English-Video.net comment policy

The comment field is common to all languages

Let's write in your language and use "Google Translate" together

Please refer to informative community guidelines on TED.com

TEDxDubai

Patricia Ryan: Don't insist on English!

پاتریشیا رایان: به زبان انگلیسی اصرار نداشته باشید!

Filmed:
1,805,936 views

در برنامه ی TEDxDubai، استاد باسابقه‌ی زبان انگلیسی، پاتریشیا رایان یک پرسش تحریک کننده مطرح می کند: آیا تمرکز جهان بر زبان انگلیسی جلوی گسترش ایده هایی که به زبانهای دیگر هستند را می گیرد؟ (مثلاً اگر اینشتین مجبور بود تافل بگذراند چه می شد؟) این یک دفاع با احساس از ترجمه و به اشتراک گذاشتن ایده‌هاست.

- Language teacher
Patricia Ryan has spent the past three-plus decades teaching English in Arabic countries -- where she has seen vast cultural (and linguistic) change. Full bio

I know what you're thinkingفكر كردن.
من می دانم شما به چه فکر می کنید.
00:16
You think I've lostکم شده my way,
فکر می کنید من راهم را گم کرده ام
00:18
and somebody'sکسی هست going to come on the stageمرحله in a minuteدقیقه
و الان کسی روی سن می آید و
00:20
and guideراهنما me gentlyبه آرامی back to my seatصندلی.
من را محترمانه به سر جایم هدابت خواهد کرد.
00:22
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
00:24
I get that all the time in Dubaiدبی.
همیشه در دوبی همین برخورد را می بینم.
00:30
"Here on holidayتعطیلات are you, dearعزیزم?"
"اینجا تعطیلات اومدی، عزیزم؟"
00:33
(Laughterخنده)
(خنده)
00:35
"Come to visitبازدید کنید the childrenفرزندان?
"اومدی بچه‌ها رو ببینی؟
00:37
How long are you stayingاقامت?"
چقدر می خوای بمونی؟"
00:40
Well actuallyدر واقع, I hopeامید for a while longerطولانی تر yetهنوز.
خب، راستش دلم می خواهد یک مدت بیشتری بمانم.
00:42
I have been livingزندگي كردن and teachingدرس دادن in the Gulfخلیج فارس
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
00:45
for over 30 yearsسالها.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
00:48
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
00:50
And in that time, I have seenمشاهده گردید a lot of changesتغییرات.
و در این مدت، تغییرات زیادی مشاهده کرده ام.
00:54
Now that statisticآمار
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
00:58
is quiteکاملا shockingتکان دهنده.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
01:00
And I want to talk to you todayامروز
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
01:02
about languageزبان lossاز دست دادن
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
01:04
and the globalizationجهانی سازی of Englishانگلیسی.
و جهانی شدنِ زبان انگلیسی صحبت کنم.
01:06
I want to tell you about my friendدوست
می خواهم درباره‌ی یکی از دوستانم تعریف کنم
01:09
who was teachingدرس دادن Englishانگلیسی to adultsبزرگسالان in Abuابو Dhabiبهی.
که در ابوظبی به بزرگسالان انگلیسی آموزش می داد.
01:11
And one fine day,
و یک روز خوب
01:14
she decidedقرار بر این شد to take them into the gardenباغ
او تصمیم گرفت آنها را به فضای سبز ببرد
01:16
to teachتدریس کنید them some natureطبیعت vocabularyواژگان.
و به آنها کمی لغات از طبیعت یاد بدهد.
01:18
But it was she who endedبه پایان رسید up learningیادگیری
ولی عاقبت او بود که داشت لغات عربی
01:20
all the Arabicعربی wordsکلمات for the localمحلی plantsگیاهان,
برای گیاهان بومی را یاد می گرفت.
01:22
as well as theirخودشان usesاستفاده می کند --
همینطور کاربرد آنها:
01:24
medicinalدارویی usesاستفاده می کند, cosmeticsلوازم آرایشی,
کاربردهای دارویی، آرایشی،
01:26
cookingپخت و پز, herbalگیاهان دارویی.
خوراکی و نوشیدنی.
01:29
How did those studentsدانش آموزان get all that knowledgeدانش?
آن دانشجوها این اطلاعات را از کجا به دست آورده اند؟
01:32
Of courseدوره, from theirخودشان grandparentsپدربزرگ و مادربزرگ
مسلماً از پدربزرگها و مادربزرگهایشان
01:34
and even theirخودشان great-grandparentsاجداد.
و حتی از جدهایشان.
01:36
It's not necessaryلازم است to tell you how importantمهم it is
لازم نیست به شما یادآوری کنم که چقدر مهم است
01:39
to be ableتوانایی to communicateبرقراری ارتباط
توانایی ارتباط میان نسلها.
01:42
acrossدر سراسر generationsنسل ها.
توانایی ارتباط میان نسلها.
01:44
But sadlyبا ناراحتی, todayامروز,
ولی متاسفانه، امروزه،
01:46
languagesزبان ها are dyingدر حال مرگ
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
01:48
at an unprecedentedبی سابقه rateنرخ.
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
01:50
A languageزبان diesمیمیرد everyهرکدام 14 daysروزها.
هر 14 روز یک زبان می میرد.
01:52
Now, at the sameیکسان time,
در همین حال، امروزه
01:56
Englishانگلیسی is the undisputedبدون تردید globalجهانی است languageزبان.
انگلیسی زبان بین المللی بلامنازع است.
01:58
Could there be a connectionارتباط?
آیا ارتباطی میان این دو وجود دارد؟
02:00
Well I don't know.
خب، من نمی دانم.
02:02
But I do know that I've seenمشاهده گردید a lot of changesتغییرات.
آنچه که می دانم این است که تغییرات بسیار زیادی دیده ام.
02:04
When I first cameآمد out to the Gulfخلیج فارس, I cameآمد to Kuwaitکویت
من اول که به خلیج فارس آمدم، به کویت رفتم.
02:07
in the daysروزها when it was still a hardshipسختی postپست.
در روزگاری که کار در آنجا آنچنان ساده نبود.
02:10
Actuallyدر واقع, not that long agoپیش.
در واقع، نه اینقدر قدیم.
02:13
That is a little bitبیت too earlyزود.
این خیلی قدیمی تر است.
02:15
But neverthelessبا این اوصاف,
ولی به هر حال،
02:18
I was recruitedاستخدام شده by the Britishانگلیس Councilشورا,
من توسط کنسول بریتانیا استخدام شدم
02:20
alongدر امتداد with about 25 other teachersمعلمان.
به همراه حدوداً 25 معلم دیگر
02:22
And we were the first non-Muslimsغیر مسلمانان
و ما اولین غیرمسلمانهایی بودیم که
02:24
to teachتدریس کنید in the stateحالت schoolsمدارس there in Kuwaitکویت.
در مدارس دولتی کویت تدریس می کردیم.
02:26
We were broughtآورده شده to teachتدریس کنید Englishانگلیسی
ما برای آموزش انگلیسی آورده شده بودیم
02:29
because the governmentدولت wanted to modernizeمدرن کردن the countryکشور
چون دولت می خواست کشور را مدرنیزه کند
02:31
and to empowerقدرت دادن the citizensشهروندان throughاز طریق educationتحصیلات.
و توانایی مردمش را با آموزش افزایش دهد.
02:35
And of courseدوره, the U.K. benefitedبهره مند شد
و البته انگلستان از ثروت زیبای نفت
02:38
from some of that lovelyدوست داشتني oilنفت wealthثروت.
مقداری سود برد.
02:40
Okay.
خب.
02:43
Now this is the majorعمده changeتغییر دادن that I've seenمشاهده گردید --
این آن تغییر بزرگی است که من دیده ام:
02:45
how teachingدرس دادن Englishانگلیسی
اینکه چگونه آموزش انگلیسی آرام آرام
02:48
has morphedمورث
از یک عمل با مزایای دوطرفه
02:50
from beingبودن a mutuallyمتقابلا beneficialسودمند practiceتمرین
به یک تجارت عظیم بین المللی
02:52
to becomingتبدیل شدن به a massiveعظیم internationalبین المللی businessکسب و کار that it is todayامروز.
به صورتی که امروز هست، تبدیل شده است.
02:56
No longerطولانی تر just a foreignخارجی languageزبان on the schoolمدرسه curriculumبرنامه تحصیلی,
دیگر فقط یک زبان خارجی در برنامه‌ی تحصیلی مدرسه نیست.
02:59
and no longerطولانی تر the soleتنها domainدامنه
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
03:03
of motherمادر Englandانگلستان,
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
03:05
it has becomeتبدیل شدن به a bandwagonباندبازی
بلکه تبدیل به موجی شده است
03:07
for everyهرکدام English-speakingزبان انگلیسی nationملت on earthزمین.
برای همه ی کشورهای انگلیسی زبان دنیا.
03:09
And why not?
و چرا که نه؟
03:12
After all, the bestبهترین educationتحصیلات --
به هر حال، بهترین آموزشها
03:14
accordingبا توجه to the latestآخرین Worldجهان Universityدانشگاه Rankingsرتبه بندی --
طبق آخرین رده بندی های جهانی
03:17
is to be foundپیدا شد in the universitiesدانشگاه ها
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
03:20
of the U.K. and the U.S.
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
03:22
So everybodyهمه wants to have an Englishانگلیسی educationتحصیلات, naturallyبه طور طبیعی.
پس طبیعتاً همه می خواهند به زبان انگلیسی آموزش ببینند.
03:26
But if you're not a nativeبومی speakerبلندگو,
ولی اگر زبان مادری شما انگلیسی نیست،
03:30
you have to passعبور a testتست.
شما باید یک آزمون را بگذرانید.
03:32
Now can it be right
با این حساب آیا درست است
03:34
to rejectرد کنید a studentدانشجو
که یک دانشجو فقط بر اساس
03:36
on linguisticزبانی abilityتوانایی aloneتنها?
توانایی زبانیش رد شود؟
03:38
Perhapsشاید you have a computerکامپیوتر scientistدانشمند
فرض کنید یک دانشمند کامپیوتر داریم
03:40
who'sچه کسی است a geniusنابغه.
که نابغه است.
03:42
Would he need the sameیکسان languageزبان as a lawyerوکیل, for exampleمثال?
آیا او به همان زبانی نیاز دارد که یک وکیل نیاز دارد؟
03:44
Well, I don't think so.
خب من اینطور فکر نمی کنم.
03:47
We Englishانگلیسی teachersمعلمان rejectرد کنید them all the time.
ما معلمهای انگلیسی همواره آنها را رد می کنیم.
03:51
We put a stop signامضا کردن,
ما یک علامت "ایست" می گذاریم،
03:54
and we stop them in theirخودشان tracksآهنگ های.
و آنها را در مسیرشان متوقف می کنیم.
03:56
They can't pursueدنبال کردن theirخودشان dreamرویا any longerطولانی تر,
آنها دیگر نمی توانند رویای خود را دنبال کنند،
03:58
'tilتا they get Englishانگلیسی.
تا زمانی که انگلیسی را فرا بگیرند.
04:00
Now let me put it this way:
بگذارید مساله را اینجوری مطرح کنم،
04:04
if I metملاقات کرد a monolingualتک زبانه Dutchهلندی speakerبلندگو
اگر من یک آلمانی زبان تک زبانه را ببینم
04:07
who had the cureدرمان for cancerسرطان,
که درمان سرطان را دارد
04:11
would I stop him from enteringورود my Britishانگلیس Universityدانشگاه?
آیا جلوی ورود او به دانشگاه بریتانیایی خود را می گیرم؟
04:13
I don't think so.
فکر نمی کنم.
04:16
But indeedدر واقع, that is exactlyدقیقا what we do.
ولی مسلماً این کاری است که ما الان می کنیم.
04:18
We Englishانگلیسی teachersمعلمان are the gatekeepersدروازه بانان.
ما مدرسان انگلیسی دربان هستیم.
04:21
And you have to satisfyبرآورده us first
و شما باید اول ما را راضی کنید
04:24
that your Englishانگلیسی is good enoughکافی.
که انگلیسیتان به اندازه‌ی کافی خوب است.
04:27
Now it can be dangerousخطرناک است
این می تواند خطرناک باشد
04:31
to give too much powerقدرت
که این همه قدرت را
04:33
to a narrowباریک segmentبخش of societyجامعه.
به یک قشر محدود جامعه داده شود.
04:36
Maybe the barrierمانع would be too universalجهانی است.
شاید این مانع بیش از حد ابعاد جهانی داشته باشد.
04:38
Okay.
خب.
04:41
"But," I hearشنیدن you say,
می شنوم که می گویید: "اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است."
04:43
"what about the researchپژوهش?
می شنوم که می گویید: "اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است."
04:46
It's all in Englishانگلیسی."
می شنوم که می گویید: "اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است."
04:48
So the booksکتاب ها are in Englishانگلیسی,
خب، کتابها به انگلیسی هستند،
04:50
the journalsمجلات are doneانجام شده in Englishانگلیسی,
مجلات به انگلیسی چاپ می شوند،
04:52
but that is a self-fulfillingخودمختار prophecyرسالت.
ولی این یک پیشگویی از پیش درست است.
04:54
It feedsتغذیه می کند the Englishانگلیسی requirementمورد نیاز.
که بر نیاز به انگلیسی تاکید می کند.
04:57
And so it goesمی رود on.
و بر همین منوال پیش خواهد رفت.
04:59
I askپرسیدن you, what happenedاتفاق افتاد to translationترجمه?
من از شما می پرسم، چه بر سر ترجمه آمده؟
05:01
If you think about the Islamicاسلامی Goldenطلایی Ageسن,
اگر به دوران طلایی اسلامی نگاه کنید،
05:04
there was lots of translationترجمه then.
آن زمان ترجمه های بیشماری انجام شد.
05:08
They translatedترجمه شده from Latinلاتین and Greekیونانی
کتابها از لاتین و یونانی
05:11
into Arabicعربی, into Persianفارسی,
به عربی و فارسی ترجمه شدند،
05:14
and then it was translatedترجمه شده on
و پس از آن به زبانهای
05:16
into the Germanicآلمانی languagesزبان ها of Europeاروپا
اروپایی ژرمن
05:18
and the Romanceداستان عاشقانه languagesزبان ها.
و رومن ترجمه شدند.
05:20
And so lightسبک shoneدرخشید uponبر the Darkتاریکی Agesقرون وسطی of Europeاروپا.
و اینگونه بر دوران تاریک اروپا نور تابید.
05:22
Now don't get me wrongاشتباه;
اشتباه برداشت نکنید؛
05:27
I am not againstدر برابر teachingدرس دادن Englishانگلیسی,
ای معلمهای انگلیسی
05:29
all you Englishانگلیسی teachersمعلمان out there.
من مخالف آموزش انگلیسی نیستم.
05:31
I love it that we have a globalجهانی است languageزبان.
من این را که ما یک زبان بین المللی داریم دوست دارم.
05:33
We need one todayامروز more than ever.
امروزه بیش از گذشته به آن نیاز داریم.
05:35
But I am againstدر برابر usingاستفاده كردن it
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
05:38
as a barrierمانع.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
05:40
Do we really want to endپایان up with 600 languagesزبان ها
آیا واقعا ما می خواهیم فقط 600 زبان برایمان بماند
05:42
and the mainاصلی one beingبودن Englishانگلیسی, or Chineseچینی ها?
و انگلیسی یا چینی زبانهای اصلی باشند؟
05:45
We need more than that. Where do we drawقرعه کشی the lineخط?
ما چیزی بیشتر از این لازم داریم. این خط را کجا باید بکشیم؟
05:48
This systemسیستم
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
05:51
equatesبرابر است intelligenceهوش
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
05:53
with a knowledgeدانش of Englishانگلیسی,
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
05:56
whichکه is quiteکاملا arbitraryخودسرانه.
که کاملاً مستبدانه است.
05:59
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
06:01
And I want to remindیادآوری کن you
و می خواهم به شما یادآوری کنم که
06:07
that the giantsغول ها uponبر whoseکه shouldersشانه ها
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
06:09
today'sامروزه intelligentsiaروشنفکران standایستادن
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
06:12
did not have to have Englishانگلیسی,
مجبور نبودند انگلیسی بلد باشند،
06:14
they didn't have to passعبور an Englishانگلیسی testتست.
مجبور نبودند آزمون انگلیسی بگذرانند.
06:16
Caseمورد in pointنقطه, Einsteinانیشتین.
برای مثال، اینشتین.
06:18
He, by the way, was consideredدر نظر گرفته شده remedialدرمان دارویی at schoolمدرسه
راستی، او، در مدرسه کودن حساب می شد
06:22
because he was, in factواقعیت, dyslexicاختلال نعوظ.
چون او در واقع، خوانش پریش بود.
06:25
But fortunatelyخوشبختانه for the worldجهان,
ولی از خوش بختی جهان،
06:27
he did not have to passعبور an Englishانگلیسی testتست.
او مجبور نبود آزمون انگلیسی بگذراند.
06:29
Because they didn't startشروع کن untilتا زمان 1964
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
06:32
with TOEFLTOEFL,
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
06:35
the Americanآمریکایی testتست of Englishانگلیسی.
آزمون آمریکایی برای زبان انگلیسی.
06:37
Now it's explodedمنفجر شد.
امروزه به حد انفجار رسیده است.
06:39
There are lots and lots of testsآزمایشات of Englishانگلیسی.
آزمونهای انگلیسی بسیار زیادی وجود دارد.
06:41
And millionsمیلیون ها نفر and millionsمیلیون ها نفر of studentsدانش آموزان
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
06:44
take these testsآزمایشات everyهرکدام yearسال.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
06:46
Now you mightممکن think, you and me,
حالا ممکن است که ما فکر کنیم که
06:48
"Those feesهزینه ها aren'tنه badبد, they're okay,"
هزینه‌ی آزمونها بد نیست، مناسب است.
06:50
but they are prohibitiveفوق العاده
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
06:52
to so manyبسیاری millionsمیلیون ها نفر of poorفقیر people.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
06:54
So immediatelyبلافاصله, we're rejectingرد كردن them.
پس ما بلافاصله آنها را رد می کنیم.
06:56
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
06:58
It bringsبه ارمغان می آورد to mindذهن a headlineعنوان I saw recentlyبه تازگی:
این مرا یاد یک تیتر می اندازد که به تازگی دیده ام:
07:01
"Educationتحصیلات: The Great Divideتقسیم کردن."
"آموزش: جدا ساز بزرگ."
07:04
Now I get it,
الان آن را درک می کنم،
07:06
I understandفهمیدن why people would want to focusتمرکز on Englishانگلیسی.
الان می فهمم چرا مردم روی زبان انگلیسی تمرکز می کنند.
07:08
They want to give theirخودشان childrenفرزندان the bestبهترین chanceشانس in life.
آنها می خواهند بهترین فرصتها را برای فرزندانشان فراهم کنند.
07:11
And to do that, they need a Westernغربی educationتحصیلات.
و برای انجام آن، به آموزش غربی نیاز دارند.
07:15
Because, of courseدوره, the bestبهترین jobsشغل ها
چون مسلماً، بهترین مشاغل
07:18
go to people out of the Westernغربی Universitiesدانشگاه ها,
به فارغ التحصیلهای دانشگاههای غربی داده می شود،
07:20
that I put on earlierقبلا.
که قبلاً به آن اشاره کردم.
07:23
It's a circularدایره ای thing.
این یک چرخه است.
07:25
Okay.
خب.
07:27
Let me tell you a storyداستان about two scientistsدانشمندان,
بگذارید یک داستان درباره ی دو دانشمند برایتان تعریف کنم،
07:29
two Englishانگلیسی scientistsدانشمندان.
دو دانشمند انگلیسی.
07:31
They were doing an experimentآزمایشی
آنها داشتند آزمایشی انجام می دادند
07:33
to do with geneticsژنتیک
در باره‌ی ژنتیک
07:35
and the forelimbsپیشانی and the hindقیمت limbsاندام ها of animalsحیوانات.
و "پاهای جلو" و "پاهای عقب" حیوانات.
07:37
But they couldn'tنمی توانستم get the resultsنتایج they wanted.
ولی آنها به نتایجی که می خواستند نمی رسیدند.
07:40
They really didn't know what to do,
آنها واقعاً مانده بودند که چه کار کنند،
07:42
untilتا زمان alongدر امتداد cameآمد a Germanآلمانی scientistدانشمند
تا اینکه یک دانشمند آلمانی آمد
07:44
who realizedمتوجه شدم that they were usingاستفاده كردن two wordsکلمات
که متوجه شد آنها برای "پای جلو" و "پای عقب"
07:47
for forelimbپیشانی and hindقیمت limbاندام,
از دو کلمه‌ی جدا استفاده می کنند،
07:50
whereasدر حالی که geneticsژنتیک does not differentiateتمایز
درحالی که ژنتیک فرقی بین پاها نمی گذارد
07:52
and neitherنه does Germanآلمانی.
همینطور زبان آلمانی.
07:56
So bingoبینگو,
بینگو،
07:58
problemمسئله solvedحل شد.
مشکل حل شد.
08:00
If you can't think a thought,
اگر فکری به ذهنت نمی رسد،
08:02
you are stuckگیر.
گیر می کنی.
08:04
But if anotherیکی دیگر languageزبان can think that thought,
ولی اگر زبان دیگری می تواند به آن فکر کند،
08:07
then, by cooperatingهمکاری,
آنوقت، با همکاری،
08:09
we can achieveرسیدن and learnیاد گرفتن so much more.
می توانیم بسیار بیشتر یاد بگیریم و به دست بیاوریم.
08:11
My daughterفرزند دختر
دختر من،
08:16
cameآمد to Englandانگلستان from Kuwaitکویت.
از کویت به انگلستان آمد.
08:18
She had studiedمورد مطالعه قرار گرفت scienceعلوم پایه and mathematicsریاضیات in Arabicعربی.
او علوم و ریاضی را به عربی خوانده بود.
08:21
It's an Arabicعربی mediumمتوسط schoolمدرسه.
در یک مدرسه‌ی متوسط عربی.
08:24
She had to translateترجمه کردن it into Englishانگلیسی at her grammarدستور زبان schoolمدرسه.
اون باید آنها را در مدرسه ی گرامر خود به انگلیسی ترجمه می کرد.
08:27
And she was the bestبهترین in the classکلاس
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
08:30
at those subjectsفاعل، موضوع.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
08:32
Whichکدام tellsمی گوید us
که به ما نشان می دهد
08:34
that when studentsدانش آموزان come to us from abroadخارج از کشور,
که وقتی دانشجویی از خارج پیش ما می آید،
08:36
we mayممکن است not be givingدادن them enoughکافی creditاعتبار
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
08:38
for what they know,
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
08:40
and they know it in theirخودشان ownخودت languageزبان.
و آنها آن را به زبان مادری خود بلد هستند.
08:42
When a languageزبان diesمیمیرد,
وقتی یک زبان می میرد،
08:45
we don't know what we loseاز دست دادن with that languageزبان.
ما نمی دانیم چه چیزی را به همراه آن زبان از دست داده ایم.
08:47
This is -- I don't know if you saw it on CNNسی ان ان recentlyبه تازگی --
نمی دانم این زا تازگی از CNN دیده اید یا نه
08:50
they gaveداد the Heroesقهرمانان Awardجایزه
آنها به این چوپان جوان کنیایی
08:54
to a youngجوان Kenyanکنیایی shepherdچوپان boyپسر
جایزه‌ی "قهرمانان" را دادند
08:56
who couldn'tنمی توانستم studyمطالعه at night in his villageدهکده,
او نمی توانست شبها در روستای خود درس بخواند
08:59
like all the villageدهکده childrenفرزندان,
مثل همه‌ی بچه های روستا،
09:02
because the keroseneنفت سفید lampچراغ,
چون چراغ نفتی،
09:04
it had smokeدود and it damagedآسیب دیده his eyesچشم ها.
دود دارد و به چشمهای او آسیب رسانده بود.
09:06
And anywayبه هر حال, there was never enoughکافی keroseneنفت سفید,
به هر حال، آنجا هیچوقت نفت کافی نبود،
09:08
because what does a dollarدلار a day buyخرید for you?
چون با یک دلار در روز مگر چه می شود خرید؟
09:11
So he inventedاختراع شده است
پس او یک چراغ خورشیدی
09:14
a cost-freeمجانی solarخورشیدی lampچراغ.
کم هزینه اختراع کرد.
09:16
And now the childrenفرزندان in his villageدهکده
و الان بچه های روستایش
09:19
get the sameیکسان gradesدرجات at schoolمدرسه
همان نمره هایی را می آورند
09:21
as the childrenفرزندان who have electricityالکتریسیته at home.
که بچه هایی که در خانه برق دارند می آورند.
09:23
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
09:27
When he receivedاخذ شده his awardجایزه,
وقتی او جایزه اش را گرفت،
09:33
he said these lovelyدوست داشتني wordsکلمات:
او این کلمات زیبا را گفت:
09:35
"The childrenفرزندان can leadسرب Africaآفریقا from what it is todayامروز,
"کودکان می توانند آفریقا را از آنچه امروز هست،
09:37
a darkتاریک است continentقاره,
یک قاره ی تاریک،
09:40
to a lightسبک continentقاره."
به سوی یک قاره‌ی روشن هدایت کنند.
09:42
A simpleساده ideaاندیشه,
یک ایده ی ساده،
09:44
but it could have suchچنین far-reachingدور از دسترس consequencesعواقب.
که می تواند چنین عواقب گسترده‌ای داشته باشد.
09:46
People who have no lightسبک,
مردمی که نور ندارند،
09:50
whetherچه it's physicalفیزیکی or metaphoricalاستعاره,
چه به صورت فیزیکی، و چه استعاری،
09:52
cannotنمی توان passعبور our examsامتحانات,
نمی توانند آزمونهای ما را بگذرانند،
09:55
and we can never know what they know.
و ما هرگز نخواهیم دانست آنها چه می دانند.
09:58
Let us not keep them and ourselvesخودمان
نگذارید که ما خودمان و آنها را
10:01
in the darkتاریک است.
در تاریکی نگه داریم.
10:04
Let us celebrateجشن گرفتن diversityتنوع.
بیایید گوناگونی را ارج نهیم.
10:06
Mindذهن your languageزبان.
مواظب زبانتان باشید.
10:09
Use it to spreadانتشار دادن great ideasایده ها.
از آن برای گسترش ایده های بزرگ استفاده کنید.
10:12
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
10:16
Thank you very much.
از شما بسیار متشکرم.
10:23
(Applauseتشویق و تمجید)
(تشویق حضار)
10:25
Translated by Adel A. Rad
Reviewed by Bidel Akbari

▲Back to top

About the speaker:

Patricia Ryan - Language teacher
Patricia Ryan has spent the past three-plus decades teaching English in Arabic countries -- where she has seen vast cultural (and linguistic) change.

Why you should listen

UK-born language teacher Patricia Ryan has spent most of the past 40 years teaching English in the countries of the Arabian Gulf.
She is currently teaching at Zayed University in Dubai, and studying for a second Masters degree in Law.

More profile about the speaker
Patricia Ryan | Speaker | TED.com