janeجین and Lilyزنبق
و این چیزی است که جین و لی‎لی را
15:16
a roleنقش modelمدل of how
womenزنان can be friendsدوستان --
به الگوی اصلی چگونه
دوست بودن زنان تبدیل می‎کند--
15:19
for a very long time,
برای مدتی خیلی طولانی،
15:21
and even if they occasionallyگاه و بیگاه disagreeمخالف بودن.
و حتی اگر گاهاً با هم مخالف باشند.
15:23
Thank you.
متشکرم.
15:25
Thank you bothهر دو.
از هر دو شما متشکرم.
15:28
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق)
15:29
JFJF: Thanksبا تشکر.
ج ف: متشکرم.
15:30
LTLT: Thank you.
ل ت: متشکرم.
15:35
JFJF: Thank you.
ج ف: متشکرم.
15:36
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق)
15:38
Translated by Leila Ataei
Reviewed by soheila Jafari

▲Back to top

About the speakers:

Jane Fonda - Actor and activist
Jane Fonda has had three extraordinary careers (so far): Oscar-winning actor, fitness guru, impassioned activist.

Why you should listen

Jane Fonda is an actor, author, producer and activist supporting environmental issues, peace and female empowerment. She founded the Georgia Campaign for Adolescent Pregnancy Prevention, and established the Jane Fonda Center for Adolescent Reproductive Health at  Emory. She cofounded the Women’s Media Center, and sits on the board of V-Day, a global effort to stop violence against women and girls.

Fonda's remarkable screen and stage career includes two Best Actress Oscars, an Emmy, a Tony Award nomination and an Honorary Palme d’Or from the Cannes Film Festival. Offstage, she revolutionized the fitness industry in the 1980s with Jane Fonda’s Workout — the all-time top-grossing home video. She has written a best-selling memoir, My Life So Far, and Prime Time, a comprehensive guide to living life to the fullest.

More profile about the speaker
Jane Fonda | Speaker | TED.com
Lily Tomlin - Comedian and actor
Lily Tomlin has been honored by the Kennedy Center and awarded the Mark Twain Prize -- and she's still making vital, hilarious comedy.

Why you should listen

Throughout her extraordinary career, Lily Tomlin has won seven Emmys; a Tony for her one-woman Broadway show, Appearing Nitely; a second Tony for Best Actress; a Drama Desk Award and an Outer Critics' Circle Award for her one-woman performance in Jane Wagner’s The Search for Signs of Intelligent Life in the Universe; a Grammy for her comedy album, This Is a Recording; and two Peabody Awards, the first for the ABC television special, Edith Ann’s Christmas: Just Say Noël, and the second for narrating and executive producing the HBO film, The Celluloid Closet. In 2003, she received the Mark Twain Prize for American Humor, and in December 2014 she was the recipient of the prestigious Kennedy Center Honors in Washington DC.

She made her film debut in Robert Altman's Nashville, and gave a generation-defining performance alongside Dolly Parton and Jane Fonda in the workplace revenge comedy 9 to 5.

More profile about the speaker
Lily Tomlin | Speaker | TED.com