English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TEDSalon NY2013

Esther Perel: The secret to desire in a long-term relationship

استر پرل: راز خواستن در یک رابطه‌ی دراز مدت

Filmed:
12,535,790 views

در روابط دراز مدت ما اغلب انتظار داریم که معشوقمان هم بهترین دوستمان باشد، هم یار شهوانی‌مان. آما استر پرل می‌گوید که سکس مطلوب و متعهد از دو نیاز متضاد تاًمین می شود: نیازمان برای امنیت و نیازمان برای غیر مترقبه. پس چگونه می‌توانید خواست‌های شهوانی تان را تقویت کنید؟ با شوخ طبعی و فصاحت، پرل ما را به صحنه ی رازهای هشیاری شهوانی می برد.

- Relationship therapist
Psychotherapist Esther Perel is changing the conversation on what it means to be in love and have a fulfilling sex life. Full bio

So, why does good sexارتباط جنسی so oftenغالبا fadeمحو شدن,
چرا اغلب رابطه‌ی جنسی مطلوب کم رنگ می‌شود،
00:17
even for couplesزوج ها who continueادامه دهید to love eachهر یک other as much as ever?
حتی برای زوج‌هایی که سال‌هاي سال عاشقانه زندگي مشترک را با هم ادامه می‌دهند؟
00:20
And why does good intimacyصمیمیت not guaranteeضمانت good sexارتباط جنسی,
و چرا بر خلاف باورهای عمومی
00:25
contraryمخالف to popularمحبوب beliefاعتقاد?
صمیمیت، ضامن يك رابطه‌ی جنسی خوب نیست؟
00:28
Or, the nextبعد questionسوال would be,
سؤال بعدی این هست كه
00:31
can we want what we alreadyقبلا have?
می‌توانیم چیزی را که همين حالا داریم، باز هم بخواهیم؟
00:33
That's the million-dollarمیلیون دلار questionسوال, right?
این يك سؤال یک‌ میلیون دلاری است، نه؟
00:35
And why is the forbiddenممنوع so eroticوابسته به عشق شهوانی?
چرا عشق ممنوع اينقدر جذاب هست؟
00:38
What is it about transgressionگناه that makesباعث می شود desireمیل so potentقوی?
و چه چيزی در این گناه هست كه اينقدرتمنا به آن را قدرتمند می‌كند؟
00:40
And why does sexارتباط جنسی make babiesنوزادان,
و چرا همخوابگی باعث تولد بچه‌ها می‌شود؟
00:44
and babiesنوزادان spellهجی کردن eroticوابسته به عشق شهوانی disasterفاجعه in couplesزوج ها?
و بچه‌ها لذت همخوابگي یک زوج را خراب می‌کنند.
00:46
It's kindنوع of the fatalکشنده eroticوابسته به عشق شهوانی blowفوت کردن، دمیدن, isn't it?
آنها مانند ناقوس مرگ هستند برای کامروایی، این‌طور نیست؟
00:50
And when you love, how does it feel?
و وقتی که عشق می‌ورزی چه احساسی داری؟
00:52
And when you desireمیل, how is it differentناهمسان?
و وقتی که تمنا به سراغت مياد چه تفاوتی را احساس می‌کنی؟
00:55
These are some of the questionsسوالات
اینها برخی از پرسش هایی هستند که
00:58
that are at the centerمرکز of my explorationاکتشاف
مركز تلاش‌های من براي شناخت بهتر
01:00
on the natureطبیعت of eroticوابسته به عشق شهوانی desireمیل
طبيعت خواسته‌های شهوانی
01:02
and its concomitantهمراه با هم dilemmasمعضلات in modernمدرن love.
و معماهای همراه عشق مدرن هستند.
01:05
So I travelمسافرت رفتن the globeجهان,
خُب من به كشورهاي بسياری سفر كردم،
01:09
and what I'm noticingمتوجه شدم is that
و چیزی که توجهم را جلب کرد این بود که
01:11
everywhereدر همه جا where romanticismعاشقانه has enteredوارد شد,
هر جایی که عشق‌گرایی راه یافته ( خیال پردازی)
01:13
there seemsبه نظر می رسد to be a crisisبحران of desireمیل.
بحران تمنا هم وجود دارد.
01:16
A crisisبحران of desireمیل, as in owningداشتن the wantingمیخواهم --
بحران خواستن، برای قبول کردن هوس‌هایمان --
01:19
desireمیل as an expressionاصطلاح of our individualityفردیت,
میل و اشتیاق به عنوان تجلی فردیت ما
01:24
of our freeرایگان choiceانتخابی, of our preferencesاولویت ها, of our identityهویت --
و انتخاب آزادمان، تشخیص اولویت‌هايمان و هویت ما --
01:27
desireمیل that has becomeتبدیل شدن به a centralمرکزی conceptمفهوم
میل و خواستن که مفهومی مرکزی
01:30
as partبخشی of modernمدرن love and individualisticفردگرایی societiesجوامع.
در عشق مدرن و جوامع فردگرا شده است.
01:34
You know, this is the first time in the historyتاریخ of humankindبشریت
می‌دانید، این اولین‌باردر تاریخ بشر است که
01:37
where we are tryingتلاش کن to experienceتجربه sexualityجنسیت in the long termدوره,
ما می‌خواهیم رابطه‌ی جنسی درازمدت داشته باشیم
01:40
not because we want 14 childrenفرزندان,
نه بخاطر اینکه می‌خواهیم ۱۴ بچه داشته باشیم
01:46
for whichکه we need to have even more because manyبسیاری of them won'tنخواهد بود make it,
که حتی می‌بایستی بچه‌های بیشتری به دنيا بياوریم چون بعضی‌ از آنها زنده نمی‌مانند،
01:50
and not because it is exclusivelyمنحصرا a woman'sزن maritalازدواج dutyوظیفه.
و نه بخاطر اینکه این وظیفه‌ی زناشویی و دربست یک زن است.
01:54
This is the first time that we want sexارتباط جنسی over time
این اولین‌باری است که ما رابطه‌ی جنسی درازمدت
01:59
about pleasureلذت and connectionارتباط that is rootedنشات گرفتن in desireمیل.
که برای ما لذت و ارتباط آفرین است و ریشه در تمنا دارد را می‌خواهیم.
02:03
So what sustainsپایدار می ماند desireمیل, and why is it so difficultدشوار?
پس چه چیز خواسته‌های ما را تقویت می‌کند و چرا این کار دشوار است؟
02:08
And at the heartقلب of sustainingحفظ کردن desireمیل in a committedمرتکب شده relationshipارتباط,
برای حفظ تمایل و کام‌خواهی در رابطه‌ای متعهد
02:11
I think is the reconciliationاصلاح of two fundamentalاساسی humanانسان needsنیاز دارد.
مصالحه‌ی دو نیاز اساسی انسانی مطرح است.
02:16
On the one handدست, our need for securityامنیت, for predictabilityپیش بینی پذیری,
از یک‌سو ما نیاز به امنیت و قابل‌ پیش‌بينی بودن داریم
02:22
for safetyایمنی, for dependabilityقابلیت اطمینان, for reliabilityقابلیت اطمینان, for permanenceپایداری --
كه ایمنی، وابستگي و اعتماد می‌آورد--
02:27
all these anchoringلنگر, groundingزمینی experiencesتجربیات of our livesزندگی می کند
تمام تجرباتی که به زندگی ما ثبات و دوام می‌دهد،
02:35
that we call home.
و جايی كه خانه می‌نامیم را خلق می‌كند.
02:38
But we alsoهمچنین have an equallyبه همان اندازه strongقوی need -- menمردان and womenزنان --
و از سوی ديگر - هم مرد و هم زن - به همان اندازه نیاز
02:39
for adventureماجرا, for noveltyتازگی, for mysteryرمز و راز, for riskخطر, for dangerخطر,
به ماجراجویی برای نوآوری داریم ، نیاز به رمزوراز برای خطر كردن داریم
02:44
for the unknownناشناخته, for the unexpectedغیر منتظره, surpriseتعجب --
نیاز به برخورد با ناشناخته‌ها برای غیرمترقبه‌ها و غیرمنتظره‌ها داریم--
02:49
you get the gistجسارت -- for journeyسفر, for travelمسافرت رفتن.
متوجه منظورم هستید؟ ما نیاز به سفر و تحرک داریم.
02:53
So reconcilingمصالحه کردن our need for securityامنیت
پس تلفيق نیاز ما به امنیت
02:57
and our need for adventureماجرا into one relationshipارتباط,
و نیازمان به ماجراجویی و مخاطره در یک رابطه
02:59
or what we todayامروز like to call a passionateپرشور marriageازدواج,
یا آنچه که امروزه یک ازدواج پرشور می‌خوانیم،
03:02
used to be a contradictionتناقض in termsاصطلاحات.
تناقضی اساسی بوده است.
03:05
Marriageازدواج was an economicاقتصادی institutionموسسه
پيش از اين ازدواج نهادی اقتصادی بود
03:07
in whichکه you were givenداده شده a partnershipمشارکت for life
که در آن شریکی برای زندگی
03:10
in termsاصطلاحات of childrenفرزندان and socialاجتماعی statusوضعیت
فرزندان و موقعیت اجتماعی
03:14
and successionجانشینی and companionshipهمراهی.
و وارث و همدم داشتيد.
03:16
But now we want our partnerشریک to still give us all these things,
اما اکنون می‌خواهیم که همسرمان تمام این چیزها را به ما بدهد
03:19
but in additionعلاوه بر این I want you to be my bestبهترین friendدوست
به علاوه می‌خواهیم که او بهترین دوست
03:23
and my trustedاعتماد به نفس confidantمحرمانه and my passionateپرشور loverعاشق to bootبوت کردن,
و محرم معتمد و معشوق پرحرارت‌مان باشد
03:26
and we liveزنده twiceدو برابر as long.
و به عبارت ديگر، دو برابر زندگی کنیم.
03:29
(Laughterخنده)
(خنده حاضران)
03:30
So we come to one personفرد, and we basicallyاساسا are askingدرخواست them
پس ما به سراغ یک نفر می‌رويم و از او می‌خواهیم
03:33
to give us what onceیک بار an entireکل villageدهکده used to provideفراهم کند:
چیزی را كه زمانی افراد متعددی تامین می‌کردند، يك‌تنه به ما بدهد.
03:37
Give me belongingمتعلق به, give me identityهویت, give me continuityتداوم,
به من تعلق‌داشتن، هویت و يك رابطه پايدار بده
03:41
but give me transcendenceتعالی and mysteryرمز و راز and aweهیاهو all in one.
و همزمان تعالی، راز و رمز و شگفتی
03:45
Give me comfortراحتی, give me edgeلبه - تیزی.
به من آرامش و حركت روی لبه‌ی تیغ را با هم
03:49
Give me noveltyتازگی, give me familiarityآشنایی.
به من شگفتی و احساس آشنایی بده.
03:51
Give me predictabilityپیش بینی پذیری, give me surpriseتعجب.
به من آنچه انتظار دارم را در كنار غیرمنتظره‌ها بده.
03:52
And we think it's a givenداده شده, and toysاسباب بازی ها and lingerieلباس زیر زنانه are going to saveصرفه جویی us with that.
و فکر می‌کنیم همه‌چیز داريم وبازيچه‌ها و لباس‌های رنگارنگ می‌توانند نجات‌مان بدهند.
03:55
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق)
03:59
So now we get to the existentialوجودی realityواقعیت of the storyداستان, right?
پس حالا به واقعیت هستی داستان می‌رسیم، نه؟
04:04
Because I think, in some way -- and I'll come back to that --
چون‌که فکر می‌کنم، به نوعی - و دوباره به این موضوع برمی‌گردم -
04:08
but the crisisبحران of desireمیل is oftenغالبا a crisisبحران of the imaginationخیال پردازی.
اما بحران میل و خواستن اکثراً بحران تخیل است.
04:14
So why does good sexارتباط جنسی so oftenغالبا fadeمحو شدن?
پس چرا همخوابگی پرلذت اکثر وقت‌ها محو می‌شود؟
04:18
What is the relationshipارتباط betweenبین love and desireمیل?
و رابطه‌ی عشق و تمنای تن چیست؟
04:21
How do they relateمربوط بودن, and how do they conflictدرگیری?
و این دو چطور به‌هم مربوط می‌شوند و چگونه تضاد می‌یابند؟
04:24
Because thereinدر آن liesدروغ the mysteryرمز و راز of eroticismعاشقانه.
چون‌که راز تمایلات شهوانی در اینجا ست.
04:27
So if there is a verbفعل, for me, that comesمی آید with love, it's "to have."
پس اگر در عشق ورزیدن فعلی وجود داشته باشد، برای من آن ' داشتن' است.
04:30
And if there is a verbفعل that comesمی آید with desireمیل, it is "to want."
و اگر در کام‌گیری فعلی وجود داشته باشد آن 'خواستن' است.
04:34
In love, we want to have, we want to know the belovedمحبوب.
در عشق ما می‌خواهیم که معشوق‌مان را بشناسیم و او را داشته باشیم.
04:39
We want to minimizeبه حداقل رساندن the distanceفاصله. We want to contractقرارداد that gapشکاف.
می‌خواهیم که فاصله‌مان را کمتر کنیم، هر شکافی را از بين ببريم.
04:42
We want to neutralizeخنثی کردن the tensionsتنش. We want closenessنزدیکی.
می‌خواهیم که کشمکش‌ها را خنثی کنیم. می‌خواهیم نزدیک شویم.
04:47
But in desireمیل, we tendگرایش داشتن to not really want to go back to the placesمکان ها we'veما هستیم alreadyقبلا goneرفته.
اما درکام‌خواهی ترجیح می‌دهیم به مکان‌هایی که سرزدیم، بر نگردیم.
04:51
Forgoneفراموش شده conclusionنتیجه does not keep our interestعلاقه.
نتیجه گیری‌ها و فرجام رابطه‌ برای‌مان جالب نیست.
04:56
In desireمیل, we want an Other, somebodyکسی on the other sideسمت that we can go visitبازدید کنید,
در کام‌جویی ما دیگری را می‌جوییم، کسی در آن طرف که بتوانیم ملاقات کنیم،
05:00
that we can go spendخرج کردن some time with,
کسی که بتوانیم هرازگاهی وقت صرف او کنیم،
05:05
that we can go see what goesمی رود on in theirخودشان redقرمز lightسبک districtناحیه.
و ببینیم در تنش چه تازه‌هايی كشف مي‌شود.
05:07
In desireمیل, we want a bridgeپل to crossصلیب.
در تمنا ما پلی می‌خواهیم تا از آن بگذریم.
05:11
Or in other wordsکلمات, I sometimesگاه گاهی say, fireآتش needsنیاز دارد airهوا.
یا به قولی دیگر، من گاهی می گويم، آتش به هوا نیاز دارد.
05:15
Desireمیل needsنیاز دارد spaceفضا.
میل و کام‌خواهی به فضايی برای آن
05:18
And when it's said like that, it's oftenغالبا quiteکاملا abstractچکیده.
اما وقتی که این‌طور حرف می‌زنیم، این مفاهیم اغلب انتزاعی است.
05:20
But then I tookگرفت a questionسوال with me.
اما من یک سؤال با خودم داشتم.
05:24
And I've goneرفته to more than 20 countriesکشورها in the last fewتعداد کمی yearsسالها
و به بیش از بیست کشور سفر کردم در چند سال گذشته
05:25
with "Matingجفت گیری in Captivityزندان," and I askedپرسید: people,
با 'جفتگیری در اسارت' و از مردم پرسیدم
05:28
when do you find yourselfخودت mostاکثر drawnکشیده شده to your partnerشریک?
در چه هنگامی بیش از همه به همسرتان جذب می‌شوید؟
05:31
Not attractedجلب کرد sexuallyجنسیت, perدر هر seس, but mostاکثر drawnکشیده شده.
منظورم جذبه‌ی جنسی نیست، بلکه گرایش است.
05:34
And acrossدر سراسر cultureفرهنگ, acrossدر سراسر religionمذهب, and acrossدر سراسر genderجنسیت --
و در سراسر فرهنگ‌ها، مذاهب و جنسیت‌ها
05:37
exceptبجز for one -- there are a fewتعداد کمی answersپاسخ ها that just keep comingآینده back.
به غیر از یکی - چند پاسخ مکرراَ تکرار می‌شوند:
05:41
So the first groupگروه is: I am mostاکثر drawnکشیده شده to my partnerشریک
گروه اول می‌گوید: من بیشتر از همیشه وقتی به همسرم جذب می‌شوم که او
05:46
when she is away, when we are apartجدا از هم, when we reuniteاتحاد دوباره.
از من دور هست، وقتی که از هم جدا هستيم و وقتی که دوباره نزديك می‌شويم.
05:51
Basicallyاساسا, when I get back in touchدست زدن به
اساساً وقتی که بتوانم
05:57
with my abilityتوانایی to imagineتصور کن myselfخودم with my partnerشریک,
در تخیلم خودم را با او ببینم
06:01
when my imaginationخیال پردازی comesمی آید back in the pictureعکس,
وقتی که تخیلم به صحنه بازمی‌گردد
06:05
and when I can rootریشه it in absenceغیبت and in longingاشتیاق,
و در غیبت او و تمنا ریشه می‌گیرد
06:07
whichکه is a majorعمده componentجزء of desireمیل.
که سهم بسیاربزرگی در خواستن دارد.
06:12
But then the secondدومین groupگروه is even more interestingجالب هست:
پاسخ گروه دوم حتی جالب‌تر است:
06:15
I am mostاکثر drawnکشیده شده to my partnerشریک
بیشتر از همیشه وقتی مجذوب یارم می‌شوم
06:18
when I see him in the studioاستودیو, when she is onstageصحنه,
که او را در استودیو يا بر روی صحنه می‌بینم،
06:20
when he is in his elementعنصر, when she's doing something she's passionateپرشور about,
وقتی که او خودش است و دارد كاری را با اشتیاق انجام می‌دهد
06:24
when I see him at a partyمهمانی and other people are really drawnکشیده شده to him,
وقتی که او را در جمعی می‌بینم كه دیگران به او جذب شده‌اند،
06:28
when I see her holdنگه دارید courtدادگاه.
وقتی که در مركز توجه ایستاده است.
06:32
Basicallyاساسا, when I look at my partnerشریک radiantتابش آفتاب and confidentمطمئن,
در واقع وقتی که یارم را درخشان و با اعتماد‌به‌نفس می‌بینم،
06:34
probablyشاید the biggestبزرگترین turn-onروشن کن acrossدر سراسر the boardهیئت مدیره.
احتمالاً بیشترین جذبه را در سراسر هستی دارد.
06:38
Radiantشفاف, as in self-sustainingخودپنداره.
درخشان به معنی متكی به خود.
06:42
I look at this personفرد -- by the way, in desireمیل
من به این شخص می‌نگرم و حقيقت اينست كه در خواستن
06:44
people rarelyبه ندرت talk about it, when we are blendedمخلوط شده into one,
مردم به ندرت در این‌باره صحبت می‌کنند، وقتی ما درهم‌ می‌آمیزیم تا یکی شویم،
06:47
fiveپنج centimetersسانتیمتر from eachهر یک other. I don't know in inchesاینچ how much that is.
و پنج‌ سانتی‌متر بيشتر فاصله بین ما نيست.
06:50
But it's alsoهمچنین not when the other personفرد is that farدور apartجدا از هم
اما آنقدر دور هم نه
06:53
that you no longerطولانی تر see them.
که نتوانی او را ببینی.
06:57
It's when I'm looking at my partnerشریک from a comfortableراحت distanceفاصله,
وقتی که بتوانم یارم را از فاصله‌ای دست‌يافتنی ببینم
06:58
where this personفرد that is alreadyقبلا so familiarآشنا, so knownشناخته شده,
فاصله‌ای که این شخص در آن بسیارآشنا و نزدیک است
07:02
is momentarilyلحظه ای onceیک بار again somewhatتاحدی mysteriousمرموز, somewhatتاحدی elusiveگریزان.
برای لحظه‌ای در مکانی مرموز و ناآشنا قرارمی‌گیرد.
07:07
And in this spaceفضا betweenبین me and the other liesدروغ the eroticوابسته به عشق شهوانی élanلان,
در این فضا بین من و دیگری تمنا قرار خواهد گرفت
07:12
liesدروغ that movementجنبش towardبه سمت the other.
وحركت به سوی دیگری.
07:16
Because sometimesگاه گاهی, as Proustپروست saysمی گوید,
چون همانطور که پروست گفته است، گاهی
07:19
mysteryرمز و راز is not about travelingمسافرت to newجدید placesمکان ها,
شگفتي در سفر به مکان‌های جدید نیست،
07:21
but it's about looking with newجدید eyesچشم ها.
بلکه در دیدن با چشم‌هایی تازه است.
07:24
And so, when I see my partnerشریک on his ownخودت or her ownخودت,
پس وقتی که من همسرم را می‌بینم که روی پای خود ايستاده
07:26
doing something in whichکه they are envelopedپوشش داده شده,
و در انجام کاری كه در آن مهارت دارد، غرق شده است
07:30
I look at this personفرد and I momentarilyلحظه ای get a shiftتغییر مکان in perceptionادراک,
برای لحظه‌ای دیدگاهم تغییر می‌کند
07:32
and I stayاقامت کردن openباز کن to the mysteriesاسرار that are livingزندگي كردن right nextبعد to me.
و به رازهایی پی مي‌برم كه هميشه در كنار من بوده‌اند.
07:37
And then, more importantlyمهم است, in this descriptionشرح about the other
مهمتر از همه در این تشریح از دیگری
07:42
or myselfخودم -- it's the sameیکسان -- what is mostاکثر interestingجالب هست
یا از خودم - هردو یکی هستند - چیزی که از همه جالب‌تر هست
07:47
is that there is no needinessنیازمندی in desireمیل.
اينست كه در تمنا احتياج جايی ندارد.
07:51
Nobodyهيچ كس needsنیاز دارد anybodyهر شخصی.
کسی به کسی محتاج نیست.
07:53
There is no caretakingمراقبت in desireمیل.
در تمنا مراقبت وجود ندارد.
07:55
Caretakingمراقبت is mightilyقدرتمند lovingبا محبت. It's a powerfulقدرتمند anti-aphrodisiacanti-aphrodisiac.
مراقبت كاملا با تمنای تن در تناقض است.
07:58
I have yetهنوز to see somebodyکسی who is so turnedتبدیل شد on
من هنوز کسی را نديده‌ام که تمنا در او
08:03
by somebodyکسی who needsنیاز دارد them.
توسط كسی که به او محتاج است، بيدار شود.
08:05
Wantingمیخواهم them is one thing. Needingنیازمند them is a shutdownخاموش شدن,
خواستن او روشن شدن و احتياج خاموشی تمنا است.
08:07
and womenزنان have knownشناخته شده that foreverبرای همیشه,
زن‌ها اين را خيلی خوب می‌دانند
08:10
because anything that will bringآوردن up parenthoodپدر و مادر
چون هر چیزی كه وظیفه والدی را به دنبال داشته باشد
08:12
will usuallyمعمولا decreaseنزول کردن the eroticوابسته به عشق شهوانی chargeشارژ.
تمنای تن را كاهش مي‌دهد.
08:15
For good reasonsدلایل, right?
درست است؟
08:18
And then the thirdسوم groupگروه of answersپاسخ ها usuallyمعمولا would be
گروه سوم اغلب پاسخ‌ می‌دهند
08:20
when I'm surprisedغافلگیر شدن, when we laughخنده togetherبا یکدیگر,
وقتی که غافلگیر می‌شوم، وقتی با هم می‌خندیم
08:24
as somebodyکسی said to me in the officeدفتر todayامروز,
مانند کسی كه امروز در دفتر من گفت
08:28
when he's in his tuxتوکس, so I said, you know,
وقتی که او را در لباس رسمی مهمانی می‌بینم و من در جواب گفتم
08:30
it's eitherیا the tuxتوکس or the cowboyگاوچران bootsچکمه.
چه لباس رسمی مهمانی چه چکمه‌های گاوچران‌ها!
08:32
But basicallyاساسا it's when there is noveltyتازگی.
به عبارت بهتر هر جا كه نوآوری وجود دارد.
08:35
But noveltyتازگی isn't about newجدید positionsموقعیت ها. It isn't a repertoireمجسمه سازی of techniquesتکنیک.
البته نوآوری به معني استفاده از تكنيك‌های تازه و موقعيت‌های جديد نيست؛ بلكه
08:39
Noveltyنوآوری is, what partsقطعات of you do you bringآوردن out?
به این معنی است كه چه بخشی از وجودت را آشکار می‌کنی؟
08:43
What partsقطعات of you are just beingبودن seenمشاهده گردید?
چه وجه تازه‌ای از وجود تو دیده می‌شود؟
08:47
Because in some way one could say
می‌شود گفت
08:50
sexارتباط جنسی isn't something you do, ehخب?
همخوابگی كاري نيست كه انجام آن را دهی؟
08:52
Sexارتباط جنسی is a placeمحل you go. It's a spaceفضا you enterوارد
بلكه مکانی‌ست به آنجا می‌روی . وارد آنجا می‌شوی.
08:54
insideداخل yourselfخودت and with anotherیکی دیگر, or othersدیگران.
در درون خودت و به همراهی ديگری
08:57
So where do you go in sexارتباط جنسی?
پس در سکس به کجا می روی؟
09:00
What partsقطعات of you do you connectاتصال to?
با کدام قسمت خودت رابطه برقرار می کنی؟
09:03
What do you seekبه دنبال to expressبیان there?
چه می خواهی در آنجا ابراز کنی؟
09:05
Is it a placeمحل for transcendenceتعالی and spiritualروحانی unionاتحادیه?
آیا این مکانی برای تعالی و اتحاد معنوی است؟
09:07
Is it a placeمحل for naughtinessشیطانی and is it a placeمحل to be safelyبدون خطر aggressiveخشونت آمیز?
یا مکانی برای شیطنت یا تاخت و تازی امن؟
09:10
Is it a placeمحل where you can finallyسرانجام surrenderتسلیم شدن
یا مکانی است که می‌توانی نهایتاً خودت را رها کنی
09:15
and not have to take responsibilityمسئوليت for everything?
و مسئول همه چیز نباشی؟
09:17
Is it a placeمحل where you can expressبیان your infantileنوزادان wishesخواسته ها?
آیا این مکانی است که می‌توانید خواسته های کودکانه ی خود را بیان کنید؟
09:20
What comesمی آید out there? It's a languageزبان.
چه چیزی نمایان می‌شود؟ آن یک گفتار است.
09:23
It isn't just a behaviorرفتار.
فقط یک نوع رفتار نیست.
09:25
And it's the poeticشاعرانه of that languageزبان that I'm interestedعلاقه مند in,
و شعر آن زبان است که من بهش علاقه دارم
09:28
whichکه is why I beganآغاز شد to exploreکاوش کنید this conceptمفهوم of eroticوابسته به عشق شهوانی intelligenceهوش.
و دلیل آغاز بررسی مفهوم هشیاری شهوانی برای من بود.
09:31
You know, animalsحیوانات have sexارتباط جنسی.
می‌دانید حیوانها هم سکس دارند.
09:35
It's the pivotمحور, it's biologyزیست شناسی, it's the naturalطبیعی است instinctغریزه.
برای آنها این محور و طبیعت و غزیزه است.
09:37
We are the only onesآنهایی که who have an eroticوابسته به عشق شهوانی life,
ما تنها موجوداتی هستیم که زندگی شهوانی داریم،
09:40
whichکه meansبه معنای that it's sexualityجنسیت transformedتبدیل شده است by the humanانسان imaginationخیال پردازی.
بدین معنی که توسط تخیل انسانی دگرگونی سکسی پدید آمده است.
09:43
We are the only onesآنهایی که who can make love for hoursساعت ها,
ما تنها موجوداتی هستیم که می‌توانیم برای ساعت ها عشقبازی کنیم
09:49
have a blissfulسعادتمند time, multipleچندگانه orgasmsارگاسم,
زمانی پر سعادت داشته باشیم و بارها ارضاء شویم
09:53
and touchدست زدن به nobodyهيچ كس, just because we can imagineتصور کن it.
بدون اینکه به کسی دستی بزنیم، فقط بخاطر اینکه می‌توانیم تصور کنیم.
09:56
We can hintاشاره کردن at it. We don't even have to do it.
فقط اشاره ای کافی است. حتی نیازی به انجام دادن هیچ کاری نیست.
10:00
We can experienceتجربه that powerfulقدرتمند thing calledبه نام anticipationپیش بینی,
می‌توانیم نیروی پرقدرتی مانند انتظار را تجربه کنیم،
10:03
whichکه is a mortarملات to desireمیل,
که مانند ملات میل است
10:06
the abilityتوانایی to imagineتصور کن it, as if it's happeningاتفاق می افتد,
توانایی تصور، چنانکه چیزی در حال رخ دادن است
10:09
to experienceتجربه it as if it's happeningاتفاق می افتد, while nothing is happeningاتفاق می افتد
تجربه کردن چیزی گوبا در حال رخ دادن است در حالیکه هیچ چیزی اتفاق نمی افتد
10:12
and everything is happeningاتفاق می افتد at the sameیکسان time.
وهمزمان همه چیز اتفاق می‌افتد.
10:16
So when I beganآغاز شد to think about eroticismعاشقانه,
وقتی که من در مورد تمایلات جنسی شروع به فکر کردم
10:19
I beganآغاز شد to think about the poeticsشاعرانه of sexارتباط جنسی,
در مورد شعر رابطه جنسی فکر کردم،
10:21
and if I look at it as an intelligenceهوش,
و اگر آنرا مانند نوعی هشیاری نگاه کنم،
10:25
then it's something that you cultivateکشت کن.
سپس این چیزی خواهد بود که آن را پرورش می‌دهی.
10:27
What are the ingredientsعناصر? Imaginationخیال پردازی, playfulnessبازیگری,
مواد اصلی آن چیست؟ تخیل، تمایل به بازی
10:29
noveltyتازگی, curiosityکنجکاوی, mysteryرمز و راز.
تازگی داشتن، کنجکاوی، رمز و راز.
10:34
But the centralمرکزی agentعامل is really that pieceقطعه calledبه نام the imaginationخیال پردازی.
اما عامل اصلی واقعاً چیزی است که ما تخیل می‌نامیم.
10:37
But more importantlyمهم است, for me to beginشروع to understandفهمیدن
و مهم تر برای من این بود که برای درک
10:42
who are the couplesزوج ها who have an eroticوابسته به عشق شهوانی sparkجرقه,
زوج هایی که جرقه‌ی شهوانی دارند
10:45
what sustainsپایدار می ماند desireمیل, I had to go back
چه چیزی میل واشتیاق آنها را حفظ می‌کند، من باید رجوع می‌کردم
10:48
to the originalاصلی definitionتعریف of eroticismعاشقانه,
به تعریف اولیه ی تمایلات جنسی
10:50
the mysticalعرفانی definitionتعریف, and I wentرفتی throughاز طریق it
تعریف عرفانی آن. پس من از راه
10:53
throughاز طریق a bifurcationبی اختیاری by looking actuallyدر واقع at traumaتروما,
انشعاب، یعنی نگاه کردن به زخم خوردگی
10:56
whichکه is the other sideسمت, and I lookedنگاه کرد at it
که قطب دیگر آن است (شروع کردم). و من
10:59
looking at the communityجامعه that I had grownرشد کرد up in,
به جامعه ای که در آن بزرگ شدم
11:02
whichکه was a communityجامعه in Belgiumبلژیک, all Holocaustهولوکاست survivorsبازماندگان,
اجتماعی در بلژیک، همه بازماندگان هولوکاست نگاه کردم،
11:04
and in my communityجامعه there were two groupsگروه ها:
در جامعه‌ی من دو گروه وجود دارند:
11:08
those who didn't dieمرگ, and those who cameآمد back to life.
آنهایی که نمردند، و آنهایی که به زندگی بازگشتند.
11:11
And those who didn't dieمرگ livedزندگی می کرد oftenغالبا very tetheredتساوی to the groundزمینی,
آنهایی که نمردند، اغلب زندگی زمین گیری داشتند
11:15
could not experienceتجربه pleasureلذت, could not trustاعتماد,
نمی‌توانستند لذت ببرند، یا اعتماد کنند،
11:18
because when you're vigilantهوشیار, worriedنگران, anxiousمشتاق,
چونکه وقتی که گوش به زنگ هستی، یا نگران، یا مضطرب،
11:22
and insecureناامن, you can't liftبلند کردن your headسر
و احساس نا امنی می‌کنی، نمی‌تونی سرت را بلند کنی
11:24
to go and take off in spaceفضا and be playfulبازیگوش and safeبی خطر and imaginativeتخیلی.
تا در فضا رها بشی و بازیگوشی کنی و احساس امنیت و قدرت تخیل داشته باشی.
11:27
Those who cameآمد back to life were those
آنهایی که به زندگی بازگشتند اشخاصی بودند که
11:32
who understoodفهمید the eroticوابسته به عشق شهوانی as an antidoteپادزهر to deathمرگ.
قدرت شهوانی را به عنوان پادزهر مرگ دریافتند.
11:35
They knewمی دانست how to keep themselvesخودشان aliveزنده است.
و می‌دانستند چگونه خودشان را سرزنده و روشن نگه دارند.
11:38
And when I beganآغاز شد to listen to the sexlessnessجنسیت of the couplesزوج ها that I work with,
وقتی که به داستان بدون سکس زوج هایی که باهاشون کارمی‌کنم گوش می‌کردم
11:41
I sometimesگاه گاهی would hearشنیدن people say, "I want more sexارتباط جنسی,"
گاهی می‌شنیدم که می‌گفتند ' من زندگی سکسی فعال تری می‌خواهم'
11:45
but generallyبطور کلی people want better sexارتباط جنسی,
به طورکلی مردم زندگی سکسی بهتری می‌خواهند،
11:48
and better is to reconnectاتصال مجدد with that qualityکیفیت of alivenessزناشویی,
بهتریعنی با کیفیت زندگی و شور و پیوند داشتن
11:51
of vibrancyلرزش, of renewalتمدید, of vitalityسرزندگی, of eroseros, of energyانرژی
با طراوت و تپش، با تولدی تازه، با نیروی حیات، با کام جویی، با نیرومندی
11:54
that sexارتباط جنسی used to affordاستطاعت داشتن them, or that they'veآنها دارند hopedامیدوار بودم
که زندگی سکسی می‌تواند به آنها دهد، یا امید دارند که
11:58
it would affordاستطاعت داشتن them.
استطاعتش را داشته باشند.
12:01
And so I beganآغاز شد to askپرسیدن a differentناهمسان questionسوال.
من به پرسش سؤال دیگری رو آوردم.
12:03
"I shutبسته شدن myselfخودم off when ..." beganآغاز شد to be the questionسوال.
'من وقتی خاموش می‌شوم که ... ' قبلاً سوال من این بود
12:06
"I turnدور زدن off my desiresخواسته ها when ..." whichکه is not the sameیکسان questionسوال as,
'من خواستن را وقتی خاموش می‌کنم که ...' که با این سؤال خیلی فرق داره
12:11
"What turnsچرخش me off is ..." and "You turnدور زدن me off when ..."
'آنچه مرا خاموش می‌کند ... ' یا 'تو وقتی مرا خاموش می‌کنی که ...'
12:14
And people beganآغاز شد to say, "I turnدور زدن myselfخودم off when
مردم شروع کردند به جواب دادن: 'من وقتی خاموش می‌شوم که
12:18
I feel deadمرده insideداخل, when I don't like my bodyبدن,
در درونم احساس می‌کنم مرده ام، وقتی که بدنم را دوست ندارم،
12:21
when I feel oldقدیمی, when I haven'tنه had time for myselfخودم,
وقتی که احساس پیری می‌کنم، هنگامیکه که برای خودم وقتی ندارم،
12:24
when I haven'tنه had a chanceشانس to even checkبررسی in with you,
وقتی که مهلتی حتی برای تماس گرفتن با تو نداشتم،
12:27
when I don't performانجام دادن well at work,
وقتی که کارم خوب پیش نمیره،
12:30
when I feel lowکم selfخود esteemعزت نفس, when I don't have a senseاحساس of self-worthارزش خود,
وقنی که اعتماد به نفس ندارم، وقتی که حسی برای ارزش خودم ندارم،
12:31
when I don't feel like I have a right to want, to take,
وقتی که احساس نمی‌کنم حقی برای خواستن و دریافتن داشته باشم،
12:35
to receiveدريافت كردن pleasureلذت."
یا لذتی دریافت کنم.'
12:38
And then I beganآغاز شد to askپرسیدن the reverseمعکوس questionسوال.
بعد من سؤال برعکسش را پرسیدم.
12:40
"I turnدور زدن myselfخودم on when ..." Because mostاکثر of the time,
'من وقتی روشن می‌شوم که ...' چونکه اکثر وقت ها
12:43
people like to askپرسیدن the questionسوال, "You turnدور زدن me on,
مردم دوست دارند بپرسند، 'تو من را وقتی روشن (تحریک) می‌کنی که،
12:45
what turnsچرخش me on," and I'm out of the questionسوال. You know?
آنچه مرا روشن می‌کند... ' و پرسشی برایم باقی نمی ماند. می‌دانی که؟
12:48
Now, if you are deadمرده insideداخل, the other personفرد can do a lot of things for Valentine'sولنتاین.
حالا، اگه تو در درونت احساس مرگ داری، دیگری می‌تونه خیلی کارها برای روز عشاق (والنتاین) بکنه
12:52
It won'tنخواهد بود make a dentگودال. There is nobodyهيچ كس at the receptionپذیرش deskمیز مطالعه.
اما هیچ اثری نخواهد داشت. کسی در میز پذیرش نیست.
12:56
(Laughterخنده)
(خنده)
12:59
So I turnدور زدن myselfخودم on when,
من وقتی روشن می‌شوم که
13:00
I turnدور زدن my desiresخواسته ها, I wakeاز خواب بیدار up when ...
میل و خواسته هایم وقنی بیدار می‌شوند که ...
13:03
Now, in this paradoxپارادوکس betweenبین love and desireمیل,
حالا در پارادوکس بین عشق و شهوت
13:07
what seemsبه نظر می رسد to be so puzzlingگیج کننده is that the very ingredientsعناصر
معمای اصلی این هست که عناصری
13:12
that nurtureپرورش دهید love -- mutualityمتقابل, reciprocityمتقابل,
که عشق را پرورش میدند -- دو سویه بودن، دادن- و- ستاندن،
13:15
protectionحفاظت, worryنگرانی, responsibilityمسئوليت for the other --
محافظت، نگرانی، مسئولیت برای دیگری --
13:20
are sometimesگاه گاهی the very ingredientsعناصر that stifleخفه شو desireمیل.
بعضی وقت ها همان عناصر هستند که میل و خواست را فرو می‌نشانند
13:24
Because desireمیل comesمی آید with a hostمیزبان of feelingsاحساسات
چونکه میل با یک عالم احساس همراه است
13:28
that are not always suchچنین favoritesمورد علاقه های شما of love:
که همیشه مورد علاقه‌ی عشق نیست:
13:32
jealousyحسادت, possessivenessمالکیت, aggressionتجاوز, powerقدرت, dominanceتسلط,
حسادت، احساس مالک بودن، تهاجم، قدرت، سلطه گری،
13:36
naughtinessشیطانی, mischiefبدبختی.
شیطنت، شوخی.
13:40
Basicallyاساسا mostاکثر of us will get turnedتبدیل شد on at night
کلاً اکثر ما با چیزهایی در شب تحریک می‌شویم
13:42
by the very sameیکسان things that we will demonstrateنشان دادن againstدر برابر duringدر حین the day.
که در روز بر علیه شون تظاهرات می‌کنم.
13:45
You know, the eroticوابسته به عشق شهوانی mindذهن is not very politicallyاز نظر سیاسی correctدرست.
می‌دانید، ذهنیت جنسی زیاد از لحاظ سیاسی درست فکر نمی کنه.
13:49
If everybodyهمه was fantasizingفانتزی on a bedبستر of rosesگل سرخ,
اگه همه ی مردم روی تختی از گل رز خیال بافی می‌کردند
13:52
we wouldn'tنمی خواهم be havingداشتن suchچنین interestingجالب هست talksگفتگو about this.
این همه صحبت های داغ در این مورد نداشتیم.
13:55
But no, in our mindذهن up there
اما نه، در افکارمون اون بالاها
13:59
are a hostمیزبان of things going on that we don't always know
یک لشکر چیزهایی هست که همیشه نمی‌دونیم
14:01
how to bringآوردن to the personفرد that we love,
چگونه به معشوقمون بگویم
14:05
because we think love comesمی آید with selflessnessخودخواهی
چونکه فکر می‌کنیم عشق یعنی از خود گذشتگی
14:07
and in factواقعیت desireمیل comesمی آید with a certainمسلم - قطعی amountمیزان of selfishnessخودخواهی
در حقیقت غریزه ی جنسی همراه با مقداری خودخواهی است
14:10
in the bestبهترین senseاحساس of the wordکلمه:
با بهترین معنی کلمه:
14:14
the abilityتوانایی to stayاقامت کردن connectedمتصل to one'sیک نفر selfخود
توانایی در تماس بودن با خود
14:15
in the presenceحضور of anotherیکی دیگر.
در حضور دیگری.
14:18
So I want to drawقرعه کشی that little imageتصویر for you,
من می‌خواهم که این تصویر را برایتان روشن کنم
14:20
because this need to reconcileوفق دادن these two setsمجموعه ها of needsنیاز دارد,
چونکه نیازهای دوگانه مان احتیاج به تطبیق و وقف دادن دارند،
14:23
we are bornبدنیا آمدن with that.
ما اینگونه متولد شدیم.
14:27
Our need for connectionارتباط, our need for separatenessجدایی,
نیازمان به پیوستن، نیازمان به جدایی
14:28
or our need for securityامنیت and adventureماجرا,
یا نیازمان به امنیت و ماجراجویی
14:31
or our need for togethernessبا هم بودن and for autonomyخودمختاری,
یا نیازمان به با هم بودن و خود مختاری
14:33
and if you think about the little kidبچه who sitsنشسته on your lapدامن
اگه به کودکی که روی پایتان می‌نشیند فکر کنید
14:36
and who is cozilyبه راحتی nestedتو در تو here and very secureامن است and comfortableراحت,
و پیش شما بسیار راحت و امن هست
14:39
and at some pointنقطه all of us need to go out into the worldجهان
و زمانی می رسه که تمام ما باید وارد دنیا شویم
14:43
to discoverكشف كردن and to exploreکاوش کنید.
برای اکتشاف و کاوش.
14:47
That's the beginningشروع of desireمیل,
این آغاز خواستن هست،
14:50
that exploratoryاکتشافی needsنیاز دارد curiosityکنجکاوی, discoveryکشف.
نیاز به اکتشاف، کنجکاوی، دست یافتن.
14:51
And then at some pointنقطه they turnدور زدن around and they look at you,
بعد، لحظه ای می‌رسه که آن کودک برمی‌گردد و به تو نگاه می‌کند
14:56
and if you tell them,
و اگر به او بگویی
15:00
"Hey kiddoعزیزم, the world'sجهان a great placeمحل. Go for it.
'هی نازنین، دنیا جای با شکوهی یه. برو پیداش کن.
15:02
There's so much funسرگرم کننده out there,"
اینقدر خوش می‌گذره.'
15:04
then they can turnدور زدن away and they can experienceتجربه
آنوقت بچه ها می‌توانند برگردنند و
15:06
connectionارتباط and separatenessجدایی at the sameیکسان time.
پیوند و جدایی را در عین حال تجربه کنند.
15:09
They can go off in theirخودشان imaginationخیال پردازی, off in theirخودشان bodyبدن,
آنوقت آنها می‌تونند در تخیل شون، در بدنشون، به جستجو برند
15:11
off in theirخودشان playfulnessبازیگری, all the while knowingدانستن
در بازیگوشی ها شون جستجو کنند، در حالیکه در تمام مدت می‌دونند
15:14
that there's somebodyکسی when they come back.
وقتی که بر می‌گردند کسی (برایشون) هست.
15:17
But if on this sideسمت there is somebodyکسی who saysمی گوید,
اما در اینجا اگر کسی باشه که می‌گوید
15:20
"I'm worriedنگران. I'm anxiousمشتاق. I'm depressedافسرده.
'من نگرانم، من مضطربم، من افسرده ام.
15:22
My partnerشریک hasn'tنه takenگرفته شده careاهميت دادن of me in so long.
همسرم خیلی وقته که مراقبم نبوده.
15:26
What's so good out there? Don't we have everything
اونجا چه چیزی هست؟ مگر ما همه چیز
15:28
you need togetherبا یکدیگر, you and I?"
که تو احتیاج داری را نداریم، من و تو با هم؟'
15:31
then there are a fewتعداد کمی little reactionsواکنش ها
عکس العمل‌هایی هستند
15:33
that all of us can prettyبسیار much recognizeتشخیص.
که همه ی ما خوب می شناسیم.
15:35
Some of us will come back, cameآمد back a long time agoپیش,
بعضی از ما ها بر می گردند، خیلی وقت پیش برگشتند
15:38
and that little childکودک who comesمی آید back
و آن طفل کوچک که برگشت
15:43
is the childکودک who will forgoفراموش کردن a partبخشی of himselfخودت
بچه ای هست که قسمتی از خودش را چشم پوشی می‌کند
15:45
in orderسفارش not to loseاز دست دادن the other.
تا دیگری را از دست ندهد.
15:48
I will loseاز دست دادن my freedomآزادی in orderسفارش not to loseاز دست دادن connectionارتباط.
من آزادی ام را قربانی می کنم تا این ارتباط را از دست ندم.
15:51
And I will learnیاد گرفتن to love in a certainمسلم - قطعی way
و یاد می گیرم که نوع خاصی عشق بورزم
15:54
that will becomeتبدیل شدن به burdenedبار سنگین with extraاضافی worryنگرانی
که با نگرانی اضافه بر دوش
15:57
and extraاضافی responsibilityمسئوليت and extraاضافی protectionحفاظت,
مسئولیت بیشتر و محافظت بیشتر،
16:01
and I won'tنخواهد بود know how to leaveترک کردن you
و نمی دونم که چطور ترا تنها بذارم
16:05
in orderسفارش to go playبازی, in orderسفارش to go experienceتجربه pleasureلذت,
تا برم بازی کنم، تا بتونم لذت را تجربه کنم،
16:07
in orderسفارش to discoverكشف كردن, to enterوارد insideداخل myselfخودم.
تا بتونم کشف کنم، و وارد وجود خودم بشم.
16:11
Translateترجمه کردن this into adultبالغ languageزبان.
این را به زبان بزرگسالان ترجمه کنید.
16:14
It startsشروع می شود very youngجوان. It continuesهمچنان ادامه دارد into our sexارتباط جنسی livesزندگی می کند
(این رفتار) در سنین کم شروع می شه و در زندگی سکسی مون ادامه می یابه
16:17
up to the endپایان.
تا آخر.
16:21
Childکودک numberعدد two comesمی آید back
بچه ی شماره ی دو برمی گرده
16:22
but looksبه نظر می رسد like that over theirخودشان shoulderشانه all the time.
اما همیشه به پشتش نگاه می کنه.
16:25
"Are you going to be there?
'آیا (پیش من) خواهی بود؟
16:27
Are you going to curseلعنت me? Are you going to scoldترساندن me?
آیا من را نفرین می کنی؟ آیا من را سرزنش می کنی؟
16:30
Are you going to be angryخشمگین with me?"
آیا با من عصبانی می شی؟'
16:31
And they mayممکن است be goneرفته, but they're never really away,
ممکن هست که اونها بروند اما هرگز جداً نمی روند
16:33
and those are oftenغالبا the people that will tell you,
اونها اغلب انسان هایی هستند که بهت می‌گویند
16:37
in the beginningشروع it was superفوق العاده hotداغ.
در ابتدا عشقمون خیلی آتشین و داغ بود.
16:39
Because in the beginningشروع, the growingدر حال رشد intimacyصمیمیت
چونکه در ابتدا نزدیکی و صمیمتمون
16:41
wasn'tنبود yetهنوز so strongقوی
آنقدر قوی نبود
16:45
that it actuallyدر واقع led to the decreaseنزول کردن of desireمیل.
که به کاهش میل و خواهش منجر بشه.
16:47
The more connectedمتصل I becameتبدیل شد, the more responsibleمسئول I feltنمد,
هر چه بیشتر متصل شدم، بیشتر احساس مسئولیت کردم،
16:50
the lessکمتر I was ableتوانایی to let go in your presenceحضور.
و کمتر تونستم در حضورت رها بشم.
16:54
The thirdسوم childکودک doesn't really come back.
بچه ی سوم واقعاً بر نمی گرده.
16:57
So what happensاتفاق می افتد, if you want to sustainپایدار باش desireمیل,
پس اگر بخواهی که میل و خواهشت را تقویت کنی، چه پیش میاد
17:00
it's that realواقعی dialecticدیالکتیک pieceقطعه.
این جدل واقعی است.
17:03
On the one handدست you want the securityامنیت in orderسفارش to be ableتوانایی to go.
از یک سو امنیتی را می طلبی تا بتوانی رها شوی.
17:05
On the other handدست if you can't go, you can't have pleasureلذت,
از سوی دیگر اگر نتوانی بروی نمی توانی لذت داشته باشی
17:09
you can't culminateبهم زدن, you don't have an orgasmارگاسم,
نمی تونی به اوج برسی و ارضاء بشی
17:13
you don't get excitedبرانگیخته because you spendخرج کردن your time
شوق و شوری نداری چونکه تمام مدت
17:16
in the bodyبدن and the headسر of the other and not in your ownخودت.
در سر و تن دیگری هستی به جای اینکه در خودت باشی.
17:18
So in this dilemmaدوراهی about reconcilingمصالحه کردن
در این معما در مورد آشتی دادن
17:21
these two setsمجموعه ها of fundamentalاساسی needsنیاز دارد,
دو دستگاه از نیازهای اساسی مون
17:25
there are a fewتعداد کمی things that I've come to understandفهمیدن eroticوابسته به عشق شهوانی couplesزوج ها do.
چند چیز در مورد عملکرد زوج هایکه دارای عشق شهوانی هستند را دریافتم.
17:28
One, they have a lot of sexualجنسیت privacyحریم خصوصی.
اول، آنها حریم خصوصی قویی دارند.
17:32
They understandفهمیدن that there is an eroticوابسته به عشق شهوانی spaceفضا
آنها متوجه هستند که فضای شهوانی وجود دارد
17:35
that belongsمتعلق به to eachهر یک of them.
که تعلق به هر کدامشان دارد.
17:37
They alsoهمچنین understandفهمیدن that foreplayپیشگویی is not something you do
آنها می‌دانند که عشقبازی چیزی نیست که
17:40
fiveپنج minutesدقایق before the realواقعی thing.
پنج دقیقه قبل از عمل اصلی انجام می‌دهی.
17:43
Foreplayپیشگویی prettyبسیار much startsشروع می شود at the endپایان of the previousقبلی orgasmارگاسم.
عشقبازی از پایان ارگاسم قبلی شروع می شه.
17:45
They alsoهمچنین understandفهمیدن that an eroticوابسته به عشق شهوانی spaceفضا
آنها می‌دانند که فضای عشق شهوانی
17:48
isn't about, you beginشروع to strokeسکته مغزی the other.
در مورد نوازش کردن دیگری نیست.
17:51
It's about you createايجاد كردن a spaceفضا where you leaveترک کردن Managementمدیریت Incوارز.,
در مورد ایجاد فضایی هست که تو مدیر شرکت بودن را ترک می کنی
17:53
maybe where you leaveترک کردن the agileچابک programبرنامه,
و برنامه‌ی فرزی و چابکی را هم ترک می کنی.
17:57
(Laughterخنده)
(خنده)
18:00
and you actuallyدر واقع just enterوارد that placeمحل
و وارد فضایی می شوی
18:01
where you stop beingبودن the good citizenشهروند
که از شهروند خوب بودن دست برمی داری
18:04
who is takingگرفتن careاهميت دادن of things and beingبودن responsibleمسئول.
کسی که همیشه مراقب چیزهاست و خیلی مسئول هست.
18:07
Responsibilityمسئوليت and desireمیل just buttلب به لب headsسر.
مسئولیت وخواستن فقط شاخ در شاخ میشن.
18:09
They don't really do well togetherبا یکدیگر.
با هم کنار نمی آیند.
18:13
Eroticوابسته به عشق شهوانی couplesزوج ها alsoهمچنین understandفهمیدن that passionشور waxesواکس and waneswanes.
زوج شهوانی متوجه هستند که اشتیاقشون کم و زیاد می‌شود.
18:15
It's prettyبسیار much like the moonماه. It has intermittentمتناوب eclipsesگرفتگی.
مثل ماه که گاهی ماه گرفتگی هم داره.
18:20
But what they know is they know how to resurrectاحیای it.
اما چیزی را که می‌دانند اینه که چگونه عشقشون را احیاء کنند.
18:23
They know how to bringآوردن it back,
آنها می دانند که چطورعشق شهوانی را برگردانند
18:26
and they know how to bringآوردن it back
و می‌دانند که چطور برش گردانند
18:28
because they have demystifiedآزمودنی one bigبزرگ mythاسطوره,
چونکه از یک راز بزرگ پرده برداشته اند،
18:29
whichکه is the mythاسطوره of spontaneityخودپندگی, whichکه is
و آن راز خودجوشی است
18:31
that it's just going to fallسقوط from heavenبهشت while you're foldingتاشو the laundryخشکشویی
مثل اینکه آن از بهشت بر دامنتان می‌افتد در حالیکه شما لباس ها تان را تا می‌کنید
18:34
like a deusdeus exسابق machinaماشین, and in factواقعیت they understoodفهمید
مثل حل مشکلی توسط خدایی خارج از صحنه، در حقیقت آنها متوجه هستند
18:38
that whateverهر چه is going to just happenبه وقوع پیوستن
که هر چه بخواهد پیش آید
18:41
in a long-termبلند مدت relationshipارتباط alreadyقبلا has.
در رابطه ای دراز مدت، پیش آمده است.
18:43
Committedمتعهد شد sexارتباط جنسی is premeditatedپیش بینی شده sexارتباط جنسی.
سکس در رابطه ی متعهد سکس عمدی است.
18:46
It's willfulمشروع. It's intentionalعمدی.
عملی با اراده است. و با عزم.
18:49
It's focusتمرکز and presenceحضور.
چیزی با تمرکز و با حضور است.
18:52
Merryخوشحالم Valentine'sولنتاین.
روز عشاقتان شاد باد.
18:55
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق)
18:57
Translated by Mim Amidi
Reviewed by soheila Jafari

▲Back to top

About the speaker:

Esther Perel - Relationship therapist
Psychotherapist Esther Perel is changing the conversation on what it means to be in love and have a fulfilling sex life.

Why you should listen

For the first time in human history, couples aren’t having sex just to have kids; there’s room for sustained desire and long-term sexual relationships. But how? Perel, a licensed marriage and family therapist with a practice in New York, travels the world to help people answer this question. For her research she works across cultures and is fluent in nine languages. She coaches, consults and speaks regularly on erotic intelligence, trauma, sexual honesty and conflict resolution. She is the author of Mating in Captivity: Reconciling the Erotic and the Domestic. Her latest work focuses on infidelity: what it is, why happy people do it and how couples can recover from it. She aims to locate this very personal experience within a larger cultural context.

More profile about the speaker
Esther Perel | Speaker | TED.com