English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TED@State Street Boston

David Grady: How to save the world (or at least yourself) from bad meetings

دیوید گردی: چگونه جهان را (یا حداقل خودمان را) از جلسات بیهوده نجات دهیم

Filmed
Views 2,140,492

بیماری واگیردار تشکیل جلسات بد، بی اثر و شلوغ، کسب و کارها را به ستوه آورده و کارمندان را بیزار کرده. دیوید گردی ایده هایی درباره چونگی متوقف ساختن این روند دارد.

- Information security manager
David Grady is on a crusade to help you take back your calendar. Full bio

Pictureعکس this:
این تصویر رو مجسم کنید:
00:13
It's Mondayدوشنبه morningصبح,
صبح دوشنبه است
00:14
you're at the officeدفتر,
توی دفتر کارتون هستید
00:15
you're settlingحل و فصل in for the day at work,
خودتون رو برای یک روز کاری آمده می کنید
00:16
and this guy that you sortمرتب سازی of
recognizeتشخیص from down the hallسالن,
و همکاری که به سختی او رو میشناسید
00:18
walksپیاده روی می کند right into your cubicleکابین
از انتهای سالن به سمت شما میاد
00:21
and he stealsسرقت می کند your chairصندلی.
و صندلی شما رو برمیداره
00:23
Doesn't say a wordکلمه
بدون اینکه کلمه ای بگه
00:24
just rollsرول away with it.
با خودش میکشه و میره.
00:25
Doesn't give you any informationاطلاعات
about why he tookگرفت your chairصندلی
درباره اینکه چرا از بین همه صندلی های که اونجا هست
00:27
out of all the other chairsصندلی ها
that are out there.
صندلی شما رو میبره چیزی به شما نمیگه.
00:29
Doesn't acknowledgeاذعان the factواقعیت
that you mightممکن need your chairصندلی
هیچ اعتنایی به این موضوع نداره که شما ممکنه
00:31
to get some work doneانجام شده todayامروز.
برای انجام کارهای روزانه به صندلیتون احتیاج داشته باشید.
00:34
You wouldn'tنمی خواهم standایستادن for
it. You'dمی خواهی make a stinkصبر کن.
شما هم آروم نمی ایستید و یک واکنش جدی نشون میدید.
00:35
You'dمی خواهی followدنبال کردن that guy
back to his cubicleکابین
اون فرد رو تا اتاقکش دنبال می کنید
00:37
and you'dمی خواهی say, "Why my chairصندلی?"
و میگین: «چرا صندلی من؟»
00:39
Okay, so now it's Tuesdayسهشنبه morningصبح
and you're at the officeدفتر,
خب. حالا صبح سه شنبه ست و شما توی دفترتون هستید
00:43
and a meetingملاقات invitationدعوت نامه popsبالا میآید
up in your calendarتقویم.
و دعوتنامه یه جلسه روی تقویمتون باز میشه.
00:47
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
00:50
And it's from this womanزن who you
kindنوع of know from down the hallسالن,
و از طرف خانمی هست که انتهای سالن میشینه و به سختی میشناسینش
00:51
and the subjectموضوع lineخط referencesمنابع some
projectپروژه that you heardشنیدم a little bitبیت about.
و عنوان دعوتنامه اشاره به پروژه ای داره که اندکی درباره ش شنیدید
00:54
But there's no agendaدستور جلسه.
اما هیچ دستورجلسه ای وجود نداره.
00:58
There's no informationاطلاعات about why
you were invitedدعوت کرد to the meetingملاقات.
هیچ اطلاعاتی درباره اینکه چرا شما به این جلسه دعوت شدین هم موجود نیست.
01:00
And yetهنوز you acceptقبول کردن the
meetingملاقات invitationدعوت نامه, and you go.
و با این حال دعوت رو قبول میکنید و به جلسه میرید.
01:03
And when this highlyبه شدت
unproductiveغیر تولیدی sessionجلسه is over,
و زمانی که این جلسه به شدت به درد نخور به پایان رسید،
01:07
you go back to your deskمیز مطالعه,
به پشت میزتون برمیگردید
01:10
and you standایستادن at your
deskمیز مطالعه and you say,
روی میزتون میشینید و با خودتون میگین:
01:12
"Boyپسر, I wishآرزو کردن I had those two hoursساعت ها back,
«اوه پسر! کاش میتونستم این دو ساعت رو پس بگیرم،
01:14
like I wishآرزو کردن I had my chairصندلی back."
همونطور که دلم میخواست صندلیم رو پس بگیرم.»
01:16
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
01:18
Everyهرکدام day, we allowاجازه دادن our coworkersهمکاران,
هر روز ما اجازه میدیم که همکارانمون
01:20
who are otherwiseدر غیر این صورت very,
very niceخوب people,
کسانی که در عین حال آدمهای بسیار بسیار نازنینی هم هستند،
01:22
to stealسرقت کن from us.
از ما دزدی کنند.
01:24
And I'm talkingصحبت کردن about something farدور
more valuableبا ارزش than officeدفتر furnitureمبلمان.
و من دارم درباره چیزی به مراتب با ارزشتر از مبلمان اداری صحبت میکنم.
01:26
I'm talkingصحبت کردن about time. Your time.
درباره زمان حرف میزنم. زمان شما.
01:30
In factواقعیت, I believe that
در واقع من اعتقاد دارم
01:33
we are in the middleوسط
of a globalجهانی است epidemicبیماری همه گیر
ما درگیر یک بیماری واگیر جهانی هستیم
01:36
of a terribleوحشتناک newجدید illnessبیماری
knownشناخته شده as MASMAS:
یک بیماری وحشتناک به نام MAS
01:38
Mindlessبی فکر Acceptتایید کنید Syndromeسندرم.
سندروم پذیرش بدون تفکر.
01:43
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
01:46
The primaryاولیه symptomعلامت of
Mindlessبی فکر Acceptتایید کنید Syndromeسندرم
علامت اصلی سندرم پذیرش بدون تفکر
01:48
is just acceptingپذیرش a meetingملاقات invitationدعوت نامه
the minuteدقیقه it popsبالا میآید up in your calendarتقویم.
تنها پذیرش دعوت به جلسه ایه که دفعتا روی تقویمتون باز میشه.
01:50
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
01:54
It's an involuntaryغیر داوطلبانه reflexرفلکسdingدینگ,
clickکلیک, bingبینگ — it's in your calendarتقویم,
این یک واکنش غیر ارادیه: دینگ، کلیک، ببینگ!
توی تقویم شماست.
01:55
"Gottaگوتا go, I'm alreadyقبلا lateدیر است
for a meetingملاقات." (Laughterخنده)
باید برم! همین الانش هم واسه جلسه دیر کردم! (خنده حضار)
01:59
Meetingsجلسات are importantمهم, right?
جلسات مهم هستند. درست؟
02:02
And collaborationهمکاری is keyکلیدی to
the successموفقیت of any enterpriseشرکت، پروژه.
و همکاری کلید موفقیت هر سازمانی هست.
02:05
And a well-runخوب اجرا کن meetingملاقات can yieldبازده
really positiveمثبت, actionableعملی است resultsنتایج.
و جلساتی که به خوبی برگزار شن میتونه نتایج واقعا مثبت و عملی داشته باشند.
02:08
But betweenبین globalizationجهانی سازی
اما در دوره جهانی شدن
02:11
and pervasiveفراگیر informationاطلاعات technologyتکنولوژی,
و فراگیر شدن فناوری اطلاعات
02:13
the way that we work
روشهای کاری ما
02:15
has really changedتغییر کرد dramaticallyبه طور چشمگیری
over the last fewتعداد کمی yearsسالها.
واقعا به طور چشمگیری در چند سال اخیر تغییر کردن.
02:17
And we're miserableبدبخت. (Laughterخنده)
و ما بیچاره شدیم. (خنده حضار)
02:20
And we're miserableبدبخت not because the
other guy can't runاجرا کن a good meetingملاقات,
و ما بیچاره شدیم نه به خاطر اینکه دیگران جلسات رو خوب اداره نمی کنند
02:23
it's because of MASMAS, our
Mindlessبی فکر Acceptتایید کنید Syndromeسندرم,
بلکه به خاطر MAS، سندروم پذیرش بدون تفکر ما
02:27
whichکه is a self-inflictedخودسرانه woundزخم.
که زخمی از جانب خودمان است.
02:30
Actuallyدر واقع, I have evidenceشواهد to proveثابت كردن
that MASMAS is a globalجهانی است epidemicبیماری همه گیر.
در واقع من برای اثبات اینکه MAS یک واگیر جهانی هست مدرک دارم.
02:33
Let me tell you why.
اجازه بدین بگم چرا.
02:39
A coupleزن و شوهر of yearsسالها agoپیش, I put a videoویدئو
on Youtubeیوتیوب, and in the videoویدئو,
چند سال پیش من یک ویدئو در یوتیوب قرار دادم و در این ویدئو
02:40
I actedعمل کرد out everyهرکدام terribleوحشتناک
conferenceکنفرانس call you've ever been on.
هر افتضاحی رو که توی یک کنفرانس تلفنی تا حال بوده رو بازی کردم.
02:45
It goesمی رود on for about fiveپنج minutesدقایق,
این ویدئو برای ۵ دقیقه ادامه داره
02:48
and it has all the things that we
hateنفرت about really badبد meetingsجلسات.
و شامل همه چیزهایی میشه که در یک جلسه بد میتونیم ازش متنفر باشیم.
02:49
There's the moderatorمدیر who has
no ideaاندیشه how to runاجرا کن the meetingملاقات.
مجری که نمیدانست چطور باید جلسه را اداره کنه.
02:53
There are the participantsشركت كنندگان who
have no ideaاندیشه why they're there.
شرکت کنندگانی که نمیدونند برای چه اونجا هستند.
02:56
The wholeکل thing kindنوع of collapsesسقوط می کند
into this collaborativeمشارکتی trainقطار wreckخراب کردن.
همه چیز این قطار جمعی رو به سمت انهدام میبره.
02:58
And everybodyهمه leavesبرگها very angryخشمگین.
و همه با عصبانیت زیادی جلسه رو ترک می کنند.
03:02
It's kindنوع of funnyخنده دار.
به نوعی خنده داره.
03:05
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
03:06
Let's take a quickسریع look.
بیاید نگاهی مختصر بهش بندازیم.
03:08
(Videoویدئو) Our goalهدف todayامروز is to come to an
agreementتوافق on a very importantمهم proposalپیشنهاد.
(در ویدئو) هدف ما امروز دستیابی به یک توافق درباره یک پیشنهاد بسیار مهم هست.
03:10
As a groupگروه, we need to decideتصميم گرفتن if —
به عنوان یک گروه نیاز داریم اگر...
03:14
bloopلکه دار bloopلکه دار
بلوپ بلوپ
03:16
Hiسلام, who just joinedپیوست?
سلام. کی به جمع ما اضافه شد؟
03:19
Hiسلام, it's Joeجو. I'm workingکار کردن from home todayامروز.
سلام جو هستم. امروز کارها رو از خونه انجام میدم.
03:22
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
03:25
Hiسلام, Joeجو. Thanksبا تشکر for
joiningپیوستن us todayامروز, great.
سلام جو. ممنون از این که امروز به ما پیوستی.
03:27
I was just sayingگفت:, we have a lot of people
on the call we'dما می خواهیم like to get throughاز طریق,
همین الان داشتم میگفتم ما افراد زیادی رو در این تماس داریم که میخوایم با تمامشون باشیم،
03:30
so let's skipجست و خیز the rollرول call
پس اجازه بدین از حضور و غیاب صرفنظر کنیم
03:33
and I'm gonna diveشیرجه رفتن right in.
و مستقیم میرم سر اصل مطلب.
03:35
Our goalهدف todayامروز is to come to an
agreementتوافق on a very importantمهم proposalپیشنهاد.
هدف ما امروز دستیابی به یک توافق درباره یک پیشنهاد بسیار مهم هست.
03:37
As a groupگروه, we need to decideتصميم گرفتن if —
به عنوان یک گروه نیاز داریم اگر...
03:41
bloopلکه دار bloopلکه دار
بلوپ بلوپ
03:44
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
03:45
Hiسلام, who just joinedپیوست?
سلام. کی به ما اضافه شد؟
03:47
No? I thought I heardشنیدم a beepبوق. (Laughterخنده)
کسی نیست؟ من تصور کردم که صدای بیپ شنیدم. (خنده حضار)
03:49
Soundصدا familiarآشنا?
به نظر آشنا میاد نه؟
03:53
Yeah, it soundsبرای تلفن های موبایل familiarآشنا
to me, too.
بله برای من هم آشنا به نظر میرسه.
03:55
A coupleزن و شوهر of weeksهفته ها after I put that onlineآنلاین,
چند هفته بعد از اینکه من این ویدئو را آپلود کردم
03:57
500,000 people in dozensده ها of countriesکشورها,
۵۰۰٫۰۰۰ نفر از ده ها کشور
03:59
I mean dozensده ها of countriesکشورها,
بله منظورم ده ها کشور هست
04:02
watchedتماشا کردم this videoویدئو.
این ویدئو رو تماشا کردند.
04:04
And threeسه yearsسالها laterبعد, it's still gettingگرفتن
thousandsهزاران نفر of viewsنمایش ها everyهرکدام monthماه.
و سه سال بعد هنوز هم هر ماه هزاران بازدید کننده داره.
04:05
It's closeبستن to about a millionمیلیون right now.
تا الان نزدیک به یک میلیون شده.
04:08
And in factواقعیت, some of the biggestبزرگترین
companiesشرکت ها in the worldجهان,
و در واقع بعضی از بزرگترین شرکتهای دنیا
04:10
companiesشرکت ها that you've
heardشنیدم of but I won'tنخواهد بود nameنام,
شرکتهایی که نام نمیبرم ولی شما میشناسیدشون
04:12
have askedپرسید: for my permissionمجوز to use
this videoویدئو in theirخودشان new-hireاستخدام جدید trainingآموزش
از من اجازه خواستند تا این ویدئو رو برای آموزش کارکنان جدیدشون استفاده کنند
04:14
to teachتدریس کنید theirخودشان newجدید employeesکارکنان how
not to runاجرا کن a meetingملاقات at theirخودشان companyشرکت.
تا به کارکنان جدید یاد بدن چگونه نباید در جلسات شرکت رفتار کنن.
04:18
And if the numbersشماره
و اگر این اعداد-
04:22
there are a millionمیلیون viewsنمایش ها and it's
beingبودن used by all these companiesشرکت ها
یک میلیون بازدید کننده و استفاده کننده از این ویدئو توسط همه این شرکتها داریم-
04:24
aren'tنه enoughکافی proofاثبات that we have
a globalجهانی است problemمسئله with meetingsجلسات,
برای اثبات اینکه ما یک مشکل جهانی با جلسات داریم کافی نیست،
04:26
there are the manyبسیاری, manyبسیاری thousandsهزاران نفر
هزاران هزار کامنت
04:30
of commentsنظرات postedارسال شده onlineآنلاین
ذیل این ویدئو
04:31
after the videoویدئو wentرفتی up.
پست شده.
04:33
Thousandsهزاران نفر of people wroteنوشت things like,
هزاران نفر چیزهایی مثل این رو نوشتند:
04:35
"OMGآه خدای من, that was my day todayامروز!"
اوه خدای من! این امروز من بود!
04:37
"That was my day everyهرکدام day!"
هر روز من همین شکلی هست!
04:39
"This is my life."
زندگی من اینطوریه!
04:41
One guy wroteنوشت,
یکی نوشته بود:
04:42
"It's funnyخنده دار because it's trueدرست است.
«خنده داره، چون واقعیت داره!
04:43
Eerilyبه شدت, sadlyبا ناراحتی, depressinglyافسرده trueدرست است.
واقعیتی مهیب، غمگین و افسرده کننده.
04:45
It madeساخته شده me laughخنده untilتا زمان I criedگریه کرد.
من رو اونقدر خندوند تا جایی که به گریه افتادم.
04:46
And criedگریه کرد. And I criedگریه کرد some more."
و گریه کردم و گریه کردم و باز گریه کردم»
04:48
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
04:51
This poorفقیر guy said,
بیچاره میگفت:
04:53
"My dailyروزانه life untilتا زمان
retirementبازنشستگی or deathمرگ, sighآه."
«این زندگی روزانه من هست تا
بازنشستگی و یا مرگ. آه!»
04:54
These are realواقعی quotesنقل قول
اینها نقل قول واقعی هستند
04:59
and it's realواقعی sadغمگین.
و غم واقعی.
05:01
A commonمشترک themeموضوع runningدر حال اجرا throughاز طریق
all of these commentsنظرات onlineآنلاین
تم مشترکی که در تمام این نظرات جریان داره
05:02
is this fundamentalاساسی beliefاعتقاد
that we are powerlessناتوان
این اعتقاد عمیق که ما قدرتی نداریم
05:05
to do anything other
than go to meetingsجلسات
تا کاری جز شرکت در این جلسات
05:08
and sufferرنج بردن throughاز طریق these
poorlyضعیف runاجرا کن meetingsجلسات
و رنج کشیدن از برگزاری ضعیف اونها بکنیم
05:10
and liveزنده to meetملاقات anotherیکی دیگر day.
و زندگی میکنیم تا روز دیگه ای دوباره همدیگر رو ملاقات کنیم.
05:12
But the truthحقیقت is, we're
not powerlessناتوان at all.
اما واقعیت این هست که ما به هیچوجه ناتوان نیستیم
05:14
In factواقعیت, the cureدرمان for MASMAS
is right here in our handsدست ها.
در واقع درمان MAS همینجا در دستان ماست.
05:17
It's right at our fingertipsنوک انگشتان, literallyعینا.
به معنای واقعی کلمه درست در نوک انگشتان ما هست.
05:20
It's something that I call ¡No MASMAS!
چیزی که من بهش میگم: No MAS!
(در اسپانیایی یعنی: کافی دیگه!)
05:22
(Laughterخنده)
(خنده حضار)
05:26
Whichکدام, if I rememberیاد آوردن my
highبالا schoolمدرسه Spanishاسپانیایی,
که اگه از اسپانیایی دوران دبیرستان به خاطر داشته باشم
05:28
meansبه معنای something like,
"Enoughکافی alreadyقبلا, make it stop!"
به این معنی بود که: «به اندازه کافی هست، بس دیگه!»
05:30
Here'sاینجاست how No MASMAS
worksآثار. It's very simpleساده.
No MAS اینطوری کار میکنه. خیلی ساده س.
05:33
First of all, the nextبعد time you
get a meetingملاقات invitationدعوت نامه
اول از همه دفعه بعدی که یک دعوت نامه به جلسه داشتین
05:36
that doesn't have a lot
of informationاطلاعات in it at all,
که اطلاعات کافی به هیچ وجه درون اون نبود
05:39
clickکلیک the tentativeپیش بینی شده buttonدکمه!
دکمه مشروط رو کلیک کنید.
05:42
It's okay, you're allowedمجاز,
that's why it's there.
مشکلی نیست. شما اجازه این کار رو دارید. برای همین اونجاست.
05:44
It's right nextبعد to the acceptقبول کردن buttonدکمه.
درست کنار دکمه پذیرش.
05:46
Or the maybe buttonدکمه, or whateverهر چه buttonدکمه
is there for you not to acceptقبول کردن immediatelyبلافاصله.
یا دکمه شاید، یا هر دکمه دیگه ای که به شما اجازه میده فورا قبول نکنید.
05:48
Then, get in touchدست زدن به with the personفرد
who askedپرسید: you to the meetingملاقات.
بعد با فردی که از شما دعوت کرده تماس بگیرید.
05:51
Tell them you're very excitedبرانگیخته
to supportحمایت کردن theirخودشان work,
بهش بگین که خیلی مشتاقین که از کار اونها حمایت کنید
05:55
askپرسیدن them what the goalهدف
of the meetingملاقات is,
سوال کنید که هدف از برگزاری این جلسه چی هست
05:58
and tell them you're interestedعلاقه مند in learningیادگیری
how you can help them achieveرسیدن theirخودشان goalهدف.
و بهش بگید علاقه مندید که بدونید که چطور میتونید برای رسیدن به هدف کمکشون کنید.
06:00
And if we do this oftenغالبا enoughکافی,
و اگر ما این کار رو به اندازه کافی انجام بدیم
06:03
and we do it respectfullyبا احترام,
و با احترام انجامش بدیم
06:05
people mightممکن startشروع کن to be
a little bitبیت more thoughtfulمتفکر
ممکنه دیگران شروع کنن به اینکه درباره شیوه ای که برای سرهم کردن دعوتنامه ها
06:07
about the way they put togetherبا یکدیگر
meetingملاقات invitationsدعوت نامه ها.
استفاده میکنند، اندکی با ملاحظه تر عمل کنند.
06:09
And you can make more thoughtfulمتفکر
decisionsتصمیمات about acceptingپذیرش it.
و شما میتونید تصمیم اندیشمندانه تری درباره پذیرش اون بگیرید.
06:11
People mightممکن actuallyدر واقع startشروع کن
sendingدر حال ارسال out agendasبرنامه ها. Imagineتصور کن!
شاید حتی دیگران شروع کنند به ارسال دستورجلسه. تصور کنید!
06:14
Or they mightممکن not have a conferenceکنفرانس call
with 12 people to talk about a statusوضعیت
یا ممکنه دیگه جلسه تلفنی با شرکت ۱۲ نفر برگزار نکنند که قرار بوده درباره موقعیتی
06:17
when they could just do a quickسریع
emailپست الکترونیک and get it doneانجام شده with.
که میشد با فرستادن یک ایمیل کوچیک و کار رو تموم کنن، صحبت شه.
06:21
People just mightممکن startشروع کن to changeتغییر دادن theirخودشان
behaviorرفتار because you changedتغییر کرد yoursشما.
شاید دیگران شروع به تغییر رفتارشون کنند چون شما رفتارتون رو تغییر دادید.
06:24
And they just mightممکن bringآوردن
your chairصندلی back, too. (Laughterخنده)
و شاید همچنین صندلی شما رو هم پس بدن. (خنده حضار)
06:29
No MASMAS!
(No MAS) کافی دیگه!
06:33
Thank you.
سپاسگزارم.
06:34
(Applauseتشویق و تمجید).
(تشویق حضار)
06:35
Translated by Saeid SaadatTalab
Reviewed by Leila Ataei

▲Back to top

About the speaker:

David Grady - Information security manager
David Grady is on a crusade to help you take back your calendar.

Why you should listen

David Grady is an information security manager who believes that strong communication skills are
a necessity in today’s global economy. He has been a print journalist, a “PR guy” and a website producer, and has ghostwritten speeches and magazine articles for Fortune 500 company executives. A mid-life career change brought him into the world of information risk management, where every day he uses his communications experience to transform complex problems into understandable challenges.

More profile about the speaker
David Grady | Speaker | TED.com