English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TEDMED 2014

Rosie King: How autism freed me to be myself

رُزی کینگ: چگونه اوتیسم مرا آزاد کرد تا خودم باشم

Filmed:
2,451,229 views

"مردم از متفاوت بودن می هراسند و تلاش می کنند خود را در قالب های کوچکی قرار دهند"، با یک برچسب معین. رُزی گینگ ۱۶ ساله، که جسور، بی پروا و مبتلا به اوتیسم است این را می گوید و می خواهد بداند: چرا همه در مورد عادی بودن نگران هستند؟ او تمامی پدر و مادرها و آموزگاران کودکانی راکه منحصر بفرد هستند با صدایی بلند فرا می خواند تا منحصر بفرد بودن آنها را جشن بگیرند . این یک خواسته بلندپروازنه ای برای استعداد های پنهان در تنوع انسانی است.

- Storytelling activist
Rosie King challenges stereotypes of people with autism and contextualizes the issue by asking us, “Why be normal?” Full bio

I haven'tنه told manyبسیاری people this,
من این را به افراد زیادی نگفتم
00:12
but in my headسر, I've got
اما در سرم هزاران جهان
00:14
thousandsهزاران نفر of secretراز worldsجهان ها all going on
پنهان و اسرار آمیز همزمان
00:16
all at the sameیکسان time.
خطور می کند.
00:18
I am alsoهمچنین autisticاوتیستیک.
همینطور اوتیسم دارم.
00:21
People tendگرایش داشتن to diagnoseتشخیص دادن autismاوتیسم
مردم تمایل دارند که تشخیص اوتیسم را
00:23
with really specificخاص
check-boxجعبه چک descriptionsتوصیف,
با توصیفات واقعا خاص تیک زدنی انجام دهند،
00:25
but in realityواقعیت, it's a wholeکل
variationتغییر as to what we're like.
اما در واقع، اوتیسم کل است
با تنوعی از آنچه که ما هستیم .
00:28
For instanceنمونه, my little brotherبرادر,
برای مثال، برادر کوچک من،
00:31
he's very severelyشدیدا autisticاوتیستیک.
اوتیستیک شدید است.
00:33
He's nonverbalغیر کلامی. He can't talk at all.
او صامت است و اصلا حرف نمی زند.
00:35
But I love to talk.
اما من عاشق حرف زدن هستم.
00:37
People oftenغالبا associateوابسته autismاوتیسم
اغلب مردم تصور می کنند پیوندی بین اوتیسم و
00:40
with likingدوست داشتنی mathsریاضی and
scienceعلوم پایه and nothing elseچیز دیگری,
ریاضی و علوم هست و نه چیز دیگری،
00:43
but I know so manyبسیاری autisticاوتیستیک people
اما من افراد اوتیستیک زیادی را می شناسم
00:46
who love beingبودن creativeخلاقانه.
که عاشق آفرینش و خلاقیت هستند.
00:47
But that is a stereotypeکلیشه,
این یک کلیشه از پیش قضاوت شده است،
00:50
and the stereotypesکلیشه ها of things
و اغلب کلیشه ها، اگر نگوئیم همیشه
00:52
are oftenغالبا, if not always, wrongاشتباه.
اشتباه هستند.
00:54
For instanceنمونه, a lot of people
برای مثال، همه مردم وقتی به اوتیسم فکر می کنند
00:57
think autismاوتیسم and think
"Rainباران Man" immediatelyبلافاصله.
بلافاصله به یاد فیلم " مرد بارانی" می افتند.
01:00
That's the commonمشترک beliefاعتقاد,
این باور عمومیست،
01:04
that everyهرکدام singleتنها autisticاوتیستیک
personفرد is Dustinدوستین Hoffmanهافمن,
که بیماران اوتیستیک مانند شخصیت بازی شده توسط داتسین هافمن هست،
01:06
and that's not trueدرست است.
و این درست نیست.
01:09
But that's not just with
autisticاوتیستیک people, eitherیا.
اما این تفکر تنها مربوط به اوتیسم نیست.
01:12
I've seenمشاهده گردید it with LGBTQLGBTQ people,
من دگرباشان جنسی،
01:15
with womenزنان, with POCPOC people.
زنان لزبین،افراد رنگین پوست را دیده ام.
01:17
People are so afraidترسیدن of varietyتنوع
مردم از تنوع و گوناگونی می ترسند
01:19
that they try to fitمناسب everything
into a tinyکوچک little boxجعبه
و سعی بر این دارند که همه چیز را در یک قالب کوچکی
01:22
with really specificخاص labelsبرچسب ها.
با یک برچسب خاص قرار دهند.
01:25
This is something that actuallyدر واقع
این چیزی که در زندگی واقعی
01:27
happenedاتفاق افتاد to me in realواقعی life:
برای من اتفاق افتاده است:
01:29
I googledgoogled "autisticاوتیستیک people are ..."
" افراد مبتلا به اوتیسم... " را گوگل کنید
01:31
and it comesمی آید up with suggestionsپیشنهادات
لیستی از پیشنهادات را دریافت می کنید
01:34
as to what you're going to typeتایپ کنید.
که مرتبط با اینکه که چی تایپ کردید، هستند.
01:36
I googledgoogled "autisticاوتیستیک people are ..."
من " افراد مبتلا به اوتیسم... " گوگل کردم
01:38
and the topبالا resultنتيجه was "demonsشیاطین."
و اولین نتیجه "شیاطین" بود.
01:40
That is the first thing that people think
این اولین چیزی است که مردم هنگامی
01:43
when they think autismاوتیسم.
که راجع به اوتیسم فکر می کنند به ذهنشان خطور می کند.
01:45
They know.
آنها می دانند.
01:47
(Laughterخنده)
( خنده تماشاگران)
01:49
One of the things I can do
because I'm autisticاوتیستیک
چونکه من اوتیستیک هستم یکی از کارهایی که می توانند بکنم ـــ
01:56
it's an abilityتوانایی ratherنسبتا than a disabilityمعلولیت
این یک تواناییست به جای ناتوانی ـــ
01:59
is I've got a very, very vividزنده imaginationخیال پردازی.
این است که من تخیلات بسیار بسیار روشن و واضحی دارم.
02:01
Let me explainتوضیح it to you a bitبیت.
بگذارید کمی برایتان توضیح دهم.
02:05
It's like I'm walkingپیاده روی in two
worldsجهان ها mostاکثر of the time.
مثل اینکه من در بیشتر اوقات در دو جهان
راه می روم.
02:06
There's the realواقعی worldجهان,
the worldجهان that we all shareاشتراک گذاری,
یکی جهان واقعی که برای همه ما مشترک است،
02:09
and there's the worldجهان in my mindذهن,
و دیگری جهانی در ذهن من،
02:11
and the worldجهان in my mindذهن
is oftenغالبا so much more realواقعی
و جهان ذهن من اغلب اوقات خیلی حقیقی تر
02:13
than the realواقعی worldجهان.
از جهان واقعی است.
02:16
Like, it's very easyآسان for
me to let my mindذهن looseشل
برای من بسیار راحت است که اجازه دهم که اندیشه ام رها شود
02:19
because I don't try and fitمناسب
myselfخودم into a tinyکوچک little boxجعبه.
زیرا من سعی نمی کنم که خودم را در یک جعبه کوچک قرار دهم.
02:22
That's one of the bestبهترین
things about beingبودن autisticاوتیستیک.
این یکی از بهترین ها چیزها برای اوتیستیک بودن است.
02:25
You don't have the urgeم pop اینترنتی کارت و کارت کارت کارت کارت to do that.
شما مجبور به اینکار نیستید
02:27
You find what you want to do,
هر کاری را که بخواهید بکنید
02:29
you find a way to do it,
and you get on with it.
خودتان راهش را پیدا می کنید،
و از همان راه آن را انجام می دهید.
02:32
If I was tryingتلاش کن to fitمناسب myselfخودم into a boxجعبه,
اگر سعی می کردم خودم را در این جعبه قرار دهم،
02:35
I wouldn'tنمی خواهم be here, I
wouldn'tنمی خواهم have achievedبه دست آورد
نمی توانستم الان اینجا باشم،
نمی توانستم نیمی از
02:37
halfنیم the things that I have now.
چیزهایی که الان دارم را داشته باشم.
02:39
There are problemsمشکلات, thoughگرچه.
هر چند مشکلاتی وجود دارد.
02:41
There are problemsمشکلات with beingبودن autisticاوتیستیک,
مبتلا به اوتیسم بودن مشکلاتی را در بر دارد،
02:43
and there are problemsمشکلات with
havingداشتن too much imaginationخیال پردازی.
یکی از مشکلات داشتن تخیلات بسیار زیاد است.
02:45
Schoolمدرسه can be a problemمسئله in generalعمومی,
بطور کلی مدرسه می تواند یکی دیگر از مشکلات باشد،
02:48
but havingداشتن alsoهمچنین to explainتوضیح to a teacherمعلم
توضیح دادن هر روز
02:50
on a dailyروزانه basisپایه
به معلم
02:54
that theirخودشان lessonدرس is inexplicablyغیر قابل توضیح است dullکسل کننده است
که درسی که میدهد به شدت کسل کننده است
02:56
and you are secretlyمخفیانه takingگرفتن refugeپناه
و به طور پنهانی به پناهگاهی
03:00
in a worldجهان insideداخل your headسر in
whichکه you are not in that lessonدرس,
در دنیای درون سرت فرو می روی
که به درس گوش ندهی،
03:02
that addsمی افزاید to your listفهرست of problemsمشکلات.
به لیست مشکلاتت اضافه میشود.
03:06
(Laughterخنده)
( خنده تماشاگران)
03:10
Alsoهمچنین, when my imaginationخیال پردازی takes holdنگه دارید,
همچنین، هنگامی که تخیلات من مرا تصرف می کنند
03:12
my bodyبدن takes on a life of its ownخودت.
بدنم زندگی خودش را شروع می کند.
03:16
When something very excitingهیجان انگیز
happensاتفاق می افتد in my innerدرونی worldجهان,
هنگامی که یک چیز بسیار جالب در دنیای درونی من اتفاق می افتد،
03:18
I've just got to runاجرا کن.
من باید بدوم.
03:21
I've got to rockسنگ backwardsعقب and forwardsبه جلو,
باید مثل گهواره بدنم را به جلو و عقب ببرم،
03:22
or sometimesگاه گاهی screamفریاد زدن.
یا گاهی اوقات فریاد بزنم.
03:24
This givesمی دهد me so much energyانرژی,
این به من انرژی بسیار زیادی می دهد،
03:26
and I've got to have an
outletپریز for all that energyانرژی.
و من باید این انرژی را بیرون بریزم.
03:28
But I've doneانجام شده that ever
sinceاز آنجا که I was a childکودک,
اما من این کارها را از زمان کودکی انجام می دادم،
03:31
ever sinceاز آنجا که I was a tinyکوچک little girlدختر.
از همان موقعی که یک دختر بچه کوچکی بودم،
03:33
And my parentsپدر و مادر thought it was
cuteجذاب, so they didn't bringآوردن it up,
برای پدر و مادر من این بامزه هست،
بنابراین این موضوع را مطرح نکردند،
03:35
but when I got into schoolمدرسه,
اما هنگامی که به مدرسه رفتم،
03:38
they didn't really agreeموافق that it was cuteجذاب.
آنها قبول نداشتند که این کارها بامزه است.
03:39
It can be that people
don't want to be friendsدوستان
مردم نمی توانند با دختری دوست باشند
03:42
with the girlدختر that startsشروع می شود
screamingجیغ زدن in an algebraجبر lessonدرس.
که در کلاس درس جبر فریاد می کشد.
03:44
And this doesn't normallyبه طور معمول
happenبه وقوع پیوستن in this day and ageسن,
معمولا در روزها و این دوره این موارد اتفاق نمی افتد،
03:47
but it can be that people don't want
to be friendsدوستان with the autisticاوتیستیک girlدختر.
اما افراد می توانند نخواهند دوست یک بیمار اوتیسمی باشند.
03:51
It can be that people
don't want to associateوابسته
مردم می توانند نخواهند که با
03:55
with anyoneهر کسی who won'tنخواهد بود
or can't fitمناسب themselvesخودشان
کسی که با آنها تناسبی ندارد
03:58
into a boxجعبه that's labeledبرچسب گذاری شده normalطبیعی.
در یک جعبه با برچسب طبیعی خورد قرار بگیرند.
04:01
But that's fine with me,
من با این مشکلی ندارم،
04:04
because it sortsانواع the wheatگندم from the chaffچاقو,
چونکه گندم باید از کاه اش جدا شود،
04:06
and I can find whichکه people
are genuineاصل and trueدرست است
من می توانم افراد خالص و درستی را
04:08
and I can pickانتخاب کنید these people as my friendsدوستان.
پیدا کنم و آنها را به عنوان دوست انتخاب کنم.
04:11
But if you think about it, what is normalطبیعی?
اما اگر راجع به اینکه عادی چیست فکر کنید؟
04:13
What does it mean?
این به چه معناست؟
04:17
Imagineتصور کن if that was the bestبهترین
complimentتعریف و تمجید you ever receivedاخذ شده.
تصور کنید اگر بهترین تعریفی که از شما بکنند این باشد که
04:19
"Wowوای, you are really normalطبیعی."
"وای، تو واقعا عادی هستی."
04:21
(Laughterخنده)
( خنده تماشاگران)
04:24
But complimentsتعریف are,
اما تعریف
04:25
"you are extraordinaryخارق العاده"
"تو فوق العاده هستی"
04:29
or "you stepگام outsideخارج از the boxجعبه."
یا "تو در خارج جعبه ایستادی"
04:30
It's "you're amazingحیرت آور."
این "تو شگفت انگیز هستی."
04:32
So if people want to be these things,
پس اگر مردم بخواهند این نوع چیزها باشند،
04:33
why are so manyبسیاری people
strivingتلاش to be normalطبیعی?
چرا خیلی از مردم تلاش می کنند که عادی باشند؟
04:35
Why are people pouringریختن theirخودشان
brilliantدرخشان individualفردی lightسبک into a moldقالب?
چرا مردم الماس درخشان شخصیت فردی شان
را در یک قالب می ریزند؟
04:38
People are so afraidترسیدن of varietyتنوع
that they try and forceزور everyoneهر کس,
مردم از متفاوت بود بسیار می ترسند،
و تلاش می کنند همه را مجبور می کنند که عادی باشند
04:43
even people who don't want
to or can't, to becomeتبدیل شدن به normalطبیعی.
حتی افرادی را که نمی خواهند و یا نمی توانند عادی باشند.
04:48
There are campsاردوگاه ها for LGBTQLGBTQ people
کمپین هایی وجود دارد که تلاش می کنند افراد دگرباش جنسی
04:51
or autisticاوتیستیک people to try and
make them this "normalطبیعی,"
یا مبتلایان به اوتیسم را "عادی" کنند
04:54
and that's terrifyingوحشتناک that people
would do that in this day and ageسن.
و در این دوره و زمانه این یک موضوع وحشتناک است.
04:58
All in all, I wouldn'tنمی خواهم tradeتجارت my autismاوتیسم
and my imaginationخیال پردازی for the worldجهان.
من اوتیسم و تخیلاتم را برای این جهان مبادله نمی کنم.
05:02
Because I am autisticاوتیستیک,
چونکه من اوتیستیک هستم،
05:07
I've presentedارایه شده documentariesفیلم مستند to the BBCبی بی سی,
من مستنداتی را به خبرگزاری BBC دادم،
05:09
I'm in the midstدر میان of writingنوشتن a bookکتاب,
من در حال نوشتن یک کتابم،
05:12
I'm doing this — this is fantasticخارق العاده
من قصد دارم اینکار را بکنم ــ این بی نظیره ـــ
05:14
and one of the bestبهترین
things that I've achievedبه دست آورد,
و یکی از بهترین چیزهایی که من بدست آوردم،
05:16
that I considerدر نظر گرفتن to have achievedبه دست آورد,
فکر می کنم بدست آوردم،
05:19
is I've foundپیدا شد waysراه ها of communicatingارتباط برقرار کردن
من راهی برای ارتباط برقرار کردن
05:22
with my little brotherبرادر and sisterخواهر,
با برادر و خواهر کوچکترم پیدا کردم،
05:24
who as I've said are nonverbalغیر کلامی.
They can't speakصحبت.
همانطور که گفتم صامت هستند
و حرف نمی زنند.
05:26
And people would oftenغالبا writeنوشتن
off someoneکسی who'sچه کسی است nonverbalغیر کلامی,
اغلب مردم کسانی را که حرف نمی زنند
افرادی بی ارزش میدانند،
05:29
but that's sillyاحمقانه, because
my little brotherبرادر and sisterخواهر
اما آنها احمق اند، چونکه برادر و خواهر کوچک من
05:32
are the bestبهترین siblingsخواهران و برادران that
you could ever hopeامید for.
بهترین خواهر و برادری هستند که
کسی می تواند داشته باشد .
05:35
They're just the bestبهترین,
and I love them so much
آنها بهترین هستند،
و من خیلی دوستشان دارم
05:37
and I careاهميت دادن about them
more than anything elseچیز دیگری.
و از هر چیز دیگری، بیشتر به آنها اهمیت می دهم.
05:40
I'm going to leaveترک کردن you with one questionسوال:
می خواهم شما را با یک پرسش ترک کنم:
05:43
If we can't get insideداخل the person'sفردی mindsذهنها,
اگر بتوانیم وارد ذهن یک فرد شویم،
05:46
no matterموضوع if they're autisticاوتیستیک or not,
مهم نیست که اوتیستیک باشد یا خیر،
05:49
insteadبجای of punishingمجازات anything
that straysخجالت کشیدم from normalطبیعی,
به جای اینکه آنها را به خاطر غیرعادی بودنشان مجازات کنیم
05:51
why not celebrateجشن گرفتن uniquenessمنحصر به فرد
چرا از منحصربفرد بودنشان تجلیل نمی کنیم
05:54
and cheerتشویق کردن everyهرکدام time someoneکسی
unleashesرها کردن theirخودشان imaginationخیال پردازی?
و هر کسی که تخیلات رها شده دارد را تشویق نمی کنیم؟
05:56
Thank you.
سپاسگزارم.
06:00
(Applauseتشویق و تمجید)
( تشویق تماشاگران)
06:02
Translated by soheila Jafari
Reviewed by Leila Ataei

▲Back to top

About the speaker:

Rosie King - Storytelling activist
Rosie King challenges stereotypes of people with autism and contextualizes the issue by asking us, “Why be normal?”

Why you should listen
When she was nine years old, doctors confirmed Rosie King’s self-diagnosis of Asperger’s Syndrome. With two younger siblings severely affected by autism, Rosie had a burning desire to help make the world a more tolerant place for people with autism ever since she was a young girl. She found the opportunity to do so when her family was invited to do a local news segment on her mother’s children’s books, which featured Rosie’s illustrations. Her lack of inhibition made her a natural presenter, and she was asked to host BBC Newsround’s special program “My Autism and Me,” bringing her a much wider audience and an Emmy Kid’s Award. Rosie continues to raise awareness about autism, and is working towards her goal of becoming a professional actress and storyteller.
More profile about the speaker
Rosie King | Speaker | TED.com